بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

نرمش قهرمانانه
پس از اینکه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در جمع پاسدارانی که به دیدار معظم‌له رفته بودند، درباره حرکت‌های صحیح و منطقی در سیاست‌های خارجی و داخلی، فرمودند: «با مسئله‌ای که سال‌های پیش نرمش قهرمانانه خواندم، موافقم چراکه این حرکت در مواقعی بسیار خوب و لازم است اما با پایبندی به یک شرط اصلی» و آنگاه درک ماهیت طرف مقابل و فهم صحیح هدف‌گذاری او را شرط اصلی استفاده از تاکتیک نرمش قهرمانانه اعلام کردند، در داخل و خارج کشور موج و تلاطمی ایجاد شد و صاحب‌نظران مختلفی در این‌باره اظهارنظر کردند. این اظهارنظرها به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: ۱ـ آن را حمل بر ضعف و عقب‌نشینی نظام از مواضع اصولی‌اش کردند. ۲ـ آن را حرکتی هوشمندانه و راهگشا با حفظ اصول خواندند. در این بین بیشتر افراد دسته اول بدون ارائه بحث مبنایی و منطقی تلاش داشتند تا ضعف و عقب‌نشینی را القا کنند، در حالی که صاحبان دیدگاه دوم استدلال‌های قابل توجهی در ارزش این مسئله و اهمیت رویکرد به آن را ارائه کردند. اشاره امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) به «با مسئله‌ای که سال‌های پیش نرمش قهرمانانه خواندم، موافقم.» عده‌ای را به سمت کتاب «صلح امام حسن(ع) کشاند که معظم‌له بیش از چهل سال پیش آن را ترجمه کرده بودند، اما واقع امر اشاره ایشان به بیاناتی بود که در (۱۷/۵/۱۳۷۵) در دیدار مسئولان وزارت امور خارجه و نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران ایراد کردند. ایشان در بخشی از آن بیانات فرمودند: «نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرم‌تر از حریر و سخت‌تر از سنگ و پولاد باشند. عرصه سیاست خارجی میدان نرمش‌های قهرمانانه است، اما نرمشی که در برابر دشمن تیز باشد. بنابراین دیپلمات‌های ما باید در مواضع اصولی خود مستحکم بایستند و استقامت و پایمردی حضرت امام خمینی(ره) را الگوی خود قرار دهند.» بازنمایی عبارت فوق که مربوط به هفده سال پیش است، تمام ادعاهای دسته اول را از اعتبار ساقط کرد و نشان داد که خاستگاه بحث «نرمش قهرمانانه» تفکری ژرف و عمیق است که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به آن معتقد بوده‌اند و از گذشته آن را دنبال می‌کرده‌اند. درحال حاضر پاسخگویی به دو پرسش درصدر مسائلی قرار دارد که با در گرفتن بحث درباره «نرمش قهرمانانه» مطرح شد. این دو پرسش عبارتند از: ۱ـ چرا امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) این مسئله را بازگو کردند؟ ۲ـ با توجه به مخاطرات مسیری که این بحث در آن قرار دارد چگونه می‌توان با موفقیت از آن استفاده کرد؟
پیش از پرداختن به پاسخ دو پرسش فوق لازم است اندکی درباره «نرمش قهرمانانه» بحث کرد. پیش‌فرض این بحث این است که پیروزی همیشه با سرسختی و یک‌دندگی حاصل نمی‌شود و در سیاست نرمش همیشه مغایر با مقاومت نیست. نزدیک بودن مرز این مفاهیم با یکدیگر آن را دیر باور می‌کند و خطر تشخیص زمان هر یک، به‌ویژه نرمش و جنس آن را افزایش می‌دهد. اگر در این‌باره دقت و هوشیاری لازم به کار گرفته نشود، می‌توان بر هر شکستی نام «نرمش قهرمانانه» گذاشت. برای دور ماندن از چنین آفات خطرناکی باید بحث از شاخصه‌ها و نشانه‌های لازم برخوردار باشد.
پاسخ پرسش یکم؛ امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) همانگونه که خود اشاره داشته‌اند، قائل به ابتکارات دولت‌ها هستند، زیرا ابتکارات صحیح از عوامل موفقیت و ایجاد فضای نو هستند که می‌توانند برای جامعه منافعی داشته باشند. ادامه در صفحه۳
نرمش قهرمانانه
بقیه از صفحه اول
تشخیص دولت گذشته در سیاست خارجی برگرفته از فضایی که دشمن ایجاد کرده بود، ابتکار تهاجمی و تقابلی بود. آن روش برای دشمن بسیار خسارت‌بار بود و با اینکه نظام هم هزینه‌هایی پرداخت اما دشمن را متوجه حقایقی از نظام اسلامی کرد که درباره آن به‌گونه‌ای دیگر می‌اندیشید. با روی کار آمدن دولت جدید و ادبیاتی که به کار گرفت و مواجهه غرب با آن، فضای سیاسی دستخوش تغییراتی شد که آثار اولیه آن تا حدودی مشهود است، ظاهراً ابتکار دولت جدید تعامل با فضایی است که غرب در شکل دادن به آن پیش‌قدم شد. افزون بر آن سفر رئیس‌جمهور به نیویورک و شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل هم پیش آمد، از این‌رو رئیس‌جمهور نمی‌توانست با تشخیص و سلیقه خود و بدون داشتن یک شاخص راهبردی اطمینان‌بخشی دست به ابتکار بزند و به این سفر که از جنبه‌های مختلف اهمیت دارد برود. هم رئیس‌جمهور به این توشه نیاز داشت و هم فضای عمومی داخلی می‌بایست با این مبحث جدید بیشتر آشنا شود.
پاسخ پرسش دوم؛ همه کسانی که وظیفه اجرای این ابتکار را دارند باید همه زوایای بحث را بشناسند و بر آن اشراف داشته باشند که در این میان توجه به اصول و خطوط قرمز نظام از اهمیت اصلی برخوردار است و پس از آن هم بدانند که دنبال چه هستند و رسیدن به آن بدون خدشه وارد شدن به اصول با چه هزینه‌ای معقول و منطقی به‌نظر می‌رسد. یکی از ابزار قدرتمند طرف ایرانی کینه‌ورزی عمیق، بحق و درازمدت مردم ایران نسبت به استکبار و اذنابش است با این ابزار که می‌تواند به ابزار فشار هم تبدیل شود، در صورت درست و حساب شده استفاده کردن، می‌توان امتیازهای اول را از طرف مقابل گرفت بدون اینکه از اعتبار و کارکرد چندباره این ابزار کاسته شود. طرف مقابل در گفت‌وگو و ظرافت‌های آن کهنه‌کار و با سابقه است و تجربه نشان داده در مذاکرات ابتدا حلقه‌ای بحث می‌کند و به یکباره با پیوند دادن حلقه‌ها به یکدیگر زنجیر و ریسمان می‌سازد، لذا باید مراقب بود و اجازه زنجیرسازی را از وی سلب کرد. برای مصمم و پرحوصله نشان دادن خودش معمولاً از امتیازهای ناچیز و به دور از محور اصلی شروع می‌کند و از خود سرسختی نشان می‌دهد که نباید به آن امتیازها و سرسختی اعتنا کرد. در برخی مواقع مایل است یک طرفه و خارج از توافق امتیاز بدهد که به حساب ضعف و شکستش گذاشته نشود، همچنانکه در روزهای اخیر در موارد جزئی از تحریم‌ها عمل کرد. برای بازداشتن طرف مقابل از نزدیک شدن به خطوط قرمز، لازم است خطوط صورتی ترسیم و آن را نقطه نهایی اعلام کرد. نباید از توافقات احتمالی اعلام رضایت کامل کرد. در برابر توافقات احتمالی باید تضمین‌های قوی گرفت که بخش مهمی از آن تضمین‌ها یک‌طرفه در اختیار ایران باشد. باید راه بازگشت را همیشه باز نگه داشت. بازتاب تعاملات در داخل باید به‌گونه‌ای باشد که خشم و کینه مردم نسبت به استکبار حفظ شود. از برگ اروپایی که پس از اعلام «نرمش قهرمانانه» نگران شده و نفسش به شماره افتاده خوب استفاده شود. نقطه تاریخی حاضر، اهمیتش برای استکبار بسیار بیش از ایران است و استکبار حاضر نیست نقطه‌ای را که با زحمت به دست آورده به راحتی از دست بدهد و برای حفظ و نتیجه گرفتن حاضر است هزینه بدهد. در دل این نرمش باید گزنده، مهاجم و مقتدر بود. از حاشیه‌های زائد فراوانی که طی سال‌های گذشته با سیاست‌ورزی‌های هوشمندانه فراهم آمده باید هزینه کرد تا سرمایه‌های اصلی از دسترس دشمن دور بماند... و در نهایت برای حفظ آبرو و ارزشمندی نتیجه کار، شرط اصلی که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در بیان «نرمش قهرمانانه» گذاشتند، در تمام مراحل مدنظر قرار گیرد در غیر این‌صورت هیچ توافق و دستاوردی مشروعیت و مقبولیت ندارد.
رضا گرمابدری


یادداشت
رسول سنایی راد

سپاه و معمای سیاست
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه‌ای در دیدار با فرماندهان و مسئولان سپاه در روز سه‌شنبه (26/6/92) با اشاره به ضرورت شناخت کافی و کامل از تحولات و جریان‌های عرصه‌های مختلف برای حفاظت از انقلاب اسلامی به یک خلط بحث و بهانه‌ای اساسی برای خنثی‌سازی‌ نقش سپاه در دفاع از دستاوردهای انقلاب و مقابله با انحرافات و فتنه‌ها پرداخته و فرمودند: «ضرورتی ندارد سپاه در عرصه سیاسی فعالیت کند؛ اما پاسداری از انقلاب، نیازمند شناخت دقیق واقعیت‌ها است. بنابراین نمی‌شود مجموعه‌ای که بازوی انقلاب است، درباره جریان‌های گوناگون انحرافی، غیر انحرافی وابسته و یا دیگر جریان‌های سیاسی چشم بسته و نابینا داشته باشد.» همچنین معظم‌له با تأکید بر اینکه نباید چالش اصلی را به چالش‌های خطی، رویارویی‌های جناحی و تقابل فردی این و آن تقلیل داد، چالش اصلی را مقابله نظام سلطه با پیام عزت آفرین انقلاب اسلامی یعنی اجتناب از ظلم‌پذیری معرفی فرمودند.
رویارویی نظام سلطه و وابستگان آن با نظام مقدس جمهوری اسلامی، از نگاه امام خامنه‌ای بر اساس سه سیاست اصلی «جنگ‌افروزی، فقرآفرینی و فسادانگیزی» دنبال می‌شود که اسلام با همه این سیاست‌ها مخالف است و این مخالفت مبنای چالش اساسی با انقلاب است.
این بخش از رهنمودهای حضرت امام خامنه‌ای مؤید برنامه‌های بصیرتی و ضرورت تقویت عنصر بصیرت و آگاهی سیاسی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، چرا که از نگاه معظم‌له 1- سپاه به‌عنوان بازوی نگهبان انقلاب اسلامی، حتماً‌باید از تحولات و جریان‌های عرصه‌های مختلف (از جمله سیاسی) شناخت کافی داشته باشد تا بتواند تهدید و دشمنی را به موقع و دقیق تشخیص دهد.
2- سپاه برخوردار از رسالت نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن در برخورد با جریان‌های گوناگون انحرافی، غیرانحرافی وابسته و دیگر جریان‌های سیاسی بدون آگاهی و با چشم بسته عمل نمی‌کند و هوشیاری و شناخت سیاسی لازمه هر حرکت جهادی و اعتقادی است.
3- ماهیت اصلی چالش‌ نظام سلطه با جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی، فرهنگی و سیاسی است که عدم آگاهی و شناخت واقعی آن می‌تواند به بی‌تفاوتی، فریب و غفلت یا انحراف منتهی شود.
بنابراین سپاه پاسداران به‌عنوان نگهبان انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن، برای انجام این رسالت سنگین و حساس خود باید؛ 1- تمامی پاسداران را از تربیت و آموزش سیاسی بهره‌مند سازد. 2- آگاهی‌ها و اطلاعات سیاسی نسبت به تحولات و تغییرات محیطی داشته باشد. 3- با تشخیص آگاهانه و دقیق انحرافات و فسادهای سیاسی تهدیدکننده‌ امنیت و ثبات سیاسی نظام مقابله کند.
اما در این میان نباید، 1- در بازی‌های سیاسی بین جریانات و جناح‌های سیاسی درون نظام وارد شده و رقابت سالم آنان را در گردش قدرت برخاسته از مردم‌سالاری دینی به خطر اندازد. 2- با غفلت از چالش‌ اصلی که همان مقابله نظام سلطه با انقلاب و نظام است در حواشی حاشیه‌سازان گرفتار آید. 3- به سیاست‌زدگی و سیاست‌بازی دچار شده و در تماس موضوعات و جنبه‌ها به شکل افراطی سنجه‌های سیاسی را به کار گیرد.
این نبایدها را هم حضرت امام خمینی(ره) و هم حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با تعابیری چون عدم ورود به دسته‌بندی‌های سیاسی، اعلام داشته‌اند تا به اقتضای مردم‌سالاری دینی، در رقابت‌های سیاسی از قدرت و امکانات سپاه له یا علیه هیچ جناح یا جریان سیاسی ‌استفاده نشود و بازویی که متعلق به نظام و مردم است برای اهداف خاص جریانی به‌کارگیری نشود.
ادامه در صفحه۳
سپاه و معمای سیاست
بقیه از صفحه اول
خوشبختانه سابقه سپاه نشان‌دهنده این واقعیت است که تاکنون این نیروی توانمند نظام با حرکت در مسیری قانونمند و منطبق بر ضوابط تعیین شده رسالت و مأموریت خود را با تمامی پیچیدگی و چند لایه بودن به درستی انجام داده است. چرا که علاوه بر وجود سازوکارهای نظارتی و اطمینان‌بخش مثل نمایندگی ولی‌فقیه و حفاظت اطلاعات در سپاه، نگاه اعتقادی و هوشیاری سیاسی پاسداران، آنان را امین شایسته‌ای برای صیانت از سپاه در برابر هرگونه نفوذ و انحرافی قرار داده است. به گونه‌ای که تصفیه سپاه از عناصر پیچیده سازمان مجاهدین انقلاب و اخراج باند متنفذ و منافق مهدی هاشمی در عین حمایت همه‌جانبه آقای منتظری از سپاه، نمونه‌های تاریخی برجسته این صیانت‌بخشی است. همچنین فعال بودن دائمی کمیسیون‌های اجرایی فرمان حضرت امام(ره) در پناه یک سازوکار اطمینان‌بخش است که به‌طور مستمر به نفع مصون نگه‌داشتن سپاه و پاسداران از هرگونه انحراف و آلودگی به سیاست‌بازی، باندبازی و سوءاستفاده از امکانات سپاه برای نیل به اهداف جناحی، گروهی و فردی، با جرائم سیاسی برخورد می‌کند. اما تفاوتی که بین واقعیت‌های روشن سپاه و برخی هجمه‌های سیاسی علیه سپاه و متهم ساختن این نهاد مقدس به ورود در عرصه فعالیت‌های سیاسی از سوی برخی گروه‌ها و محافل سیاسی بیرونی وجود دارد، متأثر از چند عامل و دلیل است: 1- تأثیرپذیری از پدیده‌های سپاه‌هراسی که ریشه در تلاش نظام سلطه برای خنثی‌سازی نقش سپاه و از بین بردن بازوهای اقتدار و دفاعی نظام جمهوری اسلامی دارد.
2- عدم آگاهی نسبت به واقعیت‌های سپاه و وجود سازوکارهای مصونیت‌ساز و اطمینان‌بخش برای جلوگیری و برخورد با هرگونه انحراف و ورود پاسداران به دسته‌بندی‌های سیاسی.
3- تلاش برخی گروه‌ها و محافل سیاسی آلوده به فساد سیاسی و یا رانت‌‌های اقتصادی که برای کسب ثروت از راه قدرت، سپاه را مانعی بر سر راه اهداف انحرافی خود می‌دانند و لذا به شدت به‌دنبال محدودسازی سپاه با استفاده از هر بهانه‌ای هستند.
4- تمایز قائل نشدن بین سیاست‌ دینی و سکولاریسم و نهادی متکی به سیاست دینی با یک سازمان نظامی مبتنی بر نگاه سکولار و مأمور به اهداف صرف نظامی که سپاه ‌پاسداران را مشابه سایر ارتش‌های دنیا تلقی می‌کند. حال آنکه سپاه پاسداران هم بازوی نگهبان نظام جمهوری اسلامی است که خود برآمده از سیاست دینی است و هم دارای مأموریت و رسالت نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن که تهدید و چالش اصلی علیه آن را نظام سلطه در قالب جنگ نرم دنبال می‌کند و برای پیشبرد آن «جنگ‌افروزی، فقرآفرینی و فساد انگیزی» را با یکدیگر و همراه هم در دستور کار قرار دارد.
فسادی که گرچه در عرصه‌ اقتصادی مشهود است؛ اما در عرصه سیاسی هم وجود دارد و نشانه آن مشارکت برخی همراهان بریده و خسته انقلاب با فتنه بزرگ 88 و پناه بردن به دامن دشمنان تابلودار نظام و یا پذیرش ننگ محکومیت و زندان در نظام مقدس جمهوری اسلامی است.
اینجا است که برای برخی حتی آگاهی و هوشیاری سپاه یک معما جلوه می‌کند چرا که آنان مانده‌اند که چگونه می‌توان سپاه را به محافظه‌کاری سوق داد و به بهانه حفظ ثبات از شناخت و برخورد با عوامل بی‌ثبات‌کننده بازداشت. چه کسی است که نداند به بهانه‌ توسعه سیاسی، عناصر نفوذی به وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران انقلاب، اصلاحات، انتخابات و کودتا را در یک ردیف قرار داده و برای براندازی آرام نظام برنامه داشته‌اند؟ بدیهی است چنین جریانات انحرافی و وابسته‌ای هم نگران هوشیاری اطلاعات و هم آگاهی‌ها و اطلاعات سیاسی در سپاه می‌شوند.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

بخشی از بیانات امام خامنه‌ای در دیدار فرماندهان و پایوران سپاه پاسداران
انقلابی زیستن، انقلابی ماندن و ثبات قدم از زیباترین جلوه‌های سپاه است

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان، پیشکسوتان و پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کارنامه درخشان سپاه را نشان‌دهنده عمق هویت، شخصیت و تجربیات موفق یک ملت خواندند و در تبیین مفهوم پاسداری عمومی از انقلاب اسلامی تأکید کردند: پیام اصلی و جذاب انقلاب اسلامی، خودداری از ظلم و مظلوم واقع نشدن است و همه مسائل از جمله رفتارها و گفتارهای سلطه‌گران باید در چارچوب چالش اساسی نظام سلطه با این پیام، تحلیل و تفسیر شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تبریک عید سعید میلاد مبارک عالِم آل‌محمد، حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه‌السلام) خاطرنشان کردند: مقامات معنوی ائمه هدی (علیهم‌السلام)، فراتر از درک عقلانی و توصیف زبانی است؛ اما زندگی این بزرگواران، درسی عملی و جاودانه است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، «انقلابی زیستن و انقلابی ماندن» و «ثبات قدم» را از جلوه‌های زیبای سپاه پاسداران خواندند و خاطرنشان کردند: این تشکیلات قوی‌بنیه، هیچ‌گاه به بهانه‌هایی نظیر بروز تغییرات در جهان و ضرورت تغییر در داخل، از راه اصلی و صحیح منحرف نشد.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به بهانه‌جویی برخی برای توجیه وادادگی و پشیمانی افزودند: اینکه دنیا تغییر کرده است، نمی‌تواند بهانه‌ای برای تغییر آرمان‌ها و اهداف شود و راه درست طی‌شده را تغییر دهد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: سپاه برای حفاظت از انقلاب، حتماًً باید از تحولات و جریان‌های عرصه‌های مختلف، شناخت کافی و کامل داشته باشد.
معظم‌له در همین زمینه به یک خلط مبحث جاری در مباحث سیاسی اشاره کردند و افزودند: ضرورتی ندارد سپاه در عرصه سیاسی فعالیت کند، اما پاسداری از انقلاب نیازمند شناخت دقیق واقعیت‌هاست؛ بنابراین نمی‌شود مجموعه‌ای که بازوی نگهبان انقلاب است، درباره جریان‌های گوناگون انحرافی، غیر انحرافی وابسته و یا دیگر جریان‌های سیاسی، چشمی بسته و نابینا داشته باشد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در ادامه در تبیین مفهوم دقیق پاسداری از انقلاب، به بحث مهم چالش اصلی و اساسی انقلاب پرداختند.
ایشان با تأکید بر اینکه نباید چالش اصلی را به چالش‌های خطی، رویارویی‌های جناحی و تقابل‌های فردیِ این و آن تقلیل داد، خاطرنشان کردند: چالش اصلی، مقابله نظام سلطه با پیام شوق‌آفرین انقلاب اسلامی یعنی خودداری از ظلم و مظلوم واقع نشدن است.
نظم جدید انقلاب اسلامی به بشریت
رهبر معظم انقلاب با اشاره به نظم جدیدی که انقلاب اسلامی به بشریت ارائه می‌کند، خاطرنشان کردند: نظام سلطه دنیا را به دو بخش ظالم و مظلوم تقسیم کرده اما انقلاب اسلامی منطق ظلم‌ستیزی و پرهیز از ظلم را همراه آورده و این منطق باعث شد پیام انقلاب در مرزهای ایران محصور نماند و مورد استقبال ملت‌ها قرار گیرد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با تأکید بر اینکه همه تحرکات و توطئه‌های دشمنان در 34 سال اخیر را باید در چارچوب این چالش اساسی تحلیل کرد، افزودند: موضوع هسته‌ای نیز باید با این نگاه ارزیابی شود.
ایشان خاطرنشان کردند: ما نه به‌خاطر آمریکا و غیر آمریکا بلکه به علت اعتقادات‌مان سلاح هسته‌ای را قبول نداریم و وقتی می‌گوییم هیچ کس نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد، قطعاً خودمان نیز دنبال آن نیستیم؛ اما هدف حقیقی مخالفان ایران در این زمینه، چیز دیگری است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در تبیین عمق خصومت مستکبران با انقلاب اسلامی تأکید کردند: عظمت امام خمینی(ره) به‌گونه‌ای بود که دشمنان نیز برای ایشان احترام قائل بودند اما در عمق نگاه دشمنان هیچ کس مبغوض‌تر از آن آفتاب فروزان نبود چرا که امام راحل با بصیرت کامل، اهداف خصمانه آنها را درک می‌کرد و همچون سدی مستحکم، قاطعانه در مقابل آنها می‌ایستاد.
معظم‌له بیان داشتند: امروز هم همین طور است و هر کس به پیام اصلی انقلاب پایبندتر باشد و توطئه‌ها و رفتارهای دشمنان را در چارچوب چالش نظام سلطه با انقلاب اسلامی تحلیل کند، در چشم مستکبران بیش از دیگران مورد خشم و غضب قرار دارد.

پیچیدگی‌های دنیای دیپلماسی
ایشان با اشاره به پیچیدگی‌های دنیای دیپلماسی افزودند: عرصه دیپلماسی، عرصه لبخند و درخواست مذاکره و مذاکره است اما همه این رفتارها باید در چارچوب چالش اصلی فهم و درک شود.
رهبر معظم انقلاب ضمن موافقت با حرکت‌های صحیح و منطقی در سیاست‌های خارجی و داخلی افزودند: با مسئله‌ای که سال‌های پیش «نرمش قهرمانانه» خواندم، موافقم چرا که این حرکت در مواقعی بسیار خوب و لازم است اما با پایبندی به یک شرط اصلی.
ایشان درک ماهیت طرف مقابل و فهم صحیح هدف‌گذاری او را، شرط اصلی استفاده از تاکتیک نرمش قهرمانانه اعلام کردند و افزودند: یک کُشتی‌گیر فنی نیز برخی مواقع به‌دلیل فنی نرمش نشان می‌دهد، اما فراموش نمی‌کند که حریفش کیست و هدف اصلی او چیست؟
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان‌شان با تأیید سخنان فرمانده کل سپاه پاسداران درباره وظایف این نهاد افزودند: این وظایف را با تکیه بر درک صحیح از موضوعی که پاسداری آن را به‌عهده دارید و با ثبات قدم دنبال کنید.
ایشان با توصیه موکد به سپاهیان پاسدار، برای تکیه بر معنویات افزودند: البته تکیه بر معنویات هیچ منافاتی با پرداختن به اصول مادی کار و تنظیم درست آن ندارد.
بخش پایانی سخنان رهبر انقلاب تأکید بر آینده درخشان انقلاب اسلامی بود.
اسلامی بر پایه منطق و محاسبه علمی استوار کردند.
رهبر معظم انقلاب خاطرنشان کردند: ملت ایران با منطق و محاسبه علمی به پیش می‌رود، اما دشمن به علت ساخت متناقض درونی حتی اگر بر زبان نیاورد در حال عقب‌نشینی و ضعف است و در این رویارویی، طبعاًً آینده از آن کسی است که با حساب و کتاب به پیش می‌رود.
ایشان تأکید کردند آینده درخشان انقلاب حتمی است، اما تحقق دیر یا زود آن بستگی به عملکرد ملت و مسئولان دارد اگر متحد، مستحکم و مصمم باشیم این آینده زودتر محقق می‌شود و اگر دچار تنبلی، خودخواهی و مشکلات دیگر شویم دیرتر به سراغ‌مان می‌آید.


اخبار

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خبر داد
راه‌اندازی نهضت ترجمه در عرصه فرهنگ دفاع مقدس
یکی از برنامه‌های شاخص امسال، راه‌اندازی نهضت ترجمه در عرصه فرهنگ دفاع مقدس است؛ چون در اين حوزه خلأها‌يی ديده می‌شود، بر اين مبنا آثار مكتوب يا فيلم‌ها را به زبان‌های انگليسی، عربی و اردو ترجمه خواهيم كرد.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق؛ سردار «بهمن کارگر» رئیس ستاد بزرگداشت سی‌وسومین سالگرد دفاع مقدس در نشستی خبری با بیان اینکه شعار امسال هفته دفاع مقدس «درس‌ها و عبرت‌ها از وقایع جنگ تحمیلی» است، گفت: روحانيت بيشترين حضور را در ميان اقشار مختلف طی دوران دفاع مقدس داشتند، به همین دلیل بيشترين تعداد شهدا را نیز به نسبت سایر اقشار دارا هستند.
رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس با بیان اینکه یکی از مشکلات ما کم‌توجهی به مخاطب‌شناسی برنامه‌ها بوده، ادامه داد: برگزاری چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس در 16 مهر در مصلای بزرگ امام خمینی(ره) تهران، برگزاری نخستین جشنواره ادبی «کام یوسف»، چاپ پنج جلد کتاب تاریخ شفاهی و دو عنوان کتاب با موضوع «بررسی ابعاد حقوقی جنگ عراق علیه ایران» و «منبع‌شناسی دفاع مقدس در زبان انگلیسی» و برگزاری 33 نمایش رزمی و بازسازی عملیات‌های دفاع مقدس در سراسر کشور، بخشی از برنامه‌های هفته دفاع مقدس امسال است.


به همت بانک مهر اقتصاد برگزار شد
رونمایی از سه کتاب در حوزه بانکداری اسلامی

در هفتمین نمایشگاه بانکداری اسلامی از سه کتاب که توسط بانک مهر اقتصاد و در زمینه بانکداری اسلامی به رشته تحریر درآمده است، رونمایی شد.
به گزارش اداره کل روابط عمومی بانک مهر اقتصاد، در هفتمین نمایشگاه بانکداری اسلامی از سه کتاب «عقود اسلامی» با تأکید بر نکات کاربردی نحوه اجرای آن در بانک مهر اقتصاد، کتاب نمایشگاهی «الزامات استقرار بانکداری اسلامی» با تأکید بر گزارش عملیات پیاده‌سازی و کتاب «معاملات بانکی» با تأکید بر احکام و استفتائات، در غرفه این بانک رونمایی شد.
دکتر غلامحسن تقی نتاج، مدیرعامل بانک مهر اقتصاد در این مراسم، هدف از نگارش کتاب عقود اسلامی را آموزش گام‌به‌گام عقود اسلامی به کارکنان شبکه بانکی کشور، جلوگیری از بروز اشکالات احتمالی در انجام عقود اسلامی و اجرای صحیح و شرعی عقود اسلامی برشمرد و گفت: این کتاب با تشریح مثال‌های ساده، کاربردی و عملیاتی و با لحاظ نکات فقهی، حقوقی و اعتباری و اعمال نظرات صاحب‌نظران حوزوی و دانشگاهی جمع‌آوری شده است.


با امضای تفاهم‌نامه میان بانک‌های انصار و کشاورزی صورت می‌گیرد
بهینه‌سازی خدمات مشتریان و توسعه بانکداری اسلامی

در راستای استفاده از ظرفیت‌ها و امکانات متقابل برای دستیابی به اهداف مشترک نظیر گسترش بانکداری اسلامی و ارائه خدمات بهینه به مشتریان، بانک‌های انصار و کشاورزی تفاهم‌نامه امضا کردند.
به گزارش اداره کل بازاریابی و تبلیغات بانک انصار، طی امضای تفاهم‌نامه پنج ماده‌ای که به امضای دکتر ابراهیمی، مدیرعامل بانک انصار و دکتر محمدطالبی، مدیرعامل بانک کشاورزی رسید، طرفین متعهد شدند ظرفیت‌های مالی و بانکداری یکدیگر را برای بهینه‌سازی خدمات مشتریان، توسعه بانکداری اسلامی، افزایش سهم از بازار و تأمین مالی شرکت‌های تحت پوشش در اختیار یکدیگر بگذارند. در این تفاهم‌نامه همچنین همکاری در عرصه بین‌المللی و عملیات ارزی و صدور ضمانت‌نامه‌ها و اعتبارات اسنادی نیز در نظرگرفته شده است.
طرفین همچنین متعهد شده‌اند که در زمینه‌های آموزشی، اعطای تسهیلات، تبادل اسناد و انجام پروژه‌های فرهنگ‌سازی، اطلاع‌رسانی و تبلیغات پیرامون موضوعات مورد توافق و به‌ویژه بانکداری الکترونیک و بانکداری اسلامی، همکاری کنند.


یادداشت
مهدي سعیدي

خشم ضدانقلاب از همدلی و همکاری سپاه و دولت
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از زمره نهادهای مولود انقلاب است که همواره مورد بیشترین هجمه‌های ضدانقلاب قرار داشته است. این کینه و خصومت را به خوبی می‌توان نشانه‌ای بر موفقیت سپاه در پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن و تفوق کامل بر برنامه ضدانقلاب و دشمنان نظام اسلامی دانست که تا به امروز در بسیاری از ترفندهای خود ناکام مانده‌اند.
یکی از سیاست‌های خبری ضدانقلاب در طول این سال‌ها به حاشیه راندن سپاه و ایجاد اختلاف میان سپاه و قوای سه‌گانه بوده است. ادعاهایی چون دخالت سپاه در سیاست و اقتصاد از جمله محورهای تبلیغاتی بوده که به کرات مورد استفاده پایگاه‌ها و رسانه‌های ضدانقلاب قرار گرفته است. این خط خبری با پیروزی آقای دکتر روحانی و تشکیل دولت یازدهم به‌طور خاص در دستور کار این جریان قرار گرفته تا با ایجاد تقابل میان سپاه و دولت، اهداف خود را که تضعیف نظام اسلامی است، دنبال کنند.
اما خبر حضور رئیس‌جمهور محترم در بیستمین مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اظهارات دقیق و صمیمانه ایشان در دفاع از جایگاه و عملکرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، آب سردی بر جسم بی‌رمق ضدانقلابی بود که از پیوند و دوستی و همکاری صمیمانه سپاه و دولت یازدهم به خشم آمده است.
در این سخنرانی دکتر روحانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را دارای دو سرمايه معنوي و اجتماعي دانست كه اين نيرو را از نيروهاي مسلح ساير كشورها متمايز مي‌كند. ایشان در تعریف جایگاه سپاه در دفاع از نظام اسلامی فرمودند: «آن نيرويي كه در خط مقدم قرار داشته و در برابر همه توطئه‌ها ايستاده و بايد بايستد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است.»
اوج سخنان رئیس‌جمهور محترم آنجایی بود که با وجود سیاه‌نمایی ضدانقلاب علیه فعالیت‌های اقتصادی سپاه، آقای روحانی اعلام کرد شايعاتي که درخصوص سپاه مطرح مي‌شود و مي‌خواهد آن را رقيب مردم و بخش خصوصی معرفي کنند، هرگز قابل قبول نيست و در ادامه افزود: «سپاه داراي توان نيروي انساني، تجهيزات و برنامه‌ريزي است و بايد امروز در شرايطي که دشمن اقتصاد را هدف قرار گرفته وارد عمل شده و با شناختي که از شرايط کشور و ملت دارد آستين را بالا زده و بخشي از بار مردم، نظام و دولت و چند پروژه ملي و بزرگ را بر عهده گيرد.»
این سخنان به‌شدت با واکنش ضدانقلاب مواجه شد و آنان را به فحاشی و ناسزاگویی علیه شخص رئیس‌جمهور واداشت. ضدانقلاب خیلی زود متوجه شد که دولت یازدهم برآمده از رأی ملت، اصل را بر همکاری و حمایت از سپاه گذاشته است، همانطوری که سپاه روحیه همکاری و حمایت خود از دولت جمهوری اسلامی را در طول ادوار مختلف به اثبات رسانده است و این حقیقت معادلات آنان را به هم ریخته است.
برای نمونه «محمد نوری‌زاد» عنصر مذبذب و بی‌سوادی که امروز در خدمت ضدانقلاب و بیگانگان درآمده و بعد از فتنه 88 در وادی سیاست هم وارده شده و خود را کارشناس همه امور سیاسی می‌پندارد! دست به قلم برده و در سیاهه‌ای مدعی شده است که «روحانی از سپاه می‌هراسد» و این سخنان را از روی ترس از سپاه بر زبان رانده است! وی با توهین به رئیس‌جمهور منتخب مردم می‌نویسد: «این سخن آقای روحانی بیش از آنکه محمل کیاست و سیاستی باشد، حتماً در راستای تحمیق مردمی است که از ایشان سخن درست می‌طلبند.»
این اظهارات در حالی بیان می‌شود که سپاه همواره در خدمت انقلاب و نظام اسلامی بوده و در این مسیر هرجا که نیاز انقلاب ایجاب می‌کرده وارد عمل شده و از همه توان برای رفع مشکلات استفاده کرده است. از آقای روحانی که در دوران دفاع مقدس با مسائل سپاه و نیروهای مسلح آشنا بوده و با خدمات سپاه در قبال انقلاب و کشور آشناست و این همکاری و تعامل را در طول دوران پس از جنگ نیز در قالب عضویت در هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی و دبیری شورای‌عالی امنیت ملی تداوم بخشیده است، انتظاری جز این نمی‌رفت که سخنانی چنین بر زبان آورد.
بیان چنین تعابیری خبر از آینده مثبتی در تعاملات سپاه و دولت یازدهم برای ساختن و آبادانی کشور داشته و چشم طمعی را که ضدانقلاب و بیگانگان برای ایجاد دوگانگی و اختلاف در میان دستگاه‌های مختلف نظام اسلامی و مسئولان عالی‌رتبه کشور دوخته بودند، کور خواهد کرد.


نكته و نظر

برای روز حساب‌مان جواب داشته باشیم!
نکته: چنین نقل کرده‌اند؛ هنگامی که نمرود، حضرت ابراهیم(ع) را در آتش افکند، همه نگاه‌ها هراسان به ابراهیم(ع) و آتش بود. در این میان گنجشکی به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت. از او پرسیدند: ای پرنده چه کار می‌کنی؟ گنجشک پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی است و من مرتب نوک خود را پر از آب می‌کنم و آن را روی آتش می‌ریزم! گفتند: ولی وسعت آتش در مقایسه با آبی که تو می‌توانی بیاوری بسیار زیاد است و این آب آوردن تو فایده‌ای ندارد. گنجشک کوچک گفت: من شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما این آب را می‌آورم تا آن هنگام که خداوند از من پرسید: وقتی که بنده‌ام ابراهیم(ع) را بدون گناه در آتش انداختند، تو چه کردی؟ پاسخ دهم: هر آنچه که از توانم برمی‌آمد، انجام دادم.
نظر: به واقعی یا افسانه‌ای بودن این داستانک کاری نداریم، اما آنچه مهم و حقیقت است، این است که ما نمی‌توانیم در برابر اقدامات غیر شرعی، برخی ناهنجاری‌ها، غیر اخلاقی‌ها و... در جامعه و یا محل کارمان به بهانه عدم توانایی‌، به خطر افتادن موقعیت‌مان، گوش نکردن به نصایح و تذکرات و... سکوت کنیم و بی‌تفاوت رد شویم. آنچه واضح و آشکار است این است که ما باید در حد وسع و توان حتی اندک خود ، در برابر ناهنجاری‌ها و غیراخلاقی‌های اطراف‌مان حساس باشیم و نسبت به آنها واکنش نشان دهیم، حتی اگر کسی گوش ندهد! چراکه در این صورت است که می‌توانیم در روز حساب بگوییم، ما در برابر بی‌اخلاقی‌ها و ناهنجاری‌های جامعه و محیط کارمان معترض بوده و امر به معروف و نهی از منکر کرده‌ایم. سقوط اخلاقی‌ای که امروز در جامعه و محیط‌های کاری و... شاهدیم به دلیل همین مسامحه‌کاری‌ها، تعارفات بیجا، ترس‌ها و... است.


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

آمریکا این‌گونه در خلیج‌فارس مقابل سپاه سر خم می‌کند
تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین نقاط دریایی در جهان است که به دلیل اهمیت آن، سپاه پاسداران تدابیر ویژه‌ای را برای حفاظت و تأمین امنیت پایدار در این منطقه در نظر گرفت. سپاه در این منطقه اقدام به احداث یک ایستگاه بین‌المللی کرد که همه شناورهای عبوری از تنگه هرمز موظف هستند برای ورود به خلیج‌فارس، خود را به نیروهای ایرانی در این ایستگاه معرفی کنند.
شناورهای آمریکایی که به‌واسطه استقرار ناوگان پنجم دریایی خود در بحرین، تردد زیادی در این منطقه دارند، برای فرار از پاسخگویی به سپاه، گاهی هنگام تردد از تنگه هرمز، دست به اقدامات جالبی می‌زنند. برای نمونه یگان‌های خود را در میان کاروان‌های عبوری قرار می‌دهند، اما باز هم در دید پاسداران خلیج‌فارس قرار می‌گیرند. آمریکایی‌ها که تلاش وافری دارند تا رهگیری اطلاعاتی نشوند، (به‌خصوص وقتی همراه ناوهای دیگر کشورها وارد منطقه می‌شوند) مایل نیستند که در مقابل دید یگان‌های بیگانه، شناورهای سپاه به آنها نزدیک شوند. گاهی حتی با هماهنگی کشورهای جنوب خلیج‌فارس، در سکوت رادیویی، در نیمه‌های شب و در بین شناورهای تجاری و با سرعتی به اندازه سرعت آنها به سمت تنگه هرمز می‌آیند و حتی کشور عمان هم که ایستگاه بین‌المللی دارد، آنها را صدا نمی‌زند ولی به دلیل قدرت و تسلط بالای نیروهای سپاه، به خوبی آنها شناسایی می‌شوند. دریادار علی فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه در همین رابطه گفته است: هیچ موضوعی را سراغ نداریم که آمریکایی‌ها در این منطقه از دستورهای سپاه تمکین نکرده باشند. ناوهای غول‌پیکر آمریکایی البته تنها در دید رادارهای پیشرفته ایرانی نیستند، پهپادهای شناسایی سپاه نیز با پروازهای متعدد بر فراز آنها، دقیق‌ترین اطلاعات را به صورت آنلاین در اختیار فرماندهان این نیرو قرار می‌دهند که بارها فیلم و تصاویر آنها پخش شده است. حتی گاهی که کشورهای همسایه، آنها را پیج می‌کنند آمریکایی‌ها پاسخ نمی‌دهند، اما به ایستگاه سپاه ناچار به پاسخگویی هستند.






حاکم واقعی عربستان تروریست دست‌پرورده سیا است

بندربن‌سلطان که رئیس سازمان اطلاعات عربستان و دارای رابطه‌ای تنگاتنگ با سازمان جاسوسی آمریکا و نئومحافظه‌کاران این کشور است، به‌تازگی اعلام کرده است که مادران شیعه را عزادار خواهد کرد.
وی نقش مهمی در بسیاری از فتنه‌های مشرق عربی دارد، اما کمتر کسی از چگونگی به دنیا آمدن و اصل و نسب وی آگاه است. سایت خبری الحدث‌نیوز در یادداشتی نوشت: بندر دارای همکاری مستحکم با سیا و جان مک کین و جرج بوش پدر به عنوان شخصیت‌های سرشناس نئومحافظه‌کار بوده و اصطلاحاً، «درِ کاخ سفید همواره به روی وی باز است.»
بسیاری از اعضای خاندان حاکم آل‌سعود معتقدند که بندر برای آنها دام پهن کرده است. وی مغز متفکر جاسوسی و تروریسم در کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس محسوب می‌شود، پشتیبان پنهان القاعده است و مانند آن دارای مذهب وهابی سلفی است.
بندر به دست داشتن در ایجاد فتنه طایفه‌ای در عراق و ورود القاعده به آن، حمایت از گروه‌های وابسته به القاعده در سوریه مانند جبهه النصره، اعزام افراد مسلح به سوریه، همچنین پشتیبانی از افراد مسلح در لبنان، سومالی، لیبی و سودان نیز متهم است.
به نوشته الحدث‌نیوز، این شاهزاده سعودی معتقد است که دیپلماسی ایران و ترس از حزب‌الله لبنان باعث توقف حمله نظامی به سوریه شده است و روسیه نیز همگام با این مسائل تلاش‌ها در سطح بین‌المللی را دنبال می‌کرده است. در نتیجه وی پس از اطمینان از اینکه گزینه نظامی علیه سوریه منتفی شده، در محفلی خصوصی وعده داده که انتقام این رخداد را از ایران، سوریه و حزب‌‌الله خواهد گرفت. به گزارش منابع ویژه اطلاعاتی بندربن‌سلطان طی اظهاراتی همچنین تهدید کرده که انتقامی سخت از شیعیان در لبنان خواهد گرفت و مادران شیعه را در این کشور عزادار خواهد کرد.



آنها که باید مجسمه‌ات را می‌ساختند از تو شکایت کردند

مراسم بزرگداشت محمدحسین جعفریان، شاعر، نویسنده و مستندساز هفته گذشته در نخلستان اوج برگزار شد. به همین مناسبت ساقی جعفریان همسر وی مطلبی را در این مراسم خواندند که می‌خوانید:
آقای خوبم سلام!
سه هفته‌ای است که از تو دور افتاده‌ام. روزنامه‌ها نوشته‌اند قرار است برایت بزرگداشت بگیرند. از آنجا که در تماس‌های تلفنی مکررم، هیچ حرفی از آن نزدی، یقین دارم مثل بسیاری چیزها که من بزرگ و بزرگ‌تر می‌بینم‌شان، تو از کنار این یکی هم آرام و معمولی گذشته‌ای. اما من توانایی‌های تو را ندارم. من نمی‌توانم رد شوم. خبر این ماجرا، هم خوشحالم کرد و هم غمگین، اما چرا حالا؟ این همه سال چطور هیچ‌کس رنج‌های تو را ندید؟ چطور رد شدند از کنار تو، از شعر‌ها، نوشته‌ها، و «حماسه ناتمامت»؟
یادت هست بعد از تصادف دوم، از مشهد که به تهران آمدیم یک روز عاقبت یک ترازو خریدم تا روی آن بایستی و من بفهمم این بشر، این شاعر نحیف که آتش از کلماتش تنوره می‌کشد و بی‌خیال با همه در می‌افتد چند کیلوست؟ هر روز تکیده‌تر می‌شدی و من وحشت‌زده‌تر. ترازو را که آوردم سرزنشم کردی، اما من کوتاه نیامدم. عصاهایت را هم به کمک خواندم به زحمت بلندت کردم. اما نمی‌توانستم نگهت دارم...
آه خدای من! جهان من فقط سی‌وپنج کیلو وزن دارد، قهرمان من... و تو سنگین شدی، سنگین و سنگین‌تر و من دست‌هایم دیگر توان ایستاده نگه‌داشتنت را نداشت.
من خیلی ضعیف‌تر از آن بودم که تکیه‌گاه تو باشم، من آمده بودم به تو تکیه کنم... با صدای ضعیفت بود که به خودم آمدم... نمی‌دانم چه شد که به اینجا رسیدم فقط دلم می‌خواست خیلی زودتر سراغت را می‌گرفتند...
من مرکز فرهنگی «اوج» و بچه‌هایش را نمی‌شناسم. فقط خوب می‌فهمم آنها با همت بلندشان به جای همه آن رفقا و مدیران و ادارات و...دارند ادای دین می‌کنند. جای آنها که درد کشیدنت را دیدند، اما انکارت کردند. جای سیاستمدارانی که به جای دلجویی، از تو شکایت کردند. جای همه مدیرانی که وقت بیداری تو خود را به خواب زدند جای... نفس‌شان گرم و آفرین به غیرت‌شان. این بزرگداشت هم تمام می‌شود، اما بزرگداشت تو در قلب و جان من که خوب آرزوهایت را می‌شناسم همیشه برپاست...






آخرین وصیت صدام در پای چوبه دار

سرلشکر سیدیحیی رحیم صفوی، دستیار و مشاور عالی نظامی فرمانده معظم کل قوا طی سخنانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران، با گرامی داشتن هفته دفاع مقدس به عاقبت حامیان آمریکا در منطقه اشاره کرد و گفت: صدام حسین در آخرین لحظات عمر خود پای چوبه دار گفت که باید از ایرانی‌ها بترسید، ایرانی‌ها من را اعدام می‌کنند.
سال‌ها از پایان جنگ می‌گذرد و 24 سال است که با عنایات خداوند متعال و توجه حضرت ولی‌عصر(عج) رهبری حکیم، مدیر و شجاع چون حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبری آن را عهده‌دار شده‌اند. در این مدت چهار جنگ مهم پیرامون کشورمان رخ داد، حمله به کویت و اشغال آن توسط صدام، یکی از آنها بود. کویتی‌ها در برابر این حمله فقط هفت ساعت دوام آوردند، ولی ایران هشت سال دوام آورد. آمریکایی‌ها که در این مدت به‌طور مستقیم و غیرمستقیم با ایران در خلیج‌فارس درگیر جنگ شدند، هواپیمای مسافربری ما را زدند و سکوهای نفتی ما را بمباران کردند. آمریکایی‌ها که در حمایت از صدام دست‌شان آغشته به خون شهدا بود، در دو جنگ افغانستان و عراق چند هزار کشته دادند. اتحاد جماهیر شوروی نیز عاقبت خوشی نداشت، شوروی‌ها پس از 9 سال اشغال افغانستان مظلوم با خفت و خواری از افغانستان خارج شدند و در سال 1991 به 15 تکه‌پاره تبدیل شدند و فقط یک فدراسیون روسیه و 14 جمهوری عاقبت شوروی‌ها بود... هم‌اکنون پس از گذشت 25 سال از پایان جنگ، ایران به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شده که می‌تواند در معادلات جهانی تأثیرگذار باشد. دشمنان می‌خواستند جلوی افکار انقلاب اسلامی را بگیرند، اما به فضل الهی هم یک جمهوری اسلامی در افغانستان روی کار آمده و هم یک جمهوری که قانون اساسی آن تا اندازه زیادی با اسلام تطبیق دارد، در عراق به وجود آمده است. این رهبری بزرگوار نه‌تنها اجازه نداد که حوادث رخ داده پیرامون ایران آسیبی به کشور برساند، بلکه با دو فتنه تیرماه 78 و فتنه 88 مقابله و ایران را امن کرد و این قدر رهبری ولایت‌فقیه است.


خط خبر

دانشگاه افسری و تربیت پاسداری رتبه برتر جشنواره مالک اشتر را کسب کرد
معاونت آماد و پشتیبانی دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) در بین رده‌های فرماندهی کل س‍پاه رتبه برتر را کسب کرد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع)، جشنواره مالک اشتر همه ساله در سطح کل نیروهای مسلح برگزار می‌شود و پس از ارزیابی، مدیران و سازمان‌های برتر معرفی می‌شوند و مورد تقدیر قرار می‌گیرند.
عدم موفقیت برنامه جنگ روانی علیه ایران

نتایج یک نظرسنجی نشان می‌دهد که باوجود جنگ روانی پرشدت آمریکا علیه ایران، اکثریت مردم آمریکا و اروپا مخالف توسل به زور برای متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران هستند.
«رویترز» نوشت: نتایج نظرسنجی سالانه «ترنس آتلنتیک ترند» از مردم آمریکا و اروپا نشان می‌دهد که اکثریت مردم آمریکا و اروپا با توسل به زور برای توقف برنامه هسته‌ای ایران مخالف هستند.
در این نظرسنجی تنها 18 درصد مردم آمریکا و شمار بسیار کمی از مردم اروپا موافق توسل به زور برای متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران بوده‌اند.
تأسف از الگویی که الگو نشد

آیت‌الله صافی گلپایگانی در دیدار مسئولان بانک ملی استان قم با تأکید بر لزوم ارائه الگوی اسلامی از بانک به جهانیان افزود: هدف از مطرح‌کردن بانکداری اسلامی در ابتدای انقلاب و تصویب قانون مربوط به آن، این بود که بتوان بانک‌هایی بر مبنای احکام شرع ساخت و آنها را به‌عنوان الگو برای جهانیان معرفی کرد که با حذف ربا هم می‌توان خدمات بسیار خوبی را به مردم ارائه داد. متأسفانه هنوز هم در بعضی بانک‌های کشور، بانکداری اسلامی به نحو احسن اجرا نمی‌گردد و بعضی از بانک‌ها به بنگاه‌های تجاری سودآور برای عده‌ای خاص تبدیل گشته است و منافع عمومی مردم را در نظر نمی‌گیرند.
ارزش‌گذاری اسلام به زن

«رنیکا فاضلی» مسیحی‌الاصل که به‌تازگی به دین اسلام گرویده، گفت: تأسی به این دین موجب عزت، سربلندی، امیدواری و نشاط می‌شود. وی که به عنوان کمونیست در کشور آلمان زندگی می‌کرد و در آن ایام هیچ چیز جز مادیات برایش مهم نبود، ادامه داد: در زندگی کمونیستی، هدف انسان‌ها فقط رسیدن به مادیات است که برای رسیدن به آن، سال‌ها زحمت می‌کشند اما ذره‌ای امید در زندگی آنها وجود ندارد. فاضلی، ارزش‌گذاری به زن در دین اسلام را یکی از علل گرایش به این دین برشمرد و ابراز داشت: در غرب از زن به عنوان کالای بازاری بهره می‌برند که این موضوع باعث تأثیرات منفی بر روند زندگی آنها شده است. وی به مقام رفیع زن در دین اسلام اشاره کرد و ابراز داشت: این مقام، زمانی زیباتر و ارزشمندتر است که با گوهر حجاب و عفاف آراسته شود.
پخش 24 ساعته اذان در کل کره زمین

یک محقق علوم ریاضی به معادله‌ای دست یافت که تأکید می‌کند در طول 24 ساعت شبانه‌روز، هیچ‌گاه صدای اذان از روی کره‌ زمین قطع نمی‌شود. به گزارش «العرب آنلاین»، «عبدالحمید الفاضل» گفت که صدای اذان در کره زمین در تمام شبانه‌روز قطع نمی‌شود و در هر منطقه‌ای به پایان برسد، بلافاصله در جای دیگری آغاز می‌شود. وی توضیح داد: گفتن اذان چهار دقیقه زمان لازم دارد و زمین دارای 360 خط فرضی از قطب شمال به قطب جنوب است که معادل 360 درجه است. برای مثال هنگامی که ظهر شرعی در خط 1 شروع می‌شود، چهار دقیقه طول می‌کشد تا ظهر شرعی در خط 2 شروع شود و این مدت معادل زمانی است که در خط ۱ اذان گفته می‌شود. به این ترتیب 360 ضرب‌در چهار می‌شود 1440 دقیقه که معادل 24 ساعت است. (و این فقط یکی از اوقات اذان است؛ اذان صبح و مغرب نیز به همین ترتیب است.)
دلیل سانسور شبکه‌های تلویزیونی ایران

نهاد مبارزه با احساسات ضدصهيونيستي موسوم به «اي‌دي‌ال» ضمن اعتراف به نقش کليدي خود در وادار کردن يوتيوب براي اعمال فشار گسترده بر شبکه‌های ایرانی، افزایش چشمگیر مخاطب‌های این شبکه‌ها را علت سانسور آنها اعلام کرده است. مدير اي‌دي‌ال، در وب‌گاه رسمي خود اعتراف کرده است، تنها يک روز پس از شروع پخش زنده پرس‌تي‌وي روي يوتيوب، مسئولان اين نهاد صهيونيستي با اين شبکه اشتراک‌گذاري ويدئو تماس گرفته و خواستار قطع آن شده‌اند.
توطئه تروریست‌ها علیه حرم‌ حضرت ‌زینب(س)

یک رسانه لبنانی به نقل از منابع نظامی سوری از کشف تونلی در شبعا پس از تسلط ارتش سوریه بر این منطقه پرده برداشت که خنثی‌کننده طرح حمله به حرم حضرت زینب(س) از سوی تروریست‌ها بود. خبرنگار العهد به نقل از یک منبع نظامی سوری می‌افزاید: در عملیات جست‌وجو در شبعا متوجه تونلی شدیم که شبیه به فاجعه بود زیرا مسافت طولانی بوستان‌های شبعا تا ایست بازرسی معروف کمیته‌های مردمی را طی می‌کرد و از زیر جاده فرودگاه عبور می‌کرد یعنی اینکه که گروه‌های مسلح خود را برای حمله به حرم حضرت زینب(س) پس از در هم شکستن ایست بازرسی نیروهای مردمی و بستن همه راه‌های منتهی به آن آماده می‌کردند.
نگاه سیاسی به دانشگاه‌ها شروع شد

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به عزل فرهاد دانشجو از ریاست دانشگاه آزاد از سوی هیئت امنای این دانشگاه گفت: داشتن نگاه سیاسی در عزل و نصب‌ها در مراکز علمی موجب می‌شود تا شایستگی‌های مدیریتی نادیده گرفته شود و نیز موجب می‌شود تا انتظارات ما از مراکز علمی محقق نشود. سیدامیرحسین قاضی‌زاده، نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: عزل فرهاد دانشجو از ریاست دانشگاه آزاد نیز اولین مورد نیست و نمونه مشابه آن را می‌‌توان در عزل صدرالدین شریعتی از دانشگاه علامه ‌طباطبایی مشاهده کرد و این معلول نگاه سوء به مراکز علمی است و شورای عالی انقلاب فرهنگی باید یک برنامه‌ریزی دقیق و اساسی در خصوص این موضوع داشته باشد. فرهاد دانشجو تنها 18 ماه (از اسفند 90) رئیس دانشگاه آزاد بوده و پیش از وی عبدالله جاسبی به مدت 29 سال رئیس این دانشگاه 250 هزار میلیارد تومانی بوده است.
بازیگر نقش «ستایش» در آستانه اعدام!

سازمان عفو بین‌الملل در اشتباهی فاحش، به جای عکس سکینه محمدی‌آشتیانی، عکس و نام نرگس محمدی، بازیگر نقش ستایش را در بیلبورد تبلیغاتی که برای آزادی سکینه محمدی‌آشتیانی در شهر وین اتریش نصب کرده بود، درج کرد. گزارشگران ناشی این سازمان به‌اصطلاح بین‌المللی که در انتشار اسناد کذب علیه جمهوری اسلامی ایران لحظه‌ای تأمل نمی‌کنند، به جای جست‌وجوی کلمه سکینه محمدی آشتیانی، مجرمی که از سال 1384 به جرم مشارکت در قتل همسرش و زنای محصنه در زندان تبریز محکوم است، نام نرگس محمدی را جست‌وجو کردند که چنین نتیجه‌ای داد و در ذیل این بیلبورد از جامعه جهانی درخواست کردند که با فشار به دستگاه قضایی ایران، مانع اعدام نرگس محمدی! شود.
سخنان امام جمعه زاهدان درباره حواشی جهاد نکاح

طی روزهای اخیر برخی اظهارنظرها درباره حواشی انتشار خبر جهاد نکاح در سیستان‌وبلوچستان کار را به جایی رسانید که نماینده ولی‌فقیه در استان و امام جمعه زاهدان مجبور به موضع‌گیری در این‌باره و ختم واقع‌بینانه ماجرا شود. به گزارش زاهدان‌پرس، آیت‌الله سلیمانی، درباره انتشار خبری از رفتن تعدادی از زنان ایران به جهاد نکاح در سوریه اظهار داشت: در هیچ مذهبی، مسئله‌ای تحت عنوان جهاد نکاح وجود ندارد و اگر دو عالم‌نمای وهابی در گوشه‌ای از عالم فتوای غلط می‌دهند، ربطی به علمای اسلام ندارد. وی با اشاره به اینکه گفته‌اند «دختران ایرانی تن به نکاح جهادی داده‌اند و به کشور آشوب‌زده سوریه روانه شده‌اند تا  به این فتوا عمل کنند»، اظهار داشت: چه کسی رفته؟ مگر مرز ایران اینقدر رها است؟ مگر مرزبانان غیور وجود ندارند؟ کدام عالم ایرانی چنین سخنی گفته و کدام زن ایرانی به چنین فتوایی عمل کرده است؟


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

چشمان تنگی که نتوانستند حمایت­های رئیس‌جمهور از سپاه را ببینند
حسین عبداللهی فر

در هفته‌ای که گذشت، تیترهای بسیاری از روزنامه‌ها به سبب بیانات فرماندهی معظم کل قوا در جمع تعدادی از پاسداران و سخنان مهم رئیس‌جمهور در مجمع فرماندهان سپاه به این موضوع اختصاص داشت.
آنچه در این میان قابل توجه است برخورد گزینشی برخی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب با این سخنان است که بیانگر ناخشنودی آنها از مواضع رئیس‌جمهور در قبال این نهاد مقدس است.
نگاهی به تیتر اول روزنامه‌های سه‌شنبه(26/6) گواه این ادعاست:
برخی از روزنامه‌ها مثل آفتاب یزد با اتخاذ سیاست سانسور خبری هیچ بخشی از سخنان رئیس‌جمهور را مناسب انعکاس در صفحه نخست خود ندیدند و گزارش همایش فرماندهان سپاه را به صفحات لایی خود بردند.
برخی هم مثل شرق با تیترهای کوچک به استقبال این موضوع رفتند و با برخورد گزینشی به انعکاس این گزارش پرداختند. شرق در سرصفحه خود کنار تصویری از روحانی نوشت: «تأکید امام بر دوری سپاه از بازی‌های سیاسی بود.»
اعتماد اما این موضوع را به تیتر اول خود کشاند و «سپاه، سپاه همه مردم باشد» را از قول روحانی برجسته کرد و ذیل آن نوشت: «سپاه سیاست را خوب بفهمد اما وارد نشود.»
این روزنامه در همین روز مصاحبه‌اش با سخنگوی سپاه را چاپ کرد و در تیتر آن نوشت: «رقیب سپاه در پروژه‌های عمرانی ملی ـ مذهبی‌ها هستند.»
روزنامه‌های خورشید و فرهیختگان هم از معدود روزنامه‌هایی بودند که در حد تیتر اول خود به انعکاس سخنان رئیس‌جمهور در همایش فرماندهان سپاه پرداختند. اولی در حالی «دعوت روحانی از سپاه برای خلق حماسه اقتصادی» را تیتر کرد که دومی نوشت: «سپاه بخشی از بار دولت را بر دوش بگیرد»
اغلب روزنامه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان با اختصاص تصویر اول خود به استقبال این خبر رفتند.
ابتکار «مطالبات روحانی از پاسداران» را روی تصویر بزرگی از روحانی قرار داد و در سه سوتیتر جداگانه نوشت: «سپاه نباید سیاسی باشد»، «مدافع حقوق مردم باشید»، «سپاه رقیب بخش خصوصی نیست.»
آرمان هم تصویر مراسم استقبال فرمانده سپاه از رئیس‌جمهور را درج کرد و روی آن نوشت: «سپاه، سپاه همه مردم باشد»
روزنامه‌های ایران و مردم‌سالاری هر دو این جمله از سخنان روحانی را در کنار تصویری از این مراسم تیتر کردند که گفته بود: «سپاه باید از جریان‌های سیاسی به دور باشد.»
«جایگاه سپاه فراتر از جریانات سیاسی است» را روزنامه اسرار روی تصویری از حجت‌الاسلام روحانی قرار داد و روزنامه بهار در تیتر دوم خود نوشت: «سپاه در جلوگیری از قاچاق کالا به دولت کمک کند»
این روزنامه همچنین در سرصفحه خود از قول یک کارشناس اقتصادی بر نقش اقتصادی سپاه تأکید کرد و نوشت: «نمی‌توان نقش سپاه در اقتصاد را نادیده گرفت.»
بدین ترتیب حمایت رئیس‌جمهور از سپاه به مذاق افراطیون خوش نیامد و این سانسور خبری، «عمق شکاف اصلاح‌طلبان افراطی با روحانی» را آشکار ساخت. چنانچه روزنامه جوان (27/6) این رفتار را قابل پیش‌بینی دانست و نوشت: «خیلی دور از ذهن نبود که جدال بین تندروهای جریان اصلاحات با دولت یازدهم به شش ماه نکشیده شکل آشکارتری به خود بگیرد و اختلافات عمیق فکری ـ اعتقادی بین‌شان در سطح گسترده‌ای نمود بیرونی پیدا کند.»
این روزنامه در تحلیل رخداد اخیر می‌نویسد: «در حالی روحانی از عملکرد سی‌وچندساله سپاه تقدیر و تشکر منحصر به فردی می‌کند و با بیان جملاتی نظیر؛ «سپاهیان افتخار بزرگی بر دوش دارند و آن پاسدار بودن است... سپاه پاسداران فرزند انقلابی است که فاصله زمانی با پیروزی انقلاب ندارد.» یا «سپاه در دل مردم، با مردم و کنار مردم قرار دارد و به معنای واقعی «حصون‌الرعیه» هستید، سپاه پاسداران باید دژ مستحکم و پناه همه مردم باشد»؛ رسانه‌های وابسته به جریان تندرو در اقدامی هماهنگ و هدفمند تلاش می‌کنند تا با انتخاب تیترهایی شبیه: «تأکید امام بر دوری سپاه از بازی‌های سیاسی بود»، «سپاه ضامن حقوق شهروندی باشد»، «سپاه، سپاه همه مردم باشد» و «سپاه باید از جریان‌های سیاسی به دور باشد» اینگونه القا کردند که روحانی ضمن گلایه از عملکرد سپاه، علیه فرماندهان سپاه هشدارهای شدیداللحنی را در سخنانش بیان داشته است. این در حالی است که روحانی ضمن ستایش بی‌نظیر از عملکرد سپاه، برای کمک سپاه به دولت مطالبات جدی را هم مطرح نمود.»
سیاست روز هم در همین روز با اخصاص سرمقاله خود با عنوان «سخنان رئیس‌جمهور کام برخی را تلخ کرد» نوشت: «حمایت رئیس‌جمهور از سپاه پاسداران حمایت مردم از این نهاد است و این مواضع باعث خواهد شد تا آنهایی که خود را به رئیس‌جمهور نزدیک می‌دیدند اکنون با دوری از او ماهیت خود را نشان دهند که البته این اتفاق مبارکی خواهد بود و باعث خواهد شد تا رئیس‌جمهور برخی از افرادی را که در اطراف او هستند بشناسد و درباره آن‌ها تصمیم‌گیری کند.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

ابعاد طراحي دشمنان
کشورهاي غربي در ماه‌هاي اخير در حالي ادعاي مذاکره و رويکرد تعاملي با جمهوري اسلامي ايران را سر مي‌دهند که در فضاي رسانه‌اي و سياسي برآنند تا چنان اوضاع را چينش کنند که ملت ايران را گرفتار سياست‌هاي ضد ايراني خود سازند. بررسي تحرکات غرب نشانگر آن است که آنها برآنند نظام اسلامي را از درون تهي و مولفه‌‌هاي قدرت ملت ايران را تضعيف و حتي حذف کنند تا در لواي آن بتوانند به اهداف خود دست يابند.
مهم‌ترين مولفه در اين سياست را گره زدن چالش‌هاي اقتصادي درون ايران با سياست خارجي به‌ويژه روابط با غرب تشکيل مي‌دهد. آنها از يک سو برآنند تا چنان وانمود کنند که اقتصاد کشور در بدترين وضعیت قرار دارد و هيچ راه خروجي براي آن وجود ندارد و از سوي ديگر تلاش مي‌کنند تا روابط با غرب را حلال اين چالش‌ها معرف کنند. اين فضاسازي در حالي صورت مي‌گيرد که آنها همزمان با ارائه نسخه‌ها و برخي رويکردهاي ظاهري به ايران نظير اعلام نامه اوباما به رئيس‌جمهور و نيز ادعاي رويکرد مقامات غربي به مذاکره با مقامات ايران در حاشيه نشست ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل و نيز لغو تحريم‌هاي ظاهري نظير آزادي سفر ورزشکاران به ايران برآنند تا ارکان قدرت ملت ايران و نظام اسلامي را هدف قرار دهند.
اين سناريو بيشتر در حوزه رسانه‌اي و تبليغاتي صورت مي‌گيرد که افکار عمومي هدف اصلي اين تحرکات ‌باشد. در اين سياست چند محور مشاهده مي‌شود. ارکان نظام اسلامي و نقطه قوت ملت ايران را اصل ولايت فقيه، سپاه، بسيج و مقاومت منطقه تشکيل مي‌دهد. در سياست جديد غرب تلاش شده تا تمام اين ارکان در پيش چشم ملت ايران به‌عنوان ريشه بحران اقتصادي معرفي شود، در عین حال که راه‌حل خروج از بحران اقتصادي را رويکرد به پذيرش خواسته‌هاي غرب عنوان مي‌کنند. در اين سناريو، غرب از يک سو تلاش دارد تا چنان القا کند که حضور سپاه و بسيج در بازسازي و توسعه کشور، دخالت در امور اقتصادي مي‌باشد که به زعم غرب به بحران اقتصادي منجر شده است.
بيان ادعاهايي نظير خارج ساختن نظاميان از حوزه اقتصادي را مي‌توان در اين چارچوب دانست که رسانه‌هاي غربي به‌شدت آن را پيگيري مي‌کنند.
از سوي ديگر، غرب با رويکردهاي ظاهري به دولت يازدهم در حالي که همزمان ادعاي ناتواني دولت در اجراي سياست خارجي و مذاکره با غرب براي حل مسائل اقتصادي را مطرح مي‌سازد، تلاش دارد به زعم خود به تخريب جايگاه مقام معظم رهبري امام خامنه‌اي (مدظله‌العالي) در پيشگاه ملت ايران بپردازد. آنها در کنار القای توهم شکاف ميان مسئولان نظام به گمان خود برآنند تا امام خامنه‌اي (مدظله‌العالي) را عامل ادامه خصومت غرب با ايران معرفي کنند تا شايد طرح دوري ملت از رهبري را اجرايي سازند؛ توهمي که از ابتداي انقلاب پيگيري کرده و هیچگاه نیز به آن دست نيافته‌‌اند.
نکته مهم ديگر آنکه، غرب تلاش دارد تا چنان وانمود کند که مسئله خصومت غرب با ايران برگرفته از حمايت ايران از مقاومت مي‌باشد، چنانکه غربي‌ها در هفته‌هاي اخير تلاش کردند تا چنان القا کنند که دوري ايران از سوريه مي‌تواند زمينه‌ساز مذاکره غرب با ايران و حتي لغو تحريم‌ها باشد. آنها سعي کردند چنان القا کنند که دوري از مقاومت، راهکار پايان تحريم است.
مجموع اين رفتارها نشان مي‌دهد غرب به دنبال حذف ارکان‌های مهمی همچون مقام عظماي ولايت، سپاه، بسيج و مقاومت از مولفه‌هاي قدرت جمهوري اسلامي و ملت ايران است. آنها به دنبال تهي کردن ملت ايران از مولفه‌هاي قدرتي هستند که از ابتداي انقلاب اسلامي به تقويت موقعيت ايران در برابر غرب منجر شده است تا شايد با اين طرح بتوانند زياده‌خواهي‌هاي خود که همانا، سلطه دوباره بر ايران و تحقير ملت بزرگ ايران در صحنه منطقه‌اي و جهاني پس از سال‌ها مقاومت و ايستادگي در برابر دشمن است را اجرايي سازند.


پرونده

برای توافق بر سر پرونده هسته‌ای اختيار تام دارم
حسن روحانی، رئيس‌جمهوری اسلامی ايران، در گفت‌وگو با يک شبکه تلويزيونی آمريکا اعلام کرد که ايران به دنبال سلاح اتمی نيست و اختيار تام دارد تا درباره پرونده هسته‌ای تهران با غرب به توافق برسد. روحانی که قرار است هفته آينده برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به نيويورک سفر کند، در گفت‌وگو با شبکه «ان‌بی‌سی» آمريکا گفت: لحن نامه دريافتی از باراک اوباما، رئيس‌جمهور آمريکا، «مثبت و سازنده بوده است.» اظهارات تازه رئيس‌جمهور ايران در حالی منتشر می‌شود که جی کارنی، سخنگوی کاخ سفيد اعلام کرد: باراک اوباما در نامه به حسن روحانی گفته است: «رئيس‌جمهور در نامه خود اشاره کرده که آمريکا آماده است تا پرونده هسته‌ای (ايران) حل‌وفصل شود به شرطی که ايران نشان دهد برنامه هسته‌اي‌اش تنها برای اهداف صلح‌آميز است.»
برای پایان دادن به پرونده هسته‌ای ایران به وین آمده‌ام

«علی‌اکبر صالحی» معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در پنجاه و هفتمین نشست عمومی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفت: اینجانب با پیام رئیس‌جمهور جدید کشورم برای تقویت و توسعه همکاری‌های جاری خود با آژانس و به منظور پایان دادن به پرونده هسته‌ای ایران به اینجا آمده‌ام. وی تصریح کرد: دولت جدید ایران اعلام کرده است سیاست بین‌المللی آن مبتنی بر اعتماد‌سازی متقابل و تعامل سازنده است؛ این موضع قطعاً فرصت و فضای مناسبی را برای گروه ۵+۱ جهت عکس‌العمل مثبت فراهم آورده است.
تحریم‌های بیشتر علیه ایران بی‌تأثیر خواهند بود

به گزارش خبرگزاری رویترز، کارشناسان و تحلیلگران معتقدند اعمال تحریم‌های بیشتر آمریکا علیه صنعت نفت و گاز ایران تأثیر بسیار کمی در صادرات ایران خواهد داشت. قرار است کمیته بانکداری سنای آمریکا در ماه جاری به بحث و بررسی درباره لایحه افزایش تحریم‌های نفتی ایران که در ماه جولای در مجلس نمایندگان این کشور به تصویب رسیده است بپردازد. بر اساس این طرح که بسیار سریع و به آسانی در ماه جولای به تصویب رسید، قرار است روزانه یک میلیون بشکه دیگر از صادرات نفت ایران کم شود. بر اساس این گزارش، تصویب این طرح موجب خواهد شد که برخی مشتری‌های نفت ایران مثل چین، ژاپن و کره جنوبی که تا به حال در حد توان‌شان با تحریم‌های قبلی یک‌جانبه آمریکا همراهی کرده‌اند، دیگر نتوانند با تحریم‌های جدید همراهی کنند. «آمی میرز جاف» یک کارشناس انرژی و ژئوپلیتیک در دانشگاه داوس در این خصوص می‌گوید: کنگره می‌تواند هرچه را که می‌خواهد تصویب کند، اما رئیس‌جمهور آمریکا قادر نخواهد بود آن را اجرا کند.
اوباما این چهار شرط هسته‌ای را مقابل ایران قرار دهد

به گزارش روزنامه الحیات، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی گفت: در دیدار آتی خود با باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا در واشنگتن در اواخر ماه جاری میلادی (سپتامبر) بر راه‌های توقف برنامه هسته‌ای ایران متمرکز خواهد بود و به این موضوع خواهد پرداخت. نتانیاهو در ابتدای جلسه «کابینه اسرائیلیان» گفت: من در دیدار با اوباما به او پیشنهاد خواهم کرد چهار شرط را در مقابل ایران قرار دهد. این چهار شرط عبارتند از: توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم ایران، خارج کردن ذخایر اورانیوم غنی‌شده از ایران، تعطیلی سایت غنی‌سازی اورانیوم فردو در نزدیکی قم و سایت آب‌سنگین و تولید پلوتونیوم اراک.


مرورى بر يك رخداد
علی تتماج

نگاهي بر واكنش غرب به گزارش سازمان ملل درباره سوريه
بازنده‌اي كه ادعاي پيروزي سر مي‌دهد
گزارش سازمان ملل متحد درباره استفاده از سلاح‌هاي شيميايي در سوريه در حالي انتشار يافت كه سازمان ملل بار ديگر عدم استقلال خود را به نمايش گذاشت و با گزارشي دوپهلو و ابهام‌برانگيز، تلاش كرد تا رضايت غرب را نيز جلب کند.
سازمان ملل ضمن تأكيد بر استفاده از سلاح شيميايي در سوريه، عامل استفاده كننده را معرفي نكرد در حالي كه اذعان کرد اين سلاح‌ها به صورت دست‌ساز بوده است. امري كه خود سندي بر استفاده تروريست‌ها از اين سلاح‌ها است.
پس از انتشار گزارش سازمان ملل، كشورهاي غربي كه با پذيرش طرح روسيه عقبگرد از جنگ عليه سوريه را اجرا كرده بودند، مجموعه‌اي از فضاسازي‌ها را عليه دمشق آغاز كردند. وزراي خارجه سه كشور انگليس، فرانسه و آمريكا در پاريس ادعاي اقدام قاطع بر اساس بند 7 منشور سازمان ملل متحد عليه سوريه را مطرح كردند. در همين حال، مقامات هر كدام از اين كشورها و نيز اتحاديه اروپا بر لزوم مقابله با دمشق با ادعاي آنچه حمايت از بشريت ناميده‌اند، تأكيد كردند.
هوچي‌گري غربي‌ها در حالي صورت گرفت كه آنها هرگز حاضر به پاسخگويي به اين پرسش نشده‌اند كه «اگر ارتش سوريه از سلاح شيميايي استفاده كرده است چرا هيچ كدام از معارضان در جمع كشته‌ها نيستند و حتي دچار مسموميت شيميايي نشده‌اند؟ چرا فقط زنان و كودكان در جمع كشته‌ها حضور دارند؟! پاسخ به اين پرسش آشكار مي‌سازد كه طرف استفاده كننده از سلاح شيميايي، گروه‌هاي تروريستي بوده‌اند كه رسماً تحت حمايت غرب هستند.
با توجه به اين تفاسير، اين سوال مطرح است که ريشه هوچي‌گري غرب چيست؟ و چرا آنها باوجود آگاهي از واهي بودن ادعاي استفاده سوريه از سلاح شيميايي به چنين فضاسازي روي آورده‌اند.
ابعاد طراحي غرب
در ارزيابي رفتاري غرب چند نكته قابل توجه است كه از آن جمله عبارتند از:
الف) كشورهاي غربي اكنون با دو رسوايي بزرگ مواجه شده‌اند. از يك‌سو گروه‌هاي تروريستي در سوريه در حالي اقدام به كشتار مردم كرده‌اند كه جهانيان اذعان دارند محور اين جنايات حمايت‌هاي غرب و متحدان آنها از اين گروه‌ها است. از سوي ديگر غرب نتوانست طرح اقدام نظامي عليه سوريه را اجرايي سازد، به‌ويژه اينكه مخالفت‌هاي جهاني با اين طرح نشانگر زوال غرب در صحنه جهاني است. غرب اكنون با هوچي‌گري درباره گزارش سازمان ملل به دنبال سرپوش نهادن بر اين رسوايي‌ها است. البته غرب تلاش دارد تا سوريه را به مسائل بيروني معطوف سازد تا شايد فضاي تنفسي براي گروه‌هاي تروريستي در داخل سوريه ايجاد گردد تا همچنان مجري خواسته‌هاي غرب باشند.
ب) كشورهاي غربي خود را وامدار صهيونيست‌ها و كشورهاي مرتجع عربي از جمله عربستان مي‌دانند. آنها كه نتوانستند خواست آنها را در انجام گزينه نظامي اجرايي سازند، اكنون با استمرار تهديدات عليه سوريه چنان وانمود مي‌كنند كه همچنان به خواست صهيونيست و اعراب توجه دارند و عقب‌نشيني نكرده‌اند.
آنها از نظر مالي و سياسي به صهيونيست‌ها و كشورهاي عربي نياز دارند، لذا براي جلب رضايت‌ آنها به بحران‌سازي عليه سوريه ادامه مي‌دهند.
ج) نكته بسيار مهم، تقارن تحركات ضد سوري غرب با نشست شصت‌وهشتمين سالگرد تأسيس مجمع عمومي سازمان ملل متحد است. نشستي كه سران و مقامات عضو اين سازمان برگزار مي‌كنند و به نوعي مي‌توان گفت بزرگ‌ترين نشست جهاني است.
كشورهاي غربي از يك سو نتوانسته‌اند مقاومت سوريه را در برابر تهديدات متزلزل سازند و از سوي ديگر طرح روسيه و ايستادگي مقاومت منطقه، عملاً غرب را با چالش مواجه كرده است. آنها با استمرار لفاظي عليه سوريه تلاش كرده‌اند تا فضاي سازمان ملل را به سمت خود سوق دهند تا از يك‌سو چنان وانمود سازند كه در تغيير نگرش افكار عمومي جهان عليه سوريه موفق بوده‌اند و از سوي ديگر از اين حربه براي اعمال فشار بر سوريه، روسيه و جبهه مقاومت بهره‌برداري کنند.
غرب مي‌داند كه نشست سازمان ملل فرصتي براي سوريه و متحدانش براي مقابله با تحركات جنگ‌طلبانه غرب است. بر اين اساس، با فضاسازي تبليغاتي تلاش كرده تا مديريت نشست سازمان ملل را در دست بگیرد تا مانع از استفاده سوريه و متحدانش از اين مكان براي مقابله با جنگ‌افروزي غرب باشد.
با توجه به آنچه ذكر شد، مي‌توان گفت تحركات و هوچي‌گري غرب عليه سوريه نه برگرفته از قدرت و توانايي آنها بلكه برگرفته از چالش‌ها و ناتواني آنها بوده است. آنها تلاش كرده‌اند تا با استمرار جوسازي‌ها، ضمن سرپوش نهادن بر ناكامي‌هاي خود، حداقل امتيازاتي را از جامعه جهاني كسب کنند، تا شايد بتوانند كمي درد شكست در برابر سوريه را تسكين دهند. به عبارتي ديگر غرب را مي‌توان بازنده‌اي دانست كه به‌دروغ، ادعاي پيروزي سر مي‌دهد.


اقتصادى
سعید مهدوی

خبرهای خوش طرح رونق اقتصادی
دولت در جهت بهبود اوضاع اقتصادی در کوتاه‌مدت طرحی هشت‌‌بندی به نام «رونق اقتصادي» را تصویب کرد. اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور نیز طرح رونق اقتصادی را براي اجرا به وزارت امور اقتصادي و دارايي؛ وزارت صنعت، معدن و تجارت؛ وزارت نفت؛ وزارت نيرو؛ بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران، گمرك جمهوري اسلامي ايران، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري و صندوق توسعه ملي ابلاغ كرد. به‌طور خلاصه در اين طرح كاهش ضمانت‌نامه بانكي فعالان اقتصادي از ۱۳۰ به ۳۰ درصد ارزش كالاي وارداتي، تعیین زمان محدود (دو ماه) برای پاسخگویی بانک‌های عامل به درخواست تولید‌کنندگان جهت استفاده از تسهیلات اعطایی صندق توسعه ملی، صدور مجوز ترخيص كالاهاي اولويت ۱۰ (لوكس و غيرضروری) با وضعیت جديد به‌منظور حمایت از تولید ملی، بخش‌های گردشگری و صنایع دستی با تأیید سازمان میراث فرهنگی مشمول بهرمندی از تعرفه‌ها و مصوبات بخش صنعت هستند. دو برابر شدن مدت بازپرداخت تسهيلات دريافتي از حساب ذخيره ارزي و مشاركت حداكثر ۴۰ درصدي شركت ملي نفت در صندوق حمايت از سازندگان و پيمانكاران گنجانده شده است.
با توجه با اینکه در حال حاضر فضای کسب و کار در اقتصاد وضعیت مطلوبی ندارد و این طرح از لحاظ قانونی می‌تواند برخی از محدودیت‌ها را که پیش از این ایجاد شده بود مرتفع سازد، در اوضاع رکود کنونی هر چه بتوان فضای تولید را چه در بعد قانونی و چه در بعد تسهیلاتی که از سوی نظام بانکی ارائه می‌شود و چه در بعد سازوکاری که در معاملات اقتصادی صورت می‌گیرد هموار کرد مفید خواهد بود. همچنین طرح رونق اقتصادی مسیر راهیابی اعتبارات صندوق توسعه ملی را به بدنه تولیدی و صنعتی کشور تسهیل می‌کند و اعتبارات این صندوق را در جهت رشد اقتصادی کشور به‌کار می‌گیرد چون بلوکه شدن این منابع عظیم به نفع اقتصاد نیست و باید این ظرفیت حدوداًً 50 میلیارد دلاری صندوق را مولد کرد. همچنین از دیگر نقاط قوت این طرح برای تولیدکنندگان، دو برابر شدن مدت بازپرداخت تسهیلات دریافتی از حساب ذخیره ارزی است.
منتقدان این طرح معتقدند که کلیات این طرح دولت روی کاغذ بد نیست و مفید بودن آن برای اقتصاد به قابلیت اجرایی طرح بستگی دارد. از نگاه «سیدسعید زمانیان دهکردی» عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، سه کار باید انجام داد که این طرح مفید واقع شود: 1ـ خیلی از مواردی که مطرح شده، ایده‌آل است، اما در خیلی از مسائل متأسفانه دست آقایان در اجرا بسته است؛ یعنی در خیلی از موارد به دلیل تصدی‌گری دولت، مشکلات اساسی وجود دارد و لذا اگر دولت می‌خواهد به نتیجه مطلوب برسد باید در بحث دولت موارد را حل کنند. 2ـ دولت عنوان کرده در کوتاه‌مدت رویکردهای مدیریتی را مدنظر دارد و اینکه با بهبود مدیریت می‌توان استفاده بهینه‌ای از منابع موجود داشت؛ اما بهبود مدیریت تنها قسمتی از کار را حل می‌کند؛ آیا می‌توان منابعی که بتواند مدیریت را در ابعاد مختلف تقویت کند در اختیار مدیران قرار داد. 3ـ ساختار بانک‌های ایران جوابگوی این فعالیت‌ها نیست و اگر قرار است کاری صورت گیرد، باید حتماً یک تصمیم انقلابی در ارتباط با تغییر ساختار بانک‌ها هم در بانک مرکزی و هم بانک‌های عامل گرفته شود. این نماینده مجلس درباره این طرح متذکر میشود: «به نظر من برخی از تصمیمات دولت قابل اجرا است به شرط آنکه قدرت اجرایی بالایی پشت این قضیه باشد که همه را موظف به اجرا کند، اما اگر تنها در مرحله بخشنامه، تئوری و روی کاغذ باشد قطعاً به هیچ نتیجه‌ای نخواهد رسید. راهکار عملی این طرح، ایجاد کمیته‌های تخصصی و پیگیری جزئیات و نه کلیات است.»


نداى قدس

وضعیت ملت فلسطین به مراتب بدتر از 20 سال پیش شده است
دفتر کمک‌های بین‌المللی «اوکسوام» با صدور بیانیه‌ای به مناسبت بیستمین سالگرد امضای توافقنامه اسلو خاطرنشان کرد مذاکرات جدید میان دو طرف فلسطینی و صهیونیستی باید دوران 20 ساله تلف شده از زمان امضای توافقنامه اسلو در سال 1993 تاکنون را که سیاست‌های شهرک‌سازی، تخریب منازل و اعمال محدودیت در تردد شهروندان فلسطینی ادامه داشت، جبران کند. در ادامه این بیانیه آمده است: از آن زمان تاکنون، شمار شهرک‌نشینان صهیونیست از 260 هزار نفر به 520 هزار نفر رسیده و مناطق اشغال شده توسط شهرک‌های صهیونیستی به 42 درصد از کل اراضی فلسطینی رسیده است. علاوه بر این، ایست بازرسی‌ها و محدودیت‌های دیگر اعمال شده در روند تردد شهروندان فلسطینی و فعالیت‌های بازرگانی آنها و نیز جداسازی اعضای خانواده‌ها از هم و تضعیف اقتصاد نیز در این مدت ادامه داشت. این سازمان تأکید کرد رژیم صهیونیستی طی 20 سال گذشته، 15 هزار ساختمان متعلق به فلسطینیان؛ اعم از منازل مسکونی و تأسیسات کشاورزی و آبی را تخریب کرده است.
بازداشت 2500 فلسطینی از ابتدای سال جاری

جدیدترین گزارش وزارت امور اسرای فلسطینی در بند رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد نظامیان این رژیم از ابتدای سال جاری تاکنون 2436 فلسطینی را بازداشت کرده‌اند. در میان افرادی که به بازداشت نظامیان رژیم صهیونیستی درآمده‌اند تعداد زیادی زن و کودک نیز به چشم می‌خورد. این گزارش همچنین می‌افزاید: هم‌اکنون 5200 اسیر فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی در شرایطی بسیار سخت و ناگوار محبوس هستند. این رقم در مقایسه با سال گذشته افزایش داشته است. مرکز دفاع از آزادی‌ها و حقوق مدنی فلسطینیان اعلام کرد به‌طور متوسط هر روز نظامیان صهیونیست ده تا سی فلسطینی را بازداشت و اسیر می‌کنند.
525 اسیر فلسطینی محکوم به حبس ابد

«فواد خفش» مدیر مرکز مطالعات و حقوق بشر «احرار» اعلام کرد که 525 اسیر فلسطینی محکوم به حبس ابد نیازمند تدوین طرحی ملی از سوی رهبران و گروه‌های فلسطینی برای آزادی‌شان هستند. مدیر مرکز احرار فلسطین خاطرنشان کرد: رژیم صهیونیستی علاوه بر عدم تعیین مدت حبس ابد، شمار زیادی از اسرای فلسطینی را به 20 بار حبس ابد محکوم کرده است و عبدالله برغوثی از رهبران اسیر فلسطینی را به 67 بار حبس ابد، حسن سلامه را به 47 بار و عباس سید را به 36 بار حبس ابد محکوم کرده است تا آنها را نسبت به آزادی‌شان ناامید کند.
تحریم‌ها علیه رژیم صهیونیستی را تشدید کنید

برخی از مقامات سابق اتحادیه اروپا با ارسال نامه‌ای برای کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و وزیران امور خارجه 28 کشور عضو این اتحادیه، تشدید تحریم‌ها علیه شهرک‌های صهیونیست‌نشین در کرانه باختری رود اردن، قدس و بلندی‌های جولان را خواستار شده‌اند. این گروه از اتحادیه اروپا خواستند از موضع خود درخصوص تحریم شهرک‌های صهیونیستی و محصولات تولیدی در آنان عدول نکنند بلکه این تحریم‌ها را تشدید کنند.
تشکیل فرماندهی مشترک جنبش‌های حماس و جهاد اسلامی
دو جنبش فلسطینی حماس و جهاد اسلامی در نوار غزه فرماندهی مشترک علیه رژیم صهیونیستی تشکیل دادند. به گزارش پایگاه اینترنتی فلسطین‌الان، «محمود الزهار» از رهبران جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) در نشستی با تأکید بر روابط عمیق میان دو جنبش حماس و جهاد اسلامی گفت: حماس پیوسته با جهاد اسلامی در ارتباط بوده و علاقه‌مند است برنامه سیاسی مشترکی میان دو جنبش تدوین شود. گفتنی است یکی از تلاش‌های غرب، ایجاد اختلاف میان اعراب و مشغول کردن اعراب به مسائل داخلی و امنیتی است تا از این طریق آنها را از مسئله فلسطین غافل کند.


 

صفحه 5 بين المللل

 

 

حذف ارزش‌ها
ترفند جديد دشمنان بيداري اسلامي
قاسم غفوری

مردم مصر مانند بسياري از كشورهاي عربي در اوايل سال 2011 براي پايان دادن به دو اصل استبداد و استعمار حاكم بر كشورشان قيامي سراسري را آغاز كردند. حركت‌هاي مردمي از يك سو به دنبال حذف نظام استبدادي حاكم بر كشور يا همان حاكميت حسني مبارك و اجراي شريعت اسلامي در تمام اركان نظام و جامعه بود و از سوي ديگر، خواستار پايان حضور استعمارگران يا همان آمريكا و صهيونيست‌ها در كشورشان بودند؛ دو مقوله‌اي كه اصول بيداري اسلامي را مي‌توان در آنها مشاهده كرد. در اين ميان، غرب كه رويكردهاي مردمي را مغاير با خواسته‌هاي خود مي‌ديد، سعي كرد تا با سياسي جلوه دادن قيام مردمي و واژه‌سازي‌هايي مانند بهار عربي، احياي پان‌عربيسم آن را صرفاً اقدامي ضد استبدادي و نه ضد استعماري نشان دهد كه همزمان براي مصادره و نابودي آن گام برداشته است.
آنچه در ماه‌هاي اخير در مصر مشاهده مي‌شود، نشانگر طرحي منسجم و سراسري براي نابودي ارزش‌ها و خواسته‌هاي مردم مصر است كه به نوعي مي‌توان آن را حربه تهي كردن جامعه از ارزش‌‌ها و دستاوردهاي انقلابي دانست. در اين سياست تلاش شده تا آرمان‌ها و مطالبات مردمي از يك قيام مردمی و دینی به يك حذف و يا به يك ضد ارزش مبدل شود.
حسني مبارك كه سرنگوني و مجازاتش از اساسی‌ترین خواسته‌هاي مردمي بوده، تبرئه و از زندان آزاد مي‌شود. ارزش‌ها و خواسته‌هايي مانند برگزيدن رئيس‌جمهور و اركان كشور مانند پارلمان به امري ناتوان در تحقق اهداف مردم مبدل مي‌گردد، به‌گونه‌اي كه از يك سو، مرسي رئيس‌جمهور در کودتای ارتش حذف مي‌شود و از سوي ديگر، پارلمان كه نماد اراده مردم مصر است منحل مي‌گردد. در همين حال آنها تلاش كرده‌اند تا طرح بي‌ارزش جلوه دادن آرای مردم را القا کنند، چنانكه «الشرق‌الاوسط» ادعاي تقلب ارتش در شمارش آرا براي به قدرت رساندن مرسي را مطرح كرده است.
بازداشت و ممنوعيت علماي ديني در اجراي مراسم‌ها و آداب مذهبي و اعتقادي در مراكز اسلامي و مساجد، بازگشت ارتش به صحنه به‌گونه‌اي كه اكنون السيسي به دنبال جمع‌آوري 30 ميليون امضا براي رياست‌جمهوري بر مصر مي‌باشد. جالب توجه آنكه مبارك نيز از وي دفاع كرده و در آخرين مواضع خود ادعا داشته است كه یک نظامي بايد رئيس‌جمهور مصر باشد! مقابله با اصول و ارزش‌هايي مانند حمايت از فلسطين و مبارزه با صهيونيسم از ديگر تحركات است. در اين چارچوب، ارتش به بهانه مبارزه با تكفيري‌ها و تروريست‌ها در مرزهاي سينا به تخريب تونل‌هاي فلسطيني‌ها كه تنها محل ارتباطي غزه با دنياي خارج مي‌‌باشد، پرداخته است. آنها همچنين از بازگشايي گذرگاه رفح خودداري مي‌کنند. نكته تكميلي حذف آرمان فلسطين را تحرك براي القای روابط گسترده و همه جانبه حاكمان كنوني مصر با صهيونيست‌ها تشكيل مي‌دهد تا چنان عنوان سازند كه مردم در تحقق آرمان حمايت از فلسطين ناكام بوده‌اند.
رويكرد به آمريكا و كشورهاي عربي مانند عربستان، كه از برهم‌زنندگان آرامش مصر هستند بخش ديگري از اين تحركات است، به‌گونه‌اي كه اين كشورها به اركان تصميم‌گيري مصر مبدل شده‌اند.
مجموع اين رفتارها نشان مي‌دهد كه دشمنان مردم مصر و بيداري اسلامي تلاش دارند تا حقارتي سنگين را به مردم اين كشور و در نهايت پيروان بيداري اسلامي تحميل کنند كه محور آن را بي‌نتيجه بودن اقدام عليه استبداد و استعمار تشكيل مي‌دهد. در اين فرايند تلاش شده تا همزمان حاكميت استبداد دروني، يعني ارتش بر مردم تحميل شود و از سوي ديگر، استعمار يا همان غرب و نظام سلطه را محور تصميم‌گيري در مصر عنوان کنند. آنها با مجموع اين رفتار برآنند تا مردم را از ادامه روند بيداري اسلامي دلسرد و خانه‌نشين کنند. سناريوي آنها چنان است كه در كنار ايجاد شكاف در صفوف مردم و تقسيم آنها به حاميان گروه‌هاي مختلف از حاميان مرسي و اخوان گرفته تا حامي ارتش و جريان‌هاي برجاي مانده از دوران مبارك و حتي حاميان خود مبارك و نيز موافقان و مخالفان روابط با غرب و صهيونيست‌ها، مردم را به سمتي هدايت کنند كه در فرايند زمان از خيابان‌ها خارج و به كنار نهادن آرمان‌ها وادار سازند.
هدف اين سناريو آن است كه در نهايت به مردم چنان القا شود كه قيام و مقابله با استبداد و استعمار دستاوردي ندارد و مردم هرگز توان مقابله با آنها را ندارند، لذا بايد پذيرنده وضعیت موجود باشند. آنها با اين رفتارها در كنار حذف مردم از صحنه، تلاش دارند تا در نهايت از حضور انقلابيون در پاي صندوق‌هاي رأي در انتخابات‌هاي پيش رو جلوگيري کنند تا بتوانند پارلمان و حتي رئيس‌جمهوري مطابق با خواست و نظر خود انتخاب نمايند، در حالي كه در ظاهر، ادعاي رويكردهاي دموكراتيك و برگزاري انتخابات را سر مي‌دهند.
با توجه به اين اوضاع مي‌توان گفت كه مردم مصر اكنون گرفتار توطئه‌ها و طراحي‌هاي واحد استبداد داخلي و استعمار خارجي شده‌اند كه هدف از آن نيز حذف ارزش‌ها از جامعه و حتي تبديل آن به ضد ارزش است. آنها برآنند تا چنان القا سازند كه ارزشي به نام حضور مردم در صحنه وجود ندارد، بلكه با حضور آنها وضعیت سخت‌تر خواهد شد و در نهايت نيز، مردم توان تحقق خواسته‌هاي خود را ندارد. دشمنان مصر برآنند تا مردم را خانه‌نشين و همچون گذشته خود را محور سرنوشت آنها معرفي کنند تا ضمن سلطه بر مصر، طرح مقابله و حتي ضد ارزش نشان دادن بيداري اسلامي را اجرايي سازند.


آمريكا از افكار عمومي دنيا شكست خورد
رضا اشرفي

پس از آنكه آمريكا پيشنهاد روسيه را براي كنترل بين‌المللي تسليحات شيميايي سوريه پذيرفت و اعلام كرد كه به همين دليل به سوريه حمله نمي‌‌كند، سرگئي لاوروف و جان كري، وزراي خارجه روسيه و آمريكا به مدت سه روز در ژنو ديدار كردند و بعد از چند دور مذاكره به اين نتيجه رسيدند كه دولت سوريه بايد به مدت يك هفته مراكز حفظ تسليحات شيميايي را اعلام و سپس خود را آماده كند تا اواسط سال 2014 اين سلاح‌ها را نابود کند يا در اختيار جامعه بين‌المللي قرار دهد. در اين‌باره چند مسئله بايد مورد توجه قرار بگيرد. ابتدا اينكه، اگر چه در آمريكا برخي از تندروها و جنگ‌طلبان خواهان آغاز جنگي جديد در غرب آسیا بودند، اما دولت به اين مسئله اشراف داشت كه دست كم در اين برهه زماني توانايي آن را ندارد. اما از آنجا كه در سال 2012 استفاده از سلاح شيميايي در سوريه را خط قرمز اعلام كرده بود و بلافاصله پس از اينكه اين سلاح در سوريه مورد استفاده قرار گرفت، بدون اينكه منبع آن مشخص شود،‌ اعلام كرد دولت سوريه از سلاح شيميايي استفاده كرده است و مجبور شد كه ژست آغاز جنگي جديد را بگيرد. اما از همان ابتدا به دنبال راه فراري براي آن بود كه بالاخره پيشنهاد روسيه اين امكان را برايش فراهم كرد.
اين در حالي است كه در توافق بين لاوروف و كري، هيچ مقام و نماينده‌اي از سوريه حضور نداشت كه نبايد آن را ناديده گرفت. در هر صورت، چنين تصميمي براي دولت و ملت سوريه اتخاذ مي‌شود. به همين دليل دمشق اعلام كرده است در صورتي به معاهده منع گسترش تسليحات شيميايي مي‌پيوندند كه رژیم صهیونیستی نيز آن را بپذيرد. بر اساس منابع موجود، رژيم صهيونيستي به بسياري از تسليحات غيرمتعارف از جمله هسته‌اي، شيميايي، ميكروبي و... مجهز است كه هيچ توافق بين‌المللي را در اين زمينه به امضا نرسانده است. از آنجا كه هرگونه تعهدي مي‌تواند براي سوريه موانع حقوقي ايجاد كند، بنابراين دمشق و همچنين مسكو بايد نسبت به تسليحات كشتار جمعي این رژیم حساسيت نشان دهند كه اگر در آينده عليه سوريه پرونده‌سازي‌هاي حقوقي و سياسي شد، پاي رژيم صهيونيستي نيز بيرون از گود نباشد. مسئله ديگری كه بشار اسد نسبت به آن حساسيت نشان داده، امنيت سوريه و حمايت نكردن از تروريست‌ها است. غرب به رهبري آمريكا از يك سو به دولت بشار اسد فشار مي‌آورد و از سوي ديگر، مخالفان مورد حمايت خود را در هر زمينه‌‌اي پشتيباني می‌کند. تحويل يا نابودي تسليحات شيميايي مي‌تواند با اين تضمين همراه باشد كه حمايت‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي از تروريست‌ها به پايان برسد و كشور براي انتخابات سال 2014 زمينه‌سازي كند. اين مسئله مي‌تواند منطقي‌ترين رويكردي باشد كه در گفت‌وگو‌هاي روسي ـ آمريكايي بايد به آن پرداخته شود.
در هر صورت نمي‌توان از ضعف‌هاي آمريكا در بحث حمله به سوريه گذشت. به اين دليل كه براي اين عقب‌نشيني، هزينه‌هاي غيرقابل جبراني پرداخت خواهد كرد. اولين هزينه آمريكا، حيثيتي است. يعني اينكه پس از اين نمي‌توان به راحتي تصميمات و مواضع واشنگتن را در سراسر دنيا جدي گرفت، زيرا به قدري با ضعف مواجه شده است كه هر آن، از مواضع خود عقب‌نشيني كند.
هزينه ديگري كه واشنگتن در عرصه بين‌المللي خواهد پرداخت، به كم شدن نفوذ و قدرتش باز مي‌گردد. آمريكا در خصوص سوريه نشان داد كه نيازمند يك راه‌حل غير آمريكايي است كه اين بار از روسيه سر برآورد. اين به معناي آن است كه واشنگتن در قبال بحران‌هاي بزرگ نيازمند آن است كه ديگران را به كمك دعوت كند و حتي راه‌حل نهايي را به آنها بسپارد. در چنين اوضاعی، كشورهايي كه به‌دنبال افزايش نقش و نفوذ خود در عرصه جهاني هستند، كم‌كم جاي آمريكا را خواهند گرفت.
هزينه ديگر مربوط به متحدان پيشين آمريكا مي‌شود. در مسئله سوريه، انگليس كاملاً نشان داد كه علاقه‌اي ندارد در هر زمينه بين‌المللي كه بحران‌ساز است، پيرو واشنگتن باشد. رأي منفي پارلمان انگليس براي حمله به سوريه با وجود تأكيدات مكرر ديويد كامرون، نخست‌وزير انگليس اين پيام تاريخي را به آمريكا داد كه دوران رهبري آن رو به افول است. اروپا پس از اينكه دوران بحراني بعد از جنگ جهاني دوم را سپري كرد،‌ براي بازگشت به قدرت بين‌المللي و تضعيف آمريكا لحظه‌شماری می‌کرد كه اقدام انگليس، مخالفت آلمان،‌ مواضع ايتاليا و دیگر كشورهاي درجه دوم و سوم اروپا در اين زمينه از اهميت خاصي برخوردار است. عمده اين مسائل نشان مي‌دهد كه حتي آمريكا ديگر به جهان تك‌قطبي كه در دوران پس از 11 سپتامبر براي آن تلاش مي‌كرد، فكر نمي‌كند، زيرا نمي‌تواند در اقداماتي يكجانبه‌گرايانه در برابر افكار عمومي كل دنيا تنها از ابزار زور استفاده كند. بنابراين مي‌توان گفت؛ آمريكا در بحث سوريه و عقب‌نشيني از جنگ، بيش از هر چيز، به مردم دنيا باخت.


از نگاه دیگران

مسجد‌الاقصي و خواب عرب‌ها
ضعف موضع کشورهاي عربي و فراموشي مسئله فلسطين و پرداختن به امور حاشيه‌اي، رژيم صهيونيستي را به نيروي يکه‌تازي تبديل کرده که هيچ چيزي مانع آن نيست و حتي به پشت‌گرمي برخي کشورهاي عربي به خود جرئت داده که اماكن مقدس را مورد تجاوز قرار داده و روند يهودي‌سازي قدس شريف را ادامه دهد.
در بحبوحه تحولات جهان عرب، مسئله فلسطين به يک حاضر غايب در برنامه‌هاي سياسي بيشتر کشورهاي عربي تبديل شده است. برخي از اين نظام‌هاي عربي به دليل مطالبات ملت‌هاي خود در زمينه آزادي، برقراري عدالت اجتماعي و اصلاحات سياسي و اقتصادي به امور داخلي خود مشغول شده‌اند و برخي ديگر نيز مشغول تحولات موسوم به «بهار عربي» در غرب آسیا و دسته‌اي ديگر هم سرگرم دغدغه‌هاي اقتصادي و اجتماعي خود هستند و در اين ميان، حمايت از مسجد‌الاقصي در برابر دشمن صهيونيستي را از ياد برده‌اند و اين در حالي است که باندهاي تروريست صهيوني‌، بدترين جنايات و شکنجه‌ها را عليه ملت فلسطين انجام مي‌دهند.
اين گروه‌هاي جنايتکار، به تخريب و سوزاندن روستاها، منازل و بازارهاي فلسطيني‌ها خو کرده‌اند تا جايي که حتي مسجد‌الاقصي اولين قبله مسلمانان جهان نيز از گزند جنایات آنها مصون نمانده و تغيير در محوطه، زيرزمين و ديوارهاي آن به اولويت ‌کاري آنها مبدل شده است. صهيونيست‌ها در اين راستا به موازات حفاري‌هاي متعدد اقدام به غصب املاک فلسطيني در شهر قديمي قدس کرده و به روند ساخت‌وساز ادامه مي‌دهند. بسياري از اين اقدامات در جهت تسهيل توسعه صحن ديدار براق که صهيونيست‌ها آن را ديوار ندبه مي‌خوانند، انجام مي‌شود. اگرچه شهر قديمي قدس در فهرست ميراث فرهنگي جهان قرار دارد ولي اين پروژه صهيونيستي تأثير عظيمي در تغيير هويت عربي آن دارد.
عمليات حمله به مسجد‌الاقصي و انجام مراسم اشغالگران صهيونيست در آن، ابعاد گسترده‌اي دارد و تنها به ورود گروه‌هاي افراطي مذهبي تحت حفاظت نيروهاي امنيتي صهيونيست‌ها محدود نمي‌شود، بلکه اين اقدامات، جنبه‌اي رسمي به خود گرفته و مقدمه‌اي براي تخريب اين مکان مقدس و ساخت معبد براي صهيونيست‌ها به جاي آن است.
تنها سال گذشته 43 مورد حمله به مسجد‌الاقصي ثبت شد که خود نشان‌دهنده ميزان تهديدات صورت گرفته عليه آن است هدف از چنين اقداماتي آزمايش واکنش‌هاي جهان عرب و اسلام و سطح هوشياري آنان در اين رابطه است.
هر روز که مي‌گذرد صهيونيست‌ها با ادامه حفاري‌ها و ایجاد تونل‌هاي زيرزميني و خالي کردن زير مسجد‌الاقصي، گامي ديگر به سمت تحقق روياهای‌شان و ساخت معبد خيالي خود برمي‌دارند، زيرا در حال زمينه‌سازي براي تخريب مسجد‌الاقصي و ممانعت از بازسازي آن هستند و در اين ميان هر چقدر حاميان فلسطين فرياد استمداد سر مي‌دهند، با بي‌توجهي عرب‌ها روبه‌رو مي‌شوند.
سکوت کشورهاي عربي در برابر حمله به مسجد‌الاقصي ننگي براي امت عرب است. پيش از اين حداقل کاري که در اين گونه موارد انجام مي‌شد محکوميت‌هاي لفظي اتحاديه عرب بود، اما امروز ديگر اتحاديه عرب اين کار را هم انجام نمي‌دهد و تنها سکوت مي‌کند. اخبار مسجد‌الاقصي به اموري عادي و روزمره تبديل شده و واکنش‌ها نيز درست همان چيزي است که مورد انتظار صهيونيست‌هاست.
رويارويي‌ با حوادثي که در مسجد‌الاقصي روي مي‌دهد، نيازمند مقابله با صهيونيست‌ها و شهرک‌نشينان يهودي است. آنها اماکن مقدس اسلامي و مسيحي را جولانگاه خود ساخته و حتي مانع پخش اذان از مسجد‌الاقصي و برپايي نماز در آن مي‌شوند.
سران عرب‌ در منطقه و فلسطيني‌ها نيز از قدس غافل شده‌اند. در اين اوضاع بايد امت عرب را به توجه مجدد به قضيه فلسطين واداشت. نبايد فلسطيني‌ها را در برابر دشمن صهيونيست تنها گذاشت. بايد وحدت ملي فلسطيني‌ها را برقرار کرد و جامعه بين‌الملل را براي مقابله با صهيونيست‌ها و حمايت از قدس بسيج نمود.
منبع: روزنامه المنار چاپ قدس اشغالي
نويسنده: خيام محمد الزعبي
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 590

کنگره آمريکا در تلاش براي تشديد تحريم‌ها عليه ايران
ایسنا(27/6/1392): کنگره آمريکا ممکن است به زودي لايحه‌اي را به منظور محدوديت بيشتر بر صادرات نفت ايران و فشار بر برنامه هسته‌اي اين کشور تصويب کند. پيش‌بيني مي‌شود کميته بانکداري سناي آمريکا اين ماه بررسي بسته تحريم‌هايي را آغاز کند که اواخر ماه ژوئيه در مجلس نمايندگان اين کشور تصويب شد. دستياران کنگره آمريکا گفتند سناتورهاي آمريکايي از هر دو حزب جمهوري‌خواه و دموکرات، مذاکرات محرمانه را درباره اين تحريم‌ها که هدف از آن، کاهش بيشتر فروش نفت ايران است آغاز کرده‌اند. طرفداران تحريم‌هاي شديدتر عليه ايران در سناي آمريکا مي‌گويند لايحه مجلس نمايندگان براي اجراي کاهش جديد فروش نفت ايران، مدتي طولاني يعني 90 روز است در انتظار بررسي است.
رمزی کلارک: ایران حق دارد نگران سیاست‌های واشنگتن باشد
فارس(26/6/1392): شبکه خبری المیادین به نقل از دادستان پیشین آمریکا تأکید کرد که ارتباط اوباما و روحانی بسیار مهم است و ایران حق دارد که نگران سیاست‌های آمریکا در منطقه باشد. «رمزی کلارک» دادستان پیشین و فعال سیاسی و حقوقی حزب دموکرات آمریکا، در اشاره به اظهارات اخیر «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا، درباره رد و بدل شدن پیام میان او و «حسن روحانی» رئیس‌جمهور ایران، گفت که ایجاد ارتباط میان اوباما و روحانی بسیار مهم است و امیدواریم که این مسئله، تفاهم و صلحی دوجانبه ایجاد کند. وی همچنین افزود که ایران حق دارد نگران سیاست‌های آمریکا در منطقه باشد.
کری: موضع آمریکا در قبال ایران ضعیف نشده است
ایسنا(25/6/1392): وزیر امور خارجه آمریکا تأکید کرد که توافقی که در زمینه تسلیحات شیمیایی سوریه حاصل شد، نشانه تضعیف موضع دولت باراک اوباما در مقابل ایران نیست. جان‌ کری، وزیر امور خارجه آمریکا که اوایل ماه میلادی جاری خطاب به اعضای کنگره مدعی شد که حمله نکردن آمریکا به سوریه، ایران را در زمینه پیشبرد برنامه‌ هسته‌ای‌اش جسورتر می‌کند، در سفرش به اراضی اشغالی گفت که توافقی که زرادخانه شیمیایی سوریه را بدون استفاده از زور آمریکا خلع سلاح کند، به همان اندازه پیامی محکم را می‌فرستد. کری گفت: اگر ما این را تحقق بخشیم، می‌توانیم معیاری را برای نوع رفتارمان در قبال ایران و کره‌شمالی به دست آوریم.
حمايت از منافقين اولويت دولت واشنگتن
باشگاه خبرنگاران(27/6/1392): معاون وزير خارجه آمريکا با حضور در کمپ ترانزيت اعلام کرد: حمايت از منافقين اولويت دولت آمريکا است. سفارت آمريکا با صدور اطلاعيه‌اي اعلام کرد: «بريت ماکريگ» معاون وزير خارجه آمريکا، به همراه «جورجي بوستن» معاون نماينده سازمان ملل در عراق روز گذشته به‌طور رسمي از کمپ ترانزيت ويژه منافقين در بغداد بازديد کردند. در اطلاعيه سفارت آمريکا آمده است: معاون وزير خارجه آمريکا ضمن تسليت گفتن به خانواده‌هاي منافقين درخصوص کشته شدن تعدادي از آنها در اردوگاه اشرف، حمايت از منافقين را جزو اولويت‌های دولت آمريکا توصيف کرد.
اوباما: اميدوارم ايراني‌ها از فرصت براي ديپلماسي استفاده کنند!
مهر(26/6/1392): باراک اوباما، رئيس‌جمهور آمريکا، در مصاحبه با شبکه تلويزيوني «تلموندو» اسپانيا ادعا کرد قصد دارد آمادگي حسن روحاني همتاي ايراني خود را براي گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌اي جمهوري اسلامي محک بزند. اوباما در مصاحبه با شبکه تلويزيوني تلموندو گفت: اينجا فرصتي براي ديپلماسي وجود دارد. من اميدوارم ايراني‌ها از اين فرصت استفاده کنند. اوباما گفت: ما اين آمادگي را آزمايش خواهيم کرد.
تکرار خصومت آمریکا با ایران
فارس(27/6/1392): دادگاهی در آمریکا درخواست دولت این کشور را برای مصادره برجی تجاری در نیویورک به اتهام پولشویی برای ایران، اجابت کرد. قاضی دادگاهی در آمریکا به مصادره برجی تجاری در منهتن نیویورک حکم داد. این دادگاه مدعی است درآمدهای ناشی از این ساختمان به‌صورت مخفیانه و برخلاف تحریم‌های علیه ایران، به حساب بانک ملی ایران منتقل شده است. «کاترین فارست» قاضی این دادگاه این حکم را بعد از بررسی شکایتی که دولت آمریکا در سال 2008 به دادگاه برده بود، صادر کرده است.


هویت 321

آمریکا: اخراج به دلیل داشتن حجاب
سياست‌هاي ضد اسلامي دولتمردان آمريكا موجب شده تا در عرصه داخلي اين كشور نيز فشارها بر مسلمانان افزايش يابد. برای نمونه مديران يک شرکت توليد و فروش لباس در آمريکا کارمند مسلمان خود را به دليل داشتن حجاب اخراج کردند. مديران اين شرکت موافقت کرده بودند هاني خان با حجاب اسلامي در شعبه اين شرکت در شهر سان ماتوي کاليفرنيا مشغول به کار شود، اما چهار ماه پس از آغاز به کار، او را از شرکت اخراج کردند. در صورتی که وکلاي کارمند اخراجي گفته‌اند او در مدت زمان اشتغال هيچ‌گاه با اعتراض و انتقاد مردمي روبه‌رو نشد، هاني‌خان در بيانيه‌اي گفت: «از من خواسته شد حجابم را کنار بگذارم، وقتي اين پيشنهاد را رد کردم مرا از کار برکنار کردند.»
انگلیس: ممنوعیت استفاده از روبنده برای دانشجویان

در ادامه سياست‌هاي ضد اسلامي، مشاور وزير کشور انگليس، از نمايندگان پارلمان اين کشور خواست؛ طرحي براي ممنوعيت پوشش برقع و پوشيه توسط زنان مسلمان انگليسي در اماکن عمومي را بررسي و تصويب کنند . مشاور وزير کشور انگليس، از نمايندگان پارلمان اين کشور خواست؛ طرح ممنوعيت پوشش «برقع و پوشيه توسط زنان مسلمان انگليسي در اماکن عمومي» را بررسي و تصويب کنند. اين اظهارات را «جرمي براون» وزير مشاور در امور پيشگيري از جرايم در وزارت کشور انگليس مطرح کرد. وي اولين فرد از مقامات ارشد ليبرال دموکرات‌ انگليس است که نگراني شديد خود را در مورد لباس اسلامي در اماکن عمومي ابراز داشته است. تعداد زيادي از نمايندگان محافظه‌کار اين کشور نيز از دولت لندن خواسته‌اند تا اين مسئله را مد نظر قرار دهد.
آلمان: احكام تبعيض‌آميز عليه مسلمانان در مدارس

«دادگاه اداري فدرال آلمان» در شهر لايپزيك، پس از رسيدگي به شكايت دختر مسلمان مراكشي 13 ساله مقيم آلمان، حكم خود را صادر كرد: در خصوص پرونده شناي دانش‌آموز دختر مسلمان، در استخرهاي مختلط آلمان، شاكي نمي‌تواند به دلايل مذهبي از حضور در كلاس‌هاي مختلط شناي مدرسه سر باز زند. الف) بند 9 كنوانسيون حقوق بشر اروپا (EMRK) كشورهاي عضو اتحاديه را به؛ «آزادي عقيده، آزادي عملكرد و آزادي مذهب» ملزم می‌کند. ب) طبق اصل ديگري در قانون اساسي اين كشور، دولت وظيفه دارد به همه كودكان و نوجوانان مدارس، خدمات يكسان ارائه دهد.قاضي پرونده براي تصميم‌گيري درمورد تعارض ميان اين دو اصل، ترجيح داد با رد اعتراض دختر مسلمان، راه‌حلي «التقاطي» پيشنهاد كند و حق را به مسئولان و مجریان مدرسه بدهد.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

شرحی کوتاه بربیانات امام خامنه‌ای در دیدار فرماندهان و مسئولان سپاه
تجلی هویت ملت ایران در کارنامه درخشان سپاه

دکتر یدالله جوانی

اشاره
فرماندهان و مسئولان شرکت‌کننده در بیستمین مجمع سراسری سپاه به همراه جمعی دیگر از پاسداران و پیشکسوتان این نهاد انقلابی در 26 شهریور ماه با حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)، رهبر فرزانه انقلاب و فرماندهی معظم کل قوا دیدار کردند. در این دیدار مقام معظم رهبری، بیانات بسیار مهم و ارزشمندی را به مناسبت سالروز ولادت امام رضا(ع)، کارنامه درخشان سپاه و رسالت این نهاد انقلابی در پاسداری از انقلاب اسلامی، هویت سیاسی نظام اسلامی و تقابل این هویت با هویت نظام سلطه، ضرورت رعایت هوشمندی در عالم دیپلماسی، آینده درخشان انقلاب اسلامی و ساخت درونی نظام ایراد فرمودند. در این نوشتار، شرحی کوتاه بر مهم‌ترین محورهای بیانات معظم‌له ارائه و تقدیم خوانندگان می‌گردد.

مهندسی الهی در شکل‌گیری مشهدالرضا
شهر مقدس مشهد، پایتخت معنوی ایران اسلامی به حساب می‌آید. مشهد هر ساله شاهد حضور میلیون‌ها زائر ایرانی و غیرایرانی بوده و براساس آمار، هیچ نقطه‌ای در این کره خاکی در سال، به‌انداز مشهدالرضا زائر ندارد. ایرانیان، دلبسته ضامن آهو بوده و زندگی معنوی خود را مدیون وجود بارگاه ملکوتی ثامن‌الحجج در کشور خود می‌دانند. دیدار فرماندهان و مسئولان سپاه در سالروز ولادت باسعادت حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) با مقام معظم رهبری، سبب شد تا معظم‌له در سخنان آغازین، مطالب بسیار ارزشمندی را درباره مقامات عالم آل محمد(ص) ایراد فرمایند. مقام معظم رهبری در این بخش از مطالب خود، ضمن اشاره به مقامات معنوی و روحانیت ائمه اطهار (علیهم‌السلام) به نقش حضرت رضا(ع) در توسعه اسلام در دوران بیست‌ساله امامت‌شان پرداخته و فرمودند: «نزدیک به بیست سال- تقریباً‌نوزده سال- مدت امامت این بزرگوار است؛ اما همین مدت‌کوتاه را که ملاحظه می‌کنید، تأثیری که در واقعیت دنیای اسلام گذاشت و به گسترش و عمقی که به معنای حقیقی اسلام و پیوستن به اهل بیت‌(علیهم‌السلام) و آشنا شدن با مکتب این بزرگواران انجامید، یک داستان عجیبی است، یک دریای عمیقی است.»
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضور امام رضا(ع) و دیگر امام‌زاده‌های بزرگوار در سرزمین ایران را که موجب گسترش مکتب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در این منطقه از جهان شد، مهندسی الهی دانسته و فرمودند: «... مأمون طی همان قضایایی که شنیده‌اید و تکرار شده است و می‌دانید، احساس می‌کنید که ناچار است علی‌بن موسی‌الرضا(ع) را- که با نیت‌های خاص خودش، آن بزرگوار را از مدینه کشانده بود، آورده بود، به خود نزدیک کرده بود و قصد کشتن آن بزرگوار را هم نداشت- برخلاف آنچه تدبیر کرده بود، به شهادت برساند؛ کار قضای الهی و اراده الهی و تدبیر الهی- که پاره تن پیغمبر در این نقطه دور دست از مدینه مدفون بشود که خود این یک تدبیر الهی است، یک مهندسی الهی است- به وسیله دشمنان اهل‌بیت انجام بگیرد.»

کارنامه درخشان سی‌وچند ساله سپاه
سپاه و پاسداران در این دیدار، مدال و نشانی پرافتخار از فرماندهی معظم کل قوا و نایب امام زمان(عج) دریافت کردند. این مدال افتخار، گویای این واقعیت است که سپاه همچنان در آن جایگاهی قرار دارد که حضرت امام خمینی(ره) در وصفش فرمودند: «اگر سپاه نبود، کشور هم نبود.» و همچنین فرمودند: «ای کاش من هم یک پاسدار بودم.» رهبر معظم انقلاب اسلامی با تصریح بر اینکه نگاه‌شان به سپاه، یک نگاه واقع‌بینانه است و از باب تعارف سخن نمی‌گویند، در وصف این نهاد انقلابی فرمودند: «کارنامه سپاه در این سی‌وچند سال، یک کارنامه درخشان است؛ این کلمه را به‌عنوان یک کلمه متعارف و معمول و جاری شونده بر زبان در خیلی از جاها عرض نمی‌کنم، واقع قضیه این است.»
واقع‌ قضیه را با نیم‌نگاهی به موقعیت کنونی انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و شرایط کشور به‌رغم توطئه‌ها و دشمنی‌های سی‌وچند ساله دشمن می‌توان ملاحظه کرد. دشمنانی که با برخورداری از تمامی ابزارهای مادی قدرت، مصمم بودند تا انقلاب اسلامی را در همان ماه‌های اول به نقطه پایان رسانده و نهال نوپای جمهوری اسلامی را از بن برکنند. دشمنان برای رسیدن به این مقصد، ترور رهبران و نیروهای انقلابی، ایجاد هرج‌ومرج و ناامنی در کشور، راه‌اندازی غائله‌های قومی در مناطق قومیتی با هدف تجزیه کشور، حمله نظامی خارجی با تحریک و پشتیبانی از عراق، هواپیماربایی و... در دستور کار خود قرار دادند. اگر تا به امروز تمامی این توطئه‌های نظام سلطه علیه انقلاب و جمهوری اسلامی با شکست مواجه شده، وجود نهادی برای نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن به نام «سپاه» بوده است. ناکامی دشمنان در تحقق اهداف‌شان در قبال انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی، نشان می‌دهد که سپاه پاسداران به خوبی توانسته، رسالت اسلامی و انقلابی خود را تحقق بخشد و بر همین اساس، از سوی رهبر معظم انقلاب کارنامه‌اش درخشان توصیف گردد.

کارنامه‌ سپاه، نمایشگر تجربه ملت است
سپاه پاسداران، یک نهاد انقلابی جوشیده از متن مردم و عصاره فضایل ملت ایران است. سپاه از اول شکل‌گیری تا به امروز، از مردم و برای مردم بوده و از طریق بسیج، به نیروی راهبردی و پایان‌ناپذیر مردم اتصال داشته است. سپاه خود را مردمی دانسته و مردم نیز، سپاه را از خود می‌دانند. بر همین اساس، رهبر معظم انقلاب اسلامی، کارنامه سپاه را، نمایشگر تجربه یک ملت دانسته و می‌فرمایند: «کارنامه سپاه در این مدت در واقع نمایشگر تجربه یک ملت است؛ یعنی اعماق شخصیت و هویت ملت ایران را می‌توان در این کارنامه مشاهده کرد؛ چون سپاه با ایمان و عقیده وارد میدان شد. میدان یعنی چه؟ میدان «مجاهدت و مقاومت». با هوش‌ترین و قوی‌ترین فرماندهان نظامی را تربیت کرد؛ این کسانی که در سنین جوانی و کمتر از سی‌سال، طراحان و به تعبیر فرنگی‌ها استراتژیست‌های برجسته میدان جنگ در سپاه شدند، هیچ دانشگاه نظامی ندیده بودند، این تربیت سپاه بود، تربیت این فضا بود که فضای نورانی است؛ تربیت این سازمان بنا گذاشته شده بر مبنای ایمان و عقیده بود؛ آن شخصیت‌های برجسته را- که هرگز ملت‌ها و تاریخ ما اسم آنها را فراموش نخواهد کرد- تربیت کرد؛ این هنر سپاه است.»
واقعیت آن است که سخنان بلند و پرمغز رهبری را نمی‌توان در کلماتی کوتاه شرح داد و حق مطلب را ادا کرد. اگر روزی افتخار ایران و ایرانیان افرادی چون رستم و سهراب در داستان‌های شاهنامه فردوسی بود؛ امروز در پرتو حماسه‌آفرینی‌های سرداران شهیدی چون تهرانی‌مقدم، کاظمی، شوشتری، صیاد شیرازی، همت، باکری، خرازی، بروجردی، چمران و...، رستم و سهراب‌های شاهنامه به حاشیه رانده شده‌اند. اکنون این شهیدان زنده و والامقام، هر یک به اسطوره‌هایی تبدیل شده‌اند که باید فردوسی‌های زمان، به نگارش حماسه‌آفرینی‌های آنان در مسیر دفاع از اسلام، عزت‌بخشی به ملت ایران و اعتلای کشور همت گمارند.

سپاه تربیت‌کننده نیرو برای دستگاه‌های حاکمیتی
بخشی از کارنامه درخشان سپاه از منظر ولایت، نقش این سازمان در تربیت نیروهای متخصص و توانمند برای اداره کشور در حوزه‌های گوناگون می‌باشد. سپاه پاسداران در دهه اول انقلاب، بهترین جوانان را برای دفاع از انقلاب و کشور جذب نمود و در درون خود پرورش داد. با پایان یافتن جنگ و در سال‌های بعد، نیروهای تربیت شده و پرورش‌یافته در نهاد مقدس سپاه، مورد درخواست دستگاه‌ها و سازمان‌های حاکمیتی و حکومت قرار گرفته و بدین صورت، پدیده صادرات نیروهای متخصص، توانمند و با انگیزه سپاه به خارج از آن شکل گرفت. حضور افرادی با سابقه جهاد و برخوردار از دو ویژگی تعهد و تخصص در مجموعه‌های غیرنظامی، تحولات انقلابی را رقم زد و امروز آثار خدمات این افراد برای کشور در حوزه‌های گوناگون زبانزد است. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، کار ویژه سپاه در امر تربیت نیرو و صادرات آن را اینگونه بیان می‌دارند: «... این در زمینه جنگ؛ علاوه بر این، با تدبیرترین و قوی‌ترین و بهترین مدیران کشور را هم در زمینه غیرنظامی، باز می‌بینیم سپاه تربیت کرده و تحویل داده؛ صادرات انسانی سپاه به مجموعه دستگاه‌های حاکمیتی نظام جمهوری اسلامی یک فهرست طولانی و افتخارآمیز است؛ کارنامه سپاه این است.»
هر چند دشمنان خارجی آگاه و دانا و برخی از جریان‌های تنگ‌نظر داخلی نادان، حضور افراد باسابقه جهاد را در حوزه‌های غیرنظامی برنمی‌تابند، لکن واقعیت آن است که این افراد از بهترین سرمایه‌های انسانی کشور به حساب آمده و تاکنون نقش برجسته‌ای در پیشرفت‌های ایران ایفا نموده‌اند.

ثبات قدم سپاه در انقلابی زیستن
مروری بر کارنامه نیروهای با سابقه انقلابی به صورت فردی و گروهی، نشان می‌دهد که متأسفانه برخی از این افراد یا گروه‌ها، در گذر زمان و با تغییر شرایط، در پیشینه خود تجدیدنظر کرده و دچار نوعی استحاله شده و از کسوت انقلابی بودن و حرکت در مسیر انقلاب خارج شدند. سپاه پاسداران در این مسیر، ذره‌ای تغییر نکرده و بر زیست انقلابی خود ثابت‌قدم و پایدار مانده است. از دیدگاه امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، این ثبات‌قدم سپاه در مسیر انقلاب، بخشی از همان کارنامه درخشان است که از دیده‌ها نباید پنهان باشد. معظم‌له در این خصوص می‌فرمایند: «یکی از بخش‌های مهم کارنامه سپاه، انقلابی زیستن و انقلابی ماندن است؛ یعنی حوادث و جریانات نتوانست این تشکیلات مستحکم و قوی‌بنیه را از مسیر اصلی و درست، به بهانه اینکه دنیا تغییر کرده، زندگی تغییر کرده، منحرف کند، بهانه‌هایی که می‌شنوید و می‌بینید که می‌آورند، برای وادادگی‌ بهانه می‌آورند، برای پشیمانی بهانه‌ می‌آورند، بهانه هم این است که دنیا تغییر کرده، همه چیز عوض شده، خب، یک چیزهایی عوض نمی‌شود؛ از اول تاریخ تا امروز حُسن عدالت و عدالت‌طلبی انسان تغییر نکرده، زشتی ظلم تغییر نکرده، حسن استقلال ملی و عزت ملی تغییر نکرده، اینها و بسیاری از اصول دیگر که تغییرپذیر نیست. اینکه دنیا تغییر کرده، بهانه نمی‌شود برای اینکه ما رفتار خودمان، هدف خودمان، آرمان خودمان را عوض کنیم؛ وقتی آرمان عوض شد، راه عوض می‌شود؛ وقتی هدف نهایی عوض شد، دیگر معنی ندارد که شما در راه قبلی حرکت کنید، می‌روید به سمت هدف جدید که راه جدیدی است، راه دیگری است. یکی از مهم‌ترین نقاط قوت سپاه ایستادگی و استقرار و ثبات‌قدم در این راه نورانی است.»

سپاه باید اولویت‌های پاسداری را بشناسد
سپاه، پاسدار انقلاب است و در هر عرصه‌ای که انقلاب نیاز داشته باشد، این نهاد انقلابی به اقتضای رسالت خود باید حضور داشته باشد. این حضور تابع شرایط است و لزومی ندارد که سپاه در هرزمان در تمامی عرصه‌ها ورود داشته باشد. باید اولویت‌ها شناخته شود و براساس این اولویت‌ها، به پاسداری از انقلاب همت گمارد. اکنون باید چالش اصلی انقلاب و جمهوری اسلامی را شناخت. سپاه باید انقلاب و موقعیت آن را با توجه به تحولات جاری مدنظر قرار داده و مأموریت‌های خود را بر این اساس تعریف کند. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی از همین منظر اولویت‌هایی را که باید سپاه مورد توجه قرار دهد؛ تبیین کرده و فرمودند: «آنچه که مهم است این است- این را من می‌خواهم عرض بکنم- سپاه، پاسداران انقلاب اسلامی است؛ نمی‌خواهم بگویم این پاسداری به معنای این است که در همه عرصه‌ها- عرصه علمی، عرصه فکری، عرصه فرهنگی، عرصه اقتصادی- سپاه باید بیاید پاسداری کند؛ نه منظورم این نیست؛ لکن مقصود این است که سپاه به‌عنوان یک موجود زنده باید بداند که از چه می‌خواهد پاسداری کند؛ این انقلاب چیست. لزومی ندارد. حتماً سپاه در عرصه سیاسی برود به پاسداری بپردازد؛ اما باید عرصه سیاسی را بشناسد. این خلط مبحثی که بعضی می‌کنند باید به دقت روشن بشود؛ نمی‌شود که یک مجموعه‌ای به‌عنوان بازوی نگاهبان و پاسدار انقلاب در کشور تعریف بشود؛ امادر زمینه جریانات‌ گوناگون سیاسی- بعضی انحرافی، بعضی غیرانحرافی، بعضی وابسته به اینجا و آنجا- چشم بسته و ناآگاه و نابینا داشته باشد، این معنا ندارد؛ باید بداند که از چه می‌خواهد دفاع کند. اینکه ما بیاییم چالش انقلاب را فرو بکاهیم به چالش‌های سیاسی و خطی و جناحی و مقابله زید و عمرو با یکدیگر، این سهل‌نگری است، مسامحه است، سهل‌انگاری است؛ چالش انقلاب اینها نیست.»

چالش اصلی انقلاب، تقابل دو هویت است
از منظر ولایت و مبتنی بر شواهد گوناگون، چالش اصلی انقلاب و جمهوری اسلامی، تقابل جدی نظام اسلامی با نظام سلطه است. تقابلی که ریشه در تضاد دو هویت دارد. هویت نظام اسلامی در تضاد با هویت نظام سلطه است. این چالش را باید همه نیروهای انقلابی و به‌ویژه سپاه باید همواره مورد توجه قرار دهد. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در این راستا می‌فرمایند: «چالش اساسی انقلاب عبارت است از اینکه انقلاب یک نظم جدیدی را برای بشریت ارائه کرده.... زبان این انقلاب پیامی بود زبانی بود که نمی‌تواند و نمی‌توانست- به طبع حال- در مرزهای ایران منحصر بماند؛ یک مفهوم جهانی، یک حقیقت جهانی، یک حقیقت بشری به وسیله انقلاب پیام داده شده که هر کس در دنیا آن را بشنود احساس می‌کند که به این پیام دلبسته است. آن پیام چیست؟ اگر بخواهیم آن پیام را در شکل اجتماعی و انسانی آن در یک جمله بیان بکنیم؛ مقابله با نظام سلطه است. این پیام انقلاب است. نظام سلطه، نظام تقسیم دنیا به ظالم و مظلوم است؛ منطق انقلاب که منطق اسلام است؛ «لاتظلمون و لاتظلمون» است؛ نباید ظلم کنید و نباید بگذارید به شما ظلم بشود. کیست که در همه صفحه بشری و عرصه وجود انسان که از این پیام خرسند نباشد، به این پیام دلبسته نشود؟»
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، دلیل تمامی دشمن‌های نظام را در همین سلطه را در همین پیام انقلاب ایران و اقبال عمومی ملت‌ها به این پیام دانسته و بر همین اساس، بر هوشمندی و ایستادگی در برابر نظام سلطه و توطئه‌های آن تأکید دارند.

ضرورت رعایت هوشمندی در عالم دیپلماسی
نظام سلطه طی سالیان گذشته با محوریت آمریکا برای عقب راندن ملت ایران از مواضع حق‌طلبانه خود و متوقف ساختن آن از حرکت در مسیر انقلاب به سمت آرمان‌های والای انقلابی، فشارهای گوناگون و گسترده‌ای را به‌ویژه در حوزه اقتصادی بر ایران وارد ساخته است. دشمنان با این فشارها و بهانه‌جویی در موضوع هسته‌ای، به‌دنبال تحمیل اراده خود بر جمهوری اسلامی از طریق مذاکره هستند. مقام معظم رهبری با توجه به شرایط کنونی، دقت و ضرورت رعایت هوشمندی در مذاکرات و عالم دیپلماسی را گوشزد کرده و می‌فرمایند: «ما مخالف با حرکت‌های صحیح و منطقی دیپلماسی هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسی، چه در عالم سیاست‌های داخلی، بنده معتقد به همان چیزی هستم که سال‌ها پیش اسم‌گذاری شد. «نرمش قهرمانانه»، نرمش در یک جاهایی بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبی ندارد.»

آینده انقلاب بسیار روشن است
در این دیدار فرازهای پایانی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، به آینده روشن انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی اختصاص پیدا کرد. معظم‌له با استدلا‌لهای قوی در این خصوص فرمودند: «آخرین مطلب من هم این است: به نظر بنده، آینده روشن است. برای انقلاب اسلامی؛ نه به معنای یک دل‌ خوش‌کنک؛ بلکه به معنای ملاحظه همه آنچه که جلوی چشم ما است.»


نگاه یک
علی اسماعیلی

پاسخ مثبت سپاه به درخواست دولت
پس از انتخاب آقای روحانی به‌عنوان رئیس‌جمهور یازدهم بسیاری از رسانه‌ها، شخصیت‌ها و سیاسیون اصلاحات که آغاز به کار دولت ایشان را ـ به گمان خود ـ روزنه‌ای برای ورود به عرصه قدرت و بازسازی جریان ورشکسته‌شان می‌دانند، از هیچ تلاشی در این راستا کوتاهی نمی‌کنند. تا جایی که از دخالت در چینش کابینه، تا ارائه رهنمودهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... از سوی اصلاح‌طلبان و رسانه‌های آنها را شاهدیم! در همین راستا، این جریان، به‌ویژه افراطیون آن که ضربات سختی از سپاه و بسیج در فتنه ۸۸ خورده‌اند، در اولین اقدام و در خطی هماهنگ و یکپارچه با دشمنان خارجی، حمله به سپاه را در اولویت خود قرار دادند. از این‌رو رسانه‌های زنجیره‌ای اصلاحات به بهانه‌های مختلف از جمله بهانه فعالیت‌های سپاه در عرصه اقتصاد، با ارائه اخبار، گزارشات و مصاحبه‌ها و... به‌صورت تلویحی و یا علنی از دولت آقای روحانی خواستند تا به گمان آنان، دست سپاه را از انجام پروژه‌های اقتصادی و ملی کوتاه نماید! اما سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر روحانی در بیستمین مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه آب پاکی بر چندماه هجمه رسانه‌های زنجیره‌ای به نهاد مقدس سپاه بود. دکتر روحانی که ۲۰ سال سابقه نمایندگی مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی را برعهده داشته و به خوبی از شرایط و اوضاع کشور و به‌ویژه نقش سپاه در حفاظت و صیانت از کشور و انقلاب و همچنین نقش آن در ساختن ایران اسلامی به‌خوبی آگاه است و می‌داند که سپاه به‌واسطه داشتن ظرفیت‌های بزرگ علمی، تخصصی، فنی و انسانی متعهد و متخصصش می‌تواند یاور بسیار خوب و توانمندی برای دولتش باشد، از این‌رو طبیعی است که ایشان نیز همانند دولت‌های گذشته، از سپاه پاسداران برای کمک به دولت خود به‌ویژه در پیشبرد پروژه‌های بزرگ اقتصادی وملی یاری بطلبد. هرچند که در چند شماره پیش و در اوج حمله روزنامه‌های زنجیره‌ای علیه سپاه، نگارنده به برخی اتهامات آنان پاسخ داده و همانجا هم گفته شد که سپاه به‌دنبال گرفتن پروژه‌های اقتصادی نیست، بلکه این دولت‌ها هستند که با توجه به توانمندی‌ها و تجربیات ارزشمند سپاه در عرصه اقتصاد به کمک سپاه نیاز دارند. اظهارات اخیر دکتر روحانی در جمع فرماندهان سپاه نشان داد که ایشان به خوبی از توانمندی‌های سپاه آگاه هست، تا آنجا که می‌گوید: «سپاه دارای توان نیروی انسانی، تجهیزات و برنامه‌ریزی است و باید امروز در شرایطی که دشمن اقتصاد را هدف قرار گرفته وارد عمل شده و با شناختی که از شرایط کشور و ملت دارد، آستین بالا زده و بخشی از بار مردم، نظام و دولت و چند پروژه ملی و بزرگ را برعهده گیرد.»
سپاه امروز با درک شرایط حساس کشور و به‌ویژه تحمیل تحریم‌های ظالمانه غربی‌ها علیه ایران و با توجه به وظیفه ذاتی‌اش در حفظ و صیانت نظام و انقلاب اسلامی و از آنجا که یکی از راه‌های حفاظت از نظام، سازندگی کشور و انجام پروژه‌های بزرگ ملی و اقتصادی است، پس چون گذشته و با استقبال از درخواست رئیس‌جمهور محترم و در راستای تحقق حماسه اقتصادی، به دولت جدید نیز یاری خواهد رساند. سپاه به‌خوبی می‌داند که علت تمامی دشمنی و عناد استکبار و برخی جریانات تندرو داخلی، به نقش موثر و تأثیرگذار سپاه در حفاظت از نظام و انقلاب بر می‌گردد و تمام این هجمه‌های داخلی و خارجی با هدف به انفعال کشاندن این نهاد تأثیرگذار انجام می‌پذیرد. هدفی که البته امروز با هوشیاری دولت، مردم و پاسداران، نقش بر آب شده است و سپاه مصمم‌تر از همیشه و در تمام عرصه‌ها از جمله اقتصادی و با هدف صیانت از نظام و انقلاب پیشتاز است و در این راه از هیچ کمکی نیز به دولت جدید دریغ نخواهد کرد.


نگاه دو
علی حیدری

فضاسازی‌های رسانه‌ای دشمن نسبت به دو سخنرانی!
هفته گذشته بیستمین مجمع سراسری فرماندهان سپاه برگزار شد که میهمان ویژه مراسم افتتاحیه آن، دکتر حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان بود. تقریباً همه سخنان رئیس‌جمهور در این مجمع به سپاه مربوط می‌شد. آنجا که در ابتدای صحبت‌های خود گفت که عطر و بوی همت‌ها، باکری‌ها، خرازی‌ها، کاظمی‌ها ‌‌و زین‌الدین‌ها ‌‌را از جمع فرماندهان سپاه استشمام می‌کند، تا آنجا که بدون تعارف اعلام کرد نیرویی که امروز هم در خط مقدم و صف اول ایستاده و باید بایستد سپاه است و در آخر هم از لزوم حضور بیش از پیش سپاه در عرصه اقتصادی و اجرای پروژه‌های ‌ملی و مبارزه با قاچاق کالا سخن گفت و آن را به عنوان یک خواسته رسمی مطرح کرد.
چند ساعت پس از آن که سخنان آقای روحانی از رسانه‌های ‌مختلف منتشر شد، واکنش‌های ‌رسانه‌های ‌خارجی به آن هم آغاز شد. البته چنین واکنش‌هایی برای مردم ایران، چیز جدیدی نبود، چرا که مشابه آن را ده‌ها بار در جریان موضوعات مختلف سیاسی از طریق این شبکه‌ها شنیده‌اند. اما گویا شنیدن چنین توصیفاتی از جایگاه و نقش سپاه در طول دوران حیات این نهاد مقدس از زبان رئیس جمهور اسلامی ایران، برای آنها بسیار سنگین بود تا جایی که نتوانستند خبر آن را بدون جهت‌گیری خاص خودشان منتشر کنند. چیزی که مدام شعار آن را می‌دهند و می‌کوشند القا کنند که در خصوص مسائل و تحولات سیاسی با بی‌طرفی برخورد می‌کنند. برخی از این رسانه‌ها ‌‌تلاش کردند تا سپاه را نهادی صرفاًً نظامی و امنیتی معرفی کنند که در سال‌های ‌اخیر حضور قابل ملاحظه‌ای در مسائل سیاسی و اقتصادی داشته است!
اما بنگاه سخن‌پراکنی انگلیس که گویا از این اظهارات به شدت عصبانی بود، پا را فراتر گذاشت و دست به تحریف سخنان رئیس‌جمهور زد. بی‌بی‌سی نوشت: «روحانی از سپاه خواست با بخش خصوصی رقابت نکند.» در حالی که دکتر روحانی گفته بود: «سپاه رقیب بخش خصوصی نیست، سپاه پیمانکار نیست، سپاه نقش مکمل را دارد.» این شبکه در جای دیگر هم نوشت: «روحانی از سپاه خواست وارد فعالیت‌های سیاسی نشود.» در حالی‌که باز هم واقعیت این نبود، بلکه رئیس‌جمهور در این‌باره گفت: «سپاه مافوق جریانات سیاسی است و نه در کنار جریانات سیاسی؛ بلکه برتر از آن است و جایگاهش چیز دیگری است. جایگاهش جایگاه ملت است.»
در دومین روز برگزاری مجمع، فرماندهان و مسئولان سپاه و جمعی از پاسداران به حضور رهبر فرزانه انقلاب شرفیاب شدند. پس از بیانات معظم‌له بود که موج دوم رسانه‌های ‌ضد انقلاب علیه سپاه پاسداران شکل گرفت. برخی از این رسانه‌ها ‌‌در صدد القای این مطلب بودند که رهبری انقلاب از دعوت دکتر روحانی برای دوری سپاه از ورود به اختلافات سیاسی داخل کشور ـ که آن هم به دور از واقعیت بود-ـ حمایت کرده است! و برای آن بهانه‌های ‌مضحکی چون اتهامات اصلاح‌طلبان علیه بسیج به دلیل مشارکت در مقابله با اغتشاشات پس از انتخابات سال 2009 (انتخابات سال 88) را مطرح می‌کردند. در حالی که ایشان این طور فرمودند: «سپاه برای حفاظت از انقلاب، حتماًًً باید از تحولات و جریان‌های عرصه‌های ‌مختلف شناخت كافی و كامل داشته باشد» و ادامه دادند: «ضرورتی ندارد سپاه در عرصه سیاسی فعالیت كند، اما پاسداری از انقلاب نیازمند شناخت دقیق واقعیت‌هاست. بنابراین نمی‌شود مجموعه‌ای كه بازوی نگهبان انقلاب است درباره جریان‌های گوناگون انحرافی، غیرانحرافی وابسته و یا دیگر جریان‌های سیاسی، چشمی بسته و نابینا داشته باشد.»
این میزان حساسیت نسبت به یک نهاد انقلابی و مواضع و دیدگاه‌هایی که درباره آن از سوی مسئولان عالی نظامی مطرح می‌شود، نشان‌دهنده جایگاه این نهاد مقدس در جمهوری اسلامی، منطقه و جهان است، چرا که همان کسانی که پروژه «ایران‌هراسی» را اجرا می‌کنند، همواره پروژه «سپاه‌هراسی» را هم دنبال کرده‌اند و سپاه و پاسدارانش به خوبی از پیر سفرکرده خود آموخته‌اند که نباید منتظر تعریف دشمن باشند و این‌گونه برخوردها نشان از درماندگی دشمن در برابر فرزندان سبزپوش ملت ایران دارد.


 

صفحه 7 گزارش

 

 

نگاهي به نقش شبكه‌هاي ماهواره‌اي در تغيير كاركردهاي خانواده(۳)
هجوم ماهواره به بنیان خانواده

معصومه محمّدي سیف

افرادي كه بيشتر وقت خود را پاي چنين برنامه‌هايي مي‌گذرانند، ناخودآگاه حوزه‌هاي تعاملي خود را كاهش مي‌دهند. الگوهايي متناقض و نامتعارف دريافت كرده و به صورت فريبكارانه، نياز خود را در محيطي خارج از چارچوب خانواده ارضا مي‌كنند. همين‌طور فراگيري لذت‌هاي تخيلي و هيجاني از طريق ماهواره، به صورت معضلي جهاني درآمده، بسياري از افراد از اين طريق به هيجانات و لذت‎هاي آني دست مي‌يابند. گزارش‌های تحقيقي حاكي است كه اغلب كودكان و نوجوانان در جوامع امروزي از طريق فيلم‎هاي جنسي ماهواره با مسائل جنسي آشنا مي‌شوند كه اين موضوع، آغاز انحراف و اختلال جنسي در آنان مي‌شود و جنبه‌هاي آسيب‌شناسي رفتار جنسي در مخاطبان به‌خصوص، جوانان كم‌سن‌وسال افزايش مي‌يابد.
علت اصلي بسياري از بيماري‌ها و اختلالات جنسي در افراد، فراگيري و اجراي رفتارهاي نامتعارف جنسي و اختلالات رفتار جنسي است كه از برنامه‌هاي ماهواره الگوبرداري می‌شود. به اين صورت كه اين برنامه‌ها، انواع توقعات جنسي را در بينندگان خود ايجاد مي‎كنند كه براي ارضاي آن‎ها حاضر مي‌شوند هر نوع انحرافي را مرتكب ‌شوند. تبليغ و ترويج انواع آزادي‎هاي جنسي و توجيه ادبيات فرويدي، كه مخاطب را به نوعي به سمت اعمال زشت و آزاردهنده، تشويق و ترغيب مي‌كند. عدم كنترل اين صفت (سيري‌ناپذيري) در انسان و تبليغ بازار روابط آزاد جنسي در چنين شبكه‌هايي، همسران را نيز متحول می‌سازد و آنان را به سوی خواسته‌هاي جديدتر سوق مي‌دهد، تا جایی كه زوجين از بودن در كنار شريك قانوني خود لذت نمي‎برند و جز تكرار و دلزدگي از هم احساسي ندارند، ديگر، هيچ‌يك از همسران براي هم جذابيتي نداشته و تصاوير، فيلم‎ها و پورنوگرافي‌ها، بخشي از نيازهاي جنسي آن‌ها را برآورده می‌سازد. اين وضعيت موجب مي‌شود كه در زندگي واقعي، از شريك جنسي خود كمتر احساس رضايت كنند و گاه باوجود داشتن همسر قانوني، به تبعيت از برنامه‌هاي ماهواره‎اي عشق خود را در جاي ديگر جست‌وجو كنند و با افراد متعددي خارج از چارچوب خانواده رابطه برقرار كنند. چنين وضعيتي همچنين مي‌تواند اين ديدگاه را در فرد ايجاد كند كه پيمان ازدواج به دوران آزادي دختر و پسر خاتمه مي‌دهد. زيرا پس از ازدواج اين آزادي محدود مي‌شود، به همين دلیل بينندگان منفعل ترجيح مي‌دهند كه يا اصلاًً ازدواج نكنند يا با تأخير ازدواج كنند، زيرا در بيرون از خانه و دور از ازدواج رسمي، مي‌توانند با تنوع و آزادي جنسي بيشتري ارضا شوند. از اين‏رو، هنجارها و ارزش‌هايي كه چنين شبكه‌هايي سرلوحه برنامه‌هاي خود قرار مي‌دهند، نه تنها مروّج ارزش‏هاي ديني و اخلاقي نيست، بلكه خود عامل ايجاد ناهنجاري در سطح خانواده می‌شود و براي ترويج و تثبيت افكار، ايده‏ها و ارزش‏هاي شخصي و گروهي مخاطب را به سوي انحراف از ارزش‏ها و بي‌بندوباري‌ها سوق ‏مي‌دهد. امري كه در جامعه‌اي مثل جامعه ما بسيار ناپسند و خلاف عرف و اخلاق عمومي است و اين نوع رفتار با فرهنگ ديني ما همخواني ندارد. چنين مسائلي حتي در جوامع غربي نيز به عنوان ناهنجاري وجود داشته و با اين ناهنجاري‌ها برخورد مي‌شود، اما شبكه‌هاي ماهواره‌اي به بيننده‌ منفعل اين‌گونه القا مي‌كند كه در كشورهاي غربي چنين روابطي مورد پذيرش است. اين رسانه «به واسطه بار فرهنگي كه دارد، تأثير بسيار زيادي بر چگونگي فرهنگ و نظام آموزشي افراد جامعه مي‌گذارد.» (منادي،1385: 207) چراكه قدرت فوق‌‎العاده‌اي روي اذهان آدمي دارد؛ قدرتي كه تاكنون سابقه نداشته است، به طوری که اگر در مقابل نفوذ آن مقاومت نكنيم، ما را از جاده‌ تمدن دور خواهد كرد. (بوستي، 1379: 104)
بر اساس تحقيقات انجام شده به‌طور كلي مي‌توان آثار شبكه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي را به قرار زير دسته‌بندي كرد:
1ـ از دست دادن رضايت از زندگي: با مشاهده زندگي‌هاي زناشويي، همچنين پژوهش‌هايي که نگارنده در حوزه‌ خانواده طي سال‌هاي اخير انجام داده‌است، با تحليل محتواي دقيق مطالب مصاحبه‌ها و مقايسه‌ بين آنها اين نکته يادآور مي‌شود که، با ورود ماهواره به فضاي خصوصي خانواده‌ها، اکثر زنان و مردان تحت تأثير برنامه‌هاي ماهواره‌اي، رضايت از زندگي خويش را از دست داده، علت اين نارضایتي را در ابتدا ناسازگاري و نارضايتي جنسي ذکر کرده‌اند. طي مصاحبه‌هاي پي‌درپي، اکثر زوج‌ها بر اين امر اذعان داشتند که همسران‌شان با تماشاي صحنه‌هاي جسورانه‎ جنسي، تحت تأثير تبليغات وسوسه‌انگيز و دروغين و تصاوير مستهجن ماهواره، هويت خود را با بازيگر روي صحنه يکي می‌دانند و برای هرچه شبيه‌تر کردن خود به او تلاش مي‎کنند. شادکامي و رضايتمندي جنسي را تنها، بودن در کنار فردي همچون الگوهايي که ماهواره به نمايش مي‌گذارد، مي‌دانند. بعضي از اين زوج‌ها به دلیل خيانت ‌همسرشان تقاضاي طلاق کرده، در پي گرفتن انتقام از همسر، ارتباط عاطفي و جنسي خود را با فرد ديگري از سر گرفته بودند. اما گروه دوم که تعدادشان بيش از گروه اول بود؛ با وجود خيانت، به زندگي با همسرشان ادامه داده، به دليل ساختار فرهنگي جامعه، تأکيدات اسلام بر قبح طلاق و پيامدهاي آن به خصوص با وجود فرزندان در خانواده، در بسياري از موارد، اگرچه از زندگي مشترک نارضايتي شديد داشتند، حاضر به جدايي نشدند و به زندگي سرد توأم با فرسايش روحي و رواني و حتي جسمي و چه بسيار متشنج براي سال‌هاي زيادي ادامه دادند. در اين طلاق عاطفي، زن و مرد بدون جاري کردن صيغه‌ طلاق، زير يک سقف، اما به صورت جدا از يکديگر زندگي کردند. طلاق عاطفي، ضربه‌ سنگيني به خانواده‌ وارد ساخته بود. وضعيت اين گروه نسبت به گروه اول بسيار ناراحت‌کننده بود، چرا که مدام از سردي روابط با همسر و فاصله‌اي که بين‌شان به وجود آمده بود، سخن مي‌گفتند؛ از سايه‌ تاريک نارضايتي و آشفتگي که بر اخلاق، رفتار و فعاليت‌هاي روزمره‌ آنها گسترده شده بود. اين گروه همچنان محيط ناآرام و پر تنشي را در کنار ماهواره سپري مي‌کنند و تنها به اين مي‌انديشند که سرانجام خانواده چه خواهد شد؟
2. القاي ضدارزش‌ها به جاي ارزش‌ها: شبكه‌هاي ماهواره‌اي قادرند احساس شخص از واقعيت را تغيير دهند و با تأثيرگذاري بر افكار و روان مخاطبان خود، به راحتي نوع ديدگاه و سلايق و حتي توقعات مردم را متحول سازند. گربنر، معتقد است درس‌هايي كه بينندگان از تلويزيون مي‌آموزند، احتمالاً در آينده پايه‌‌هايي براي جهان‌بيني وسيع آن‌ها مي‌شود. تلويزيون منبع معناداري از ارزش‌هاي عمومي، عقايد قالبي، ايدئولوژي و ديدگاه‌ها را به مخاطبان تحميل مي‌كند. (گربنر،1980)
تلويزيون نه‌تنها قواعد و قوانين حاكم بر ارتباط و تعامل بين انسان‌ها، بلكه نگرش انسان‌ها را نسبت به خود، ديگران و جهان تغيير مي‌دهد. (اولسون، 1377 :5) اين واقعيت را نبايد ناديده گرفت كه ارزش‏هاي غيراخلاقي به راحتي از طريق ماهواره در قالب قواعد و هنجارها و نمادها قابل پياده شدن در محيط خانواده است. ماهواره‏ با توجه به توانمندي‏هايي كه دارد، يكي از عوامل بسيار مهم دگرگوني ارزش‏ها و باورهاست، چه اينكه قادر است با برنامه‏ريزي‏هاي دقيق و كنترل شده، انديشه‏هاي مردم يك جامعه را شكل داده و رفتار آنان را به صورت دلخواه سمت‌وسو دهد. شبكه‌هاي ماهواره‌اي در قالب برنامه‌ها و آگهي‌ها، ارزش‌هاي متفاوتي چون فرهنگ برهنگي، مصرف‌گرايي، تجمل‌پرستي، ترويج بي‌مبالاتي اخلاقي و... را به نمايش مي‌گذارند و رفته رفته فرهنگ وقار و پوشيدگي به فراموشي سپرده مي‌شود. رقابت براي عرضه هر چه بيشتر جذابيت‌هاي جنسي، به فرهنگ غالب در شبكه‌هاي ماهواره‌اي تبديل شده، «در اين جاست كه شخصيت انسان نقش بازي مي‌كند. يعني، هنجارها و ارزش‌هايي كه فرد دروني كرده، در اينجا خود را نشان مي‌دهد.» (منادي، 1385: 51) بينندگان هم به تدريج از چنين ارزش‌گذاري‌هايي متأثر شده و براي عقب نماندن از ارزش‌هاي پيشرفته‌ جوامع غربي، ارزش‌هاي ديگري را چون برهنگي و سبك آرايش و لباس خاص و... را «به صورت عادت در خود، دروني و بخشي از جسم خود كرده و با خود همراه مي‌كنند.» (بورديو،1989: 87)1 از اين طريق ارزش‌هاي متفاوتي مغاير با ارزش‏هاي ديني و اسلامي جامعه به وجود آمده، سبب پيدايش رفتارهاي نابهنجارانه از سوي مخاطبان خواهد شد. در اين صورت است كه تضعيف ارزش‏ها در خانواده موجب تضعيف پيوندهاي عاطفي در ميان اعضاي آن مي‌شود.
اثرگذاري ماهواره بر ارتباط عاطفي زوجين
شبكه‌هاي ماهواره‌اي، با پوشش جهاني كه بيشتر در غرب و كشورهاي صنعتي مستقر است، با برنامه‎ريزي هدفدار سعي مي‌كنند با تأثيرگذاري بر افكار خانواده‌ها و برهم زدن آرامش خانواده‎ها، بسترهاي ذهني و فرهنگي تأمين منافع خود را فراهم سازند، چرا كه فناوري‌هاي نوين ارتباطي ـ اطلاعاتي با فراهم آوردن امكان پيدايي جامعه، شبكه‌اي از افراد و جوامع را در قالب‌هاي تازه، هويت‌هاي تازه‌اي بخشيده‌اند. (كاستلز، 1380: 20) گسترش و استفاده افراطي ماهواره‌ها با كاركرد متنوع و دگرگون‏‌‌سازي‎هاي پيوسته خود، رفته‌‎رفته سبب آسيب‌پذير شدن پيوند عاطفي خانواده‏ها شده و استحكام خانواده را به مخاطره مي‌اندازد. در اين صورت خانواده، قوي‎ترين عامل دوام و رشد خود را كه عاطفه و صميميت ميان اعضاست، به فراموشي مي‌سپارد. برنامه‌هاي ماهواره‌ به تدريج جاي ارتباط بين فردي از نوع چهره‌به‌چهره را گرفته و توانسته‌اند ‌فضاي انفرادي را به‌جاي فضاي جمعي و اجتماعي خانواده حاكم كنند، به گونه‌اي كه در ابتدا به افزايش فردگرايي و كاهش جمع‌گرايي منجر می‌شوند و با رخنه در محيط گرم خانواده، ترويج مفاسد ديني، عفاف‌زدايي و ايجاد حس رقابت در زن و شوهر نسبت به يكديگر، عامل مهمي در آسيب رساندن به انسجام خانواده شوند. در كشور ما بيشترين مخاطبان تلويزيون را زنان تشكيل مي‌دهند. همين مسئله سبب شده برنامه‌هاي اين نوع شبكه‌ها با هدف ‌قرار دادن شخصيت زن و القاي فرهنگ غربي تا حد قابل ملاحظه‌اي بتوانند شخصيت حقيقي زن مسلمان ايراني را متزلزل و بنيان خانواده را به‌شدت تضعيف كنند.
در شبكه‎هاي ماهواره‌اي شدت بخشيدن به رقابت‌هاي اقتصادي ميان زن و مرد به جاي پيوندهاي عاطفي مستحكم نشسته و ارائه تعريف نادرست از زندگي مشترك، موجب شده تا مفهوم عشق و اعتماد و تعهد به رقابت و سوءتفاهم تبديل شود، به نحوي كه در حال حاضر كاهش ارتباطات كلامي «كه از ساده‌ترين نوع مناسبات انساني در خانواده محسوب مي‌شود» (محموديان،1385: 109) به 15 تا 17 دقيقه در روز رسيده و موجبات كم‌رنگ شدن همدلي و گسست عاطفي در خانواده‌ها را فراهم كرده و موجب از بين رفتن صميميت و گسست عاطفي و به نوعي موجب ازخودبيگانگي و خلق زمينه‌ گسست فكري شده، تا حدي كه نابودي سلامت فكر و رفتار بينندگان، آن‌ها را دچار حالت مسخ‌شدگي و از دست رفتن عقلانيت كرده است. (منادي، 1385: 202) خانواده‌هايي كه تحت شعاع اين برنامه‌ها قرار دارند، از مسير اصلي تربيتي خود كه ريشه در مكتب اسلام دارد فاصله گرفته و نتيجه سوء و زيانبار آن، سستي در روابط خانوادگي و در سطح وسيع‌تر افزايش فساد‌ و بالا رفتن آمار طلاق در كشور خواهد شد.
3ـ ترويج خانواده‌‌هاي بدون ازدواج (هم‌خانگي‌ها)
تأثير خانواده حداقل در دو بعد قابل توجه است. يك جنبه، مربوط به ثبات در الگوهاي رفتاري خانواده است كه به سالم‌سازي الگوهاي ارتباطي خانواده منجر مي‌شود و ديگري بحث تحكيم و ثبات شخصيتي افراد خانواده است. تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي با هدف قراردادن تحكيم خانواده، هم الگوهاي رفتاري خانواده و هم شخصيت افراد را به سوي سستي و تزلزل هدايت مي‌كنند. يكي از الگوهايي كه ماهواره براي مخاطبان خود در نظر مي‌گيرد، تبليغ آزادي‎هاي نامحدود و زندگي مشترك بدون ازدواج يا وصلت آزاد است كه عملاً نوعي ازدواج بدون پيوندهاي قانوني يا شرعي است. ترس از آسيب ديدن، آرزوي قابل قبول بودن و به خصوص ميل به آزادي جنسي و فرار از مسئوليت، عواملی است كه از نارسايي بلوغ عاطفي سرچشمه مي‌گيرد. گاهي ترس از دست دادن عشق، شخص را وامي‌دارد تا امنيت يك پيوند تضمين شده و قانوني را از محبوبش دريغ كند. وصلت آزاد با داشتن فرزند نامشروع، اغلب مبتني بر تمايل خودخواهانه فرد به دارا بودن اولاد است، ولي با اين فرق كه ضمناً مي‌خواهد امكان حذف طرف مقابل را هم براي روزي كه احياناً چنين ضرورتي پيش آيد، از دست ندهد. (مورالي دانينو،1383: 120) به اين ترتيب، الگويي كه سازندگان برنامه‏هاي ماهواره‎اي بر اساس چنين تفكري در نظر گرفته‌اند، ارضاي غريزه‎ جنسي جوانان از طريق «انتخاب دوست» است كه در غرب روشي معمول به حساب مي‌آيد و آغازگر يك زندگي مشترك بدون ازدواج است.


نيم نگاه
فتح الله پریشان

تصویرسازی وارونه از واقعیت هسته‌ای ایران!
روزهای پایانی هفته گذشته، رسانه‌های غربی در موج خبری پرشدت برنامه‌ریزی شده‌ای، خبرهایی را درباره موضوع هسته‌ای ایران بر تارک مطبوعات، خبرگزاری‌ها و نشریات مجازی خود نشاندند که به دلیل نوع تنظیم خبرها و بسترهای اجتماعی موجود به علت مبادله نامه دیپلماتیک بین رؤسای‌ جمهور ایران و آمریکا، برای مخاطبان این‌گونه القا می‌شد که گویی قرار است رئیس‌جمهور در آستانه سفر به نیویورک برای شرکت در نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل، از برخی مواضع هسته‌ای کشور عقب‌نشینی کند!
در این مورد، مهم‌ترین خبری که مطبوعات و رسانه‌های جهان به آن پرداختند، خبر تعطیلی مرکز غنی‌سازی اورانیوم «فردو» بود که برخی از مسئولان ایرانی به‌ویژه علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران نه‌تنها به‌شدت آن را تکذیب کردند؛ بلکه صالحی، فضای آخرین نشست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره ایران را سازنده‌تر از همیشه ارزیابی کرد، اما سوال این است که طراحان چنین موج خبری چه انگیزه و هدفی را در آستانه نشست مجمع عمومی سازمان ملل دنبال می‌کنند؟ سیاست خارجی دولت جدید به طور عام و سیاست هسته‌ای آقای روحانی به طور خاص در این مورد چیست؟
پیش از پرداختن به پاسخ این پرسش‌ها لازم است به نکته کلیدی در رفتارشناسی سیاسی دول غربی به‌‌ویژه آمریکا درباره برنامه هسته‌ای ایران اشاره کنیم. مطالعه و بررسی رفتار غربی‌ها نشان می‌دهد که آنها همواره پیش از هر نشست و هم‌اندیشی‌ای که در این موضوع در طول این سال‌ها با طرف ایرانی داشته‌اند، برای اینکه با دست پر بر سر میز مذاکره حاضر شوند، به نوعی پرونده جدیدی را که البته از حد درگیرسازی رسانه‌ای نیز فراتر نرفته، به روی ایران باز کرده‌اند تا از آن به مثابه اهرم فشاری برای تغییر نتیجه مذاکره به نفع خود بهره‌برداری کنند. این نکته، انگیزه و هدف اصلی غرب و آمریکایی‌ها محسوب می‌شود. اوضاع فضاسازی رسانه‌ای اخیر نیز در همین راستاست.
این در حالی است که اصولاً آنها با حدود اختیارات، محدودیت‌ها و مسئولیت‌های دولت در نظام جمهوری اسلامی ایران آشنایی کامل دارند و بارها برخی از مسئولان دولت یا کنگره آمریکا اعلام کرده‌اند که رفت‌وآمد دولت‌ها در ایران تأثیر جدی در بحث حل پرونده هسته‌ای ندارد، بلکه تصمیم‌گیر اصلی در این حوزه، رهبری نظام است. البته مقام معظم رهبری نیز دست دولت را در حوزه دیپلماسی که چگونگی و نحوه حل مسائل سیاست خارجی ایران با دیگر دولت‌ها و سازمان‌های جهانی را دنبال می‌کند، باز گذاشته‌اند؛ به‌گونه‌ای که در دیدار اخیرشان با فرماندهان سپاه متذکر شدند می‌توان از سیاست «نرمش قهرمانانه» در مذاکره با کسانی که هویت و ذات آنها را می‌شناسیم و از نظرات آنها درباره انقلاب و نظام اسلامی آگاهی داریم، استفاده کرد.
غربی‌ها امید زیادی به موضع‌گیری آقای روحانی برای تغییر در سیاست‌های گذشته بسته‌اند، لذا با فضاسازی رسانه‌ای که در آستانه نشست نیویورک انجام می‌دهند، هدف‌شان نوعی تصویرسازی از ایرانی است که از تحریم‌ها خسته شده و می‌توان بر آن فشار آورد و امتیاز گرفت. بدون تردید، تصویری که رسانه‌های غربی تلاش دارند تا از گشایش و شفافیت در برنامه هسته‌ای ایران با روی کار آمدن دولت جدید ارائه دهند، در تناقض شدید با اقدامات عملی جمهوری اسلامی ایران و حقایق میدانی در حوزه سیاست‌های هسته‌ای کشورمان و همچنین مواضع و عملکرد دولت یازدهم و شخص آقای روحانی است که با این حوزه غریبه نبوده و مدت‌ها در دولت اصلاحات مسئول پرونده هسته‌ای کشورمان بوده است. رسانه‌های خبری و تحلیلی غربی و آمریکایی درصدد هستند با نادیده گرفتن رسالت خبری خود، از طریق فریب و پنهان‌کاری، تصویری دروغین از تمایل دولت یازدهم در موضوع هسته‌ای به تعامل با آنچه که آن را جامعه جهانی می‌نامند، نشان دهند؛ اما این تنها بخشی از رویای آنهاست و واقعیت در ایران چیز دیگری است.


دريچه
برگردان :محسن رنجبر

فرایند اشغال یک سرزمین(26)
تهییج احساسات عمومی استقلال طلبانه

حزب ملی‌گرای اسکاتلند به موازات تلاش‌های حزبی و سیاسی، تعامل مستقیم با مردم و سنجه اجتماعی را با هدف بسیج همگانی و شناسایی نقاط ضعف و قوت جبهه استقلال‌طلبی و اردوگاه مخالفان لندن‌نشین، در طول 30 ماه آینده پی خواهد گرفت تا به تناسب، آنها را ترمیم کرده یا مورد بهره‌برداری قرار دهد.
راهبرد کارزار سیاسی کسب استقلال از سوی سالموند، رهبر حزب ملی‌گرای اسکاتلند که با هزینه‌ای دو میلیون پوندی تأمین بودجه می‌شود، دو وجه برجسته داخلی و خارجی دارد:
وجه داخلی: نظریه اجتماعی استقلال‌طلبی، مقدم بر پروژه سیاسی و حزبی و مقوم آن تعریف می‌شود. هدف کارزار حزب ملی‌گرا، تقویت ایده استقلال‌خواهی میان حامیان، جذب تدریجی اقشار مردد و خنثی‌سازی مخالفان در فرایندی 30 ماهه برای کسب توفیق در همه‌پرسی عمومی است.
در این راستا، ایده استقلال‌خواهی به‌طور عام، فارغ از طرح الزامات جزیی آن، همراه با تهییج احساسات عمومی استقلال‌طلبانه و مبتنی بر فرهنگ و هویت مستقل اسکاتلندی، در حال تشجیع است.
همچنین تلاش برای بهبود شاخص‌های اقتصادی و رفاه اجتماعی، تأکید خاص بر وجوه فرهنگ و هویت اسکاتلندی، تحریک نکردن حامیان محلی احزاب محافظه‌کار و لیبرال دموکرات، جذب عناصر و حامیان حزب محلی کارگر، اغماض در مورد پاره‌ای اختلافات با حزب سبزها، تأکید بر حاکمیت صوری مقام سلطنت (ملکه) در صورت کسب استقلال، شفافیت نداشتن در مورد سرنوشت منابع نفت و گاز دریای شمال و تداوم استفاده از پول واحد (پوند) از جمله شگرد‌های حزب ملی‌گرای اسکاتلند برای توفیق در این کارزار است.
در عرصه عمومی، دو نهاد برجسته جامعه اسکاتلند یعنی هنرمندان و کلیسا، نقش ابزاری مهمی در تسهیل اهداف حزب ملی‌گرا و ترویج گفتمان استقلال‌خواهی در بین مردم ایفا می‌کنند.
بی‌دلیل نبود که پس از سخنرانی رهبر حزب ملی‌گرا و «پاتریک‌‌هاروی» رهبر حزب سبزها برای آغاز کارزار سیاسی کسب استقلال، مهم‌ترین هنرپیشه‌های ‌هالیوودی اسکاتلندی‌تبار از جمله «آلن کامینگ»، «برایان کاکس» و «مارتین کامپسون» در حمایت از استقلال اسکاتلند برای مردم ادینبورو سخنرانی کردند و «شون کانری» نخستین بازیگر نقش جیمزباند، برای اجتماع «آری به استقلال» پیام حمایت فرستاد تا علقه‌های اجتماعی و فرهنگی اسکاتلندی‌ها را تشجیع و تقویت کند.
همزمان، کلیسای اسکاتلند همسو با اهداف استقلال‌طلبی، ضمن برانگیختن علایق، انگیزه‌ها و باورهای مردم این اقلیم، با برگزاری اجتماعات و نشست‌های گوناگون مردمی، فعال شده است.
اتحاد غیرحزبی گروه‌های مدنی و داوطلب اسکاتلند که به «آینده اسکاتلند» مشهور است، تحت مدیریت کلیسای اسکاتلند، خط تقویت ایده استقلال و اصلاحات قانون اساسی را در بین اقشار مردم به‌طور جدی پی می‌گیرد.
وجه خارجی: عملیاتی شدن طرح استقلال‌خواهی اسکاتلند در بستری از تحولات بریتانیایی، اروپایی و بین‌المللی، تعریف و پیگیری می‌شود. اسکاتلند در سال 1999 دارای پارلمان محلی شد، ولی حزب ملی‌گرای این اقلیم برای اولین بار در سال 2007 و همزمان با اولین موج بحران مالی ـ اقتصادی در انگلیس و اروپا اکثریت پارلمانی را به‌دست آورد و متعاقباًً گفتمان استقلال‌طلبی را مطرح و تشجیع کرد. ارائه لایحه کسب استقلال به پارلمان و سخنرانی سالموند در بهمن ماه سال گذشته نیز همزمان با موج دوم بحران مالی ـ اقتصادی انگلیس و اروپا (2011) صورت گرفت و از هم اکنون به نظر می‌رسد که روند استقلال‌طلبی و بحران مالی ـ اقتصادی، روندهایی عجین شده‌اند. رهبران ناسیونالیست اسکاتلند بر این باورند که پیامدهای بحران مالی ـ‌ اقتصادی انگلیس و واگرایی در اتحادیه اروپایی و یورو، بستر مناسبی را برای پیشبرد تدریجی اهداف تاریخی و استقلال‌طلبانه آنها فراهم می‌آورد. آنها در این راستا از حمایت‌های پنهان برخی از دول غربی نیز برخوردارند.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 218
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

تاریخچه تأسیس هیئت‌های موتلفه اسلامی
اشاره:
در شماره پیش شناسنامه سیاسی حزب موتلفه اسلامی به اجمال از نظرتان گذشت. اینک ضمن اشاره به تاریخچه تشکیل هیئت‌های موتلفه به فرمان امام خمینی(ره)، با مکان و زمان تأسیس و وضعیت ویژه ایران در آن عصر بیشتر آشنا می‌شویم.

تاریخچه هیئت‌های مؤتلفه
هیئت‌های مؤتلفه اسلامی در اوایل سال 1342 در منزل امام خمینی (ره) و بنا به تأیید شخص ایشان تأسیس شد. بیشتر مسئولان هیئت‏های سه‌گانه‏ای كه هیئت‏های مؤتلفه اسلامی را بنا بر تأیید امام خمینی (ره) ایجاد كردند، از بازاریان متدینی چون: «شهید حاج‌صادق امانی، شهید محمدصادق اسلامی، شهید حاج‌مهدی عراقی، حبیب‏الله عسگراولادی، حاج‌مهدی شفیق، حاج سید محمود میرفندرسكی، حاج‌هاشم امانی، حاج‌علاءالدین میرمحمد صادقی، عزت‏الله خلیلی، [شهید] سیداسدالله لاجوردی، حاج‌مهدی بهادران، حاج‌ابوالفضل توكلی.» بودند.(۱)
مؤتلفه اسلامی همچنین دارای یك شورای روحانیت بود كه در آن شهید مطهری، شهید دكتر بهشتی و حجت‏الاسلام محی‏الدین انواری با همكاری كامل شهید دكتر باهنر و حجت‏الاسلام هاشمی رفسنجانی نظارت بر آموزش و اعمال و رفتار و خط‌مشی آن را برعهده داشتند. این افراد با پیشنهاد مؤتلفه اسلامی و تأیید امام امت انتخاب شده بودند.(۲)
البته باید دانست كه مؤتلفه اسلامی در زمان تشكیل حزب جمهوری اسلامی با آن ادغام شد(۳) و پس از انحلال این حزب، تا مدتی دچار ركود بود تا اینكه تعدادی از اعضای اصلی مؤتلفه، در اسفند ماه سال 1367 خدمت حضرت امام(ره) رسیدند و با توجه به موقعیت زمانی اذن فعالیت مجدد خواستند كه حضرت امام(ره) فرمودند: «هر طور صلاح بدانید، من موافقم.»(۴)
اعضای هیئت مؤسس دوره جدید جمعیت مؤتلفه اسلامی كه از سال 1367 فعالیت خود را آغاز كرد عبارتند از: 1 ـ سعید امانی 2 ـ اسدالله بادامچیان 3 ـ ابوالفضل توكلی‌بینا 4 ـ مصطفی حائری‏زاده 5 ـ ابوالفضل حاجی‌حیدری 6 ـ سیداصغر رخ‏صفت 7 ـ محمدجواد رفیق‌دوست 8 ـ مهدی سعید محمدی 9 ـ حبیب‏الله شفیق 10 ـ حبیب‏الله عسگراولادی 11 ـ احمد كریمی اصفهانی 12 ـ جواد مقصودی.(۵)
این حزب، از جمله احزاب محدودی است كه در طول افزون بر چهل‌و‌پنج سال فعالیت خود هر چند اندكی ریزش نیرو داشته ولی هرگز در آن انشعاب به وجود نیامده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اعضای گروه مدتی در حزب جمهوری اسلامی فعال بودند. مدتی پس از انحلال حزب جمهوری اسلامی، اعضای گروه، مجوز تأسیس جمعیت مؤتلفه اسلامی را از وزارت کشور دریافت کردند. اسم این گروه، در سال 1382 به حزب تغییر یافت که تاکنون به این نام مشهور است.
زمان تأسیس
سال‌ها پیش از آنکه نهضت امام خمینی(ره) آغاز شود، فدائیان اسلام به رهبری حجت‌الاسلام شهید سیدمجتبی میرلوحی مشهور به نواب صفوی (13۳۴ـ13۰۳) فعالیت‌های مبارزاتی را در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت و حتی اندکی پیش از آن آغاز کرده بودند. نهضت امام خمینی(ره) علیه رژیم طاغوت در مهرماه سال 1341، با عنوان مبارزه علیه لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی شكل گرفت. در این بین، تعدادی از سران هیئت‌های مذهبی تهران با امام خمینی(ره) ارتباط برقرار كردند و برای پخش اعلامیه‏ها و بیانیه‏های معظم‏له كوشیدند. برخی از آنان سابقه فعالیت در گروه فدائیان اسلام و یا گروه‌های کوچک‌‌تری مانند گروه شیعیان را داشتند. این روابط با امام خمینی(ره) به تدریج بیشتر شد. در اواخر سال 1341 و اوایل سال 1342 با نظر مبارك امام خمینی(ره)، هیئت‌های مؤتلفه اسلامی از اتحاد بین سه هیئت مذهبی شكل گرفت. این سه هیئت عبارت بودند از: هیئت مسجد امین‌الدوله، هیئت مسجد شیخ علی و هیئت اصفهانی‌ها.(۶)
مكان تأسیس
با اینكه هر سه هیئت یاد شده، از افراد مقیم تهران تشكیل شده بودند، مكان اصلی تأسیس در قم، منزل امام خمینی (ره) قرار داشت.(۷) حضرت امام(ره) سران هیئت‌های یاد شده را یكی‌یكی به منزل خود دعوت كرد و از آنها خواست با یكدیگر همكاری كنند. امام خمینی(ره) فرمود: «شما كه برای خدا می‏خواهید كار كنید چرا با هم كار نكنید؟»(۸)
بعضی گفتند ما هنوز برخی افراد خود را تا آن حد كه یك كار تشكیلاتی مخفی اقتضا می‏كند، نمی‏شناسیم. امام فرمودند من روی همه شما تحقیق كرده‏ام.(۹) آقای عسگراولادی نقل می‏كند كه امام از سه طریق: محل كسب، مسجدی كه در آن فعالیت می‏كردم (مسجد امین‌الدوله) و از طریق فامیل پیرامون من تحقیق كرده بود.(۱۰)
در چگونگی تأسیس هیئت مؤتلفه نوعی ابهام وجود دارد. آقای عسگراولادی در خاطرات خود، نحوه تأسیس هیئت مؤتلفه را تقریباً شبیه آقای بادامچیان بیان می‏كند(۱۱) اما شهید مهدی عراقی توضیح بیشتری می‏دهد. او می‏گوید من به‌دلیل تجربیات سیاسی خود ضررهای تفرقه را می‏دانستم، لذا از دو گروه دیگری كه شبیه ما با حضرت امام(ره) ارتباط برقرار كرده بودند خواستم كه متحد شویم. آنها پذیرفتند و در نهایت نزد امام رفتیم و از ایشان تأیید گرفتیم. بر این اساس، پیشنهاد اولیه از شهید مهدی عراقی بوده است. وجه مشترك این خاطرات آن است كه مؤتلفه در نهایت با تأیید امام خمینی(ره) تشكیل شد.(۱۲)
اینکه ضرورت تأسیس مؤتلفه در آغاز نهضت امام خمینی(ره) چه بود؟ اسدالله بادامچیان در پاسخ می‌گوید: «تفكر امام، غرب‌گرا، ملی‌گرا و چپ‌گرا نبود. او یك مرجع تقلید مستقل و دارای افكار اسلامی قوی بود و براساس حاكمیت اسلام می‌‌خواست حركت كند، لذا نهضت ایشان تشكیلاتی می‌خواست كه بتواند اسلام خالص را مدنظر داشته باشد و ساختار، شیوه مبارزاتی، تاكتیك‌ها، استراتژی‌ها و برنامه‌هایش منطبق با موازین اسلام و فقه صاحب جواهر و نظر ولی امر و مرجع تقلید مسلمین باشد ـ طبیعی بود كه نهضت ملی، نهضت آزادی و حزب زحمت‌كشان دكتر بقایی نمی‌توانستند این تفكر را داشته باشند، لذا پیرامون امام نیامدند ـ ابتدا توده مذهبی مسلمان آمد. از بین توده [مذهبی]، سه تشكیلات شكل گرفت؛ دو نهاد جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز و یك حزب به نام «حوزه‌های 10نفره آقای خمینی» كه بعداً به [نام] «هیئت‌های مؤتلفه اسلامی» شناخته شد.»(۱۳)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان  218
فتح الله پريشان

اختیارات و حقوق متقابل حکومت و مردم از منظر طبرسی
در شماره گذشته بخشی از اختیارات و وظایف داخلی دولت از منظر طبرسی مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه همین بحث، اختیارات حکومت و حقوق متقابل مردم و حکومت را در این شماره به بحث می‌گذاریم. همان‌طور که مستحضرید بررسی قلمرو اختیارات دولت از ظرافت و پیچیدگی خاصی در اندیشه دینی برخوردار است. به این دلیل که اختیارات واقعی دولت، به‌ویژه فرمانروای معصوم اساساً به مواردی که در فقه اشاره شده است، محدود نمی‌شود، بلکه حاکمیت رهبر دینی ریشه در حاکمیت الهی دارد که این امر گستره اختیارات و ولایت حاکم دینی را در حوزه فردی و عمومی بسیار گسترش خواهد داد.(۱) طبرسی این بحث مهم را پیرامون آیات «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی‌الامر منکم» و «النبی اولی بالمومنین من انفسهم» مطرح کرده است. وی از اطلاق آیه اول چنین استفاده کرده که در تمام امور اطاعت از خداوند، پیامبر و پیشوایان معصوم لازم است. بنابراین، هر نوع فرمانی که از جانب دولت صادر شود، خارج از دایره اختیارات قانونی حاکم نخواهد بود. لازم به توضیح نیست که منظور مرحوم طبرسی از دولت در اینجا همان حکومت اسلامی است، اما در تحلیل آیه دوم می‌گوید: «میان مفسران اختلافی نیست که مراد از آیه این است که پیامبر سزاوارتر به تدبیر امر و نهی در حق مومنان نسبت به خود آنهاست.»(۲)
اگرچه طبرسی با این اولویتی که برای حکمران معصوم قائل شده، دامنه قدرت و اختیارات دولت را بسیار گسترش می‌دهد، اما مطابق با آنچه که در چارچوب فقه و قوانین در آثار طبرسی به‌عنوان اختیارات حکومت به آن اشاره شده است، عبارتند از: ۱ـ صدور احکام و فرمان‌ها؛ طبرسی یکی از اختیارات مهم حکومت و حاکم را حق صدور امر و نهی دانسته است. این مقوله در توضیح و تشریح لفظ «امام»‌و آیه «اولی بالمومنین» در شماره‌های گذشته از منظرتان گذشته است. ۲ـ نصب و عزل؛ مسئولیت و اختیارات مطلق امام در داخل دولت سبب شده تا نصب و عزل مقامات از سوی او انجام بگیرد. مثلاً مقام قضا برای قاضی، بدون دستور امام منعقد نمی‌شود و یا اگر امام کسی را به عنوان قاضی پیشنهاد و منصوب کند، او نمی‌تواند از دستور امام سرپیچی نماید.(۳) ۳ـ اجرای حدود و تعزیرات؛ اجرای حدود و تعزیرات سومین اختیار حکومت در جامعه اسلامی است. طبرسی می‌گوید: «اینکه خداوند فرموده است: «فاجلدوا» مخاطب آن، ائمه و کسانی که منصوب از طرف ائمه هستند، می‌باشند، چراکه هیچ‌کس غیر از ائمه و فرمانداران آنان نمی‌توانند حدود را به اجرا گذارند.»(۴) طبرسی با توجه به تعلق حق اجرای حدود و قصاص به «امام»، معتقد است که در عصر غیبت که امام حضور ندارد، اجرای حدود به تعلیق می‌افتد و «اگر امام ظهور کند و مستحقین جرم باقی باشند امام حدود را بر آنان اجرا می‌کند و اگر اجرای حدود به‌دلیل فوت مجرمان فوت شود گناه فوت اجرای حدود بر کسانی است که سبب غیبت امام و خوف امام شده‌اند.»(۵)
۴ـ فرماندهی لشکر و جنگ؛ حق فرماندهی انحصاری امام و سلطان بر لشکر، مورد اتفاق همه فقهاست و احتمالاً به همین دلیل، طبرسی بیان اصل مسئله را لازم ندانسته و به ذکر فروعات و جزئیات آن پرداخته است. ۵ـ انعقاد پیمان‌ها؛ تصمیم‌گیرنده اصلی و نهایی در انعقاد پیمان‌ها بین حکومت اسلامی و دیگران از منظر طبرسی سلطان و امام است. طبرسی در این مورد به انعقاد پیمان صلح حدیبیه از سوی پیامبر(ص) و صلح امام حسن(ع) با معاویه اشاره می‌کند. ۶ـ ریاست امور مالی؛ اموال عمومی چون انفال، خمس و زکات، اموال بدون مالک و مجهول‌المالک و... و حق تصمیم‌گیری در مورد اراضی موات و مفتوحه‌العنوه، سرپرستی افراد مفلس و محجور به عهده امام است. در مورد حقوق متقابل مردم و حکومت بر یکدیگر نیز طبرسی ضمن تعریف هر یک، مرزهای حقوقی این رابطه را تبیین و دو نوع حقوق را از یکدیگر جدا کرده است، به‌گونه‌ای که در مورد حقوق حکومت بر مردم، مهم‌ترین حقی که از ناحیه حکومت بر مردم را به رسمیت می‌شناسد، حق اطاعت از حکومت است و این امر را در ذیل دو آیه استفاده شده در بالا به بحث می‌گذارد. حق مرجع قرار گرفتن دولت در امور قضایی و جنایی و توجیه مسائل اجتماعی و سیاسی و دینی را از حقوق دیگر حکومت بر مردم ذکر می‌کند.(۶) در بعد حقوق مردم بر حکومت نیز رعایت عدالت و انصاف در حق مردم، تشویق مردم به دینداری و حق نظارت در چارچوب مسئله امر به معروف و نهی از منکر از منظر طبرسی ذکر شده است. مبحث اختیارات خارجی دولت اسلامی در شماره آتی آورده می‌شود.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

پوپولیسم روسی و بنیادهای آن
در شماره گذشته، پوپولیسم روسی به‌اجمال بررسی شد. الکساندر هرتسن در بنیادگذاری این گونه از پوپولیسم نقش ویژه‌ای داشته است که در این شماره با وی و بنیان‌های پوپولیسم روسی بیشتر آشنا خواهیم شد.
الکساندر هرتسن؛ پدر پوپولیسم
اندیشه‌های اصلی پوپولیسم روسی در مباحث روشنفکران روسی شکل گرفت. اندیشه انقلابی روسیه تحت تأثیر گرایش به دگرگونی انقلابی روسیه در میان بسیاری از روشنفکران روسی و اروپایی آن زمان رایج بود. الکساندر ایوانویچ هرتسن (۱۸۱۲-۱۸۷۰) نویسنده‌ای انقلابی و متفکری برجسته در قرن نوزده بود. او مبارزی اجتماعی، نویسنده و متفکری غرب‌گرا بود و به‌عنوان «پدر سوسیالیسم روسی» و از پدران پوپولیسم کشاورزی شناخته می‌شود. وی با اخذ برخی از اندیشه‌های اسلاوفیل‌ها و ترکیب آن با دیدگاه‌های غربی‌تر، بر تحول اندیشه انقلابی در نیمه قرن نوزدهم تأثیر چشمگیری بر جای گذاشت.
آرمان هرتسن، آزادی فردی بود و همه‌ زندگی‌اش را وقف شورش بر ضدِ همه‌ اشکال ستم ـ اجتماعی، سیاسی، عمومی و خصوصی ـ کرد. او معتقد بود آزادی افراد در زمان و مکان معین، یک ارزش مطلق است؛ وجود حداقل فضای آزادی عمل برای همه مردمان، ضرورت اخلاقی است و نباید زیرپا گذاشته شود، حتی به نامِ مفاهیم انتزاعی و اصول کلی، مثل رستگاری ابدی، یا تاریخ، یا بشریت، یا پیشرفت و مخصوصاً دولت و کلیسا. هرتسن معتقد بود که این‌ها نام‌های کلی هستند که برای ارتکاب جور و ستم به آن‌ها استناد می‌کنند، یا افسون‌هایی که برای خفه کردن احساس و وجدان بشری ساخته و پرداخته شده‌اند.(۱)
آثار هرتسن در دو حوزه ادبی و سیاسی به نگارش درآمده است. از آثار داستانی وی می‌توان به؛ افسانه (۱۸۳۶)، النا (۱۸۳۸)، نوشته‌هایی از یک مرد جوان(۱۸۴۰)، مقصر کیست؟ (۱۸۴۶)، سر راه (۱۸۴۶)، دکتر کروپوف (۱۸۴۷) و زاغچه دزد (۱۸۴۸) اشاره کرد و کتاب‌هایی که در موضوعات سیاسی از وی به طبع رسیده؛ دیلتانتیسم در علوم (۱۸۴۳)، مردم روسیه و سوسیالیسم (۱۸۴۸) و نامه‌هایی از فرانسه و ایتالیا(۱۸۵۲) هستند. از بین آنها، کتاب «مقصر کیست؟»(۲) به وسیله آبتین گلکار به فارسی ترجمه شده است. اندیشه‌های این متفکر قرنِ نوزده، نه در لحن و نه در مضمون هیچ تجانسی با نویسندگان و متفکرانِ متدین دوران خودش نداشت و درک آن به زمان‌های بسیار فراتری از دورانِ او رسیده است.
هرتسن، از استقلال و تنوع و بازی آزادانه طبایع فردی لذت می‌برد. دلش می‌خواست خصائل شخصی تا سر حد امکان پرورش یابند، خودجوشی و استقامت و تمایز و غرور و شور و صداقت و رنگ و روش افراد آزاد را ارج می‌نهاد؛ و از خشونت بی‌دلیل و تسلیم بی‌جهت تنفر داشت و آرزومند عدالت اجتماعی و کفایت اقتصادی و ثبات سیاسی بود. با این همه، معتقد بود که این‌ها فرع دفاع از حیثیت انسانی و ارزش‌های تمدن و حمایت از افراد در برابر ظلم و تجاوز است. هرتسن معتقد بود هر جامعه‌ای که به هر دلیلی، نتواند جلوی این‌گونه تجاسر به آزادی را بگیرد و در را برای اهانت، به‌خصوص اهانت به آزادی‌های فردی، باز بگذارد، محکوم است. هرتسن چنین جامعه‌ ضعیفی را با همان خشمی محکوم می‌کند که کارامازوف هنگام رد کردن وعده سعادت ابدی به بهای شکنجه‌ یک کودک بیگناه از خود نشان می‌دهد.(۳)
پوپولیسم روسی
و بنیادهای آن
پس از اروپا، دومین مکانی که پوپولیسم در آنجا جای گرفت روسیه بود. پوپولیسم روسی وجه دهقانی داشت و از این‌رو از پوپولیسم کشاورزی فرانسوی نیز پیش‌تر رفته بود. دغدغه اصلی پوپولیسم روسی آن بود که چگونه روستاییان می‌توانند در برابر صنعتی شدن و سرمایه‌داری محافظت شوند. نظریه‌پردازان عمده پوپولیسم روسی، چرنیشفسکی و الکساندر هرتسن بودند. هرتسن به تقسیم‌بندی‌های درون نظام اجتماعی-اقتصادی روسی اشاره می‌کند و از سه سطح نام می‌برد. سطح کانونی خانواده هسته‌ای یا گسترده‌ای است که «دوُر» نامیده می‌شود. چند «دوُر» باهم «میر» نامیده می‌شدند و چند میر، «ابشچینا» نامیده می‌شدند. پوپولیسم روسی خواستار حفظ این سلسله مراتب به شکل اصلی خود بود.
تأثیر هرتسن فراتر از سخن‌پردازی بود. او بنیادهای پوپولیسم روسی را بر مبنای چند اصل اساسی پی‌ریزی کرد. این اصول عبارت بودند از:
1ـ بی‌اعتمادی به دموکراسی لیبرال؛
2ـ بدگمانی به تجریدات؛
3ـ ایمان به دهقان روسی؛
4ـ اعتقاد به ضرورت تشکیل گروهی ایثارگر از انقلابیون.
با بررسی این درون‌مایه‌ها می‌توان درک کرد که چرا آنها به نیروی محرک فعالان و جنبش‌های مرتبط با پوپولیسم روسی بدل شدند.(۴)
پس از آنکه تزار الکساندر دوم، نظام سرمایه‌داری را در 1861 در روسیه ملغی کرد، عملاً ضربه اساسی به نهادهای پوپولیسم سنتی روسی وارد آمد و زمینه برای ظهور مارکسیسم فراهم شد. بحث‌های پوپولیستی با زمینه مبارزه طبقاتی یا اصلاحات در رژیم تزاری؛ زمینه‌ساز سوسیالیسم در روسیه بود و حتی به مثابه مغز و هسته اصلی تغذیه سوسیالیسم عمل کردند.
اولین بار فلروسکی به کشاورزان ثروتمندی که سعی می‌کردند وارد کار تجارت نیز شوند اشاره کرد و آنها را «کوکلاس‌ها» یا «میروئید» نامید. دانیلسون و رونتسوف عقیده داشتند که در شکل خاص صنعتی شده سرمایه‌دارانه در روسیه، اولین سدی که باید از آن گذشت، کوچه بن‌بستی به نام نابودی اقتصاد داخلی است. دانیلسون می‌گفت که انقلاب سوسیالیستی، دهقانان و پیشه‌وران را از صنعتی‌شدن سرمایه‌دارانه ویرانگر می‌رهاند.
نو پوپولیسم
با ارائه نظریات چایانوف، اقتصاددان و کارشناس کشاورزی روسی، نو پوپولیسم به عرصه آمد که دارای تفاوت‌هایی با پوپولیسم اولیه بود. پوپولیسم به قرن نوزدهم تعلق دارد و نو پوپولیسم به اوایل قرن بیستم میلادی. یکی از تفاوت‌های این دو؛ پذیرش فناوری از سوی نو پوپولیسم است و بر همین مبنا، نو پوپولیسم برای تولید کشاورزی مکانیزه اهمیت و ارج قائل شده است. پرولتاریا و کارگران صنعتی دوره مدرن نیز به صف سوژه‌های نو پوپولیستی پیوستند.
چایانوف در «دیدگاه اپوزیسیون چپ» گفت: «دهقانان و اقتصاد روستایی روسیه نه سرمایه‌دار هستند، نه وابسته به سرمایه‌داری، حتی پیشاسرمایه‌داری هم نیستند زیرا آنها بر مبنای عقل اقتصادی کاملاً متفاوتی نسبت به راسیونالیسم سرمایه‌دارانه عمل می‌کنند.(۵)
نو پوپولیسم از اروپای شرقی و روسیه به جهان سوم راه یافت. نو پوپولیسم در نظریات مدرن توسعه در آرای سیاسی و نظری نظیر مایکل لیپتون، شوماخر، رئیس‌جمهور ژولیوس نایرره و سون‌یات‌سن چینی بروز و ظهور یافت.
رئیس‌جمهور ژولیوس نایرره در تانزانیا و سون‌یات‌سن در چین نو پوپولیسم را به عنوان راهبرد توسعه عملی مدنظر قرار دادند. نایرره عقیده داشت که پوپولیسم روسی برای «تبیین شکل سنتی توسعه/ سوسیالیسم در آفریقا» مفید است. این در حالی است که در انقلاب روسیه برای رد توسعه سرمایه‌دارانه برای رسیدن به سوسیالیسم، مورد آفریقا و انقلاب الجزیره را مثال می‌زدند. به نظر انقلابیون روسیه، انقلاب الجزیره به برآمدن سوسیالیسم در اروپا منجر شد. با این حال، سوسیالیسمی که در آفریقا پدید آمد، قبیله‌ای و مبتنی بر خانواده و خاندان بود. آرای نایرره با تأکید بر تقدم توسعه کشاورزی و مقابله با صنعتی شدن بزرگ مقیاس حامل آرمان‌های ضد شهری و تقدم کشاورزی بودند.(۶)
*‌پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

معرفت دینی در دستگاه معرفت‌شناسی دنیاوی
همان‌طور که در شماره گذشته گفته شد انسان برای رسیدن به شناخت از دو دستگاه معرفت‌شناسانه دنیاوی و قدسی استمداد می‌جوید. هر یک از این دو دستگاه معرفت‌شناختی نسبت به مقوله دین دیدگاه متفاوتی دارند. در دستگاه‌های معرفت‌شناختی دنیاوی، دین با دو روایت شناسانده می‌شود که در شماره گذشته به روایت اول، یعنی دین علمی در این دستگاه پرداخته شد. اینک در این شماره، روایت دوم، یعنی معرفت دینی را در دستگاه معرفت‌شناختی دنیاوی مورد بررسی قرار می‌دهیم.
مجموعه انتقادات وارده بر چارچوب معرفتی مدنظر پیروان ایده دین علمی، پاره‌ای از اندیشه‌گران را که اصل ثبات و کمال دین را پذیرفته بودند، اما سلطه و حضور پررنگ جریان‌های علمی و تأثیرگذاری فزاینده آنها در مدیریت جامعه انسانی را نیز نمی‌توانستند منکر شوند، بدان جا رهنمون شد تا تفکیک بین «دین» و «معرفت دینی» را مطرح سازند و بدین وسیله، ضرورت طراحی فهم دین را در چارچوب مقتضیات زمانه ـ با فرض قبول کمال و ثبات دین ـ مطرح سازند. در این چارچوب معرفت‌شناختی، پذیرفته شده است که: ۱ـ دانسته‌های پیشین همواره با دانسته‌های پسین دو عمل انجام می‌دهند؛ اول طرد و حذف معارض‌ها، دوم، ترکیب با دانسته‌های درست. بنابراین رشد کمی و کیفی به‌صورت مستمر در حال وقوع است. ۲ـ معارف بشری پیوسته در داد و ستد هستند؛ لذا ارائه هر معرفت تازه‌ای، کل منظومه معرفتی انسان را متحول می‌سازد (بسط درونی) ۳ـ ظهور شریعت امری مطلق و ابدی نیست، لذا فهم انسان از شریعت مانند فهم او از طبیعت در نوسان است. (ظهور کلام مطلق نیست) ۴ـ تحول و ثبات فهم دینی در گرو ثبات و تحول فهم بیرونی است. (اتکای تمام معارف دینی بر معارف غیردینی) ۵ـ خلوص دین به حفظ شریعت از تغییر و تحول نیست، زیرا خلوص نیز خود امری مطلق نیست. (عصری بودن خلوص) ۶ـ تکامل و تحول معارف، امری بشری است، نه توطئه ناکسان و وسوسه ابلیسان. (اصل عدم توطئه) ۷ـ دین هر فردی عبارت است از فهم او از شریعت. (تحول هندسه فهم دین) ۸ـ معارف بشری بر معارف دینی باوجود ارتباط دیالوگی، مقدم است. (اصل تقدم معرفت بشری) ۹ـ فهم متحول از شریعت از ناحیه کاربرد روش‌های مضبوط حاصل می‌آید. (اصل غربالگری) ۱۰ـ مقتضای معرفت آن است که آن را مجموعه‌ای از آرای حق و باطل بدانیم. (اصل ترکیب معارف) نتیجه ارکان ده‌گانه بالا را می‌توان این‌گونه بیان داشت که در این دستگاه معرفتی، بین «مبانی و معارف اصلی شریعت»، یعنی متون دینی و تاریخ زندگی و سنن اولیای دین و «فهم روشمند و مضبوط» از آنها تفکیک قائل شده، یکی را با عنوان «دین» و وصف «ثبات» و دیگری را به نام «فهم دین» و به وصف «تحول» می‌خواند. البته روایت دوم، یعنی معرفت دینی را می‌توان تفسیری جدید و فلسفی از دین علمی ارزیابی کرد، چراکه در نهایت پیروان هر دو به دستگاه شناخت‌شناسانه‌ای می‌رسند که در آن دین یا معرفت دینی از صافی علم عبور کرده و در نتیجه «معنای» خود را آشکار می‌سازد. در نتیجه دین در حوزه روش‌شناسی «مصرف‌کننده» تولیدات علمی معرفی می‌شود.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
بنیان کج و عواقب آن

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) حاوی موضوعات متعدد آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی است. همانطور که در مباحث پیش اشاره شد اولین موضوع مهجوریت کتاب الله و عترت رسول‌الله(ص) در وصیت رسول گرامی اسلام بود که به‌اختصار ارائه گردید. حضرت امام(ره) در ادامه مباحث حدیث ثقلین به یک نکته مهم اشاره کردند که در واقع عامل اساسی آسیب‌ها است، آنجا که مرقوم فرمودند: «هرچه این بنیان کج (مهجوریت قرآن و عترت) به جلو آمد به کجی‌ها و انحراف افزوده شد.»
جامعه اسلامی که پیامبر عظیم‌الشأن اسلام بنیان نهاده بود در سال‌های نهم و دهم هجری گسترش یافته بود. مردمی که تازه اسلام آورده بودند هنوز فرهنگ جاهلی در وجودشان ریشه داشت. زمینه فاصله گرفتن از صراط مستقیم الهی را داشتند. هرچه زمان به جلو آمد زاویه انحراف بیشتر شد و بشریت را از چشیدن طعم عدالت جامعه مدینه‌النبی محروم می‌کرد. اساس این بنیان کج و سیر جریان آن در سقیفه رقم خورد که پیامدهای آن بسیار آسیب‌زننده بوده و هست. این عواقب و روند جریان بنیان کج مورد عنایت و توجه امام خمینی(ره) قرار گرفت و ایشان در وصیت‌نامه‌شان به آن پرداختند.

مهجوریت غدیر
در سال دهم یعنی سال آخر حیات پیامبر اسلام(ص) خداوند رسول خود را مأمور کرد تا پیام مهمی را به مردم ابلاغ کند: «ای پیامبر(ص) آنچه را که پروردگار تو بر تو نازل کرده به مردم ابلاغ کن. اگر چنین نکردی گویا رسالت او را ابلاغ نکرده‌ای.»
عده زیادی از مفسران قرآن، نزول این آیه را درباره ماجرای غدیر می‌دانند. طبق آنچه از اخبار تاریخی نقل شده این امر مهمی که اگر ابلاغ نشود اساساً رسالت پیامبر ابلاغ نشده چیزی جز رهبری و ولایت نیست، چراکه این رهبری است که دین را حفظ می‌کند و غدیر واقعه‌ای بود که پیامبر اسلام(ص) به صراحت ولایت الهی خود را به حضرت علی(ع) تفویض کرد. در این روز پیامبر(ص) پس از فراخوان، در اجتماع عمومی مسلمانان حاضر در سفر به‌خصوص پس از مراسم حج ابلاغ کردند: «هر کس که من مولای او هستم علی مولای اوست. خدایا دوست بدار کسی را که با علی دوست است و دشمن بدار کسی را که با او دشمن است.»
وقتی پیامبر(ص) این جمله را فرمودند، در ابتدا از مردم اقرار گرفتند: «آیا من از خود شما نسبت به شما اولی نیستم؟» مردم حاضر در برابر پیامبر(ص) گفتند: بلی یا رسول‌الله. بدین طریق ولایت خود را به علی(ع) تفویض کرد.
این فرمان الهی و تفویض ولایت از سوی رسول خدا، پس از رحلت پیامبر(ص) مهجور گردید و واقعه‌ای دیگری به نام سقیفه نمایان شد و بنیان کج از اینجا به بعد شکل گرفت.

ماجرای سقیفه و پیامدهای آن
وقایع دیگری هم رخ داد که مکمل مهجوریت غدیر شد، اما مهم‌ترین آن جریان سقیفه و پیامدهای آن بود. اساس بنیان کج یعنی، مهجوریت کتاب الله و عترت رسول‌الله مهجوریت واقعه غدیر را هم تقویت کرد. هنگامی که رسول خدا به دیدار حق شتافت و علی(ع)، ابن‌عباس و بنی‌هاشم در تدارک غسل و کفن پیامبر اسلام(ص) بودند جمعی از انصار(از قبایل روس و خزرج) طبق معمول برای مذاکره و بحث در مورد خلیفه مسلمین اجتماع کردند و به‌منظور استفاده از این فرصت پدید آمده، ابوبکر و تنی چند از مهاجرین از جمله عمر و ابوعبیده جراح نیز در این جمع حاضر شدند و بحث مفصل شد و خلافت و جانشینی پیامبر(ص) به ابوبکر سپرده شد، اما حضرت علی(ع) و تعدادی از یارانش با ابوبکر بیعت نکردند و شکستن حرمت و حریم اهل بیت و جسارت به عترت رسول‌الله از فردای سقیفه شروع شد. چون امتناع حضرت علی(ع) از بیعت مشکل بزرگی در تثبیت موقعیت خلیفه منصوب سقیفه تلقی می‌شد، پس از اینکه اصرار و درخواست‌های مکرر نتیجه نداد، هجوم به خانه فاطمه(س) دختر گرامی رسول خدا و همسر علی(ع) شروع شد و آغازی برای تهاجمات و جسارت‌های بعدی به اهل بیت(عترت) و فرزندان پیامبر را دنبال داشت. ماجرای شهادت حضرت فاطمه(س) داستان غم‌انگیزی دارد و یکی از پیامدهای سقیفه و مهجوریت غدیر و عترت بود و جریان بنیان کج ادامه یافت که شهادت علی(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و شهادت فرزندان او در سرزمین کربلا و واقعه عاشورا را به‌دنبال داشت.

ایجاد اختلاف بین مسلمانان
اشاره شد که مهجوریت غدیر موجب پیدایش سقیفه شد و از پیامدهای سقیفه مهجوریت اهل بیت و عترت رسول‌الله بود و وحدت مسلمین آسیب دید. در حالی که وجود وحدت در هر جامعه‌ای از ضروریات اولیه حفظ و بقای آن و جلوگیری از تشتت و انحطاط آن به شمار می‌رود.
اختلافاتی بین امت پیامبر گرامی اسلام به‌وجود آمد که نتیجه آن پیدایش فرق و مذاهب مختلف شد و به‌دنبال آن جنگ‌های خونینی را بین مسلمانان دامن زد. هنگامی که حضرت علی(ع) به خلافت رسید معاویه فرزند ابوسفیان حاکم شام از فرمان حضرت علی(ع) سرپیچی کرد و در مقطعی، جهان اسلام دارای دو خلیفه شد؛ یکی معاویه در شام و دیگری حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) در کوفه. پس از مرگ معاویه خلفای بنی‌امیه شیعیان را آزار و شکنجه دادند و عترت رسول‌الله در مهجوریت شدید قرار گرفت. به‌خصوص پس از سقوط بنی‌امیه و حاکمیت بنی‌عباس که یک حکومت غیردینی تلقی می‌شد. حکومت بنی‌امیه حدود ۹۰ سال به طول انجامید و اساس دیگری بر تقویت بنیان کج گذاشته شد.

سلطه خلفای نالایق
جریان بنیان کج مورد عنایت حضرت امام در وصیت‌نامه‌شان منجر به سلطه خلفای نالایقی شد که اساس کار مسلمین را در خطر قرار داد. در واقع، سقیفه که عصیانی علیه عترت بود زمینه‌ساز روی کار آمدن خلفای بی‌کفایت و بی‌صلاحیتی شد که سال‌های سال زمام امور مسلمین را به دست گرفتند و ظلم‌ها و ستم‌های بی‌شماری به قرآن و عترت شد. به‌عبارتی حکومت بنی‌امیه و بنی‌عباس یک حکومت غیر دینی تلقی گردید. دوران خلافت عباسیان پانصد سال به‌طول انجامید، اما در طول دوران امویان و عباسیان، هیچ‌گاه شیعیان آرام نبودند و همواره بر احیای حق امامت و ولایت و خاندان عصمت و طهارت اصرار ورزیدند و قیام‌های متعددی را دنبال کردند و براساس همین حق‌طلبی شیعیان بود که برخی از خلفای عباسی با شیعیان بدرفتاری و برخی مدارا می‌کردند. ولی به‌طور کلی در نیمه دوم حکومت خلفای عباسی وضع شیعیان بهتر از دوره بنی‌امیه شد، به‌طوری که در اواخر خلافت عباسیان، شیعیان آزادتر شدند و توانستند بدون بیم، احادیث و اخبار مربوط به امام حسین(ع) را ذکر کنند و روز دهم محرم مجالس بر پا نمایند که در برخی از این مجالس حتی اهل سنت هم شرکت می‌کردند و مانند شیعیان از امام حسین(ع) به نیکی یاد می‌کردند و بر قاتلان او لعنت می‌فرستادند که در تاریخ بسیار پرماجرا است.

مظلومیت شیعه در تاریخ
در دوران خلفای عباسی نالایق بود که بسیاری از امامان شیعه به شهادت رسیدند. در طول تاریخ جنگ‌های متجاوزگرانه خونینی علیه مسلمانان بر پا شد و به اختلافات مسلمین دامن زد که محوریت و ابتکار عمل توسط خلفای عباسی بود. بعدها با هجوم مغولان دوران خلافت عباسی به پایان رسید و مدتی طول نکشید که فتوحات اسلامی متوقف شد. اما نکته مهم و قابل توجه در رویدادهای تاریخی ظلم و ستمی بود که به خاندان عصمت و طهارت و نوادگان آنها شد. حتی به ارادتمندان آنها که تحت عنوان شیعه شناخته می‌شدند با وضع اسفناکی برخورد شده است. تاریخ بر مظلومیت شیعه گواه است. شخصی مانند صلاح‌الدین ایوبی که از او به زیباترین صفات پادشاهی و انسانی یاد کرده‌اند و عنصری بسیار بردبار و متواضع نامیده‌اند که لباس و غذایش ساده و بذل و جودش بی‌اندازه بی‌آلایش بوده و آنچه را به دست می‌آورده صرف جهاد و مصالح مسلمین می‌کرده است. چیزی از ذخایر دنیا از قبیل مال و کاخ و غیره نیندوخته بود، تا جایی که وقتی درگذشت مال و منالی از خود باقی نگذاشت، جز یک دینار و چهل‌وهفت درهم چیزی از طلا و نقره در خزانه او به دست نیاوردند و همین نیز دلیل خوبی بر زهد و پیراستگی و پاکی و توجه او به حفظ اموال مسلمانان بود. شهامت و جنگجویی روشن‌ترین صفات این سلطان بزرگ و پیروزمند بود و بحق جنگاور اسلام بود و در جنگ‌های صلیبی بیت‌المقدس را آزاد کرد و بسیاری از جنگجویان صلیبی را پس از پیروزی مورد عفو قرار داد و موارد بسیار دیگری که استاد علی دوانی با ذکر تأیید تمامی آنها درباره او می‌نویسد: «نقطه بسیار تاریک در زندگانی صلاح‌الدین دشمنی زائدالوصف وی نسبت به جامعه شیعه و مذهب اهل بیت(علیهم‌السلام) است. او با همه رأفت و گذشتی که طی جنگ‌های صلیبی نسبت به یهود و نصارا نشان می‌داد، وقتی با شیعیان و دوستان خاندان پیامبر مواجه می‌شد از هیچ‌گونه شدت عمل و تعصبی خودداری نمی‌کرد. گویی برای ریشه‌کن ساختن حکومت شیعه و قلع و قمع علما و فقها و دانشمندان شیعه مبعوث شده است. طرفدارانش نیز این عمل او را یکی از کارهای مثبت او دانسته‌اند.»
مرحوم استاد علی دوانی برای آگاهی از تعصب سنی‌گری صلاح‌الدین و رفتار ناپسند و غیرانسانی و ضدانسانی و ضداسلامی او با حکومت شیعه فاطمی مصر که آنها را منقرض ساخت و قتل‌عام شیعیان آنجا و کینه و عداوت او نسبت به عموم شیعه به کتاب «وفیات الاعیان» ابن‌خلکان ارجاع می‌دهد.
مظلومیت شیعه در ارادت به خاندان پیامبر در رویدادها و و حوادث تاریخی بسیار غم‌انگیز است که هم‌اکنون نیز شاهد جریان شیعه‌کشی در جهان معاصر هستیم و تمام این ماجرا ناشی از همان بنیان کجی است که حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه‌شان به‌عنوان آسیب ذکر کرده‌اند و یکی از نقاط آسیب‌پذیر انقلاب اسلامی وجود همین روحیه ضدشیعی در جهان معاصر است که مصداقی از مهجوریت کتاب الله و عترت رسول‌الله تلقی می‌شود.


از لابه لاي تاریخ

تصویب، بدون اتلاف يك دقيقه وقت
روز ۲۲ فروردين سال 1333 تشكيل كنسرسيوم بين‌المللي براي فروش نفت ايران‌، رسماً اعلام شد و 22 نفر از نمايندگان هشت كمپاني نفتي آمريكايي‌، انگليسي‌، هلندي و فرانسوي وارد تهران شدند.
به موجب قرارداد كنسرسيوم كمپاني‌هاي مذكور اجازه يافتند در هر نقطه ايران، عمليات اكتشاف و استخراج را با هزينه دولت ايران انجام دهند. كمپاني‌هاي فوق همچنين اختيارات وسيعي در بنادر، راه‌آهن، سرويس تلفن و تلگراف و بي‌سيم و هواپيمایي ايران به‌دست آوردند. طبق اين قرارداد، حدود حوزه امتياز و شعاع عمليات كنسرسيوم شامل قسمتي از خاك بلوچستان، قسمت جنوبي استان كرمان، تمام استان فارس، قسمت جنوبي استان اصفهان، تمام استان‌هاي خوزستان و لرستان، بروجرد، ملاير، نواحی جنوبي استان كرمانشاه، جزاير خارك، كيش، قشم، هرمز، شعيب، هنگام و چند جزيره كوچك‌تر در جنوب كشور بود.
سپهبد زاهدي، نخست‌وزير هنگامي كه لايحه كنسرسيوم را به مجلس مي‌داد، در توجيه آن گفت: «ما با اين قرارداد توانستيم كلاه بزرگي سر انگليس و آمريكا بگذاريم.»[!]
در تيرماه سال 1333 مذاكرات دولت با كنسرسيوم پايان گرفت. در 28 شهريورماه همان سال، قرارداد بين دكتر علي اميني و «هوارد پيج» رئيس گروهي كه نمايندگي كمپاني‌هاي نفتي را برعهده داشتند در تهران امضا شد و فرداي آن روز شركت‌هاي آمريكایي در نيويورك آن را امضا كردند. در 29 مهر مجلس هجدهم كه انتخابات آن را حكومت زاهدي برگزار كرد، قرارداد را تصويب نمود. بسياري از نمايندگان مجلس از متن قرارداد كه در لندن تهيه شده و از زبان انگليسي به فارسي ترجمه شده بود، سر در نمي‌آوردند. سپس قرارداد در 6 آبان، به تصويب سنا رسيد و در بهمن همان سال؛ بهره‌برداري وسيع از نفت ايران توسط كنسرسيوم غربي آغاز شد.
قرارداد كنسرسيوم كه بي‌اعتنایي به ثمرات مبارزات ملت ايران براي ملي كردن صنعت نفت بود، سلطه مطلق انگلستان بر منابع نفت ايران را به سلطه مشترك چهار كشور غربي تبديل کرد. از نظر درآمد‌هاي نفتي نيز ايران 50 درصد از عايدات نفت را دريافت مي‌كرد. وقتي كه قرارداد كنسرسيوم براي تصويب به مجلس شوراي ملي ارائه شد، شاه از قوه مقننه خواست «بدون اتلاف يك دقيقه وقت»! آن را تصويب كند.
وي قرارداد را «معاهده‌اي شرافتمندانه و منصفانه» دانست كه در آن وضعیت بهتر از آن را نمي‌توانست به‌دست آورد. «آنتوني ايدن» وزير خارجه انگليس در خاطراتش مي‌نويسد: «شاه در جلوگيري از تأخير زياد مجلس در تصويب قرارداد كه ممكن بود آن را به كلي منتفي سازد و در فشار به مجلس، نقش قاطعي ايفا كرد.» دكتر اميني نيز ضمن نطقي در مجلس تصريح كرد: «بهتر از اين قرارداد نمي‌‌توانستيم به‌دست آوريم.»
در بهمن ماه سال 1351 در پي ملاقاتي كه بين شاه و رؤساي كمپاني‌هاي نفتي غربي در شهر «سن‌ ورتيس» انگلستان صورت گرفت، مقدمات شكل‌گيري كنسرسيوم جديد با مشارکت اكثر كمپاني‌هاي نفتي غرب فراهم شد. در قرارداد جديد كه در تابستان 1352 (1973) به تصويب رسيد هشت كمپاني نفتي حضور داشتند كه به زودي شش كمپاني ديگر به آن پيوستند. در اين قرارداد كه مدت اعتبار آن دو سال تعيين شده بود شركت‌هاي نفتي غرب در زميني به مساحت 262/189 كيلومتر مربع حق عمليات ساختماني يا حفاري داشتند.


حكایت زمانه

چگونگي انتخاب نخست‌وزير
سيدرضا زواره‌اي حقوقدان انقلابي، نخستين دادستان انقلاب تهران، نماينده مجلس اول و عضو شوراي نگهبان، در چهارم شهريورماه سال ۱۳۸۴ چشم از جهان فرو بست. زواره‌اي از جمله افرادي بود که طي دوران زندگي خود بسياري از وقايع سياسي را از نزديک لمس کرد و در مقاطع مهمي از تاريخ انقلاب، از جمله شاهدان بي‌واسطه تحولات پشت‌پرده سياست بود.
او چند سال پيش از فوت، در گفت‌وگو با پژوهشگران مرکز اسناد انقلاب اسلامي، در چارچوب «طرح تدوين تاريخ انقلاب اسلامي» به بيان گوشه‌هايي از زندگي خود پرداخت. اين گفت‌وگوها که شش سال پس از درگذشت او در قالب کتاب «خاطرات مرحوم سيدرضا زواره‌اي» به بازار نشر آمد، حاوي ناگفته‌هايي از تاريخ انقلاب است که تاکنون مهجور مانده است.
يکي از مهم‌ترين موضوعاتي که زواره‌اي در خلال روايت خاطرات خود به آن مي‌پردازد، ماجراي انتخاب حجت‌الاسلام محمدجواد باهنر برای نخست‌وزيری دولت شهید رجايي است. اکبر هاشمي رفسنجاني، رئيس وقت مجلس نیز در کتاب «عبور از بحران؛ خاطرات سال ۱۳۶۰» در خاطرات پنج‌شنبه ۱۸ تيرماه سال ۶۰ در این‌خصوص مي‌نويسد: «با آقاي موسوي [خوئيني‌ها] درباره نخست‌وزير آينده صحبت کرديم، بيشتر به آقاي باهنر رسيديم.» او يک روز بعد مي‌نويسد: «با آقاي رجايي درباره نخست‌وزير بحث کرديم که من آقاي باهنر را پيشنهاد کردم.» او در خاطرات سه‌شنبه ۲۴ تير هم بار ديگر از مطرح شدن نام باهنر در جلسه شوراي رياست جمهوري سخن گفته است: «براي نخست‌وزير آينده بيشتر سراغ آقاي باهنر رفتيم...» او سرانجام در يکشنبه ۲۸ تير به نهايي شدن نام باهنر براي نخست‌وزيري اشاره کرد: «بعدازظهر، جلسه شوراي مرکزي حزب در دفتر من تشکيل شد. بعد از بحث زياد، با نخست‌وزيري آقاي باهنر، موافقت شد.» با اين حال، هاشمي رفسنجاني فرداي آن روز در خاطرات خود از طرح گزينه‌اي ديگر براي نخست‌وزيري ياد مي‌کند؛ گزينه‌اي که از سوي معاون وزارت خارجه مطرح شده بود: «ظهر، آقاي نوري معاون وزارت خارجه آمد و پيشنهاد نخست‌وزيري مهندس [ميرحسين] موسوي را داد.»
در همه جا جز همين مورد، هاشمي همواره نام باهنر را به عنوان يگانه نامزد تصدي پست نخست‌وزيري در دولت دومين رئيس‌جمهور ايران مطرح کرده است، ولي زواره‌اي در خاطرات خود براي نخستين بار مي‌گويد هرچند گفت‌وگوها درباره نخست‌وزير آينده سرانجام به نام محمدجواد باهنر ختم شد، اما گزينه‌هاي تصدي اين پست پيش از باهنر کم نبودند.
زواره‌اي درباره چگونگي انتخاب محمدجواد باهنر به نخست‌وزيري دولت شهید رجايي مي‌گويد: «يک روز قبل از انفجار [دفتر حزب در هفتم تير ۶۰] بحث‌هايي در حزب مطرح شد. آيت‌الله خامنه‌اي [مقام معظم رهبري] ترور شده و در بيمارستان به سر مي‌برد. آن زمان، شوراي حزب براي نخست‌وزيري تصميم مي‌گرفت. چهار نفر هم براي وزارت در نظر گرفته شدند.»
او از جمله به نام هاشمي رفسنجاني اشاره مي‌کند. به گفته زواره‌اي، هاشمي که از سوي رجايي براي پذيرش اين پست در نظر گرفته شده بود، در اين باره با او مشورت کرد و البته پاسخ منفي شنيد: «يک روز آقاي هاشمي با من تماس گرفت و گفت کار واجبي با شما دارم. وقتي به حضورشان رسيدم، گفت: آقاي رجايي خيلي اصرار دارد من نخست‌وزير بشوم، تو نظرت چيست؟ من گفتم: اين کار را نکنيد. الان شما مجلس را اداره مي‌کنيد و هشتاد نفر آن طرفي هستند. معلوم نيست اگر آن‌ها قدرت پيدا کنند، چند نفر ديگر به آن‌ها اضافه شود. چون به هر حال ما روي روحيه آن‌ها تجاربي داريم. فردا که نخست‌وزير شديد، اگر هر روز يک وزيرتان را به مجلس بکشند، چه خواهي کرد؟ بعد هم مثال زدم که ما در دهات اصطلاحي داريم براي کسي که کار اصلي خود را از دست بدهد. درباره چنين کسي مي‌گويند فلاني دهکده خود را فروخت و کدخدا شد. شما هم اگر رفتي و نخست‌وزير شدي، کدخدا شده‌اي. به هر حال تأکيد کردم که اين کار به صلاح مملکت نيست و زمان جنگ است و...»
زواره‌اي با طرح اين موضوع به مشورت‌هاي گسترده هاشمي با ديگر نيروهاي سياسي و امام براي پذيرش اين مسئوليت اشاره مي‌کند: «بعضي‌ها گفته بودند بد نيست و برخي هم مخالفت کردند. آنگاه آقاي هاشمي اسامي را به خدمت امام برد و با ايشان مطرح کرد.»
به گفته او حاصل اين تلاش‌ها، به تشکيل جلسه‌اي در حضور امام انجاميد؛ جلسه‌اي که بعد از طرح تمامي گزينه‌ها، سرانجام به تأیيد و تصويب يک نفر ختم شد؛ محمدجواد باهنر. زواره‌اي درباره مسائل و نام‌هاي مطرح شده در اين جلسه مي‌گويد: «در آن جلسه امام درباره افرادي که نام برده مي‌شد، معمولاً مي‌فرمود که بد نيستند. آن روز آقاي هاشمي وقتي رسيد که جلسه شروع شده بود. ايشان از اعضاي شورا عذرخواهي کرد و گفت: دو نفر به ليست چهار نفره اضافه کنند. چهار اسم قبلي عبارت بودند از: آقاي پرورش، آقاي عسگراولادي، مرحوم باهنر و آقاي ولايتي، که درباره ايشان ترديد دارم. دو نفري را هم که آقاي هاشمي اضافه کرد، عبارت بود از: مهندس موسوي و زواره‌اي. بعد هم توضيح داد که آقاي رجايي درباره خود ايشان نظر نخست‌وزيري داشته‌اند، اما آقاي هاشمي قضيه را با امام و برخي دوستان مطرح کرده است و همگي بر اهميت مجلس تأکيد نموده‌اند.»
‌اما در همين‌جا زواره‌ای تأکيد ويژه هاشمي بر نام شهيد باهنر را يادآور می‌شود و مي‌گويد: «نکته ديگري را هم [آقاي هاشمي] مطرح کردند قريب به اين مضمون که شما را به خدا، اگر ناچار شديد باهنر را نخست‌وزير کنيد، کس ديگري را در امور اجرايي نياوريد. چون مي‌دانستند که نظر مرحوم رجايي، بيش از همه به روي باهنر است و با يکديگر رفاقت قديمي دارند. به اين ترتيب، مرحوم باهنر به نخست‌وزيري رسيد


امام در گذر زمان 164

خلبان هم بی‌هوش شد
چند شماره از مبحث این ستون به ماجراهای رحلت امام(ره) و روزهای عزاداری مردم اختصاص داده شد. در این رابطه موضوعات متعددی وجود دارد و هرچه به زوایای این حادثه دقت می‌شود، موضوعات جدیدتری به میدان ذهن می‌آید، چراکه عوامل گوناگونی در آن دخیل بوده‌اند که تاکنون مغفول مانده است. البته هرکس به نوعی و به سبکی نقطه‌نظرات و خاطراتی دارد مانند مبحث پیش که با فیلمبردار آن روز گفت‌وگو کردیم و جناب رمضانی فیلمبردار مراسم روز تدفین صحبت را به خلبان و همراهش کشاند و گفت: «من تنها نبودم، ما سه نفر بودیم؛ یکی خلبان با یک هلی‌کوپتر کوچک و یک کارگردان که با من همکاری می‌کرد. خلبان خیلی دل و جرئت به خرج می‌داد و می‌رفت توی قلب مردم. نزدیک‌ترین نقطه را ما می‌دیدیم و در فاصله یکی دو متری روی سر مردم قرار می‌گرفت، ما هم خیلی راحت فیلمبرداری می‌کردیم، افسوس که اسم خلبان را به یاد ندارم. فقط می‌دانم که از خلبانان نیروی هوایی سپاه بود چون آرم سپاه به بدنه هلی‌کوپتر بود و از پایگاه قدر در مهرآباد جنوبی آمده بود. خلبان وقتی آن جمعیت را دید، حال و هوای مردم را با آن وضعیت که بی‌هوش می‌شدند را مشاهده کرد، پیکر امام راحل را که آنچنان شده بود؛ اینها را که دید منقلب شد، دیگر نتوانست کار کند، داد زد، یکی بیاید این دسته را بگیرد، گفتم: ما داریم فیلمبرداری می‌کنیم. بعد دیدم اوضاعش به هم ریخته، به کارگردانم گفتم: برو کمکش کن، حالش بد شده. مجبور شد که برگردد پایگاه. وقتی رسید آنجا بی‌هوش شد و از حال رفت. جای او یک خلبان دیگر با هلی‌کوپتر آمد و دوباره رفتیم روی سر جمعیت و مشغول فیلمبرداری شدیم. این خلبان دومی مانند او اولش خیلی با روحیه بود. واقعاً از جان گذشته بودند. او هم پس از چند ساعت کار حالش به هم خورد، دچار تپش قلب شد، فشار روحی و روانی بهش عارض شد.»
رمضانی در ادامه گفت‌وگویش اظهار داشت: «من خودم خیلی پر و پا قرص بودم، روحیه‌ام بالا بود. در این دو سه روز که درگیر کار بودیم دیگه از خود بی‌خود شده بودم. سه چهار روزی را در منزل به استراحت گذراندم. فشار روحی و روانی سنگینی بر من وارد شده بود، بیشترین عامل هم حالات مردم بود که انسان را منقلب می‌کرد. ابراز احساسات، عشق و علاقه، عزاداری و فریاد و ناله‌های محزون و غم‌انگیز بر همه چیز سایه انداخته بود. همین حالا هم که از آن صحنه‌ها به یادم می‌آید، آزاری را احساس می‌کنم و قلبم به تپش درمی‌آید. آن روزها واقعاً عجیب بود؛ عجیب روزی بود، عجیب روزهایی بود... یادش بخیر.»


مجالس شوراي اسلامي 51

نتايج انتخابات مجلس هفتم
سرانجام روز جمعه اول اسفندماه سال 1382 فرا رسيد و انتخابات با وجود تلاش دشمنان انقلاب اسلامي و بازي‌خوردگان داخلي آنان در موعد مقرر و با حضور باشکوه ملت در سراسر کشور برگزار شد. در اين انتخابات از مجموع ۴۶ ميليون و ۳۵۱ هزار واجد شرايط، ۲۳ ميليون و 734 هزار و 667 نفر (21/51 درصد) در انتخابات شرکت کردند. در تهران از ميان 30 کرسي، تکليف 25 کرسي مشخص شد و کار انتخاب پنج نماينده ديگر به دور دوم انتخابات کشيده شد.
اسامي منتخبان شهر تهران که هر 30 نفر آنها از فهرست اصولگرايان بودند به ترتيب رأي‌آوري عبارت بود از: 1ـ غلامعلي حداد‌عادل، 2ـ احمد توکلي، 3ـ اميررضا خادم‌ازغدي، 4ـ مهدي طباطبايي، 5ـ احمد احمدي، 6ـ حسين مظفر، 7ـ محمد خوش‌چهره، 8ـ نفيسه فياض‌بخش، 9ـ سعيد ابوطالب، 10ـ عماد افروغ، 11ـ داود دانش‌جعفري، 12ـ عليرضا زاکاني، 13ـ لاله افتخاري، 14ـ حسين شيخ‌الاسلام، 15ـ فاطمه آليا، 16ـ الهام امين‌زاده، 17ـ عباسعلي اختري، 18ـ سيدعلي رياض، 19ـ حسين نجابت، 20ـ فضل‌الله موسوي، 21ـ حميد کاتوزيان، 22ـ فاطمه رهبر، 23ـ الياس نادران، 24ـ پرويز سروري، 25ـ منوچهر متکي، 26ـ غلامرضا مصباحي‌مقدم، 27ـ حسين فدايي آشتياني، 28ـ مهدي کوچک‌زاده، 29ـ زينب کدخدا، 30ـ علي عباسپور تهراني فرد.
نکته قابل توجه در اين انتخابات حمايت تمام‌عيار بيگانگان از تحصن‌کنندگان و دخالت آشکار در مسائل داخلي ايران بود. پس از برگزاري انتخابات و اعلام نتايج، شاهد واکنش‌هاي صريحي بوديم که به خوبي عصبانيت دشمنان انقلاب را از انتخاب ملت آشکار مي‌ساخت. به گزارش خبرگزاري‌ها، جک استراو، وزير خارجه بريتانيا، در سخناني به خبرنگاران گفت نحوه برگزاري انتخابات پارلماني در ايران از همان ابتدا مخدوش و با نواقصي همراه بوده است. وي اظهار داشت: «براي همه آشکار است که اين انتخابات مخدوش بوده و ميزان شرکت رأي‌دهندگان 25 درصد کمتر از ميزان آن در انتخابات آزاد سال 1997 بوده است.» همچنين، کميسيون اروپا نيز نحوه برگزاري انتخابات روز جمعه، در ايران را مانع تحقق دموکراسي در اين کشور خوانده است. ريچارد باوچر، سخنگوي وزارت خارجه آمريکا نيز در اظهارنظر نسبت به انتخابات گفت: «ما نگراني خود را نسبت به انتخاباتي ابراز داشته‌ايم که به گونه‌اي شکل داده شد که در مراحل منتهي به رأي‌گيري عميقاً مخدوش باشد و در عمل نيز چنين شد.»
با مشخص شدن تقريبي شکست جريان دوم خرداد در انتخابات و اقبال ملت به نمايندگان جريان اصولگرا، جريان مغلوب و در رأس آن سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي(منافقین) تلاش کردند در اقدامي انفعالي، سناريوي استعفا را در مجلس دنبال کنند. به اين ترتيب فاطمه حقيقت‌جو نماينده تهران در تاریخ (5/12/82)، محمد يگانگي نماينده اروميه و دو تن از اعضاي سازمان مجاهدين؛ محسن آرمين و بهزاد نبوي در تاریخ (30/1/83) استعفا دادند که مورد موافقت نمايندگان مجلس ششم قرار گرفت.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

رئیس‌جمهور در بیستمین مجمع فرماندهان سپاه
سپاه در بخش‌های اقتصادی و مبارزه با فساد به یاری دولت بیاید

رئیس‌جمهور در بیستمین مجمع فرماندهان سپاه خطاب به آنان گفت: به عنوان رئیس‌جمهور از شما می‌خواهم در بخش‌های اقتصادی با در دست گرفتن پروژه‌های ملی و در حوزه مبارزه با فساد اقتصادی و مبارزه با قاچاق کالا به یاری دولت بشتابید که به‌طور قطع مردم آثارش را خواهند دید.
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی افزود: سپاه نقش تأثیرگذاری در جهاد مقدس و در کنار بسیج بر عهده داشت. سپاهیان افتخار بزرگی بر دوش دارند و آن پاسدار بودن است که نه تنها پاسدار مرز و بوم کشور بلکه والحافظون لحدودالله هستند. سپاه پاسداران فرزند انقلابی است که فاصله زمانی با پیروزی انقلاب ندارد.
رئیس‌جمهور ادامه داد: از اولین ساعات پیروزی انقلاب اسلامی پاسداری، ایستادگی و جهاد برای حراست از انقلاب اسلامی شکل گرفت که بعداً سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نامیده شد. پاسداران برای استقرار انقلاب از جان مایه گذاشتند و هر کجا احساس خطر شد، سپاه در خط مقدم دفاع از انقلاب حضور یافت.
وی تأکید کرد: سپاه یک ارتش یا یک نیروی نظامی از آنچه در سایر کشورها وجود دارد، نیست. سپاه که تشکیلش برای حراست و دفاع از انقلاب اسلامی بود دو سرمایه ویژه دارد که کمتر در نیروهای مسلح دیگر دیده می‌شود. سپاه دارای سرمایه انسانی و سرمایه سخت‌‌افزاری و نرم‌افزاری نظامی است که این در ارتش‌ها و نیروهای مسلح دیگر کشورها هم وجود دارد، اما سپاه از آغاز دارای یک سرمایه بسیار مهم معنوی و اجتماعی بود.
ایشان در ادامه سخنانش خاطرنشان کرد: سرمایه معنوی همان بود که در شب عملیات، پاسداران پیش از آنکه به نقشه نگاه کنند به خطوط زیارت عاشورا نگاه می‌کردند و پیش از آنکه رمز عملیات را در شب عملیات بیاموزند یاحسین(ع) و یازهرا(س) را آموخته بودند و بر زبان جاری می‌کردند. سرمایه معنوی سپاه به مفهوم ارتش ایدئولوژیک کشورهای شرقی نیست، بلکه به معنای انگیزه‌های معنوی و دینی است که عمق آن تا 1400 سال پیش و تا کنار سفره‌ای که یاران پیامبر(ص) در آن جای داشتند و تا صحرای نینوای حسین‌بن‌علی(ع) با یاران بی‌نظیرش می‌رود.
رئیس‌جمهور با بیان اینکه سرمایه معنوی سپاه تا کنار فرات و وفای قمر بنی‌هاشم(ع) عمق دارد، گفت:‌ سرمایه معنوی سپاه همان است که او را محبوب دل‌ها قرار داده است که اگر آن سرمایه سایش یابد و اندکی مردم نسبت به ایثار این بهترین نیروی وفادار انقلاب به تردیدی بیفتند، سپاه دیگر آن سپاهی نیست که امام(ره) فرمود «ای کاش من هم یک پاسدار بودم«.
وی افزود: سپاه با سرمایه معنوی‌اش که تا امروز حفظ کرده و تا پایان حفظ خواهد کرد یک برتری و امتیاز نسبت به دیگر نیروهای مسلح دارد.
رئیس‌جمهور تأکید کرد:‌ آنچه که باعث شده دشمن از سپاه بترسد هواپیما، موشک، زیردریایی، ناوچه، تانک و ادوات سپاه نیست، چون اینها را ارتش‌های دیگر هم کم ‌و بیش دارند. آنچه که دشمن از آن می‌هراسد، انگیزه، معنویت، خلوص و اتصال سپاه با خاندان رسالت و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و اتصال جبهه سپاه به جبهه بدر و کربلاست.
حجت‌الاسلام روحانی با بیان اینکه امید بلند سپاه را دشمن ندارد، گفت: ‌این یک امتیاز بزرگ برای سپاه است و پاسداران آن را حفظ کرده‌‌اند و البته باید آن را ارتقا هم ببخشند، زیرا پاسداران تجربیات زیادی را در فراز و نشیب‌های حوادث این سی و چند سال کسب کرده‌‌اند.
رئیس‌جمهور با بیان اینکه سرمایه ویژه دیگر سپاه سرمایه اجتماعی است، اظهار داشت: یعنی سپاه در دل مردم و در کنار مردم است. سپاه باید دژ مستحکم و پناه همه مردم اعم از مسلمان، غیرمسلمان، شیعه، غیرشیعه و شهری و روستایی باشد. تمام مردم ایران وقتی سپاه پاسداران یا یک پاسدار را می‌بینند باید احساس امنیت و آرامش کنند یعنی تمام شهروندان بقا و استمرار حقوق شهروندی و حقوق مسلم جامعه اسلامی خودشان را در کنار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و به ویژه سپاه ‌بینند.
وی با بیان اینکه سپاه زینت نظام است، تأکید کرد: امنیت توسط سپاه تأمین می‌شود و سرمایه اجتماعی سپاه، بسیج 20 میلیونی و چند ده میلیونی را ایجاد می‌کند.
حجت‌الاسلام روحانی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه حضرت امام(ره) تأکید کردند که نیروهای مسلح نباید وارد بازی‌های سیاسی شوند، گفت: این یعنی سپاه مافوق جریانات سیاسی است، نه در کنار و داخل جریانات سیاسی. پایگاه سپاه جایگاه کل مردم است و این را امام در زمان جنگ و از همان روز اول اعلام کردند که سپاه وارد بازی‌های سیاسی نشود چون سپاه باید متعلق به کل ملت ایران باشد و اگر روزی نیاز به حضور همه مردم داریم آنچه باید همه مردم را به نام بسیج و زیر پرچم اسلام و کشور بیاورد سپاه است.
رئیس‌جمهور در ادامه خاطرنشان کرد:‌ امروز روز حساس منطقه و ایران است و آن نیرویی که در خط مقدم است و در اولین صف در برابر تمام توطئه‌ها ایستاده و باید بایستد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. این حرف دل من است.
وی افزود: اولین قدم ما باید شناخت تهدیدات باشد. تهدیدات هر روز به شکلی عیان می‌شوند. در 31 شهریور ماه سال 59 با تجاوز دشمن به کشورمان تهدیدات عمدتًا تهدیدات نظامی بود، از این رو سپاه در آن زمان از یک نیروی امنیتی و انتظامی به یک نیروی نظامی شبه‌ ‌کلاسیک تبدیل شد.
دکتر روحانی گفت:‌ بسیار خطرناک است که در محاسبه و شکل تهدید خطا صورت بگیرد ما باید تهدید را به خوبی بشناسیم و بدانیم تهدید اولیه و اصلی کدام است و بعد برنامه درستی برای مقابله با آن ترسیم و راهبرد صحیحی اتخاذ کنیم و در پایان ترسیم درستی از پایان کار و هدف نهایی با توجه به امکانات موجود داشته باشیم که شاهد بودیم آمریکایی‌ها در افغانستان و عراق در این موارد دچار خطا شدند و در سوریه هم همین‌گونه است.
رئیس‌جمهور با بیان اینکه سوریه یک مسئله مهم برای کل منطقه است و شاید آثار آن جهانی باشد، گفت: سوریه در نقطه حساسی قرار دارد و دعوا بر سر فرد رئیس‌جمهور و یا طایفه نیست. مسئله بالاتر است و برای همه ما روشن است که غرب برای کل منطقه ما تصمیمی دارد و منطقه ما را به شکل فعلی نمی‌پسندد. این همان است که انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها پس از سال‌‌ها دارند به منطقه برمی‌گردند.
وی خاطرنشان کرد: بررسی اوضاع لیبی، مصر، لبنان، فلسطین، عراق و سوریه نشان می‌دهد که غرب آنها را در یک زنجیره قرار داده و به دنبال تقویت رژیم اشغالگر قدس و تضعیف جبهه مقاومت است. مسئله سوریه مسئله سرنوشت یک منطقه بزرگ است، نه تنها یک کشور و ممکن است در وضعیتی سرنوشت جهانی را هم رقم بزند.
وی با بیان اینکه بهانه آمریکا درباره سوریه سلاح شیمیایی است، اظهار داشت: البته نظر جمهوری اسلامی همیشه روشن بوده و ما با سلاح کشتار جمعی مخالف بوده‌ایم. اما اشتباه غرب این است که فکر می‌کند جمهوری اسلامی ایران به دنبال فرصت یافتن برای سلطه نظامی در منطقه است، در حالی که ما به دنبال آن نیستیم. قدرت ما سلطه گفتمانی ما در کل منطقه است.
وی افزود: سپاه پاسداران، سپاه جنگ در منطقه نیست. سپاه امنیت و آرامش است. اگر تهدیدات نظامی استکبار جهانی در منطقه از بین برود سپاه نمی‌‌خواهد در منطقه سلطه نظامی داشته باشد. گفتمان ما گفتمان مردم‌سالاری، ثبات، وحدت، برادری و مبارزه با تروریسم در کل منطقه است.
وی با اشاره به تهدید نظامی سوریه از سوی آمریکا و اروپا، گفت:‌ آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها ضمن اینکه بر طبل جنگ می‌زدند، لمس کردند که جنگ در این منطقه چه آثار شومی دارد. آنها می‌دانند در جنگ‌های قبلی‌شان نیز به اهداف‌شان نرسیده‌‌اند، از این رو گفتند که این یک جنگ محدود خواهد بود و حتی هزینه آن را نیز از دیگران درخواست کردند. همه اینها نشان می‌دهد که نقطه ضعف‌های دشمن کجاست.
حجت‌الاسلام روحانی تصریح کرد: ما به دنبال این هستیم جنگی آغاز نشود و جمهوری اسلامی با تمام توان وارد عمل شد تا جنگی در منطقه رخ ندهد. البته سوریه برای ما مهم است و کشورها و ملت‌‌های منطقه در مسئله سوریه بی‌تفاوت نخواهند بود، همانطور که جمهوری اسلامی در این مسئله سرنوشت‌ساز هرگز بی‌تفاوت نبوده و نخواهد ماند. ما به وظیفه خود عمل می‌کنیم و خداوند هم ملت‌‌های منطقه را در برابر توطئه‌های دیگران پیروز خواهد کرد.
رئیس‌جمهور در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه دشمن معیشت مردم را هدف قرار داده است، گفت: تمام برنامه‌های تحریمی که غیرعادلانه، غیرقانونی و با بهانه‌های واهی بوده در این راستا است. زیرا آنها می‌دانند که ایران به دنبال سلاح هسته‌ای نیست و وقتی رهبر انقلاب به صراحت آن را حرام می‌داند ایران هرگز به دنبال آن نمی‌رود.
وی افزود: تحریم فروش نفت و فعالیت‌های بانکی یعنی فشار بر زندگی و معیشت مردم. ما باید این توطئه را بشکنیم، زیرا پشت فشار اقتصادی دشمن فشار سیاسی است که مردم از انقلاب بریده شوند، اما ملت ما خوب فهمیدند و پاسخ مناسبی به دشمنان در انتخابات دادند.
حجت‌الاسلام روحانی ادامه داد: ضربه دومی که باید به دشمن وارد شود در حماسه اقتصادی است که باید با حضور و هوشمندی مردم حاصل شود که سپاه می‌تواند در این راستا بسیار موثر باشد.
رئیس‌جمهور گفت:‌ سپاه توان بسیار عظیمی در نیروی انسانی و حوزه اقتصادی و فرهنگی دارد و هر جا فشاری بر نظام به وجود آید، سپاه در مقابل آن مکمل و پشتیبان دیگران است.
حجت‌الاسلام روحانی تأکید کرد: بنده شایعاتی که راجع به سپاه در حوزه اقتصادی مطرح می‌شود را اصلاً قبول ندارم. سپاه رقیب مردم و بخش خصوصی و مثل پیمانکارهای معمولی نیست. سپاه باید پروژه‌های بسیار مهمی که بخش خصوصی توان اجرای آن را ندارد بر عهده بگیرد.
رئیس‌جمهور گفت: بنده با فرمانده کل سپاه صحبت کردم که سپاه در چند پروژه ملی بار را بر دوش بگیرد و افتخارش را داشته باشد. در وضعیت تحریم، سپاه باید وارد عمل شود و سه-ـ چهار پروژه بزرگ ملی را بر عهده بگیرد، زیرا سپاه اوضاع کشور و دولت را به خوبی می‌داند.
وی ادامه داد: از سپاه می‌خواهیم بخشی از بار دولت و البته نظام را بر دوش بگیرد. یکی دیگر از موضوعات، قاچاق کالا است که بلای اقتصاد کشور است. سپاه می‌تواند در مقابله با آن کمک کند تا جلوی قاچاق کالا گرفته شود.
حجت‌الاسلام روحانی تأکید کرد:‌ به عنوان رئیس‌جمهور از سپاه می‌خواهم در دو بخشی که دولت با مشکل مواجه است پای کار بیاید و کمک کند تا مردم شاهد خلوص و ایثار سپاه در شکست دشمن در حوزه معیشت مردم و تولید باشند.


پاسخ فرمانده کل سپاه به مطالبه رئیس جمهور
آمادگی انجام هر اقدامی برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم را داریم

سردار سرلشکر جعفری در پاسخ به مطالبه رئیس‌جمهور از سپاه گفت: سپاه آمادگی انجام هر اقدامی را برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم دارد.
فرمانده کل سپاه در حاشیه برگزاری مجمع فرماندهان سپاه به بیان سخنانی پیرامون مطالبه رئیس‌جمهور از سپاه در یاری رساندن به دولت پرداخت و اظهار داشت: امسال به برکت تدبیر مقام معظم رهبری سال «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» نام گرفت که حماسه سیاسی با حضور پر شور مردم محقق شد و حماسه اقتصادی باید تحقق یابد.
وی افزود: سپاه به مانند رئیس‌جمهور محترم و مسئولان نظام به تأسی از نگرانی‌هایی که برای مردم و نظام وجود دارد که مقام معظم رهبری نیز به آن اشاره فرموده‌اند آمادگی کمک به دولت در عرصه‌های اقتصادی و به ویژه عرصه سازندگی که در توان سپاه است را دارد.
فرمانده کل سپاه، پروژه‌های اقتصادی سپاه را مربوط به پروژه‌های ملی دانست و اظهار داشت: این پروژه‌ها شامل پروژه‌های خاصی است که پیمانکاران دیگر قادر به انجام آن نباشند که در این صورت سپاه این پروژه را به سرانجام می‌رساند. وی خاطر نشان کرد: در عرصه‌های دیگر اقتصادی توانمندی‌های متعددی در بسیج با توجه به حضور در عرصه‌های مختلف وجود دارد که در تحقق اقتصاد مقاومتی می‌تواند نقش‌آفرینی کند که طرح و پیشنهاد‌های آن با هدف کمک به رونق تولید، اقتصاد مقاومتی و خودکفایی در کشور به دولت ارائه شده و هیچ‌گونه اهداف درآمدی را دنبال نمی‌کند.
سردار جعفری با اعلام آمادگی کامل سپاه برای حضور در عرصه مبارزه با قاچاق کالا و ارز گفت: با فراهم شدن سازوکار مشخص و تصویب این مأموریت، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آمادگی ورود و ایفای نقش در این عرصه را دارد.


حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی
برای نیل به معنویت نباید شتابزده عمل کنیم

نماینده ولی‌فقیه در سپاه گفت: یکی از اهداف اصلی سپاه نیل به معنویت است که فرایندی زمان‌بَر است و نیازمند مجاهدت‌های بسیار است و نباید برای تحقق معنویت شتاب‌زده عمل کرد.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز طی سخنانی در بیستمین مجمع سراسری فرماندهان سپاه به بررسی آفات و موانع معنویت پرداخت.
وی درباره جایگاه معنویت در اهداف سپاه گفت: مهم‌ترین و اساسی‌ترین موضوع برای نهادینه کردن معنویت، قصد، اراده و حرکت دسته‌جمعی و جهادی است که این امر امروز در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل گرفته است و این موضوع نقطه‌عطفی برای ما در راه نهادینه کردن معنویت است.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه در مورد برنامه‌های این نهاد برای تحقق معنویت از دو رویکرد اصلی سپاه تحت عنوان «پاسدار مطلوب» و «خانواده مطلوب» نام برد و افزود: برای تحقق این اهداف، فرایندهای مطالعاتی صورت گرفته است و در مراحل نظارت نهایی قرار دارد.
وی با بیان اینکه ما امروز نیازمند این هستیم که در زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی، مهندسی و... خط‌شکن باشیم و اصول تازه‌ای را بر اساس گفتمان اسلامی و معنویت پایه‌ریزی کنیم، خاطرنشان کرد: این مسائل در بخش امکانات و هدف‌گذاری‌ها بسیار اهمیت دارد، اما داشتن اقتضائات به تنهایی کافی نیست و باید موانع را نیز از سر راه گسترش معنویت برداشت.
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی در بخش دیگری از سخنان خود در دسته‌بندی موانع تحقق معنویت؛ موانع درونی، موانع بیرونی و موانع بیرونی ـ درونی را برشمرد و گفت: موانع بیرونی شامل کفار و ائمه کفر و منافقین و... است که مانع نیل افراد به معنویت می‌شوند و جهل، غفلت و گناه نیز از درون مانع رسیدن انسان به معنویت می‌شود. اما شیطان، مانع بیرونی ـ درونی است که مانعی بر سر راه معنویت به شمار می‌رود.
وی در بخش پایانی سخنان خود، نفس و گناه را بزرگ‌ترین موانع رسیدن به برهان صدیق عنوان کرد و به بیان توصیه‌هایی برای از پیش رو برداشتن این موانع پرداخت.


معاون روابط عمومی سپاه
سازوکار سپاه برای همکاری با دولت تعریف شده است

سردار شریف نیز در این نشست گفت: سازوکارهای تعریف‌شده‌ای در سپاه برای حضور در عرصه‌ سازندگی وجود دارد که با همکاری وزارتخانه‌ها می‌تواند دنبال شود.
معاون روابط عمومی سپاه، در حاشیه مجمع به خبرنگاران گفت: حضور آقای روحانی و سخنرانی ایشان در مجمع فرماندهان سپاه خط بطلانی بود بر عملیات روانی و رسانه‌ای دشمنان انقلاب مبنی بر مشخص نبودن چگونگی تعامل سپاه و دولت به ویژه در عرصه حضور سپاه در حوزه سازندگی و عمرانی کشور.
وی افزود:‌ آقای روحانی در سخنان امروز خود نه تنها این حضور را مورد تحسین قرار داد، بلکه مطالبه کرد تا حضور سپاه در پروژه‌های مادر و بزرگ بیشتر شود. علاوه بر این رئیس‌جمهور از سپاه خواست دولت را در مقابل فشاری که دشمنان در حوزه معیشت مردم وارد می‌کنند، با امکانات خود یاری دهد.
سردار شریف با اشاره به درخواست رئیس‌جمهور از سپاه برای کمک به دولت در زمینه مقابله با قاچاق کالا، تصریح کرد: در واقع آقای روحانی با سخنرانی امروز خود، منشوری از نحوه تعامل دولت و سپاه را طراحی کرد. هر چند این موضوعات در جلسات قبلی با فرمانده سپاه نیز بیان شده بود.
مسئول روابط عمومی سپاه ادامه داد: سازوکارهای تعریف شده‌ای در سپاه برای حضور در عرصه‌ سازندگی وجود دارد که با همکاری وزارتخانه‌ها می‌تواند دنبال شود.
سردار شریف خاطرنشان کرد:‌ کمک سپاه به دولت در جهت رونق کسب و کار و معیشت مردم و مقابله با قاچاق کالا نیازمند برگزاری جلسات متعدد است و سپاه آمادگی کامل دارد به طور کامل و همه‌جانبه دولت را همراهی کند.
وی با اشاره به برخی اظهارنظرهای مغرضانه و یا از سر بی‌اطلاعی نسبت به حضور سپاه در عرصه سازندگی گفت: رئیس‌جمهور در سخنان امروزش ارزیابی واقعی از این موضوع داشت و افق جدیدی را برای تعامل سپاه و دولت مشخص کرد.
معاون روابط عمومی سپاه تأکید کرد: سپاه با برگزاری جلسات کارشناسی با وزارتخانه‌ها و طی مصوبات قانونی، می‌تواند به دولت کمک کند و همانطور که سردار جعفری اعلام کردند، سپاه همواره آماده کمک کردن در جهت رفع مشکلات مردم است.
سردار شریف در پایان با اشاره به ظرفیت بسیج و استفاده از آن در این زمینه اظهار داشت: استفاده از نیروی عظیم بسیج در رفع مشکلات بزرگی مانند ریشه‌کنی فلج اطفال که در گذشته صورت گرفت، می‌تواند کمک شایانی به دولت باشد.


سردار سرلشکر جعفری
شاهد شکست‌های پی در پی استکبار در برابر جبهه مقاومت هستیم

فرمانده کل سپاه گفت: انقلاب اسلامی در بعد خارجی اوضاع بسیار خوبی دارد و مستمراً شاهد شکست‌های پی در پی استکبار در برابر جبهه مقاومت هستیم و شاهدیم که در فلسطین اشغالی، عراق، لبنان جبهه مقاومت انقلاب اسلامی کوبنده به راه خود ادامه می‌دهد.
سردار سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه در مجمع سالیانه فرماندهان سپاه، با اشاره به تدبیر مقام معظم رهبری مبنی بر ایجاد تمدن اسلامی است، گفت: انقلاب اسلامی فقط به فکر نان و آب و مسکن ایرانیان نیست، بلکه به فکر همه مسلمانان جهان است و ما در حال ساختن یک تمدن اسلامی با اراده و کمک خداوند هستیم.
فرمانده کل سپاه تأکید کرد: ایجاد قدرت بازدارندگی و توازن وحشت و خطر نکته دیگر بعد خارجی سپاه است که با توجه به توان و قدرت دفاعی کشور شکل گرفته است.
وی ادامه داد: در دهه اخیر و پس از 11 سپتامبر شاهد برنامه‌ریزی گسترده آمریکا در منطقه برای دامن زدن به تهدید نظامی علیه ایران و کنترل انقلاب اسلامی هستیم، امروز شاهدیم که آمریکایی‌ها با تمام توان در مرزهای ایران اسلامی اردو زده‌اند و به تعبیر خودشان ایران را محاصره کردند، اما هرگز نتوانستند تهدید نظامی علیه ایران را حتی به زبان بیاورند و این همان توازن وحشت و خطر است که در راهبردهای اساسی سپاه مطرح است و این اقتدار در ابعاد مختلف دفاعی، امنیتی و سایر ابعاد اجتماعی به وجود آمده است.
سردار جعفری در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: یکی از مسئولان سازمان سیا آمریکا در سال جاری طی شهادت‌نامه‌ای اعلام کرده بود که «سپاه توانسته است در سال‌های اخیر خود را به سطح مقابله راهبردی با دشمنانش مثل آمریکا و رژیم صهیونیستی ارتقا دهد؛ عرصه‌هایی که برای امنیت آمریکا یکی از تهدیدهای معتبر محسوب می‌شود.» توانمندی و قدرت بازدارندگی که در مجموع نیروهای دفاعی و به ویژه سپاه وجود دارد چیزی جز لطف الهی نیست و این رعب را خداوند در دل دشمنان قرار داده است.
فرمانده کل سپاه تأکید کرد: دشمنان ما در همه عرصه‌های تهدید مشغول برنامه‌ریزی و توطئه علیه ایران هستند و به صورت همزمان این تهدیدها را در همه عرصه‌ها اجرا می‌کنند. مانند فتنه 88، شبیخون فرهنگی، جنگ‌های اطلاعاتی و سایبری و غیره، اما در اوج تهدیدات همه جانبه دشمن شاهد ایستادگی و پایداری مقاومت در منطقه هستیم.


سردار سرلشکر فیروزآبادی
طرح تحول در سپاه از همه جا جلوتر است و هیچ جا به پای سپاه نمی‌رسد

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به طرح تحول و تعالی سپاه اظهار داشت: ریشه گرفتن گفتمان تحول و تعالی می‌تواند یاریگر سپاه در اجرای این طرح باشد.
سردار سرلشکر پاسدار بسیجی دکتر سیدحسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در بیستمین مجمع فرماندهان سپاه افزود: طرح تحول و تعالی متذکر می‌شود که بیندیشیم که سپاهی مد نظر است که اگر این سپاه نباشد این کشور هم نخواهد بود.
وی ادامه داد: امروز سپاه دارای پنج نیروی مقتدر، ۳۵ سپاه استانی و شش قرارگاه آماده به کار است که این یک توانمندی عظیم و دشمن‌شکن است.
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح خاطرنشان کرد: طرح تحول در سپاه از همه جا جلوتر است و هیچ جا به پای سپاه نمی‌رسد. با وجود این حضرت آقا و مسئولان نظامی می‌خواهند که سپاه الگو، پیشرو و پرچمدار باشد.
وی اظهار داشت: گام اول طرح تحول سپاه در رزمایش مقابله با آمریکا در زنجان بود که حضرت آقا دغدغه‌ها و تذکرات مهمی را بیان فرمودند.
سرلشکر فیروزآبادی ادامه داد: در سال‌های ۸۵ و ۸۶ اقدامات مهم مطالعاتی از سوی مرکز راهبردی سپاه درباره طرح تحول و تعالی سپاه صورت گرفت که نهایتاً طرح راهبردی «غدیر» مبنا قرار گرفت و رسالت، مأموریت و دکترین، تهدیدات و سازماندهی سپاه پس از تصویب فرمانده کل قوا از سوی ستاد کل نیروهای مسلح ابلاغ شد.
وی در ادامه با بیان اینکه سپاه باید همیشه به روز باشد، گفت: یک پاسدار مرجع افکار انقلابی مردم در سطح جامعه است و در این مسیر همواره باید به روز باشد.
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بازسازی و نوسازی معنوی سپاه، اصلاح و تحول در نظامات و روش‌ها و تقدم امور مقابله با تهدید نرم را از محورهای اساسی رویکرد اصلی طرح تحول و تعالی نامید و تصریح کرد: تهاجم فرهنگی عظیم جبهه استکبار، سپاه را ملزم کرد که بسترسازی جنگ نرم را در اولویت قرار دهد.
سرلشکر فیروزآبادی در پایان با بیان اینکه امروز صحبت کردن درباره طرح تحول به مثابه امر به معروف است، تأکید کرد: گفتمان طرح تحول باید در تمامی رده‌های سپاه و از سوی تمامی پاسداران شناخته شود.


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

پای درس آیت‌الله شیخ عبدالکریم حق‌شناس(ره)
از جان برون نیامده جانانت آرزوست؟!

تشیع ادعایی
حضرت باقر(ع) فرمود: عمل‌تان مصنوعی و انتحالی نباشد: «یا جابر ایکتفی من انتحل التشیع ان یقول بحبنا اهل البیت؟ فَوَ اللهِ ما شِیعَتُنا إلّا مَنِ اتَّقِی اللهَ وَ أطاعَهُ» انتحال یعنی ادّعا: من این طورم من آن طورم؛ در صورتی که فعل شما آن قول شما را تصدیق نمی‌کند.
امام صادق(ع) فرمودند: مؤمن آن کسی است که فرمایش اهل بیت را در عملش ببینم، پس معلوم می‌شود دین انتحالی و محبت مصنوعی و ادعایی فایده ندارد.-امام بی‌خود قسم نمی‌خورد، مبالغه‌گویی نمی‌کند- «إلّا مَنِ اتَّقِی اللهَ وَ أطاعَهُ»؛ اگر اطاعت خدا کرد، اگر تقوا داشت، محبت درست است. تقوا درجاتی دارد.
حضرت(ع) فرمود: اگر کسی که مرحله اول را نپیموده که ترک محرمات و فعل واجبات باشد، در مرحله دوم برود، از آن بالا، پایین می‌اندازندش!
من هنوز که هنوزه به یاد دارم که وقتی که آقای بروجردی خیلی به زور و به اصرار به من فرمودند که باید به تهران بروی ـ البته به دلیل علاقه خاص به درس و حوزه نمی‌خواستم به تهران بیایم ـ ایشان به من فرمود: هر وقت که خواستی بروی، من یک توصیه به تو دارم و این توصیه هم واقعاًً عجیب است. عرض کردم که: چشم، هر وقت خواستم بروم، شرفیاب می‌شوم. خدمت ایشان آمدم، فرمودند: یگانه وصیت من این است که یک طوری باشد که در برخورد شما با افراد اجتماع، به ایمان و عقیده آن‌ها اضافه شود؛ نه اینکه خدایی نخواسته از ایمان مردم کم بشود.
«واعملوا لما عندالله لیس بین‌الله و بین احد قرابه» با خلوص برای آخرت عمل کنید؛ چون خدای متعال با کسی خویشاوندی ندارد؛ «احب العباد الی‌الله عزوجل و اکرمهم علیه اتقاهم و اعملهم بطاعته»، مؤمنان در درجات ایمان متفاوتند؛ یکی کلاس اول است، یکی در مرحله ثانی است یا در مرحله ثالث است.
«والله ما یتقرب الی‌الله تبارک و تعالی الا‌ بالطاعه و ما معنا براءه من‌النار و لا علی ‌الله لاحد من حجه»، حجت خدا بر همه غلبه می‌کند؛ باید با تفضلش با ما عمل بکند، در تفسیر مرحوم فیض آمده که پروردگار باید با فضلش با ما عمل کند.
پیامبر را اذیت نکنیم!
«من کان ‌لله مطیعا فهو لنا ولی»؛ هر کس مطیع خدا باشد، ولی ما محسوب می‌شود. فرمود: «و ما کان لکم ان توذوا رسول‌الله»، اعمال شما به رسول‌‌الله عرضه می‌شود، اگر شما مرتکب گناهان شده باشید، وجود مبارک‌شان اذیت می‌شود، در حالی که حضرت یحیی(ع) را سر بریدند و زکریا(ع) را اره کردند؛ مع ذلک پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) فرمودند: هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد! بس که روح ایشان بزرگ و لطیف است.
«وَ مَنْ کانَ لِلّهِ عاصیا فَهُوَ لَنا عَدُوٌّ، وَ ما تَنالُ وِلایتَنا إلاّ بالعَمَلِ وَ الْوَرَعِ»؛ آنکه گناه می‌کند دشمن ماست و کسی به ولایت ما نمی‌رسد مگر با عمل صالح و ورع. خوب حالا بیاییم سراغ قسمت ورع! فرمود: «صونوا دینکم بالورع»؛ دین خودتان را به ورع محافظت کنید، ملاک دین به ورع است.
ایمان دو قسمت دارد: یکی رفع موانع است، یکی ایجاد مقتضی است؛ اما ما نوعاً ایجاد مقتضی می‌کنیم، یعنی چه؟ یعنی مدام دعا می‌خوانیم، نماز می‌خوانیم، زیارت می‌کنیم! اما یک عمل محرمی اگر اتفاق بیفتد، آن جا دیگر مالک خودمان نیستیم!
در حالی که فرمود: «لَا نَجَاةَ إِلَّا بِالطَّاعَةِ وَ الطَّاعَةُ بِالْعِلْمِ وَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ وَ التَّعَلُّمُ بِالْعَقْلِ»، چرا من شصت سال است عبادت می‌کنم، ولی پشت گوشم را هم نمی‌بینم؟ چرا من به آن مقام عالیه نرسیدم؟ چرا من مورد عنایت پروردگار واقع نشدم؟ اگر شدم نشانی‌اش کدام است؟ (نجات محقق نمی‌شود مگر با طاعت و طاعت با علم محقق می‌شود و علم با یادگیری و یادگیری با عقل)
مراحل ورع
اول؛ ورع تائبین است که از فسق توبه می‌کنند؛ غیبت را کنار می‌گذارند، توهین نمی‌کنند، اهانت نمی‌کنند، از سایر محرمات پروردگار اجتناب می‌کنند.
دوم؛ ورع صالحین است -اگر ما درجه اولش را داشته باشیم باید کلاه‌مان را بیندازیم آسمان!-صالحین از شبهات پرهیز می‌کنند!
سوم؛ ورع متقین که ترک‌الحلال است. درست است که من از کسب حلال ارتزاق می‌کنم و لیکن آن مقداری که با رفتن به سوی خدا مزاحمت داشته باشد، انسان از او اجتناب می‌کند.
یکی از دوستان به بنده این طور گفت: یک شب من ساعت هفت مغازه‌ام را بستم، همسایه بغلی گفت: الان موقع بستن نیست! گفتم: امشب احکام می‌گویند، باید مسجد بروم و معارف اسلامی تحصیل کنم.
روز که شما کار می‌کنید، از ساعت هفت صبح تا فلان ساعت شب؛ شب هم که خسته‌اید؛ پس کی خداپرستی؟ پس احکام اسلام برای چه آمده است؟ حضرت فرمود: اگر بدانم جوانی از احکام اسلام رو برگردانده و برای تعلیم و تعلم آن نمی‌رود، او را شلاق می‌زنم. در بعضی از روایات دارد: «ضربته بالسیف»: با شمشیر آن‌ها را می‌زنم.
هستی اسیر چاه طبیعت چگونه باز
از جان برون نیامده جانانت آرزوست
هنوز امیال نفسانی را کنترل نکرده جانانت آرزوست؟! غیر ممکن است کسی که تهذیب اخلاق نکند، رب‌الارباب را درک کند.
قلب فعلاً در حجاب است، پرده‌ها و کدورت‌ها آن را گرفته است، ولو این هم خوب است! قابلیت داری که قلبت را در حجاب برده‌اند؛ از آن‌ها نباشید که از قلم افتاده‌اند.
بعضی‌ها از قلم افتاده‌اند، اصلاً قلبی در کار نیست؛ اما آنکه قلب دارد، اگر چنانچه به غیر از پروردگار، به دیگری توجه کند، قلبش گرفتار حجاب می‌شود تا آن تشخص، انانیت و نفسانیت از بین نرود، حق معلوم نمی‌شود! به سقراط گفتند که کی حکمت و دانش و علوم حقیقیه در قلب شما مستقر شد؟
گفت: «مذ حقرت نفسی»؛ وقتی که من خودم را هیچ دانستم، خدا مرحوم آیت‌الله آقا سید عبدالهادی شیرازی را رحمت کند، گفتیم: آقا شما یک مرد بزرگ و متشخصی هستید! گفت: من هیچ ابن هیچ ابن هیچ‌ام ... گفتیم: آقا دیگر بس است، شما خیلی خودتان را از بین بردید.
دو تا هم‌مباحثه را دیدم، یکی پیش من برای شکایت از دیگری آمده بود، گفت: سر مباحثه به من گفته: «تو نمی‌فهمی!» همین که منفعل شدی، به تو برخورد، معلوم می‌شود که هنوز آدم نشده‌ای!


آيينه خواص

سعیدبن‌زید ـ 7
راوی احادیث نبوی

سخن در بیان احادیثی بود که از سعید نقل شده است. بخاری از سعید‌بن‌زید روایت می‌کند که گفت: شنیدم رسول‌الله(صلی‌الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید: «مَنْ ظَلَمَ مِنَ الْأَرْضِ شَيْئًا طُوِّقَهُ مِنْ سَبْعِ أَرَضِينَ؛ هر که چیزی از زمین را به ستم از آن خود کند در قیامت هفت زمین طوق گردن او خواهد شد.»
داستان نقل این حدیث از سعید در تاریخ مشهور است. اروی بنت أویس مدعی شده بود که سعید تکه‌ای از زمین او را غصب کرده، دور زمين او را حصار كشيده و حق او را گرفته است. اروی شکایت وی را به مروان، امیر مدینه برد. سعید در مقابل ادعای وی حدیثی را از رسول خدا(صلی‌الله علیه وآله وسلم) روایت کرد و در دفاع از خود گفت: چگونه ممکن است من چیزی از زمین او را غصب کنم پس از آنکه از رسول‌الله(صلی‌الله علیه وآله وسلم) شنیدم که می‌فرمود: «هرکه از روی ستم یک وجب از زمینی را غصب کند، خداوند در روز قیامت هفت زمین را طوق گردن او خواهد کرد» و سپس از حق خود گذشت و علیه اروی دست به دعا برد و گفت: خداوندا! اگر او دروغگوست چشم او را کور گردان و در زمینش جان او را بگیر.
پس مروان به او گفت: پس از این از تو دلیلی نخواهم خواست. مسلم از قول راوی می‌نویسد آن زن نمرد تا آنکه بینایی‌اش از دست رفت و سپس در حالی که در زمینش راه می‌رفت در چاله‌ای افتاد و مرد.
مشهور است که سعید‌بن‌زید مجیب‌الدعوه و از کسانی بوده است که دعایش مستجاب می‌شده است.
بنابراین سعید روایاتی را نیز از پیامبر(ص) نقل کرده است و وی جزء راویان احادیث به حساب می‌آید. در کتاب طبقات ناصری آمده است که وی چهل‌وهشت حدیث از رسول خدا(ص) نقل کرده است.
در احسن‌التقاسیم فی معرفه‌الاقالیم ـ کتابی از محمدبن‌احمد شمس‌الدین‌المقدسی در رابطه با جغرافیا ـ حدیثی در مورد دریای شام و عراق نقل شده است که در سلسله روایت آن نام سعیدبن‌زید نیز دیده می‌شود: فقيه ابوطيّب عبدالله‌بن محمدجلال در رى به من گفت احمد‌بن‌محمد‌بن‌يزيد استرآبادى براى ما نقل كرد از عباس‌بن‌محمد از ابوسلمه از سعيد‌بن‌زيد، از ابن‌يسار، كه عبدالله‌بن‌عمرو گفت: «هنگامى كه خدا درياى شام را آفريد بدو الهام نمود من تو را آفريدم و از بندگانم كسانى را نزديك تو نهادم كه مرا پرستش مى‏كنند و تسبيح و تكبير گويند و تهليل كنند، تو با ايشان چه خواهى كرد؟ دريا گفت: ايشان را غرق مى‏كنم! خدا گفت: برو! لعنت بر تو باد! از شكار و درآمد تو كاستم! سپس مانند آن را به درياى عراق (شاید منظور خليج‌فارس باشد) الهام كرد. او پاسخ داد: خدايا ايشان را بر پشت خودم نگاه مى‏دارم و هر گاه تسبيح كنند با ايشان تسبيح گويم و هنگامى كه تو را تقديس كنند من نيز تقديس كنم و با تكبيرشان تكبير گويم. خدا گفت: برو! تو را مبارك گردانيدم، شكار و درآمد تو را افزودم.»


نقطه نظر
جواد منصوری

سرمایه‌ای به نام ملت
اين روزها برخي آماده سفر حج می‌شوند. از ويژگی‌ها و امتيازات اين فريضه تجمع و ديدار ملت‌های اسلامی با یکدیگر است.امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در ديدار اخير خود با كارگزاران حج به ‌اين اجتماع اشاره‌ کردند و تشكيل امت اسلامی در حج را ملاك فهمِ ثمره‌ اين فريضه كه مايه اعتلا و آبرومندي امت است، دانستند.
با اين‌حال اگر يكپارچگی و وحدت كلمه در بين تنوع فرهنگي افراد موجود در حج رخ می‌دهد و متوقع است، كه اين يكدستی در پرتو تقرب به توحيد و در گرو همدلی و اخوت مسلمين است؛ آيا اين اصل مهم كه در متون دينی بسيار برآن تأكيد شده و عقل نيز آن‌را براي بقای جامعه ضروری می‌شمارد،نبايد در تك‌تك جوامع و شهرها و مناطق جاري باشد.
نمونه بارز آن ‌را در مناسبت‌هاي ملي و مذهبي به‌خصوص در مساجد و راه‌پيمايي‌ها می‌توان مشاهده‌كرد و احساس ناوصفش را درك نمود و بهره‌مندي خود در آن لحظات از اين سرمايه را به‌ ياد آورد!‌ اما اين ميزان كافي نيست و بازه‌ زمانی كوتاهی است. در چاره كار توجه به مفهوم برخی واژگان كارگشاست. امروز گفته‌ می‌شود «شهروند» و به‌تبع آن حقوق شهروندی مطرح می‌شود؛ اما در زبان‌دينی گويند «ملت»؛ يعنی روش، طريقه و سنتی كه گروهي از ‌آن پيروی می‌كنند و افراد آن با يكديگر مشتركند.
جالب‌است كه در قانون‌اساسي كشور 18 بار از اين ‌واژه استفاده شده ‌است، گرچه شايد در زمان تدوين اين قانون، كلمه شهروند موجود يا مرسوم نبود، اما بايد گفت اين واژه توان مفهومي در مقابل كلمه ملت را ندارد. اگر سرمايه ملت به‌معنای حقيقي خود كه علائمی از آن در معناي لغوی‌اش نيز هويداست، در جامعه رخ‌دهد، حتی تلاش برای ايجاد آن صورت گیرد، بسياري از مشكلات و معضلات به‌خصوص در روابط اجتماعي رفع و دفع مي‌شود و به‌طور كلی سبك زندگی صحيح، در گرو تحقق اين اصل است، چراكه برای نمونه ايثار و گذشت، يا انجام امر به معروف و نهي از منكر افراد جامعه و پذيرش متقابل آن كه «تعادل اجتماع» به واسطه اين امور است با باور اينكه همه يك ملت هستيم، پديدار مي‌گردد!
توجه مسئولان و انديشمندان كشور به‌اين موضوع ضروری است و به‌خصوص بايد دانست تحقق يك اصل و فرهنگ در‌پی كار با بسترسازی، برنامه تدريجی، سياست علمی و پشتيبانی و نظارت محقق خواهد شد و فقط كارهاي سطحی (مثل ديوارنويسي‌ها و تابلو‌نويسي‌ها در سطح شهر با به‌كاربردن آيات و روايات صريح) كه در جاي خود قابل بحث و نقد است و گاهي نتيجه عكس می‌دهد! سودمند ‌نیست. از سوي ديگر اجزا و اركان اصلي هر ملت، مردمان هستند، پس خويشتن را براي خويش و جامعه خويش بايد ساخت، كه شايد مهم‌ترين امر در اين راستا نيز همين است و حتي اگر جامعه به ‌هر دليل نتوانست يا نخواست به‌اين سرمايه برسد بهانه‌اي براي ما نباشد، كه قرآن حضرت ابراهيم(عليه‌السلام) را ملت مي‌خواند. (حج: 78) ما توان و قابليت اين امر را داريم و تجربه طولاني و امتحان آن ‌را گذرانده‌ايم؛ همچون زمان پر افتخار هشت سال دفاع مقدس كه در ايام يادمان آن هستيم. گذاري كه مردان غیورش در عين اينكه با جمع خود امت واحد شدند، برخي به‌تنهايي يك ملت بودند.


يادداشت
علیرضا جلالیان

دفاع مقدس و انسان طراز انقلاب اسلامی
هفته دفاع مقدس، بازگشایی مدارس، آغاز سال تحصیلی و تبلیغات لوازم‌التحریر ملی مرا بر آن داشت تا این چند سطر را بنگارم.
انسان طراز انقلاب واژه‌ای است که شاید برای ما ملموس نباشد. این یعنی همان الگویی که ما باید خود را با او بسنجیم و به او برسیم. از حضرت امام خمینی(ره) می‌توان به‌عنوان یک انسان طراز انقلاب نام برد” انسانی که در تمام طول نود سال عمر خود درس‌های عظیمی را برای ما به یادگار گذاشت. اما امام راحل برای کودک و نوجوان ما ملموس و شناخته شده نیست. یعنی ما باید به کودک و نوجوان‌مان یک الگویی متناسب با تربیت اسلامی و اهداف انقلاب اسلامی معرفی کنیم تا بعدها در مرتبه‌های بالاتر در برابر رشد عقلی او بتوانیم امام خمینی(ره) را به او بشناسانیم. برای این منظور آیا خوب است که بیاییم و نمادهای یک برنامه پویانمایی مانند شکرستان را مدنظر نمادسازی قرار دهیم یا کلاه قرمزی و... را؟
البته قصد نقد مجموعه لوازم‌التحریر شکرستان و سایرین نیست، چراکه شاید یکی از بهترین کارها، همین تولید و عرضه نوشت‌افزار با طرح‌های ملی است. اما این امر مهندسی شده نیست و باید روی هندسه تربیتی این امر، فعالیت زیادی صورت بگیرد.
عمده علل موفقیت شکرستان تنها کارتون آن بوده و داستان‌های طنزش. به‌طور حتم می‌توان با توان بالایی که از نمایش و قاب تصویر سراغ داریم، به انسان‌های طرازی بپردازیم که هم جنبه طنز و هم جنبه جدی را داشته باشند. تمام این زمینه‌ها در دفاع مقدس وجود دارد.
مثلاً در فیلم اخراجی‌ها کارگردان و صاحب اثر آن می‌توانست شخصیت نزدیک به طنز «بایرام» با بازی «اکبر عبدی» که شاید یکی از واقعیت‌های دفاع مقدس هم بوده را با کارهای انیمیشن ادامه دهد و در قالب دفاع مقدسی اقدام به تولید محصولاتی چون لوازم‌التحریر از این شخصیت بکند.
در جنبه‌های جدی هم شخصیت‌های شهیدی همچون عباس بابایی و یا اسطوره اطلاعات عملیات شهیدحسن باقری را می‌شد با کارهای نمایشی افزون بر کارهای فعلی به نسل جدید معرفی و در کنار آن جهت جریان‌سازی فرهنگی محصولات مربوط به این الگوها را ارائه کرد. هرچند که هر از گاهی برخی بنا به سلیقه و توان خود برخی از این امور را به سامان رسانده‌اند و با وضعیت موجود بعید است در دراز مدت هم جواب بگیرند.
غرض اینکه صرف تولید نوشت‌افزار با طرح‌های ملی تنها مسکن وضعیت موجود است و باید اندیشه‌ای و مهندسی عمیق پیرامون الگوسازی و طراحی انسان طراز انقلاب کار کرد. بر این اساس و با توجه به مطالعات و پژوهش‌های صورت گرفته، اصلی‌ترین منبع برای دست یافتن به تعریف و اسوه انسان طراز انقلاب اسلامی همانا بازماندگان و شهدای دفاع مقدس هستند و خوبی این مسئله در این است که تقریباً از تمام اقشار جامعه در این گروه وجود داشته است. شاید تقارن بازگشایی مدارس و هفته دفاع مقدس بهانه‌ای باشد برای اینکه در این زمینه هم فکر کنیم و گام‌هایی را برداریم.


 گفت‌وگوی صبح صادق با پاسدار اهل قلم و نویسنده کتاب برگزیده سال سپاه در حوزه ادبیات
عرفان و معنویت دفاع مقدس را روی کاغذ نیاورده‌ایم!
حسن ابراهیمی

«حسنعلی جعفری» متولد سال ۱۳۴۷ است و مدت ۲۶ سال است که در کسوت پاسداری گذران عمر می‌کند. اهل ساری است و در سمنان سکونت دارد. از آخرین تألیفاتش کتاب «افرا» بوده که خودش می‌گوید شماره اول از پنج‌گانه‌ای است که در حال تدوین دارد. وی رتبه دوم انتخاب کتاب سال سپاه را در سال ۱۳۹۲ در حوزه ادبیات داستانی و دفاع مقدس کسب کرده است. در این شماره به گفت‌وگو با وی نشستیم.
*شما با کتاب «افرا» رتبه دوم انتخاب کتاب سال سپاه را آورده‌اید، در رابطه با این کتاب توضیح دهید؟
داستان افرا در دوران پیش از انقلاب و مربوط به جریان مبارزات انقلاب است. مردم یک روستا در اطراف ساری یک سرهنگ شاهنشاهی را که دردسرهایی درست می‌کند، می‌کشند و داستان حول همین قضیه پیش می‌رود. البته این جلد اول از پنج‌گانه‌ای است که داستان آن را مدنظر دارم و در ادامه داستان به دفاع مقدس هم خواهد رسید. افرا در ۱۹۶ صفحه توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.
* افرا چندمین کتاب شما بود؟
ششمین کتابی که منتشر شد، همین افرا بود. تا امروز هفت کتاب منتشر کرده‌ام. اکثراً در حوزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی است. شعر و داستان هم در آن وجود دارد.
* چه مشکلاتی در فعالیت‌های‌تان دارید؟
یکی از مشکلاتی که به من هم مربوط می‌شود و برای مسئولان حائز اهمیت است و باید به آن توجه داشته باشند این است که ما در کشور شغل مشخص و حرفه‌ای به نام نویسندگی نداریم که یک فرد فقط نویسنده باشد. من در اوقات اضافه‌ام می‌نویسم یا این همه پاسدار اهل قلمی که شما می‌بینید همگی در اوقات اضافه‌ای که دارند شروع به نوشتن می‌کنند. با این اوصاف معلوم می‌شود که این حرفه درآمد مناسبی ندارد و فقط به‌عنوان شغل دوم و سوم به آن نگاه می‌شود و نویسنده برایش جایگاه شغلی تعریف نشده، هزینه‌ها تأمین نمی‌شود و لذا نمی‌شود نویسنده تمام‌وقت پیدا کرد.
در توزیع کتاب هم خیلی ضعیف هستیم. هیچ سامانه جامع و کاملی برای موضوع توزیع کتاب وجود ندارد تا بتوانیم کتاب‌های منتشرشده خود را بدون کمترین مشکل به فروش برسانیم. ساختار و سازمان کار برای چاپ اثر هم دردسرهای خاص خود را دارد.
*نظر شما درباره کتب منتشرشده در حوزه انقلاب و دفاع مقدس چیست؟
به نظر می‌رسد ما کمتر به انقلاب اسلامی پرداخته‌ایم. علت هم این بوده که بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، دفاع مقدس شکل گرفت و اولویت هم دفاع مقدس بود. تبلیغ و تبیین دفاع و اهمیت آن موجب شد که خیلی به آن پرداخته شود، از این‌رو از موضوع مهم انقلاب اسلامی غفلت شده است.
*البته امروز با گذشت زمان می‌بینیم که کارهای خوبی همزمان با دفاع مقدس در حوزه انقلاب اسلامی هم در حال تولید و عرضه است.
بله درست است. چون بستر آن آماده شده ولی خیلی جای کار دارد؛ هم در دفاع مقدس و هم در انقلاب اسلامی.
*چه وجوهی است که در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به آن پرداخته نشده و از نظر شما مغفول مانده است؟
در دفاع مقدس عرفان جبهه‌ها را نمی‌توان روی کاغذ آورد. قلم هر قدر هم قوی باشد باز عاجز می‌ماند. من خودم در دفاع مقدس حضور داشتم. الآن که می‌بینم نمی‌توانم در آثار مختلف تولید شده در این حوزه آن عرفان و واقعیت معنوی را ببینم. این وجه مغفول مانده از دفاع مقدس است.
*آخرین کارتان چیست؟
کتاب «دخترم ناهید» که در رابطه با شهید ناهید فاتحی کرجو نوشته‌ام. نشر فاتحان آن را منتشر کرده. کتاب یک شهید دیگر را هم در حال کار دارم که بعداً جزئیاتش معلوم می‌شود.
*در زمینه فیلم‌نامه و نوشتن آن کاری کرده‌اید و یا اینکه سعی کرده‌اید آثار خود را به فیلمنامه تبدیل کنید تا محتوای کار فیلمسازان آماده شود؟
خیر! البته ما وابسته به سپاه هستیم و سپاه هم علاوه بر اینکه انتخاب کتاب برگزیده سال برگزار می‌کند، می‌تواند با نهادهایی چون صداوسیما توافقاتی داشته باشد و بحث تهیه فیلمنامه از آثار را داشته باشد.
*سخن نهایی خود را بگویید؟
من روی سخنم با سپاه است. اینکه علاوه بر تقدیر در مراسم کتاب سال، حمایت‌های مادی را از اهل قلم پاسدار داشته باشد تا مشکل اصلی ما حل شود. در توزیع هم مشکل خیلی زیاد است. باید چاره اندیشید و این ساختار را اصلاح کرد.


گلی از باغ

محمد گفت دوست ندارم زیر کولر بخوابم!
عید سال 89 بود، با بچه‌ها رفته بودیم خرمشهر؛ یه نماز ظهر مَشتی. هم جای همه‌تون خالی تو مسجد جامع خوندیم. پدر شهید جهان‌آرا، اکثر وقت‌ها تو مسجد جامع حضور داشت. اون روز هم اونجا بود، خیلی خوشحال بودم که پدر «مَمَدنبودی» رو از نزدیک می‌دیدم.
بعد از نماز که یه خُرده مسجد خلوت‌تر شده بود، رفتم پیشش؛ پیشونیش رو بوسیدم و گفتم: حاج آقا دوست دارم یه خاطره خصوصی که تا حالا هیچ جا نگفتی رو از پسرت برام بگی. اونم خیلی منو تحویل گرفت و برد گوشه مسجد و شروع کرد به صحبت کردن، می‌گفت: تابستونا هوای خرمشهر خیلی گرم و زجرآوره، اون قدیما تو خرمشهر مردم خیلی فقیر بودند و کسی تو خونه‌اش کولر نداشت، شاید فقط چند تا خانواده بودند که تو خونه‌شون کولر داشتند.
ما هم جزء اون چند تا خانواده بودیم. وقتی شبا می‌خواستیم بخوابیم، کولر روشن می‌کردیم و همین که کولر روشن می‌شد، محمد می‌رفت تو ایوان، رختخوابش رو پهن می‌کرد و می‌خوابید.
برام سوال شده بود که این بچه چرا نمیاد توی خونه زیر کولر بگیر بخوابه؟ رفتم بهش گفتم: بابا جان! بیا تو خونه، روی ایوان گرمه، اذیت می‌شی. گفت: نمیام، تو ایوان راحت‌ترم، زیر کولر خوابم نمی‌بره.
این کار محمد همه‌اش برام سوال بود. یک شب ازش خواستم دلیل این کارش رو برام بگه. خلاصه با کلی اصرار گفت: باباجان! تو خرمشهر فقط چند تا خانواده هستند که کولر دارند، می‌دونی چقدر بدبخت بیچاره‌ها هستند که کولر ندارند و شب‌ها به سختی و با زجر می‌خوابند؟ دوست ندارم زیر کولر بخوابم و با بدبخت بیچاره‌ها فرق کنم، دوست دارم مثل اونا باشم.
این خاطره رو وقتی حاج آقا جهان‌آرا بهم گفت، عجیب رفتم تو فکر، خیلی برام جالب بود حاجی بهم راه کار داده بود...
نورانیت بچه‌های جبهه از آفتاب بود نه از کولر! از گرما بود نه از اسپلیت. اون موقع از گرمای زیاد بچه‌ها چهره‌هاشون نورانی می‌شد، ولی الآن از سرمای زیاد.


قبيله آفتاب

از قطار ماندن مهم نيست، از ميدان ماندن مهم است
حسين به راهي که برگزيده بود باور داشت. ميدان دفاع را در ميدان شکست هيمنة پوشالين دشمني مي‌ديد که از آن سوي مرزها آمده بود تا سوغات بي‌عفّتي هديه دهد. آن زمان که در شهر مقدس مشهد ساکن بود، زماني میهمانم بود. ساعت شش صبح بليت قطار داشت. به من سفارش کرد که حتماً قبل از وقت، بيدارش کنم. از قضا آن روز صبح هر دو خواب مانديم و نتوانست به قطار برسد. وقتي بيدار شد تأثر و ناراحتي تمام صورتش را گرفته بود. به او گفتم: برادر ساعت 12 حرکت کن. گفت: از قطار ماندن مهم نيست. از ميدان ماندن مهم است. او در فاصله ساعت شش تا 12 در امر قرائت قرآن به من کمک کرد و پس از آن هم اعزام شد.
به نقل از برادر طلبه شهيد حسين فياضي
حسین در چهارم ارديبهشت سال 1347 در شهرستان گناباد ديده به جهان گشود. نامش را حسين گذاردند، چرا که او فرزند عاشورا بود و سينه‌چاک حسين. حسين از همان کودکي‌ها باوقار و آرام بود. مسجد «سرتراز» شهرستان گناباد آغوش گرم خويش گسترانده بود تا وسعت جانش را سبز سازد. شش بهار را بيشتر تجربه نکرده بود که برای خوشه‌چيني از خرمن علم و دانش پاي به بهارستان درس و مدرسه نهاد. دورة ابتدايي را با موفقيت پشت سر گذاشت و پس از آن مقطع راهنمايي را نيز با توکل و تلاش دنبال کرد، اما در نيمة راه به حوزة علميه رفت. حوزة علمية امام رضا(ع) آغوش گرم از محبّت خود را گشود تا اين نوجوان پاک سيرت را در خود گيرد. شهيد فياضي در خلوت شب‌هاي عرفانش دست نياز را تا خود خدا بالا برد و فيض روح‌القدس را به مدد طلبيد. حسين آنگاه که پاي در ميدان دفاع نهاد نيز جز رضاي دوست چيزي در سر نداشت و جز دفاع از حريم ناموس و امنيّت ملّتش همّي نداشت. او مردانه در ميدان مبارزه با شب‌پرستان بي‌عفّت، حضور يافت و در نهايت، اول ارديبهشت سال 1366 در سرزمين «بانه» عروج سرخي را تجربه کرد که رايحة مشک‌آسايش، شامة جان مردان حق‌پرست را نوازش مي‌دهد.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم سینمایی«فرشتگان قصاب»
ضدحمله سینمایی به اردوگاه شیطان
آرش فهیم

اشاره: بهمن‌ماه سال گذشته بود؛ در میان خیل گسترده‌ای از فیلم‌های خنثی، ضعیف و یا مملو از سیاه‌نمایی و تفرعن روشنفکری، فیلمی در حاشیه به نمایش درآمد که خواب سرد جشنواره را در هم شکست؛ «فرشتگان قصاب» از معدود آثاری بود که به تعهدات جشنواره فیلم فجر و مخاطب ملی سینمای کشور وفادار بود. اما با وجودی که یکی از شگفتی‌های آن جشنواره محسوب می‌شد، راهی به بخش مسابقه نیافت و با لطف خاص هیئت انتخاب، تنها از حق نمایش در حاشیه جشنواره فیلم فجر برخوردار شد تا همگان نسبت به سازوکار و شیوه انتخاب و داوری آثار در مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور بار دیگر تردید کنند.
اتفاق شگفت دیگر، خودداری تهیه‌کنندگان فیلم از نمایش آن در سینماهای کشور بود. در حالی که همه علاقه‌مندان به سینمای مستقل و آرمانگرا منتظر اکران فیلم بودند، به‌طور نابهنگامی اعلام شد که فیلم به صداوسیما فروخته شده و از نمایش در سینماهای کشور بی‌نصیب است. این اتفاق در حالی رخ داد که «فرشتگان قصاب» می‌توانست همان‌طور که یخ جشنواره فیلم فجر گذشته را آب کرد، فضای سرد اکران کنونی را نیز گرم کند.
به هر حال، نخستین فیلم ساخته شده توسط سهیل سلیمی به مناسبت سالگرد 11سپتامبر از سیما پخش شد و هم اکنون در فضای مجازی قابل دریافت است و البته به‌زودی در قالب اکران دانشگاهی، در محافل دانشجویی کشور به نمایش و نقد درخواهد آمد.
***
زندگی زیرچکمه بیگانگان، گرچه سهمگین، اما اگر با ایمان، عشق و مبارزه همراه شود، امکان‌پذیر و حماسه‌ساز است؛ این خلاصه روایت «فرشتگان قصاب» است و البته حکایت زندگی بسیاری از مردم در کشورهایی است که تحت اشغال و استیلای خارجی‌ها به‌سر می‌برند. مانند سرزمین افغان‌ها که عمری است زیر آتش شیطان‌های مختلف زندگی می‌کند؛ روزگاری شوروی، مدتی طالبان و امروز غرب وحشی! اتفاقاً نام و موضوع اصلی فیلم «فرشتگان قصاب» نیز توصیف جامع و مانعی است از این مهاجمان؛ آنها با علم کردن پرچم آزادی‌خواهی و مبارزه با تروریسم و حمایت از حقوق بشر و دموکراسی به میهمانی دیگران می‌روند، اما چه میهمانی خونبار و آتشناکی! فرشته‌هایی که میزبان‌های خود را غارت می‌کنند و به خاک و خون می‌کشند.
داستان و فضای روایی فیلم «فرشتگان قصاب» نیز همانند بسیاری دیگر از فیلم‌های دارای مضمون «مقاومت»، تصویرگر و ترسیم‌کننده تقابل ضدهاست؛ مقابله ضدهایی چون، مرگ و زندگی، عشق و نفرت، هراس و بی‌باکی، رحم و بی‌رحمی، دروغ و صداقت، ایستادگی و فرار و سرانجام؛ شکست و پیروزی. در سینمای مقاومت، جبهه خیر و مقاوم، حتی در صورت شکست ظاهری، به پیروزی باطنی دست می‌یابد و جبهه شر، حتی در صورت غلبه، ورشکسته است. فیلم، باید به مخاطب خود این ادراکات و احساسات متناقض را منتقل کند و موفقیت «فرشتگان قصاب» در نمایش باورپذیر این دوگانه‌هاست.
نخستین فیلم کارنامه سهیل سلیمی را می‌توان نوعی پاسخگویی به بسیاری از نیازهای امروز عرصه سینما و رسانه کشور دانست؛ تلاش برای پر کردن خلأ سینمای استراتژیک. فیلمی است که در عین برخورداری از ساختاری نسبتاً استاندارد و قابل قبول ـ با داشتن ضعف‌های حداقلی-ـ افشاگر یکی از مسائل مهم امروز جهان است.
برای بسیاری از مخاطبان این پرسش پیش آمده که سینمای ما را به فرامرزها چه کار؟ آیا بهتر نیست به جای توجه به مسائل سایر کشورها در سینما ـ مانند جنایات آمریکا در افغانستان که در فیلم «فرشتگان قصاب» می‌بینیم- به مسائل کشور خودمان پرداخته شود؟ پاسخ این است که همان‌طور که دولت هر کشوری نیاز به دیپلماسی و سیاست خارجی دارد، سینما نیز یک رسانه قابل نفوذ برای پیشبرد اهداف راهبردی یک کشور در سایر کشورهاست. همچنان که در هالیوود نیز علاوه بر مسائل داخلی، بخش قابل توجهی از فیلم‌های سینمایی به سایر کشورها ازجمله ایران می‌پردازند. مگر فیلم‌های متعددی که توسط سینمای آمریکا علیه ایران ساخته شده است را فراموش کرده‌ایم. همان طور که دولت آمریکا در عرصه بین‌الملل انواع حیله‌ها را برای تخریب ایران به کار می‌برد، سینمای این کشور نیز با آثاری چون «آرگو» مکمل سیاست خارجی آمریکاست.
امروز هم یکی از تهدیدهای کشور ما، جنگ نرم و ناتوی فرهنگی غرب است. سینما ابزار قدرتمندی است که می‌تواند خنثی‌کننده بسیاری از این حملات فرهنگی و روانی دشمن باشد. سینمای ایران نه‌تنها توان و امکان، که موظف است به مردم آگاهی ببخشد. آنچه در فیلم «فرشتگان قصاب» به‌عنوان افشای یک حرف ناگفته در سینمای جهان مطرح شده است، یک مسئله جهانشمول و مرتبط با جامعه بشری است؛ قاچاق اعضای بدن انسان‌ها توسط صهیونیست‌ها. شاید در بسیاری از رسانه‌ها و به‌ویژه پایگاه‌های اینترنتی بارها اعلان شده که یکی از سوءاستفاده‌های صهیونیست‌ها از جنگ‌های به راه افتاده علیه مسلمانان، جدا کردن اعضای حیاتی بدن مجروحان و اسرای جنگی است. این یک جنایت بزرگ‌تر از حمله نظامی علیه انسان‌ها محسوب می‌شود. کار بزرگ «فرشتگان قصاب» نمایش این فاجعه انسانی و تلاش آن برای بیدار کردن افکار عمومی است. به همین دلیل هم این فیلم را باید نوعی ضدحمله به مهاجمان به حساب آورد.
بدون تردید، افزایش تولید و نمایش این‌گونه فیلم‌ها ـ که فقط در ایران امکان‌پذیر است- می‌تواند به مقاومت تبلیغاتی در مقابل تهاجم نظامی، رسانه‌ای غرب و صهیونیسم به سایر ملت‌ها کمک کند.


نگاهی به سریال «اولین انتخاب»
وقتی احترام به مخاطب فراموش می‌شود!

مهدی امیدی

یکی از شاخص‌هایی که موجب افزایش اعتبار و اعتماد یک رسانه نزد افکار عمومی می‌شود، احترام به مخاطب است. دروغگویی، لودگی، کیفیت پایین مطالب یا محصولات و... از انواع بی‌احترامی‌های یک رسانه به مخاطبانش است.
طی هفته‌های اخیر سریالی از شبکه تهران درحال پخش است که مصداق بارز بی‌احترامی به مخاطب محسوب می‌شود. «اولین انتخاب» عنوان سریالی است که گویا تنها برای پر کردن آنتن و تلف کردن وقت بینندگان سیما تولید شده است. نکته شگفت‌انگیز، نام کارگردان و گروه بازیگران سریال است. مهدی صباغ‌زاده، فیلمساز باتجربه‌ای است و اغلب بازیگران سریال هم افراد امتحان پس داده و مجربی هستند. اما آنچه به عنوان نتیجه روی آنتن رفته، به آثار افراد غیرحرفه‌ای و مبتدی شباهت دارد.
همه اتفاقات سریال، مجعول و باورناپذیر هستند. داستان از جایی شروع می‌شود که یک پسر جوان به دلیل علاقه به یک دختر خانم، تصادف او را به گردن می‌گیرد و سرانجام به تهران می‌آید تا با وی ازدواج کند، اما چون امکان خواستگاری فراهم نمی‌شود، برای مدتی طولانی ساکن منزل خانواده دختر می‌شود و باقی ماجراها!
در این سریال نه از فیلمنامه معینی خبری است و نه بازی قابل توجهی را شاهدیم. حتی اگر تنها مأموریت «اولین انتخاب» را سرگرم کردن و به خنده واداشتن مردم هم بدانیم، باز هم نمره سریال، مردودی است. چون این مجموعه حتی در ایجاد موقعیت طنز و خنداندن مخاطب نیز هیچ توفیقی نداشته است.
از ضعف شدید ساختار سریال که بگذریم، باید به محتوای نازل آن اشاره کرد. مجموعه «اولین انتخاب» نه‌تنها هیچ ارزش افزوده‌ای برای بینندگانش ندارد که گویا با هدف تخریب فرهنگ اسلامی- ایرانی و ترویج ابتذال در جامعه ساخته شده است! مانند نمایش نحوه خواستگاری جوان از دختر مورد علاقه‌اش که کارکردی جز حیازدایی و عادی‌سازی روابط خارج از عرف ندارد. گفت‌وگو‌های سبک و لوده، از دیگر مشکلات این سریال است. صحنه‌های مربوط به شایعه بارداری مادر خانواده و مراجعه به پرورشگاه برای پذیرفتن یک بچه و صحبت‌هایی که بین آدم‌ها رد و بدل می‌شود، نمونه بارزی از وضعیت این سریال است.
به طور کلی، مشخص نیست که چرا سریال «اولین انتخاب» ساخته شده است. البته جای تردید نیست که صداوسیما باید برای افزایش نشاط و شادی در جامعه تلاش کند. تولید و نمایش برنامه‌ها و سریال‌های کمدی هم یک شیوه مناسب برای انجام این وظیفه است. اما «اولین انتخاب» بیشتر به نوعی رفع تکلیف می‌ماند تا انجام وظیفه! به‌نظر می‌رسد که اگر مسئولان شبکه محترم تهران به جای تدارک این سریال، برنامه‌های آرشیوی پخش می‌کردند، به نتایج بهتری می‌رسیدند.
با توجه به مشکلات مالی این روزهای صداوسیما که بارها از سوی مدیران این سازمان اعلام شده است، باید در تولید برنامه‌ها و سریال‌ها، دقت بیشتری شود تا حاصل کار به اتلاف بودجه منجر نشود. تقویت نظارت کیفی و تحکیم احترام به مخاطب می‌تواند به صرفه‌جویی در کارها کمک کند.


خبرها

بازگشایی خانه سینما حاشیه‌ساز شد!
بازگشایی خانه سینما موجب اعتراض و انتقاداتی به رئیس سازمان سینمایی شد. جامعه صنفی تهیه‌کنندگان و برخی صنوف دیگر در بیانیه‌ای اعلام کردند که حضور در میهمانی روز ملی سینما را تحریم می‌کنند. در این بیانیه آمده است: «بوی تعفن دورویی تمام فضای سینما را برداشته است. تسخیرکنندگان بیست و چندساله سینما، چون اختاپوس بر ساختمان پوسیده «خانه سینما» چنگ انداخته‌اند. ظاهراً مدیران ناآگاه، گرسنگی مزمن اهالی سینما را به بازی گرفته‌اند. یاران بیکار و گرسنه سینمایی در میهمانی پرشکوه اما باطل جمعه شب (۲۲ شهریور جاری) سازمان سینمایی، شرکت نمی‌کنند. پیوند رانت‌خواران با مدیران نابلد مبارک باد!» همچنین گروهی از فیلمسازان در مصاحبه‌هایی از خط‌مشی اتخاذ شده از سوی رئیس سازمان سینمایی ابراز نگرانی کردند.
برخورد با هنرمندان در سینمای آمریکا بی‌رحمانه است

بازیگر هالیوود گفت: روی دیگر سینمای آمریکا بی‌رحمی آن در ارتباط با بازیگران و هنرمندان است. «وین دیزل» بازیگر نقش پر زد و خورد و حادثه‌ای در تازه‌ترین گفت‌وگوی خود با آسوشیتدپرس اظهار داشت: خیلی خوب می‌دانم حالا که توان بازی دارم و فیلم‌هایم با استقبال روبه‌رو می‌شوند، مرا روی دست بلند می‌کنند، ولی معلوم نیست فردا چه خواهد شد و در زمان عدم موفقیت، چه رفتاری با من خواهند داشت.
۵۰۰ ساعت ویژه برنامه دفاع مقدس در سیما

به مناسبت هفته دفاع مقدس، ۵۰۰ ساعت برنامه با هدف بیان ناگفته‌های دوران جنگ تحمیلی از شبکه‌های مختلف سیما به نمایش در می‌آید. «علی طلوعی»، مسئول شورای هماهنگی برنامه‌‌های دفاع مقدس سیما در نشستی خبری گفت: برای نخستین بار به برخی نادیده‌‌ها و ناشنیده‌های دوران جنگ تحمیلی پرداخته است و در حدبضاعت رسانه ملی به شبهات و مسائل مربوط به دفاع مقدس می‌پردازد.وی افزود: در هفته دفاع مقدس حدود ۳۰هزار دقیقه بالغ بر ۵۰۰ ساعت برنامه از شبکه‌های مختلف سیما پخش خواهد شد که ۷۸ درصد این برنامه‌ها تولیدی و تنها ۲۲ درصد آن‌ها تأمینی است.
بالاترین نشان رژیم صهیونیستی برای کارگردان برنده اسکار

کارگردانی که به دلیل ساخت فیلمی در ترویج افسانه هولوکاست، پیش از این از آمریکا جایزه اسکار گرفته بود این بار بالاترین نشان رژیم اشغالگر قدس را دریافت می‌کند. استیون اسپیلبرگ یکی از فیلمسازان محبوب جریان شبه‌روشنفکری سینمای ایران است که این بار قرار است از سوی شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی نشان شوالیه اسرائیل غاصب را دریافت کند! نکته قابل توجه این است که این نشان به دلیل ساخت فیلم «فهرست شیندلر» به کارگردان هالیوودی تقدیم می‌شود. اسپیلبرگ این فیلم را به سفارش مالکان صهیونیست هالیوود و جهت ترویج افسانه دروغین هولوکاست تولید کرد.


نکته بین

تریبون 12
راهکارهای حفظ و نشر ارزش‌های دفاع مقدس پس از بیست‌وپنج سال از جنگ تحمیلی چیست؟

در نخستین روزهای هفته دفاع مقدس، دوازدهمین شماره تریبون با نظرات شما همراهان تریبونی محترم جمع‌بندی می‌شود.
*برگزاری یادواره‌ها و کنگره‌های شهدا
«برگزاری یادواره‌های شهدا و تجلیل از آنها، بیان وصیت‌نامه و خاطرات شهدا و ایثارگران به نسل‌های بعدی» را «سیدمحمد خدایی» از یزد بیان داشته و با همین مضمون، «رضا زمانی» از بوشهر همین نظر را داشته است.
«سجاد قادری» از کرمانشاه نیز با اشاره به مطالب فوق توجه هرچه بیشتر به اردوهای راهیان نور را هم مدنظر قرار داده است.
حفظ نام و یاد شهدا از طریق نام‌گذاری بر میادین، خیابان‌ها و کوچه‌ها، حفظ نام مناطق جنگی و عملیاتی به‌عنوان یک موزه ماندگار از ایثار و شهادت و جهاد، گرامیداشت خانواده شهدا و بستگان شهدا بخشی از نظرات «محمدصادق مستقیمی» از نایین است.
*تولید محتوا
«ايمان عمويي» از ساري معتقد است: «مهم‌ترين راهكار، توليد محتوا در قالب كتاب، فيلم، مستند و روايت است. ضمنأً اين محتوا بايد همه‌جانبه باشد، نه تك بعدي. راهكار بعدي الگوسازي جذاب از شهدا و رزمندگان براي جوانان امروز است. به‌طوري كه جوان امروزي حس كند كه او هم مي‌تواند در جايگاه آن رزمنده يا آن شهيد قرار گيرد.»
در همین راستا انجام کارهای فرهنگی به همراه تولیدات مختلف فرهنگی موضوعی بوده که همراهانی همچون؛ «خیرالنساء قربانی» از املش، «جمشيد مجيدي» از سنقر، «محمدرضاشعبانی» از بندرهندیجان، «محمدزارعی» برآبادی از خواف، «مریم وفایی» زرین‌شهر بر آن اشاره داشتند.
*معرفی به نسل جدید
آشنا کردن نسل جدید با دفاع مقدس از همان دوران دبستان و کودکی را دانشور از فارس طرح کرده و «نهادینه کردن فرهنگ دفاع مقدس و ارزش‌گذاری علمی و عملی آموزه‌های عینی و ضمنی آن در جامعه با هدف کاربردی کردن آن» توسط «سعید دهدشتی» ارائه شده است.
*راهيان نور
اهميت دادن مسئولان و مردم در زنده نگه‌داشتن ياد شهدا و راهيان نور از سوی «روح‌الله اكبري» و «فاطمه قیطاسی» هر دو از کرمانشاه طرح شده است.
*نوشتن و انتشار خاطرات
نوشتن خاطرات شهدا و چاپ کتاب و تولید فیلمنامه از آن را «معصومه پوزش» از باغملک و «محمد یاقوتی‌نژاد» از خواف یکی از این راه‌ها می‌دانند.
«حسین خالدی» و «رسول جنتی» از کرمانشاه بر همین اساس توجه به پیشکسوتان برای ضبط و نشر خاطرات‌شان را طرح می‌کنند.
*از کودکی باید شروع کرد
اما «سلیمان اسدی» از سنقرکلیایی می‌گوید: «پایه‌سازی متناسب با سن کودکان حتی پیش از ورود به مدرسه در قالب‌های جذاب برنامه کودک، شعرکودکانه، تجدیدنظر و استفاده حداکثری از ظرفیت‌های دفاع مقدس در موضوعات کتب درسی مدارس و دانشگاه‌ها.» «حمزه محمدپور» از چهل گز اردبیل هم نظری مشابه دارد.
*ساخت فیلم و سریال
ساخت و پخش فیلم‌های سینمایی، مستند و سریال‌های تلویزیونی در این زمینه را «.ح.ز» از مریوان، «حسن خزايي» از صحنه كرمانشاه، «محمدكريم‌زاده» از اصفهان، «احمدمحمدی» از آبیک مدنظر قرار داده‌اند.
«عبداله رسولی» از بندرعباس نوشته است: «از طریق رسانه و مطبوعات و نخبگان و کارشناسان دینی حوزه و دانشگاه ارائه الگوی به نسل نوجوان و جوانان» و «قابل قبادی» از رشت و «فاطمه سنچولی» از زاهدان معتقدند: باید بر روی لوازم مدرسه بچه‌ها به جای عکس جومونگ، مرد عنکبوتی و... از عکس‌های قهرمانان ملی خودمان استفاده کنیم. «ستاره نظرى» از بوشهر هم چنین نظری دارند.
*به این‌ها نباید اکتفا کرد
اما در ادامه تمام این نظرها «نرجس امیرخانی» از شهرکرد با نظری جالب توجه گفته است: برای حفظ و نشر ارزش‌های دفاع مقدس نباید به گذاشتن نمایشگاه، موزه، سخنرانی و... اکتفا کرد، بلکه باید با زبانی آسان آن را به دل جامعه برد و آن را برای مردم شرح داد.
اما خواهری با نام «فاطمه علي‌محمدي سليماني» هم گفته است: «شناختن ارزش‌ها و ثابت كردن اين موضوع كه اين ارزش‌ها محدود به زمان گذشته نيست و در همه زمان‌ها مي‌توانند مورد توجه قرار گیرند، چرا که اين ارزش‌ها در گذر زمان هنوز ناب هستند.»
گرانمایگان دیگری چون؛ «علیرضا اکبری» از کاکی بوشهر، «فرخنده جنتى» و «زینب نیازی» هر دو از کرمانشاه و برادر جانباز «مصطفی اکبری» از داران اصفهان نظراتی در این خصوص داشته‌اند که قابل توجه بوده است.
برندگان تریبون 12
ايمان عمويي از ساري/ فاطمه علي‌محمدي سليماني/ نرجس امیرخانی از شهرکرد
سوال تریبون 13

اصلی‌ترین نهاد و دستگاه مسئول
در اجرای قانون عفاف و حجاب در کشور کیست؟


گزیده مطالب

آمریکا بعد از مرسی به دنبال چه چیزی است؟
آمریکا در جریان بیداری اسلامی و سقوط حکومت مبارک به‌دنبال این بود تا با برگرداندن وضعیت دوران مبارک، بتواند اهداف خود را در مصر و منطقه دنبال کند، به‌گونه‌ای که برای رسیدن به این مقصود هزینه‌های بسیاری متحمل شد ولیکن در حال حاضر به دنبال روند تغییر و تحول با ابزار کنترلی ارتش در فضای سیاسی مصر است.
در جریان پیروزی، مرسی و اخوان در انتخابات آنان، فقط ریاست‌جمهوری را گرفتند، ولی اکثر نظامیان و کارمندان و حاکمیت همان سیستم مبارک بودند. پناه بردن مرسی به آمریکا و آن را به‌عنوان قدرت بلا فصل جهان پذیرفتن، بزرگ‌ترین اشتباه راهبردی مرسی بود.
آمريكا به دنبال كسب مشاغل و تسلط سياسي خود در مصر بوده و هست. اين وابستگان سالیانه به آمريكا رفته و در مراكز مشخصي آموزش‌ها و ايده‌هاي لازم را کسب می‌کنند. آمريكا با حفظ موقعيت و امنيت رژیم صهیونیستی در منطقه و به دست آوردن انرژي، برنامه‌هاي اصلي خود را در مصر دنبال مي‌كند.
دولت موقت حاضر در ابتداي كار با سفر به آمريكا و تأیيد معاهده كمپ ديويد كاملاً منافع آمريكا، رژیم صهیونیستی و نوكري آنها در مصر را دنبال مي‌كند. هواپيماهاي نظامي رژیم صهیونیستی در فضاي امنيتي مصر پرواز مي‌كنند و وضعیت حاضر به نفع آمريكا و اسرائيل است.
در سياست كنوني آمريكا در منطقه؛ عدم حمايت از ديكتاتورها در زمان سقوط و عدم سنگ‌اندازي آشكار در مقابل قيام‌ها و وانمود كردن به پذيرش اشتباهات در حكومت‌ها برای جايگزين كردن خود در رأس فضاهاي سياسي كشورها آشکار است.
آمريكا بر اين اعتقاد است كه در مصر و تركيه و ديگر كشورهاي اسلامي نبايد اسلام حكومت كند و جایگزین آنها حکومت‌های لائيك يا حكومت اسلامي لائيكی باشد.
مطلب پاياني اينكه با وجود اهداف راهبردی ثابت شده آمريكا در جهت تلاش برای تغيير حاكميت مسلمانان در منطقه و جهان چرا بايد مسلمانان به‌جاي استكبارستيزي و تقابل و رويارويي با دشمنان، با آنها كنار آمده، فريب خورده، كنار گذاشته شده و حتی زندانی شوند.

رضا قارزی


روى خط

لطفاً مطالب عامه‌پسند هم منتشر کنید
...09144088/ با سلام و تشکر از همه مسئولان و دست‌اندرکاران محترم هفته‌نامه، در صورت صلاحدید، خاطراتی از جانبازان عزیز هم در کنار خاطرات شهدای گرانقدر درج فرمایید. / رضا جهانگیری از آذرشهر
...09124818/ اهانت به آیت‌الله توکل استاد اخلاق، موجب ناراحتی و تأسف بسیار است. اگر برخورد جدی با خاطیان صورت گیرد، شاید دیگر کسی جرئت تکرار نداشته باشد.
...09124755/ با سلام و تشکر، پیشنهاد داشتم که یک صفحه هفته‌نامه رو مخصوص مطالبی قرار بدید که عامه‌پسند باشه و خانواده‌ها و فرزندانی که زیاد به تحلیل‌ها علاقه ندارند هم از نشریه استفاده کنند و از این طریق کم‌کم برای مطالب سیاسی و منطقه‌ای ایجاد علاقه بشه. سربازان وظیفه هم هستند که باید به فکر اونا هم باشید. در سنی هستند که زمینه‌های خوبی دارند و زمین دل‌شان آماده کاشت بذرهای خوب است.
***
در پی انتشار تصویری از دوران دفاع مقدس در خبرهای تصویری صفحه دو شماره گذشته(۶۱۶) و درخواست معرفی روحانی مورد نظر، طی هفته گذشته تعداد بسیار زیادی بالغ بر صدها پیامک از سراسر کشور ارسال شد و قریب به اتفاق دوستان تشخیص صحیح داده بودند. روحانی مورد نظر حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی بود، اما نکته جالب، پیامکی بود از طرف آقای «حسین اطهر» که این‌طور نوشته بود: «عکس مربوط به آقای قرائتی است ولی بهتر بود سوال می‌کردید نفر سمت راست ایشان کیست؟ او فرمانده عزیز ما، فرمانده گردان آبی- خاکی تیپ سیدالشهدا(ع) در سال ۶۵، شهید والامقام «حاج‌حسین اسکندرلو» است.»
ضمن ادای احترام به روح پاک این سردار شهید اسلام، گروه خبر هفته‌نامه صبح‌صادق از مشارکت دوستان و همراهان گرامی تشکر و قدردانی می‌کند.


کتیبه سبز

عشق بود و...
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشک‌مان چون رود شد
یک نفر از بین ما مفقود شد
آنکه سر دارد به سامان می‌رسد
آنکه جان دارد به جانان می‌رسد
دیده‌ام، دستی به سوی ماه رفت
بی‌سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگی‌مان در مسیر تیر بود
خاک جبهه، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی‌الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره‌اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می‌رسد
بوی باروت از لباسش می‌رسد
دشمن‌افکن‌های بی‌نام و نشان
پوکه خونین شده تسبیح‌شان
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می‌ماند از پروانگی
افشین مقدم


حسن ختام

 مولایم چشم به‌راه ظهور است
سلام بر مهدی
سلام بر زیباروی ناپیدای من
سلام بر عزیزتر از جانم
سلام همنشین مهربان لحظه‌های دنیای من
سلام همدم تنهایی‌های من در زمین
سلام همسفر عاشقانه‌های من تا آسمان
سلام مولای من، سلام آقای من
تو را که دارم و این عاشقانه‌هایت را خوبم در زمین
فقط کمی دلم برایت تنگ شده ...
این سلام‌های عاشقانه را از عمق جان، از ماورای قلب، تقدیمت کردم تا بدانی به اندازه سلامی عاشقانه، چشم به راه آمدنت این گوشه زمین منتظر ایستاده‌ام تا بیایی ...
کمی مهربانی‌ات را بر من کم کن آقا
ببین چقدر بیقرارت شده‌ام که حتی واژه‌هایم هم تاب ماندن
بر صفحه این دفتر عاشقی را ندارند ...
کاش می‌آمدی!
کاش سفرت پایانی داشت، تا می‌آمدم روبه‌روی قامت دلربایت می‌نشستم و برای ادب بوسه‌ای عاشقانه بر گوشه عبای آسمانی‌ات می‌زدم و آرام می‌گرفتم؛ اما ...
ظاهراً نه تو به این زودی‌ها قصد آمدن داری و نه من چنین لیاقتی که بوسه‌ای لبریز از عشق و ادب تقدیمت کنم ...
مرا ببخش، روسیاهم ...
کاش باران نگاهم کمی آرامم می‌کرد، اما با هر قطره‌اش، گویی دلم بیشتر عاشقت می‌شود؛ تا تو را نبیند و به تو نرسد، آرام و قرار ندارد ...
ای دنیا! این را بدان حتی اگر با مرگ هم مرا از توفیق دیدار مولایم دور کنی، باز هم خواهم آمد .
مرا در عشق‌آبادِ ظهور مولایم خواهی دید. فقط برای چند لحظه‌ای که بیایم و سلامم را حضوری به محضر مولایم
تقدیم کنم و جواب سلامی عاشقانه بگیرم .
خدایا! می‌دانم حجاب چهره جانم شده غبار تنم
خدایا! بی‌گناهم کن به نام مهدی، به عشق مهدی
خدایا! مولای مرا به آخرین پرده از حجاب ظلمت نفس من برسان. مولایم چشم به‌راه ظهور است
خدایا! مرا هم همراه مولایم ظاهر کن ...