بازگشت

 

صفحه اول

 

1-گذری تحلیلی بر بیانات امام خامنه ای در جمع مسئولان و كارگزاران نظام :
درك درست واقعيت ها آينده را رقم مى زند / 6

-۲امام خامنه ای در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام :
تعامل با دنیا بدون برگشت از مسیر صحیح / 2

3-ورود لندن به جنگ حقوق بشري مسکو ـ واشنگتن / 5

4-راهكارهای مقابله با جریان های انحرافی نوظهور / ۷

5-برگزیده نهمین دوره انتخاب کتاب سال سپاه در گفت وگو با صبح صادق :
تصمیم گرفتم از این پس فیلمنامه بنویسم / ۱۱

6-سرمقاله : بار روز قدس بر دوش مردم ایران

7-فرانسه: بشار اسد سال های طولانی در قدرت می ماند

8-یادداشت


سرمقاله

بار روز قدس بر دوش مردم ایران
سال‌ها است که فرا رسیدن آخرین جمعه ماه مبارک رمضان که امام خمینی(ره) بر آن نام «روز قدس» گذاشتند، برای مسلمانان مفهوم ویژه‌ای یافته و شورآفرینی می‌کند. تحولات پرفراز و فرود دو سه سال اخیر جهان اسلام که به وضعیت مبهم و پیچیده امروز منتهی شده، برقضیه روز قدس نیز تأثیرگذاشته است. این تأثیر پس از بازخوانی چرایی تعیین روندی به نام «روز قدس» بهتر درک می‌شود. در بیانی مختصر امام خمینی(ره) روز قدس را ایجاد کردند تا قدس شریف و ملت ستمدیده و مظلوم فلسطین از غربت و مهجوریت خارج شوند و در دوره‌ای که بسیاری از دولت‌های جهان اسلام در خواب غفلت فرورفته بودند و یا نسبت به اهمیت مسئله فلسطین تجاهل می‌کردند، مردم مسلمان بدون در نظر گرفتن خطوط فاصل قومی، ملی، زبانی، نژادی و... از این بهانه و فرصت مغتنم بیشترین استفاده را کنند و یکپارچه و یک‌صدا در حمایت از فلسطین و محکومیت رژیم صهیونیستی به صحنه آیند و ملت مظلوم فلسطین را در مبارزه با صهیونیست‌ها یاری کنند. با وجود کارشکنی‌های برخی از کشورهای اسلامی و به‌ویژه عربی که به هیچ وجه اجازه نمی‌دادند، مردم‌شان روز قدس را برگزار کنند، حضور مردم مسلمانان جهان در این روز در خیابان‌ها، به رودی عظیم و جاری تبدیل شد که منافع زیادی برای فلسطین داشت. یکی از بزرگ‌ترین منافع این نمایش جهانی تنفر از اشغال و زیر پاگذاشتن سرزمین و حقوق یک ملت، این بود که قضیه واقعی فلسطین برای مردم جهان آشکار شد و مسئله روز قدس برای صهیونیست‌ها به کابوسی وحشتناک و دائمی بدل شد و پس از آن بود که خود را نه در برابر ملت فلسطین که در برابر امت اسلامی و حتی مردم بسیاری از کشورهای غیر اسلامی دیدند. پس از اینکه توفان بیداری اسلامی، برخی از کشورهای اسلامی را یکی پس از دیگری در نوردید، یکی از نگرانی‌های اصلی صهیونیست‌ها این بود که موضع دولت‌های جدیدی که پس از این تحول در این کشورها روی کار می‌آمدند درباره رژیم صهیونیستی چیست و این موضع چه تأثیری بر دیدگاه مردم این کشورها در این باره دارد که هر دوی آنها به وضوح در چگونگی برگزاری «روز قدس» در این کشورها قابل مشاهده بوده است. از قضا بیداری اسلامی در کشورهایی واقع شد که یا به قضیه فلسطین از رهگذر «روز قدس» اصلاً توجه نداشتند و یا بسیار کم‌توجه داشتند. در یکی دو سال گذشته هم که این کشورها بیشتر درگیر مسائل داخلی بودند و مواضع رسمی و غیررسمی آنها درباره روز قدس نمود قطعی و تعیین‌کننده‌ای نداشت و در ظاهر این وضعیت به نفع رژیم صهیونیستی بود، اما به نظر می‌رسد امسال وضعیت تا حدودی در برخی از این کشورها دستخوش تغییر شده و چگونگی برگزاری «روز قدس» در این کشورها شاخصی برای سنجش مواضع و رفتار پیدا و پنهان آنها در رابطه با رژیم صهیونیستی است. شاید این قضیه در مصر نسبت به لیبی، تونس و حتی بحرین مهم‌تر باشد؛ زیرا دولت حسنی مبارک به مردم مصر اجازه نمی‌داد که مراسم روز قدس را برگزار کنند و دولت پس از کودتا هم از خود رفتاری کاملاً سکولاربه نمایش گذاشته و مردم مصر هم به دو دسته بزرگ تقسیم شده‌اند؛ حال باید دید در این وضعیت، مصر مرکب از دولتی که با حمایت ارتش بر سرکارآمده و مردمی که به موافقان و مخالفان آن تقسیم شده‌اند، با روز قدس چه می‌کنند. تا اینجا به نظر می‌رسد این تحولات نتوانسته‌اند بهبودی مورد انتظار را برای قدس و فلسطین رقم زده باشند، با این حال مهم این است که کانون و چشمه‌ جوشان حمایت از فلسطین یعنی ایران اسلامی محکم و استوار در خروش است و تا به سامان آمدن وضعیت، این کشورها می‌تواند با انگیزه‌تر از گذشته بار نبود و یا کم‌رنگ بودن آنها را در این عرصه به دوش بکشد تا فلسطین با انگیزه و امید بیشتر در مسیر آزادی کامل پیش‌ رود. جمعه پیش‌رو، روز قدس همه را به خود می‌خواند.

جواد رضایی


فرانسه: بشار اسد سال‌های طولانی در قدرت می‌ماند
به گزارش پایگاه خبری شبكه العالم، «محمد نضال» در پایگاه المنار لبنان نوشت: بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه می‌تواند به علت حمایت روسیه و ایران و ورود مبارزان كاركشته حزب‌الله لبنان به میدان نبرد در حمایت از وی، سال‌های طولانی در قدرت باقی بماند. این خلاصه یك گزارش امنیتی فرانسه است كه به گفته برخی منابع در شهر پاریس، پایتخت این كشور، اوایل ماه جاری میلادی به كاخ الیزه فرستاده شده است.
این منابع گفتند: گزارش براساس درخواست دفتر رئیس‌جمهور فرانسه برای ارزیابی كار فرانسه در مرحله آینده به كاخ ریاست‌جمهوری فرستاده شده است به‌ویژه كه فرانسه روز چهارشنبه پذیرای یك هیئت از ائتلاف سوری مخالف به ریاست احمد عاصی الجربا و حضور میشل كیلو بود.
این گزارش امنیتی فرانسه حاكی است: علل دیگری كه بشار اسد را قادر ساخته است تا در دو سال اخیر استقامت كند و باعث خواهد شد تا سال‌های طولانی در قدرت بماند، همان تفرقه و اختلاف در بین مخالفان سوری و تبدیل شدن این تفرقه و اختلاف به یك جنگ تمام‌عیار بین گروه‌هایی است كه برای سرنگون كردن نظام سوریه می‌جنگند؛ به‌ویژه جنگ بین ارتش آزاد و افراد مسلح دارای تفكرات القاعده متشكل از سه گروه جبهه النصره، احرار شام و ارتش اسلامی در عراق و سرزمین شام.
این گزارش می‌افزاید: سازمان اطلاعات مركزی آمریكا (سیا) از چند ماه پیش، گزارش مفصلی برای كاخ سفید فرستاده است كه حاوی طرح مسلح كردن مخالفان سوری بدون رسیدن این سلاح‌ها به دست گروه‌های تندرو در سوریه است اما براساس گزارش امنیتی فرانسه، واقعیت امور در سوریه ناكامی این طرح را ثابت كرده است زیرا این گزارش تأكید می‌كند سلاح‌های پیشرفته غربی تحویل داده شده به ارتش آزاد ـ در جریان نبرد بین اعضای این ارتش و افراد مسلح القاعده ـ به‌عنوان غنیمت جنگی به دست این افراد مسلح افتاده است. افراد مسلح جبهه النصره و احرار شام بعد از اشغال مواضع ارتش آزاد سوریه به انبارهای سلاح‌های غربی دست یافته‌اند.
در همین راستا، یكی از اعضای هیئت ائتلاف سوری گفت كه این هیئت از نشست خود با فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه، دست خالی بیرون آمده است.
وی افزود: فرانسه از تعهد سابق خود برای مسلح كردن مخالفان سوری به سلاح‌های پیشرفته شانه خالی كرده است و ما یك كلمه از رئیس‌جمهور فرانسه درباره امكان مسلح كردن ما به سلاح نشنیدیم و ائتلاف سوری مخالف با این وضعیت، مدت طولانی دوام نخواهد یافت و متلاشی خواهد شد.
یك منبع سوری مخالف گفت: ائتلاف در همه وظایف خود كه برای آن تشكیل شد یعنی جمع‌آوری سلاح (برای افراد مسلح مخالف در سوریه) و از بین بردن شبكه القاعده شكست خورده است و در حال احتضار به سر می‌برد.
وی افزود: از مدتی پیش، پولی دیگر به صندوق ائتلاف ریخته نشده است و خزانه تقریباً خالی است.
المنار در پایان افزود: مخالفان نقل می‌كنند كه 40 فرد مسلح جبهه النصره در شهر معربا در جنوب سوریه حضور دارند و ماهیانه از حمایت مالی یك میلیون دلاری برخوردار هستند و این در حالی است كه گروه‌های دیگر، پول كافی برای پرداخت حقوق افراد مسلح خود ندارند و برخی این وضعیت را ناشی از فساد گسترش یافته در صفوف مخالفان سوری می‌دانند كه مأمور توزیع پول‌های سرازیر شده كشورهای عرب خلیج‌فارس هستند به گونه‌ای كه بخش بزرگی از این پول‌ها را به حساب‌های شخصی خود می‌ریزند.
به گزارش العالم، پیش از این، تصاویر و فیلم‌هایی از برخی از سران مخالفان در ائتلاف دوحه منتشر شد كه نشان می‌داد آن‌ها چگونه دلارهای بادآورده سعودی و قطری را در میهمانی‌های آنچنانی خود خرج می‌كنند و مراسم رقص و آواز برگزار كرده و با این پول‌ها برای خود خانه‌های گران‌قیمت در شهرهای اروپایی تهیه می‌كنند.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

برای تأمین حقوق هسته‌ای باید دولت یازدهم را حكیمانه حمایت كرد
ماهیت منازعه هسته‌ای ایران و غرب را می‌توان در دو گزاره زیر خلاصه كرد:
1- ملت ایران برخورداری از دانش و فناوری هسته‌ای و استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را حق خود دانسته و به دلایل گوناگون این حق را در ردیف ارزش‌های حیاتی قرار داده و مصمم است از آن دفاع كند.
2- غرب با محوریت آمریكا، با نگاهی كاملاً سیاسی و با هدف جلوگیری از پیشرفت‌های ایران، موضوع هسته‌ای را بهانه قرار داده و با متهم ساختن جمهوری اسلامی به تلاش برای ساخت سلاح هسته‌ای، مجموعه‌ای از فشارها و تحریم‌ها را علیه ملت ایران اعمال كرده تا مسئولان كشورمان را به عقب‌نشینی و تسلیم در برابر خواست خود وادار كند.
اكنون جمهوری اسلامی با وجود فشارهای ناجوانمردانه، در پرتو مقاومت و ایستادگی ملت ایران در برابر این فشارها، به یك كشور برخوردار از چرخه سوخت به طور كامل تبدیل شده و عضوی از باشگاه هسته‌ای جهان شده است. غرب در طی یك دهه گذشته برای جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران، هزینه‌های بسیاری را متحمل شده و لكن در عمل به هیچ دستاوردی نرسیده است. اگرچه جمهوری اسلامی و ملت ایران در طی یك دهه اخیر، متحمل فشارها و خسارت‌هایی از ناحیه تحریم‌های غرب شده‌اند، لكن به دستاوردهاي بزرگی دست یافته‌اند و در پرتو این دستاوردها، كشور در آستانه جهش برای رسیدن به پیشرفت‌های بزرگ‌تر قرار دارد.
تصور برخی از دولتمردان و تحلیلگران غربی آن است كه تحولات سیاسی ایران، زمینه‌های لازم برای عقب راندن برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را فراهم خواهد ساخت. البته در نقطه مقابل این تصورات، دیدگاه واقع‌بینانه‌ای وجود دارد كه تغییر دولت در ایران را به منزله تغییر در رویكرد هسته‌ای جمهوری اسلامی تلقی نمی‌كند و طرفداران این دیدگاه معتقدند جمهوری اسلامی و ملت ایران همچنان بر حقوق هسته‌ای خود تأكید و در برابر فشارها، مقاومت و ایستادگی خود را ادامه خواهند داد.
نمونه‌هایی از این دیدگاه‌های متفاوت در پی می‌آید:
1- وال‌استریت ژورنال، چند روز پیش به نقل از «مقامات ارشد» دولت باراك اوباما نوشت كه آمریكا در هفته‌های آینده و پس از آنكه قدرت به حسن روحانی منتقل شد، می‌خواهد در مورد برنامه اتمی ایران با این كشور وارد «گفت‌وگویی مستقیم» شود. روزنامه واشینگتن‌پست نیز در همین روز از قول منابعی در كاخ سفید نوشت: واشینگتن هنوز در انتظار «نشانه‌ای روشن است» كه آیا تغییرات در دولت می‌تواند به حل مسئله اتمی ایران بینجامد. واشینگتن‌پست از قول این منابع می‌گوید: «ما هنوز نمی‌دانیم آیا رهبر ایران رویكردش را در مورد برنامه اتمی عوض كرده است یا نه؟»
2- چندی پیش، 29 نفر از مقامات پیشین آمریكایی نامه‌ای به باراك اوباما نوشتند و از وی خواستند تا با دولت جدید ایران كه از مردادماه بر سر كار می‌آید، راه دیپلماسی را در پیش بگیرد. این مقامات در نامه خود به رئیس‌جمهور آمریكا، آغاز كار حسن روحانی را «فرصت بالقوه بزرگی» برای آمریكا ارزیابی كردند و بر این اساس نوشتند: «به نظر ما دولت شما باید با بر سر كار آمدن حسن روحانی، فرصت را غنیمت شمرده و مذاكرات جدید چندجانبه و دوجانبه‌ای را با ایران دنبال كند و از هرگونه اقدام تحریك‌آمیز كه درها را به روی سیاست معتدل از سوی تهران می‌بندد، پرهیز كند.» نویسندگان این نامه از ایالات متحده خواستند تا در صورت همراهی ایران با خواسته‌های غرب، آمریكا نیز آماده كاستن از شدت تحریم‌ها باشد.
3- به نقل از خبرگزاری فرانسه، دو عضو مجلس نمایندگان آمریكا با تنظیم نامه‌ای كه به امضای 59 نفر از سیاسیون این كشور رسیده، از باراك اوباما خواستند تا در تعامل با حسن روحانی، «از تمامی ابزارهای دیپلماتیك» استفاده كند. در این نامه كه نام 12 تن از جمهوری‌خواهان نیز در میان امضا‌كنندگان آن به چشم می‌خورد، آمده است: «اگر روحانی را امتحان نكنیم، اشتباه كرده‌ایم... همچنین باید مراقب باشیم كه با اقدامات ما این فرصت بالقوه از دست نرود و كاری نكنیم كه به ضرر مشروعیت رئیس‌جمهور تازه تمام شود و موضع او در برابر تندروها در داخل رژیم تضعیف شود؛ تندروهایی كه مخالف سیاست صلح و آشتی مورد اشاره حسن روحانی هستند.»
مستندات مشابه موارد سه‌گانه مذكور در موضوع هسته‌ای ایران و بیان دیدگاه‌ها از سوی غربی‌ها فراوان است. تأمل در این دیدگاه‌ها، نشان می‌دهد برداشت‌ها از مسائل سیاسی داخل كشور ایران و ماهیت دولت جدید و رویكردهای آتی رهبر معظم انقلاب اسلامی در حوزه سیاست خارجی و موضوع هسته‌ای یكسان نیست. با وجود دیدگاه‌های متفاوت در این خصوص، صاحبان دیدگاه‌های مختلف بر این نكته اشتراك نظر دارند كه دولت آینده ایران، «یك فرصت بالقوه بزرگ» برای غرب محسوب می‌شود. اما به نظر می‌رسد در میان مقامات و تحلیلگران غربی، تفسیر یكسانی از این «فرصت بالقوه» وجود نداشته باشد. برخی دولت آقای روحانی را فرصتی برای متوقف كردن كلیه فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی تلقی می‌كنند و برخی دولت ایشان را فرصتی برای حل پاره‌ای از مشكلات میان ایران و غرب كه از منازعات هسته‌ای نشأت گرفته می‌دانند. مشكلاتی كه آثار سوء آن گریبان برخی از ملت‌ها و دولت‌های غربی را نیز گرفته است. گروه دوم حاضر به پذیرش حق هسته‌ای ملت ایران و برخورداری جمهوری اسلامی از چرخه سوخت هسته‌ای هستند.
به نظر می‌رسد نوع نگاه‌ها در داخل كشور به دولت یازدهم و همراهی یا عدم همراهی مردم، جریان‌های سیاسی، نهادها و سایر قوا با این دولت، در كناره‌گیری یا ضعیف شدن یكی از این دیدگاه‌های دوگانه در غرب به نفع دیگری تعیین‌كننده باشد. براساس این پیش‌فرض، باید همگان دولت یازدهم را به‌گونه‌ای حكیمانه یاری و حمایت كنند كه نگاه گروه دوم بر نگاه گروه اول غلبه پیدا كند.
آقای روحانی در سخنان خود در دیدار با نمایندگان مجلس، به سرمایه‌های بزرگ خود برای عبور از سد مشكلات كشور اشاره كرد و این سرمایه‌های دولت یازدهم را اینگونه برشمرد: «دولت آینده علی‌رغم تمامی مشكلات، سه سرمایه بزرگ را در كنار خود دارد. اولین سرمایه، حمایت، اعتماد و كمك مردم است. دومین سرمایه دولت آینده، حمایت مقام معظم رهبری می‌باشد. مقام معظم رهبری در ایجاد این حركت ملی نقش بسزایی داشتند. بیانات، رهنمودها و هدایت‌های ایشان بسیار تأثیرگذار بود. ایشان فرموده‌اند كه از دولت آینده حمایت خواهند كرد؛ حمایتی كه سرمایه بزرگی برای دولت آینده و همه ما خواهد بود.» رئیس‌جمهور منتخب در این دیدار، سومین سرمایه را برای دولت آینده، همكاری قوای سه‌گانه با یكدیگر دانست و اظهار كرد: «دولت با كمك مجلس و قوه قضائیه و تمامی نهادها، تشكل‌ها، احزاب و گروه‌ها و با همدلی و همكاری، می‌تواند از سد مشكلات عبور كند.»
آنچه بسیار حائز اهمیت است، مواضع شفاف و روشن سرمایه‌های سه‌گانه دولت آقای روحانی نسبت به موضوع هسته‌ای است. سرمایه‌های ذكر شده از سوی آقای روحانی، هر سه متفق‌القولند كه غرب باید «حقوق هسته‌ای ملت ایران» و برخورداری جمهوری اسلامی از «چرخه سوخت هسته‌ای» را به رسمیت بشناسد. بدیهی است كه تیم هسته‌ای دولت یازدهم می‌تواند با برخورداری از سرمایه‌های ذكر شده و براساس دیپلماسی جدید، علاوه بر حفظ حقوق هسته‌ای ملت ایران با داشتن «چرخه سوخت موجود» و تلاش برای ارتقای آن، مشكلات فی‌مابین با غرب را با رعایت منافع طرفین كاهش دهد و در مواردی حل و فصل كند. در این صورت، دولت یازدهم، هم برای غربی‌های واقع‌نگر یك «فرصت» خواهد بود و هم برای ملت ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی، «آورده‌ای بزرگ» خواهد داشت.

 

صفحه 2 سياسي

 

1-امام خامنه ای در دیدار مسئولان و كارگزاران نظام : تعامل با دنیا بدون برگشت از مسیر صحیح

2-يادداشت

3-نكته و نظر


امام خامنه‌ای در دیدار مسئولان و كارگزاران نظام
تعامل با دنیا بدون برگشت از مسیر صحیح

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر انقلاب، در دیدار مسئولان و كارگزاران نظام، تحویل مسئولیت‌های اجرایی را فرصتی مبارك برای استمرار جهت‌گیری‌های منطبق بر قرائت حضرت امام خمینی(ره) در مسائل مختلف كشور خواندند و با تبیین واقعیات تاریخی و كنونی كشور تأكید كردند: مسئله اقتصاد و ادامه پیشرفت‌های علمی، باید در اولویت كار همه مسئولان قرار داشته باشد.
معظم‌‌له در ابتدای سخنان خود با شكر و سپاس به درگاه خداوند متعال به سبب درك یك ماه رمضان دیگر و بهره‌مندی از بركات آن، گفتند: یكی از وظایف انسان این است كه بعد از هر نصرت و تفضل الهی، تضرع و توسل به خدا را افزایش دهد.
ایشان با اشاره به نصرت‌های پی‌درپی الهی كه شامل حال ملت ایران شده است، افزودند: آخرین مورد از تفضلات الهی، نصرت بزرگ خلق حماسه سیاسی در انتخابات ریاست‌جمهوری بود كه آثار این حماسه عظیم، به‌تدریج در بخش‌های مختلف آشكار خواهد شد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تقارن حركت بزرگ سیاسی ملت ایران و ماه مبارك رمضان را یك توفیق خواندند و افزودند: ماه رمضان كه ماه رحمت و مغفرت الهی و ماه انابه و توبه است، با همه بركات و ادعیه و اعمال خود زمینه‌ساز توجه و تضرع بیشتر انسان به خداوند متعال است كه همه باید از این فرصت بزرگ و استثنایی بیشترین بهره را ببریم.
قرائت امام به عنوان حجت و شاخص
ایشان امام را حكیم و فقیهی پخته، خردمند و آگاه خواندند و افزودند: قرائت امام كه در سخنان، نوشته‌ها و آثار ایشان از جمله در وصیتنامه آن بزرگوار، كاملاً بیّن و آشكار است، به عنوان حجت و شاخص مورد قبول نخبگان، زبدگان، مسئولان و آحاد ملت است، البته گاه تفسیر غلطی از دیدگاه‌های امام ارائه می‌شود كه كار بد و خطرناكی است.
رهبر معظم انقلاب افزودند: جهت‌گیری‌های صحیحی كه امام مشخص كرده است باید در سیاست‌های كلان و خرد مدیریتی كشور، نقش برجسته و اساسی ایفا كند.
ایشان افزودند: بحمدالله جابه‌جایی مسئولیت‌ها در ایران اسلامی به جز سال 88 كه برخی خطای بزرگی كردند و كشور را به لب پرتگاه بردند، همواره با آسایش، شادكامی و خوبی همراه بوده است.
رهبر معظم انقلاب تأكید كردند: مجموعه، عناصر و گروهی كه با فكرها و ابتكارات جدید وارد میدان می‌شوند، باید با استفاده از كارهای انجام شده، بنای رفیع كشور را بالاتر ببرند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به كارهای فراوان و كارهای برجسته دولت فعلی افزودند: هر مجموعه باید به مجموعه قبل از خود نگاه مثبت داشته باشد و چقدر ارزشمند است اگر دولت بعدی نیز همین مقدار یا بسیار بیشتر از این، از خود فعالیت و تلاش نشان دهد.
معظم‌له سپس در نگاهی كلان به اوضاع كشور هفت واقعیت را مورد توجه قرار دادند.
«موقعیت جغرافیایی ممتاز»، «تاریخ پرافتخار و تمدن كهن و ریشه‌دار»، «ثروت‌ها و ذخایر طبیعی و استعداد برجسته انسانی» سه واقعیت نخستینی بودند كه رهبر معظم انقلاب به آن‌ها اشاره كردند.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای تجربه حركت پیروزمندانه در عرصه‌های مختلف سیاسی ـ اقتصادی، علمی و فرهنگی را واقعیت دیگری برشمردند كه باید در نگاه كلان به كشور، مدنظر قرار گیرد.
ایشان افزودند: پیشرفت اعجاب‌برانگیز علمی ـ تأثیرگذاری غیرقابل انكار در مسائل مهم منطقه‌ای و بالتبع در مسائل جهانی ـ پیشرفت‌های شگفت‌انگیز در سازندگی و چرخش كلان و 180 درجه‌ای فرهنگی نسبت به دوران طاغوت از جمله نشانه‌های حركت پیروزمندانه سی سال اخیر است.
خطر بزرگ تحدید نسل
ایشان در زمینه پیشرفت‌های داخلی به آینده پر امید و نسل جوان پرنشاط كشور اشاره كردند و در حاشیه این مسئله افزودند: موضوع تحدید نسل، خطر بزرگی است كه به گفته متخصصان و كارشناسان، ایران را دچار پیری عمومی و مشكلات فراوان می‌كند و باید جلوی آن را بگیریم.
رهبر معظم انقلاب در همین زمینه خواستار توجه بیشتر نمایندگان مجلس به تقویت طرحی شدند كه در زمینه تحدید نسل در مجلس در دست بررسی است.
آخرین واقعیتی كه حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در نگاه كلان خود به كشور مطرح كردند، جبهه عریض و طویل دشمنان و معاندان جمهوری اسلامی بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی سپس واقعیات بیان شده را، مشخص‌كننده راه آینده برشمردند و تأكید كردند: واقعیات یاد شده نشان می‌دهد كه دهه كنونی می‌تواند واقعاً به دهه پیشرفت و عدالت تبدیل شود كه در این زمینه ابتكارات و فعالیت‌های مسئولان و مدیران، فرصت و نعمتی الهی به شمار می‌رود.
ایشان در نوعی جمع‌بندی خاطرنشان كردند: برای استمرار پیشرفت و ادامه حركت به سمت اهداف آرمانی، باید با تكیه بر صبر و توكل و ایستادگی در مقابل جبهه دشمنان، ساخت قدرت ملی و درونی را استحكام ببخشیم.
عناصر ساخت قدرت درونی
رهبر معظم انقلاب اسلامی در تشریح عناصر ساخت قدرت درونی، بر لزوم عزم راسخ مردم و مسئولان و متزلزل نشدن آنان در مواجهه با مشكلات و دشمنی‌ها تأكید و خاطرنشان كردند: مسئولان نباید به هیچ وجه در مقابل اخم و ترشرویی دشمن در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی دچار تزلزل شوند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای درباره اولویت‌های كنونی كشور تأكید كردند: مسئولان كلان و سیاستگذاران و همه مسئولان كشور باید در شرایط فعلی تمركز و توجه خود را بر دو اولویت اصلی یعنی مسئله اقتصاد و پیشرفت‌های علمی قرار دهند.
ایشان گفتند: حماسه اقتصادی یكی از بخش‌های شعار امسال بود كه امیدواریم همان‌گونه كه حماسه سیاسی تحقق یافت، حماسه اقتصادی نیز با همت مسئولان انجام گیرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: البته حماسه اقتصادی كار كوتاه‌مدت نیست اما باید شروع شود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای درباره اولویت دیگر یعنی پیشرفت‌های علمی، افزودند: سرعت پیشرفت علمی كشور در ده سال گذشته بسیار خوب بود و نباید كند شود زیرا برای رسیدن به سطح مطلوب و خطوط مقدم دانش جهانی، نیازمند حفظ این سرعت مطلوب هستیم.
موضوع دیگری كه رهبر انقلاب اسلامی در بخش پایانی سخنان خود به آن اشاره كردند، موضوع تعامل با دنیا بود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: ما همواره معتقد به تعامل با دنیا بوده و هستیم اما نكته مهم در تعامل با دنیا، شناخت طرف مقابل و درك اهداف و شگردهای اوست زیرا اگر او را به‌درستی نشناسیم، پشت پا خواهیم خورد.
ایشان تأكید كردند: در تعامل با دنیا، نباید عملكرد دشمنان خود را از یاد ببریم حتی اگر بنابر مصالحی، آن را به روی او نیاوریم.
غیرقابل اعتماد و غیرمنطقی بودن آمریكا
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به اظهارات اخیر آمریكایی‌ها برای مذاكره با ایران، گفتند: در ابتدای امسال هم گفتم كه به مذاكره با آمریكا خوش‌بین نیستم، اگرچه در سال‌های گذشته مذاكره در مسائل خاصی همچون عراق را منع نكردم.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأكید كردند: آمریكایی‌ها غیرقابل اعتماد و غیرمنطقی هستند و در برخوردهای‌شان صادق نیستند.
ایشان افزودند: موضع‌گیری مسئولان آمریكایی در همین چند ماه گذشته، بار دیگر ضرورت خوش‌بین نبودن به آن‌ها را تأیید كرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین مسائل منطقه را نیز مهم ارزیابی و خاطرنشان كردند: این مسائل باید مورد توجه مسئولان باشد.


یادداشت
مهدي سعیدي

دولت يازدهم و ضرورت بازخواني حکومت علوي
فرا رسيدن ماه مبارک رمضان علاوه بر آنکه فرصتي است براي خودسازي معنوي و بازگشت روحي آدمي به مسير تعالي و عروج آسماني، دريچه‌اي است براي يادآوري نام اميرالمومنين(ع) و بازخواني حکومت علوي که از ديروز تا فردا، همچنان الگوي همه حقيقت‌طلبان و عدالت‌خواهان بوده، باقي مانده و خواهد بود. اين بازخواني به ضرورتي مستمر براي همه آزادي‌خواهان و عدالت‌طلبان در طول تاریخ تبديل شده است.
حال که تشکيل دولت يازدهم نيز با ايام رمضان و سالروز شهادت اميرالمومنين(ع) قرين شده است، بد نيست که برخي از شاخصه‌هاي چنين حکومتي مورد مداقه قرار گيرد و حاصل آن، حرکت در مسير تحقق دولت اسلامي باشد.
اولين ملاحظه اساسي اميرالمومنين(ع) در باب حکومت، آن است که ايشان به حکومت نه به‌مثابه هدف، بلکه ابزاري براي تحقق اهدافي متعالي مي‌نگرند که مشروعيت خود را در تلاش براي تحقق آن اهداف کسب خواهد کرد. حکومت در ذات خود در نگاه علي(ع) متاع بي‌ارزشي است که اگر در خدمت بشريت قرار گيرد؛ داراي بها و ارزش خواهد شد، از این رو علي(ع) خطاب به عبدالله بن عباس مي‌فرمايند: «به خدا سوگند اين کفش بي‌ارزش نزد من محبوبتر است از حکومت بر شما، مگر آنکه حقي را برپا سازم يا باطلي را براندازم.» (خطبه 33)
دومين ملاحظه در اين باب، بررسي اهداف حکومت در نگاه علوي است. در اين نگاه، رسالت مهم و محوري پيامبران الهي، رهانيدن بشر از زنجيرهاي بندگي غير و رساندن آدمي به آزادي معنوي و كمال الهي است. آزادي حقيقي، گوهري گرانبهاست كه دين براي اعطاي آن به آدمي تلاش كرده و بر آن است تا با اقامه «حكومت حكمت» زمينه رشد و تعالي مادي و معنوي آدمي را فراهم آورد. سرور آزادگان و امير مؤمنان(ع) در مورد رسالت زمامداري خويش در خطبه131 نهج‌البلاغه چنين مي‏فرمايند:
خدايا! تو مي‏داني آنچه از ما رفت، نه به دلیل رغبت در قدرت بود و نه به ‌دلیل رسيدن به چيزي از بهره‏هاي ناچيز دنيا، بلكه مقصد ما آن است كه نشانه‏هاي دين تو را به جامعه باز گردانيم و اصلاح را در شهرهاي تو آشكار کنیم، تا بندگان ستمديده‏ات را امنيت فراهم آيد و حدود اجرا نشده‏ات به اجرا درآيد.
حضرت اميرالمؤمنين(ع) در اين كلام، اهداف تشكيل حكومت را چنین برمی‌شمارد:1- بسط عدالت در حوزه‌هاي مختلف
2- تأمين امنيت همه‌جانبه
3- ايجاد رفاه و تأمين معاش
4- بسترسازي براي تعالي روحي افراد جامعه و گسترش معنويت از طریق اجرای حدود الهی
موارد فوق را در چهارگانه عدالت، امنيت، رفاهیت و هدايت مي‌توان خلاصه کرد که روح و گوهر و اهداف حکومت ديني و دولت اسلامي را تشکيل مي‌دهد.
اين اهداف متعالي، امروز سرلوحه نظام اسلامي در مسير تحقق دولت اسلامي قرار دارد و انتظار ملت انقلابي ایران از دولت يازدهم در حال تشکيل آن است که با همه توان براي تحقق اين آرمان‌هاي چهارگانه تلاش کند. با سرلوحه قرار دادن این اهداف است که همه سیاستگذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها معنا می‌یابد و قابل نقد و بررسی خواهد بود. حتی شعار و گفتمان اعتدال‌ورزی و عقلانیت نیز در درون این چارچوب و گفتمان قابل فهم و ارزش‌گذاری خواهد بود وگرنه در بیرون از این الگو، اعتدال‌گرایی می‌تواند به نوعی تساهل و وادادگی تعبیر شود. به واقع، اعتدال‌گرایی اگر منجر به تحقق عدالت و امنیت و رفاهیت و عدالت شود، معنای حقیقی و متعالی خود را خواهد یافت وگرنه اگر حاصل آن، نفی آرمان‌های حکومت اسلامی باشد، مسیر ناصوابی است که جز به بیراهه نخواهد انجامید.
تدبیر و عقلانیت نیز مفهوم مشککی است که برای تعریف آن نیازمند چارچوب معنایی و گفتمانی هستیم که به‌نظر می‌رسد شاخصه‌های برشمرده می‌تواند در فهم این کلیدواژه‌های مورد تأکید رئیس‌جمهور دولت یازدهم مؤثر باشد و از مصادره به مطلوب و برداشت‌های ناصواب ممانعت کند.
دولت یازدهم در میانه راه دهه چهارم انقلاب قرار دارد که عدالت و پیشرفت را در سرلوحه برنامه‌‌های خود قرار داده است، از این رو انتظار آن است که با تمسک به آموزه‌های علوی، در مسیر تحقق آرمان‌های 1400 ساله شیعی نقش تاریخی خود را به بهترین نحو به انجام رساند.


نكته و نظر

همه پل‌های پشت‌سر را خراب نکنیم!
نکته: می‌گویند در قوم بنی‌اسرائیل عابدی بود که در غاری عبادت می‌کرد. روزی شیطان برای گمراه کردن او به صورت انسانی عابد پیشش آمد و بسیار به زهد و تقوا و عبادت خداوند تظاهر کرد، به‌گونه‌ای که مرد عابد علت این همه توفیق همنشین جدیدش در عبادت خداوند را از او سوال کرد. شیطان عابدنما نیز زنا با زن بدکاره و مشهور شهر و در ادامه توبه نصوح خود از این عمل زشت را عامل توفیق امروزش دانست! عابد ساده‌لوح که چنین شنید، بلافاصله رو به سوی شهر نهاد و سراغ زن بدکاره را گرفت و پس از یافتن زن بدکاره، خواهان هم‌آغوشی با وی شد. زن که عابد را به‌خوبی می‌شناخت، دلیل این خواسته عجیبش را از او پرسید. عابد ساده‌لوح نیز تمام جریان را تعریف کرد. زن بدکاره که حقیقت موضوع و سادگی مرد عابد را دید، از درخواست عابد ساده‌لوح سر باز زد و تن به خواسته وی نداد. می‌گویند روز بعد، زن بدکاره شهر مرد و خداوند از حضرت موسی(ع) خواست تا بر جنازه این زن نماز خوانده و او را دفن کرده و ...
نظر: گر چه گناه و معصیت کوچک و بزرگ نداشته و در هر صورت باید از آن پرهیز کرد، اما خوب است که انسان هیچ‌گاه همه پل‌های پشت سرش را خراب نکند و همواره یک راه آشتی بین خود و خدایش بگذارد، چرا که همین راه‌های آشتی کوچک، در بزنگاه‌ها، به داد انسان خطاکار می‌رسد.

 

صفحه 3  سياسي

 

1-اخبار

2-خط خبر

3-یادداشت


خط خبر

نكات جالب حضور شاعران در محضر امام خامنه‌ای
اول تیرماه مصادف با شب پانزدهم ماه مبارك رمضان جمعی از شاعران و مسئولان فرهنگی با رهبر انقلاب دیدار كردند و به شعرخوانی پرداختند.‌
این مراسم، از حكمت‌ها و درس‌های فراوانی برخوردار بود كه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
1- یكی از نكات قابل توجه مراسم حضور شاعران فارسی‌زبان از افغانستان،‌ تاجیكستان‌، هند و پاكستان بود‌ كه شعرهای خوبی نیز ارائه كردند‌ كه این، اقدام بسیار مثبتی بود.
2- شاعران فارسی‌زبان از كشورهای همسایه، خوشحالی زیادی از دیدار با رهبر انقلاب ابراز كردند‌. برای‌شان جذاب بود كه توانسته‌اند عالی‌رتبه‌ترین مقام یك كشور را از نزدیك ببینند و شعرشان را بخوانند. توجه مقام معظم رهبری به شعر نیز از دیگر نكات جالب برای این شاعران بود. به نظر من، این دیدارها در روابط سیاسی و فرهنگی ایران با كشورهای منطقه بسیار مؤثر خواهد بود.
3- در این مراسم، گاهی شاعران جوان و كمتر شناخته‌‌شده‌ كه شعر خود را می‌خواندند،‌ رهبری می‌فرمودند كه شعرهای این شاعر را خوانده‌اند و با فعالیت و شخص شاعر آشنایی داشتند. در حالی‌كه خود شاعران كه به صورت تخصصی در حوزه شعر فعالیت می‌كنند و پیگیر مسائل ادبی در جامعه هستند‌، با همه شاعران و اشعارشان آشنا نیستند.
4- پیگیری‌های رهبری و توجهی كه به مقوله ادبیات دارند، موجب شده در چندساله اخیر، ادبیات شعری ما رشد خوبی داشته باشد. از همین روست كه تلاش می‌شود این دیدارها در حوزه داستان نیز رخ دهد.
5- بركات دیدارهای سالیانه شاعران با مقام معظم رهبری فراوان است. از جمله: الف: درك حضور آقا در محفلی صمیمی و خودمانی و بهره‌مندی از رهنمودهای ارزنده مقام معظم رهبری درباره شعر و شاعری. ب: تشویق شاعران جوان در حضور پیشكسوتان شعر معاصر ج: فراهم شدن فرصتی ارزنده برای ارزیابی جایگاه ادبیات انقلاب و بررسی نقاط قوت و ضعف آن در حضور مقام معظم رهبری د: تبیین رسالت‌های اجتماعی و اعتقادی شاعران برای حركت تأثیرگذار در این مسیر.





سپاه به دنبال گرفتن پروژه‌ها نیست

سردار «رمضان شریف» سخنگو و مسئول روابط عمومی كل سپاه، در مصاحبه با روزنامه شرق گفت: برخلاف آنچه در برخی رسانه‌ها گفته شده كه كار سپاه با آمدن احمدی‌نژاد تسهیل شد و سپاه در همه پروژه‌ها هست، این‌طور نبود، این موضوع دقیق نیست و مستنداتش هم وجود دارد.
به نظرم در حوزه سازندگی سپاه، در دوره آقای هاشمی و به‌ویژه در دوره آقای خاتمی از منظر كاری موانعش كمتر بود، گرفتن كار در دولت‌های نهم و دهم سخت‌تر بود، این نظر من هم نیست بلكه بیان صریح فرمانده سابق قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا(ص) (آقای رستم قاسمی وزیر فعلی نفت) است، نمی‌خواهم بگویم عنادی داشتند ولی سختگیری‌های كار بیشتر بود.
برخلاف برخی تبلیغات جهت‌دار، این سپاه نیست كه تلاش دارد پروژه‌های مختلفی را بگیرد و كار كند بلكه این دولت‌ها بوده‌اند كه تلاش می‌كردند از ظرفیت و فرصت سپاه استفاده بیشتری كنند. بعد از انتصاب سرلشكر جعفری به فرماندهی كل سپاه، یكی از تدابیر ایشان این بود كه ورود سپاه به عرصه پروژه‌هایی كه امكان انجامش توسط پیمانكاران داخلی بود، ممنوع شد.
سپاه به‌عنوان حافظ انقلاب به هر میزان كه دولت‌ها شرایط و بسترها را فراهم كرده‌اند، برای كمك به آن‌ها شتاب كرده و در هیچ‌یك از دولت‌های سازندگی، اصلاحات و نهم و دهم كم نگذاشته‌ است. در دوره اصلاحات شاهد حضور آمریكایی‌ها در عراق و افغانستان بودیم، سپاه به‌عنوان لبه جلویی حوادث به‌طور شایسته‌ای توانست وظایف خود را انجام دهد و تهدید را از كشور دور كند.



می‌خواهند ایران را از جهان اسلام جدا كنند

یك استاد دانشگاه تهران گفت:‌ من در جهان اسلام به هر جا كه رفتم، شبهات بسیاری حتی به مسائل كوچك دارند؛ مثلاً بنده به یكی از دهات و روستاهای الجزایر رفته بودم، مردم اشكالات زیادی نسبت به فتاوای فقهی امام خمینی(ره) دارند كه مثلاً ایشان انجام فلان كار خلاف شرع را جایز می‌داند! یعنی آن شبهات را نسبت به فتاوای امام راحل حتی در دهات الجزایر مطرح كرده‌اند تا ایران را از جهان اسلام جدا كنند.
«محمدعلی آذرشب» در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم افزود: غربی‌ها سعی كرده‌اند كه این انقلاب اسلامی را در محدوده ایران محدود و خفه كنند و مسئله سنی و شیعه را به وجود آوردند تا به اهل تسنن بگویند كه این اسلامی كه در ایران انقلاب كرده، اسلام شما نیست و ارتباطی به اسلام شما ندارد تا ایران را از دایره جهان اسلام جدا كنند و تا حدود زیادی در این اقدام خود موفق بوده‌اند.
وی كه تاكنون بیش از 58 كتاب و 70 مقاله علمی ـ پژوهشی منتشر كرده است، تأكید كرد: اصولاً سوریه عبارت از رویارویی جبهه مقاومت و جبهه تسلیم و عقب‌نشینی است، اما آن را به صورت جنگ شیعه و سنی نشان دادند. تمام نیروهایی كه در آب‌نمك خوابانده بودند، برانگیختند و اكنون با كمك رسانه‌های غربی فریاد می‌كشند كه ایران جنگ مذهبی به راه انداخته و سنی‌كشی می‌كند.وی با اشاره به مدیریت درگیری‌های قومی و طایفه‌ای در میان كشورهای مسلمان گفت: علاوه بر مخدوش كردن وحدت اسلامی و ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی، از دیگر موانع شكل‌گیری تمدن اسلامی، جدا كردن مسلمانان از «تعارف» با یكدیگر، احیای قومیت و گرایش‌های طایفه‌ای و منطقه‌ای مانند ایجاد اختلاف بین عراق و سوریه، بین شمال و جنوب سودان، بین قبطی‌ها و مسلمانان مصر و... است. یعنی غیر از درگیری‌های مذهبی و مسئله شیعه و سنی، درگیری‌های مختلف قومی مانند درگیری كرد و عرب، ترك و كرد، فارس و عرب و... ایجاد می‌كنند.




گزینه‌ها و هزینه‌های آمریكا برای دخالت در سوریه

رئیس ستاد مشترك ارتش آمریكا پیامدها و هزینه گزینه‌های ‌مداخله نظامی احتمالی در سوریه را شرح داد. ژنرال «دمپسی» رئیس ستاد مشترك ارتش آمریكا، پنج گزینه ‌در حمایت از نیروهای مخالف حكومت سوریه را همراه با هزینه، خطرات احتمالی و پیامدهای سیاسی و نظامی آن‌ها مطرح كرده است كه به این شرح است:
1- فرستادن مربی و مستشار برای آموزش و راهنمایی افراد نیروهای مخالف؛ این كار با خطر كمتر درگیری مستقیم نظامیان آمریكاییان در جنگ داخلی سوریه همراه است و شاید هزینه آن ‌از چند میلیون دلار نگذرد.
2- وارد كردن «ضربات موردی» به مواضع، تجهیزات و مراكز حساس نیروهای دولتی سوریه؛ ارتش آمریكا می‌تواند با استفاده از پایگاه‌های زمینی، دریایی و زیردریایی خود در مناطق نزدیك به سوریه، نقاط مورد نظر را هدف موشك قرار دهد. هزینه آن شاید به چند میلیارد دلار برسد.
3- ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز سوریه؛ در صورت انتخاب این گزینه، تجهیزات هوایی و موشكی ایالات متحده باید در مرحله نخست، امكانات نیروی هوایی ارتش سوریه مانند فرودگاه‌ها، پایگاه‌ها و آمادگاه‌های آن را غیر قابل استفاده كند، به گونه‌ای كه هواپیماهای آمریكایی بتوانند از برتری كامل هوایی بر فراز خاك سوریه برخوردار شوند. ژنرال دمپسی هزینه اولیه اجرای این گزینه را نزدیك پانصد میلیون دلار و هزینه اجرای مؤثر طرح پرواز ممنوع را تا ماهی یك میلیارد دلار برآورد كرده و افزوده است شاید این گزینه ‌شامل خسارات مادی و تلفات انسانی احتمالی به نیروهای آمریكایی هم باشد.
4- ایجاد «منطقه حائل» تحت حمایت نظامی ایالات متحده احتمالاً در مناطق مرزی سوریه با تركیه و اردن است، به گونه‌ای كه نیروهای مخالف بتوانند بدون خطر حمله هوایی یا زمینی ارتش سوریه، به آموزش نفرات و سازماندهی عملیات خود در این مناطق مبادرت كنند.
5- نظارت و جلوگیری از كاربرد تسلیحات شیمیایی توسط ارتش سوریه؛ این در حالی است كه شواهدی مبنی بر استفاده گروه‌های شورشی از این سلاح‌ها وجود داشته است.


خط خبر

تراز تجاری مثبت ایران بالاتر از تصور آمریكا!
«استیو هانكه» و همكار وی «گاربیس» اعضاي انديشكده آمريكايي «كاتو» كه پس از اعمال تحریم‌های غرب ‌علیه ایران، اقتصاد ایران را زیر نظر گرفته و تحولات آن را در دوره تحریم ‌رصد كرده‌اند‌، نوشته‌اند: مهم‌ترین نكته تحریم این است كه با وجود فشار زیاد بر تجارت خارجی ایران، هنوز تراز خارجی ایران به شدت مثبت است. همچنین ناراحت‌كننده‌ترین جنبه تحریم برای غرب نیز این است كه این تحریم‌ها بر خلاف تصور، به قطع تجارت خارجی ایران منجر نشده است. در پایان باید گفت، در حالی كه فشار ناشی از تحریم بر ایران زیاد بوده، از فلج كردن اقتصاد كشش‌پذیر ایران باز‌مانده است. به نظر می‌رسد كه بهتر است، طرف‌های درگیر بر سر آخرین گزینه باقی مانده به اجماع برسند؛ یك راهكار دیپلماتیك.
هیچ كسی نمی‌تواند ایران هسته‌ای را متوقف كند

روزنامه «واشنگتن تایمز» اظهارات یك ژنرال بازنشسته آمریكایی را بازتاب داده كه توقف برنامه هسته‌ای ایران از طریق حمله نظامی را ناممكن دانسته است. به نوشته این روزنامه، «جیمز ماتیس»، ژنرال تازه بازنشسته ‌نیروی دریایی آمریكا اظهار داشته: «من گمان نمی‌كنم ‌كسی بتواند برنامه‌ای را كه از تهران تا دل كوهستان‌ها و از تأسیسات زیرزمینی تا سطح زمین گسترده شده، نابود كند.» به گفته وی، حتی حملات نظامی موفق نیز تنها می‌تواند سبب تخریب ورودی تأسیسات هسته‌ای زیر‌زمینی و دشوار شدن دسترسی به آن‌ها شود. وی گفته تنها چیزی كه آمریكا و كشورهای منطقه می‌توانند از حمله نظامی به دست بیاورند، به تعویق انداختن برنامه هسته‌ای ایران برای مدتی كوتاه است و تنها راهكار بلندمدت در این زمینه، به‌كارگیری دیپلماسی است.
خوش‌خدمتی دیگری از حكام عرب به غرب

متحدان عرب آمریكا در حاشیه خلیج‌فارس، خوش‌خدمتی نظامی، سیاسی و مالی خود را به غرب بیشتر كرده‌اند. این بار این خوش‌خدمتی را امارات در حق فرانسه انجام داده است و با امضای قراردادی با امارات، زمینه جاسوسی این كشور از ایران را فراهم كرده است! به‌تازگی امارات متحده عربی، قراردادی برای خرید دو ماهواره جاسوسی با فرانسه امضا كرده كه به این شیخ‌نشین و دیگر همسایگان عربش در حاشیه خلیج‌فارس، توانایی جاسوسی از ایران را ‌می‌دهد. بر پایه این قرارداد 913 میلیون دلاری كه قرارداد «فالكون آی» (چشم شاهین) نام گرفته، امارات دو ماهواره با وضوح بالا از نوع «هلیوس» را كه ساخت شركت «آستریوم» است دریافت خواهد كرد. آستریوم، یكی از بخش‌های مرتبط با شركت بزرگ دفاع هوایی و فضایی اروپا و نیز شركت «تالس آلنیا»ست كه به صورت ‌مشترك توسط فرانسه و ایتالیا اداره می‌شود.
جنگ اتاق‌های فكر ایران و غرب

وزیر نفت كشورمان با اشاره به جنگ اتاق‌های فكر ایران و غرب گفت: كشورهای اروپایی و آمریكا در سفارت‌خانه‌های كشورهای خریدار نفت ایران اتاق‌های فكر ضد تحریم تشكیل دادند تا به هیچ عنوان نفت ایران به این كشورها وارد نشود. قاسمی افزود: اما در وزارت نفت ایران نیز كارگروهی تشكیل شد تا مشتری‌های جدید برای نفت ایران بیابند كه در این زمینه تاحدودی نیز موفق بودیم، زیرا 1- چون نفت ایران در جهان جایگزین ندارد بنابراین كشورهای سنتی خریدار نفت ایران نیز نتوانستند واردات نفت از ایران را صفر كنند، به همین دلیل توانستیم تا حد زیادی مشتریان قدیمی خود را نیز حفظ كنیم. 2- هنگامی كه تحریم‌كنندگان بیمه نفتكش‌های ایرانی را تحریم كردند با كمك شركت‌های بیمه داخلی توانستیم این موضوع را كنترل كنیم و نفت را توسط بیمه‌های داخلی صادر كنیم و حتی صادرات نفت را با نفتكش‌های داخلی انجام دهیم.
سرود ملی پاكستان كاملاً فارسی است

سرود جدید پاكستان به‌گونه‌ای است كه واژگان آن بین اردو و فارسی مشترك است و حتی از نظر دستوری نیز از دستور زبان فارسی پیروی می‌كند و تنها واژه غیرفارسی در آن واژه هندی «كا» است. این سروده اثر شاعر پاكستانی ابوالاثر حفیظ جالندهری است كه متن آن به این شرح است: پاك سرزمین شاد باد، كشور حصین شاد باد، تو نشان عزم عالی‌شان، ارض پاكستان، مركز یقین شاد باد، اك سرزمین كانظام، قوت اخوت عوام، قوم، ملك، سلطنت، پاینده تابنده باد، شاد باد منزل مراد، پرچم ستاره و هلال، رهبر ترقی و كمال، ترجمان ماضی، شرح حال، جان استقبال، سایه خدای ذوالجلال
تحلیل عجیب مؤتلفه!

معاون امور بین‌الملل حزب مؤتلفه اسلامی در مورد مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری گفت: از هر لحاظ به نفع جمهوری اسلامی است كه تحلیف رئیس‌جمهور جدید با حضور میهمانانی از آمریكا و انگلیس انجام شود. حمیدرضا ترقی افزود: تحلیل واقعی از حضور آن‌ها در مراسم تحلیف آقای حسن روحانی این خواهد بود كه آمریكا و انگلستان از مواضع خود عقب‌نشینی كرده‌اند و دولت رسمی جمهوری اسلامی و گفتمانش را پذیرفته‌اند و این حضورشان برای آن‌ها در مقابل جمهوری اسلامی تكالیفی را به وجود خواهد آورد و دیگر نمی‌توانند به انكار اصول جمهوری اسلامی اقدام كنند! این در حالی است كه آمریكا و انگلیس حضور در این مراسم را جشن پیروزی خود علیه مقاومت ایران می‌دانند و مقام معظم رهبری هم در هفته گذشته فرمودند كه تجربه‌ من اين را نشان مي‌دهد. آمريكایى‌ها، هم غيرقابل اعتمادند، هم غير منطقى‌اند، هم در برخوردشان صادق نيستند. موضع‌گيرى‌هاى مسئولان و دولتمردان آمريكا نشان داد كه همين مطلبى كه ما گفتيم ـ كه گفتيم خوشبين نيستيم ـ درست است؛ خود آن‌ها عملاً اين را تأييد كردند. انگليسی‌ها هم يك جور ديگر، ديگران هم يك جور ديگر.
دوره حملات غافلگیرانه به ایران تمام شده است!

«لستر ‌كراون» وكیل سابق اوباما اعلام كرد: «ایران به دنبال ایجاد توازن قوا با اسرائیل در منطقه است و به این ترتیب تبدیل به قدرت برتر منطقه‌ای ‌خواهد شد و به‌طور متناوب حزب‌الله را تشویق به حمله به اسرائیل خواهد‌ كرد، در نتیجه اسرائیل به صورت فرسایشی نابود خواهد شد.» كراون كه وكیل و نماینده اوباما در محافل یهودی و نزد رهبران صهیونیست بوده است، در جشنواره «ایده‌های آسپن» اذعان كرد كه دوره حملات هوایی غافلگیرانه اسرائیل برای رفع تهدیدات امنیتی خود تمام شده است.
نیروهای انقلاب نباید به دیوار بازنشستگی بخورند

سردار اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی در برنامه شناسنامه با اشاره به یكی از فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد ضرورت حفظ نیروهای بازنشسته انقلابی گفت: «مقام معظم رهبری در اوایل رهبری خود جلسه‌ای با نخبگان سپاه برگزار و طی آن نقشه راه را مشخص كردند. در واقع ایشان كار را محكم‌تر كردند و به كسی اجازه ترك سپاه را ندادند. البته همین الان هم نظر ایشان همین‌طور است. در آخرین ملاقاتی كه با ایشان داشتم، ایشان فرمودند نیروهای انقلاب نباید به دیوار بازنشستگی بخورند و باید آن‌ها را حفظ كنیم.»
حیوانیت مدرن منافقین

«ابراهیم خدابنده» عضو سابق گروهك تروریستی منافقین با اشاره به ترویج مسائل حیوانی در بین گروهك ضدانسانی منافقین گفت: تئوري انقلاب ايدئولوژيك در سال 64 در اين گروهك تروريستي مطرح شد و زماني كه مريم عضدانلو از شوهرش مهدي ابريشم‌چي جدا شد و به همسری مسعود رجوي درآمد و در سال 68 همه زنان خود را طلاق دادند، توجيه مسئله طلاق به اينگونه بود كه تمام زن‌ها در حكم زن مسعود رجوي هستند، يعني در حريم آن به‌شمار رفته و هيچ مردي در تشكیلات نمي‌تواند ازدواج كند و تمام زنان اين گروهك شوهر داشته و شوهرشان مسعود رجوي است و در مقابل هم هيچ زني نمي‌تواند ازدواج كند، چون يك همسر به نام مسعود رجوي دارد. شایان ذكر است كه گروهك تروریستی منافقین هنوز هم مورد حمایت كشورهای غربی است و سال گذشته اسم آن از فهرست گروهك‌های تروریستی آمریكا حذف شد و دفتری در یكصد متری كاخ سفید به آن‌ها تحویل داده شد.
حماس به محور مقاومت باز می‌گردد

رسانه‌های آمریكایی معتقدند با خیانت دولت مرسی به حماس و سپس سقوط وی، روابط حماس با ایران مجدداً تقویت خواهد شد. المانیتور در این باره نوشت: حماس بار دیگر به محور مقاومت ایران باز می‌گردد. حماس پس از آنكه بخشی از «محور مقاومت» تحت هدایت ایران شامل سوریه و حزب‌الله محسوب شد، به تدریج به محور مصر تحت حكمرانی مرسی، قطر و تركیه روی ‌آورد. در ادامه تحلیل المانیتور آمده است: حماس به دلیل موضعش با توجه به بحران سوریه، به آرامی از این محور مقاومت دور شد، بی‌آنكه كاملاً از آن خارج شود. همچنین، رابطه حماس با مصر در دوره حكمرانی مرسی به ائتلافی اندك مبدل شد. اما تحولات اخیر در مصر موجب شد تا محاسبات حماس به كابوس مبدل شود.
نگرانی آمریكا از كتابخانه‌های ایرانی در افغانستان

روزنامه «وال استريت ژورنال» با اظهار نگرانی از روابط فرهنگی ایران ـ افغانستان نوشت: «ايران عميقاً با افغانستان در ارتباط است. مردم دو كشور به زبان مشتركي تكلم مي‌كنند و ايرانيان حضوري جدي و قدرتمند در مناطق مختلف افغانستان دارند. افغان‌ها با كمك ايرانيان موفق شده‌اند تا چندين كتابخانه در این كشور تأسيس كنند كه مجهز به خدمات اينترنتي نيز باشد. ايران همچنين در زمينه رسانه‌اي به منظور افتتاح شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني مختلف در افغانستان به این كشور مشاوره داده است.


یادداشت
حسن دلجو

فریضه رها شده!
ضرب و شتم دو خانم آمر به معروف در هفته گذشته در دو نقطه مختلف شهر تهران واکنش‌هایی را به همراه داشت. از جمله این واکنش‌ها ورود تعدادی از نمایندگان به بحث بود. علی‌ طاهری، نماینده مجلس و سخنگوی کمیسیون فرهنگی با انتقاد از عملکرد نیروی انتظامی در برخورد با ضاربان یکی از این دو برخورد گفت: «جمعی از نمایندگان مجلس درباره عملکرد نیروی انتظامی در دفاع از آمران به معروف به‌وزیر کشور تذکر داده‌اند تا پیگیری‌ها و اقدامات نیروی انتظامی در این زمینه جدی‌تر شود. برخی از مسئولان نیروی انتظامی نیز در دفاع از خود پاسخ‌هایی داده‌اند. قضیه «امر به معروف و نهی از منکر» بسیار مهم‌تر از آن است که عملکرد نیروی انتظامی و انتقاد تعدادی از نمایندگان مجلس و یا پاسخ نیروی انتظامی به انتقاد آنها، بخواهد جای آن را بگیرد. مسئله اصلی «امر به معروف و نهی از منکر» است که به فرموده قرآن از وظایف اصلی مومنان در زمان اقتدار و حکومت است، آنجا که می‌فرماید: «الذین ان مکنا هم فی‌الارض اقاموا الصلاه و اتواالزکاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر»؛ آنان (مومنان) که هرگاه به آنها در زمین اقتدار و تمکین دهیم نماز بر پای دارند، زکات دهند و امر به معروف و نهی از منکر کنند. یکی از مصادیق مفهومی و تاریخی این آیه قرآن در زمان حاضر و در نظام جمهوری اسلامی ایران است. عوامل چندی این فریضه تضمین‌کننده سلامت اجتماعی را تهدید می‌کند که باید همه آنها در بحث جامع احیای «امر به معروف و نهی از منکر» شناسایی و رفع شود. در رأس این تهدیدات بی‌توجهی و فقدان برنامه مشخص برای آن است و تا زمانی که این مسئله حیاتی در رأس امور مهم اجتماعی حکومت قرار نگیرد سایر تهدیدات به قوت خود باقی‌مانده و فربه‌تر نیز می‌شوند. با گذشت زمان و شیوع و تکثیر هر چه بیشتر مظاهر منکر، فضا برای امر به معروف و نهی از منکر سخت‌تر و تنگ‌تر و احتمال موفقیت کمتر می‌شود تا آنجا که اگر با برنامه مشخص جلوی منکرها گرفته نشود، شیوع و فراوانی آنها را به عرف و سپس معروف تبدیل می‌کند که در این صورت دیگر به آسانی نمی‌توان روی‌کردگان به آن را مجاب و متقاعد به منکر بودن آن کرد و در نتیجه سلامت جامعه به‌شدت در معرض آسیب‌ قرار می‌گیرد. پس برای جلوگیری از رسیدن به آن مرحله خطرناک باید از همین الآن چاره‌‌اندیشی کرد.

 

 

صفحه 4 نگاه دوم

 

1-آخرين گمانه زنى ها براي فشار روانى به منتخب ملت

2-ديپلماسى

3-پرونده

4-مرورى بر يك رخداد

5-اقتصادى

6-نداى قدس


آخرین گمانه‌زنی‌ها براي فشار روانی به منتخب ملت
حسين عبداللهى فر

گمانه‌زنی‌ها پیرامون تركیب كابینه دولت یازدهم با هدف فشار روانی ـ تبلیغاتی بر تصمیم‌گیران با حدت و شدت ادامه دارد. این فشار به اندازه‌ای محسوس است كه صدای مخالفت اعتدالی‌ها در برابر اصلاحاتیون را به شكل زودهنگامی درآورده و از نظر برخی سیاسیون، ادامه این روند می‌تواند كار را برای منتخب ملت سخت و دشوار كند.
روزنامه «جوان» در همین ارتباط با طرح سؤالی پیرامون علت اصرار رسانه‌ای اصلاح‌طلبان از تخمین‌زنی درباره كابینه یازدهم، در شماره روز اول هفته خود نوشت: «نكته اساسی كه در رفتار امروز جرگه اصلاحات به خوبی آشكار است، این است كه برای منسوبان به این جریان تنها رسیدن به قدرت و پیگیری مطالبات بر زمین مانده هشت ساله حاكمیت‌شان اهمیت دارد و به هیچ عنوان توجهی به این ندارند كه به‌واسطه این‌گونه رفتارها نظیر گمانه‌زنی از تركیب كابینه دولت یازدهم كه كنشی خارج از منطق و عقلانیت است چه مشكلاتی گریبانگیر دولت و مردم خواهد شد و به چه میزان كار رئیس‌جمهور منتخب و تیم مشاورانش را برای انتخاب افراد كابینه سخت و ممتنع خواهد كرد.»
روزنامه «كیهان» هم در همین روز نخست هفته، نگاه اصلاح‌طلبان به دولت روحانی را نردبانی خواند و به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: «به نظر می‌رسد با توجه به شرایط دشوار اقتصادی كشور، اصلاح‌طلبان ترجیح می‌دهند خود را با مشكلات این مرحله درگیر نكنند و با این تحلیل كه دولت دكتر روحانی نمی‌تواند توفیق چندانی به دست آورد، خود را برای در دست گرفتن قدرت در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1396 آماده كنند.»
«تهران امروز» یك روز بعد، این رفتار اصلاح‌طلبان را قدری صریح‌تر مورد سؤال قرار داد و با طرح این پرسش كه «چه كسانی می‌خواهند وزارت اطلاعات به یونسی برسد؟» نوشت: «شنیده‌های تهران امروز از راهروهای مجلس و لابی‌های نمایندگان حاكی از مخالفت‌های جدی با وزارت علی یونسی چه در وزارت اطلاعات و حتی وزارت كشور حكایت دارد. با این وجود از فردای پیروزی حسن روحانی در انتخابات، فضاسازی گسترده‌ای از سوی طیفی برای تحمیل چند وزیر به روحانی به راه افتاد. علی یونسی هم از همان طیف است... وزارت یونسی بر دستگاه اطلاعاتی كشور از نگاه بسیاری از نمایندگان به معنای جدال وی حتی با دستگاه‌های قانونی و رسمی كشور خواهد بود.»
نكته جالب این است كه اصلاح‌طلبان هم به این فشارها واقفند و به آن اذعان دارند. در همین رابطه روزنامه «اعتماد» در شماره نخست هفته خود به قلم جمیله كدیور می‌نویسد: «از نخستین روزهای انتخاب روحانی، یكی از دغدغه‌های چهره‌ها، گروه‌ها و جریان‌های سیاسی و رسانه‌ها گمانه‌زنی درباره كابینه احتمالی روحانی بوده است، تلاشی كه هر چه به زمان برگزاری مراسم تحلیف و معرفی همراهان رئیس‌جمهور جدید نزدیك‌تر می‌شویم، پررنگ‌تر می‌شود. اگرچه گمانه‌زنی‌ها در هفته‌های اخیر در سطحی بوده كه روحانی و ستادش ناگزیر از موضع‌گیری و صدور اطلاعیه شدند و گمانه‌زنان را از گمانه‌زنی منع كردند ولی این اظهارات مانع از اظهارنظرهای جدید و تلاش زایدالوصف برخی افراد، جریان‌های سیاسی و رسانه‌ها نشده است.»
در راستای همین اعترافات و فضاسازی روانی علیه دولت، بسیاری از روزنامه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان در این هفته نیز گمانه‌زنی خود پیرامون كابینه را ادامه دادند. «آرمان» از همان روز نخست هفته در صفحه اول خود تحت عنوان «یاران پاستورنشین روحانی چه كسانی هستند؟» اقدام به انتشار فهرستی از وزرای مورد علاقه اصلاح‌طلبان كرد و احتمال صحت آن را بیشتر از لیست‌های دیگر خواند.[!]
«آفتاب یزد» «آخرین گمانه‌زنی‌ها در مورد كابینه روحانی» را در شماره (31/4) با حروف درشتی روی طرح تصویری بزرگی از روحانی قرار داد و با انتشار فهرست بلند بالایی به‌عنوان اعضای پیشنهادی كارگروه‌های رئیس‌جمهور منتخب نوشت: «بالغ بر 60 اسم و رزومه كاری كه در كارگروه‌های تعیین‌شده و از سوی رئیس‌جمهور منتخب بررسی و تكمیل شده است برای انتخاب نهایی از سوی دكتر روحانی به وی تحویل شد.»
روزنامه‌های «ابتكار» و «آرمان» هم در همین روز (31/4) این موضوع را در حد تیتر نخست خود برجسته كردند.
روزنامه «تابناك» هم در همین روز (31/4) روند تشكیل دولت یازدهم را مورد بررسی قرار داد و روی تصاویری از هاشمی، خاتمی و ناطق نوری تیتر زد: «سهم سه روحانی در كابینه روحانی» این روزنامه دو روز بعد این موضوع را به تیتر اول خود برد و زیر رو تیتر «گمانه‌زنی‌های در حال تحقق رسانه‌ها» با حروف درشتی از قطعی شدن هشت گزینه كابینه یازدهم خبر داد و نوشت: «نام این هشت نفر عبارتند از؛ اسحاق جهانگیری به عنوان معاون اول، محمدجواد ظریف به عنوان وزیر امور خارجه، بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت، حمید چیست‌چیان به عنوان وزیر نیرو، محمدعلی نجفی وزیر آموزش و پرورش، رضا ویسه وزیر صنعت و معدن و تجارت، سیدحسن هاشمی وزیر بهداشت و درمان و عباس احد آخوندی هم به عنوان وزیر راه و شهرسازی.»
«آرمان» هم از معدود روزنامه‌هایی بود كه این موضوع را در تیتر اول خود با عنوان «كابینه روحانی به روایت آرمان» مورد بررسی قرار داد و از 24 نفر به عنوان اعضای كابینه دولت یازدهم نوشت: «در آستانه استقرار دولت و معرفی اعضای كابینه همگان اعم از توده‌های عام و نخبگان كشور چشم به چرخش قلم منتخب ملت دارند تا ببینند كه در طومار نهایی اعضای كابینه چه افراد و شخصیت‌هایی نام‌شان گنجانده شده و برای تكیه‌زنی بر مصادر امور برگزیده شده‌اند.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

توجه به مابه‌ازاي گام‌ها
پس از اعلام نتايج انتخابات رياست‌جمهوري خرداد 1392 كشورهاي غربي و آمريكا ادعاهايي را درباره رويكرد به مذاكره با ايران مطرح كردند. البته همزمان سياست‌هاي گذشته مبني بر سياست فشار و مذاكره را نيز پيگيري كرده‌اند كه نمود عيني آن، اعمال تحريم‌هاي جديد عليه ايران از سوي آمريكا بوده است.
نكته‌اي كه در رفتار غرب در مقابل ايران مطرح است و بايد به این توجه داشت آن است كه، ميزان درخواست‌هاي غرب از ايران بايد با حركت‌ها و گام‌هاي آن‌ها در مقابل جمهوري اسلامي ايران منطبق و توازن ميان آن‌ها برقرار باشد. برای نمونه وقتي «هيگ»‌ وزير امور خارجه انگليس اعلام مي‌كند كه ميزان حساسيت‌ها براي سفر اتباع انگليسي به ايران را كاهش داده و آن‌ها مي‌توانند به همه نقاط ايران سفر كنند. درخواست‌هاي اين كشور براي اجراي مطالبات غرب در زمينه فعاليت‌هاي هسته‌اي امري زياده‌خواهانه است، چرا كه مابه‌ازاي كاهش حساسيت‌ها براي سفر به ايران، كاهش حساسيت‌هاي اتباع ايراني براي سفر به انگليس مي‌باشد، نه بيشتر.
وقتي اتحاديه اروپا و يا آمريكا صرفاً ادعا مي‌كنند كه از مذاكره با ايران استقبال مي‌كنند، مابه‌ازاي اين كلمات آن است كه ايران نيز از مذاكره با غرب استقبال مي‌كند. بررسي كارنامه غرب نشان مي‌دهد كه اين كشورها معمولاً مواضعي به ظاهر دوستانه را مطرح مي‌كنند، در حالي كه از طرف مقابل مي‌خواهند كه براي اجراي خواسته‌هاي آن‌ها و يا مذاكره گام عملي بردارد. به عبارتي ديگر، آن‌ها در مسير تعامل يك گام كوچك برمي‌دارند، در حالي كه از طرف مقابل مي‌خواهند كه تمام راه را برود، بدون آنكه هيچ ضمانتي مبني بر ادامه اين راه توسط غرب داده شود. اين رويكرد را بارها از سوي غرب در مقابل جمهوري اسلامي ايران شاهد بوده‌ايم و اكنون نيز به نوعي مي‌توان گفت، چنين رويكردي را در پيش گرفته‌اند. مواضع سران اين كشورها نشان مي‌دهد كه آن‌ها اكنون نيز همين سياست را در پيش گرفته‌اند، به گونه‌اي كه تاكنون از اين كشورها درباره مذاكره با ايران اقدام عملي مشاهده نشده است.
به عبارتي مي‌توان گفت كه؛ اين كشورها هنوز يا درنيافته‌اند و يا نمي‌خواهند كه هزينه مطالبات خود از ايران را بپردازند و خواسته‌هاي‌شان با مابه‌ازاي پرداختي آن برابري داشته باشد.
آنچه امروز در رفتار غرب مشاهده می‌شود، مجموعه‌ای از ابراز خوش‌بینی‌ها و ادعاها مبنی بر رویكرد به مذاكره و تعامل با ایران است، اما در رفتار عملی آن‌ها نقطه چندان مثبتی مشاهده نمی‌شود.
نوع رفتار آن‌ها این امر را در ذهن ایجاد می‌كند كه آن‌ها با ادعای مذاكره و تعامل صرفاً به دنبال هزینه‌سازی برای ایران هستند و تلاش دارند تا جامعه جهانی را در برابر ایران قرار داده تا در نهایت، جمهوری اسلامی و دولت یازدهم به حركت در مسیر مطالبات آن‌ها وادار شود. این امر زمانی بیشتر نمود پیدا می‌كند كه مقامات غربی اعلام كرده‌اند تغییری در بسته پیشنهادی گروه 1+5 به ایران صورت نخواهد گرفت. این به آن معنا است كه آن‌ها برآنند تا همچنان زیاده‌خواهی‌های هسته‌ای خود را تكرار كنند.
با توجه به اين اوضاع مي‌توان گفت كه غرب همچنان در توهم قدرت برتر قرار دارد و نتوانسته خود را با اصول گفتمان منطقي، اینكه «هر خواسته‌اي مابه‌ازايي دارد» منطبق سازد. مابه‌ازاي مذاكره همه‌‌جانبه با ايران از جمله در زمينه هسته‌اي چيزي نیست كه با ادعاي گفت‌وگو و يا ابراز خوش‌بيني رسانه‌اي به رويكرد ايران به تعامل با غرب پرداخت شود، بلكه غرب بايد براساس هر خواسته‌اي مابه‌ازایی درخور بپردازد. مثلاً براي مذاكره هسته‌اي بايد مابه‌ازایی همچون پذيرش حقوق هسته‌اي ايران و لغو تمام تحريم‌ها را بپردازد، نه آنكه صرفاً ادعا كند به دنبال مذاكره است و توقع داشته باشد كه ايران خواسته‌هاي آن‌ها را با كمترين مابه‌ازا، مانند لغو تحريم انتقال طلا و فلزات پذيرا شود.


پرونده

دانشجوی ایرانی داور كنفرانس بین‌المللی مهندسی هسته‌ای در چین
«سجاد بهربر» دانشجوی ترم آخر كارشناسی ارشد مهندسی هسته‌ای واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی به‌عنوان داور بیست‌ویكمین كنفرانس بین‌المللی مهندسی هسته‌ای كه در چین برگزار می‌شود انتخاب شد. این كنفرانس به همت انجمن هسته‌ای چین، انجمن مكانیك آمریكا و ژاپن و نیز انجمن مهندسان مكانیك برگزار می‌شود. وی گفت: طی 20 دوره برگزار شده این كنفرانس در نقاط مختلف جهان، موفقیت‌های قابل توجهی با مشاركت حدود 800 نفر از كارشناسان ارشد این حوزه صورت گرفته است.
مذاكرات هسته‌ای پوتين در تهران

روزنامه «كامرسانت» چاپ مسكو از برنامه سفر ولاديمير پوتين رئيس‌جمهوري روسيه به ايران در 12 اوت (21 مرداد) خبر داد. به نوشته روزنامه روسي، پوتين در اين سفر درباره موضوعات دوجانبه، از جمله احداث واحدهاي جديد در نيروگاه هسته‌اي بوشهر و تحويل مجموعه‌هاي پدافند هوايي آنتي2500 به‌جاي سامانه موشكي دفاعي اس300 با سران ايران گفت‌وگو خواهد كرد. مهدی سنایی رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و روسیه با اشاره به سفر پوتین به ایران گفت: در مسائل پرونده هسته‌ای ایران باید هماهنگی بیشتری صورت بگیرد و احتمال توافق بین دو كشور برای تغییر دستور كار مذاكرات ایران و گروه 1+5 در این سفر وجود دارد.
نبود امكان انحراف در برنامه هسته‌ای ایران با بازرسی‌های آژانس

پایگاه اینترنتی المانیتور با اشاره به نزدیك شدن زمان روی كار آمدن دولت حسن روحانی گزارش داد آن‌هایی كه به نیات هسته‌ای ایران تردید دارند، هشدار داده‌اند كه روحانی نیز مذاكرات را به درازا می‌كشاند تا كشورش قادر به ساخت سلاح هسته‌ای شود. این در حالی است كه جمهوری اسلامی همواره بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود تأكید و اعلام كرده است كه به دنبال سلاح هسته‌ای نیست. بنا بر این گزارش، هرمان ناكارتس، معاون مدیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و رئیس اداره پادمان‌ها در سفر به واشنگتن به المانیتور گفت: «ما ظرف یك هفته می‌فهمیم» كه آیا ایران اورانیوم را از سایت‌های اعلام شده منحرف كرده و به دنبال غنی‌سازی آن در سطوح بالاتر است یا خیر. وی افزود كه دو تا شش بازرس آژانس هر روز در ایران به سر می‌برند و 16 تأسیسات ایران را پوشش می‌دهند. ناكارتس گفت كه این به‌طور میانگین به معنای آن است كه یك بازرس یك بار در هر هفته از نطنز و فردو دیدن می‌كند.
اذعان نیویورك‌‌تایمز به حق هسته‌ای ایران

روزنامه آمریكایی نیویورك‌تایمز در سرمقاله خود نوشت: باید حق ایران برای پیگیری برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای تحت پادمان‌‌ها به رسمیت شناخته، غنی‌سازی اورانیوم محدود شود و به تدریج تحریم‌ها علیه ایران حذف شود. روزنامه مذكور در ادامه می‌نویسد: آمریكا باید با دولت جدید ایران و دیگر شركای 1+5 وارد تعامل شود و بر روی پیشنهاد وسیع‌تری كار كند كه شامل به رسمیت شناختن حق ایران برای دنبال كردن برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران می‌شود. در بخشی از این سرمقاله آمده است: هرچه جهان در خصوص تعامل دیپلماتیك با ایران در موضوع هسته‌ای این كشور جدی‌تر می‌شود، افراط‌گرایان واشنگتن و خارج از این كشور بر اقدام نظامی در زمان شكست تلاش‌ها فشار وارد می‌كنند.
حمله نمی‌تواند پیشرفت هسته‌ای ایران را متوقف كند
«جیمز ماتیس» ژنرال بازنشسته نیروی دریایی آمریكا با تأكید بر اینكه اقدام نظامی صرفاً منجر به تأخیر در پیشرفت‌های هسته‌ای ایران می‌شود و نه نابودی آن، اعلام كرد كه دیپلماسی تنها راه‌حل بلندمدت در مقابل ایران محسوب می‌شود. وی در گفت‌وگو با «واشنگتن تایمز»، هشدار داد كه برنامه هسته‌ای ایران را نمی‌توان از طریق ابزار نظامی آمریكا و یا اسرائیل متوقف كرد چون من فكر نمی‌كنم كه كسی بتواند برنامه‌ای كه از تهران تا كوه‌ها گسترش یافته است و شامل تأسیسات زیرزمینی و روی زمین می‌شود را نابود كند.


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

چرایی قرار دادن نام حزب‌الله در ليست تروريستي اتحاديه اروپا
شراكت اروپا در جنايات آمريكا و صهيونيست‌ها

اتحاديه اروپا كه همواره ادعا مي‌كند مجموعه‌اي مستقل و آزاد است، بار ديگر با یك رسوايي آشكار، واهي بودن اين ادعا را ثابت كرد و سرانجام اتحاديه اروپا نام حزب‌الله را در ليست گروه‌هاي تروريستي قرار داد. هر چند كه آن‌ها ادعا مي‌كنند شاخه نظامي حزب‌الله و نه بخش سياسي آن را در ليست گروه‌هاي تروريستي قرار داده‌اند، اما حقيقت امر‌ آن است كه چنين تقسيمي در حزب‌الله وجود ندارد و همه اعضا در يك جبهه يعني جبهه مقاومت قرار دارند، از این رو ادعاي اروپا صرفاً براي ايجاد شكاف در حزب‌الله و توجيه اقدام خصمانه عليه حزب‌اللهي است كه مردم لبنان آن را حافظ جان و مال و ناموس و سرزمين خود مي‌دانند. حال اين سؤال مطرح است كه چرا غرب در مقطع كنوني اين اقدام را صورت داده و چه اهدافي را دنبال مي‌كند؟
اهداف سناريوی اروپا
نخست: اين روزها سالگرد شكست صهيونيست‌ها در جنگ 33 روزه در برابر مقاومت لبنان است؛ جنگي كه هزينه‌هاي آن براي صهيونيست‌ها همچنان ادامه دارد. اين سناريو مطرح است كه غرب با انتخاب مقطع كنوني براي آوردن حزب‌الله در فهرست گروه‌هاي تروريستي تلاش دارد تا ضمن تلخ كردن كام مردم و مقاومت، دستاوردهاي حزب‌الله را كم‌رنگ كند و نوعي موفقيت ظاهري را براي صهيونيست‌ها به نمايش گذارد.
دوم: غرب به دنبال ايجاد شكاف در داخل لبنان است. بخشي از آن به‌زعم آن‌ها، ايجاد شكاف در درون حزب‌الله است كه با ادعاي شاخه نظامي و سياسي صورت گرفته است و از سوي ديگر تلاش مي‌شود تا لبنان را به حاميان و مخالفان قرار گرفتن نام حزب‌الله در ليست گروه‌هاي تروريستي تقسيم كنند تا اين كشور همچنان درگير بحران باشد.
نكته مهم در اين حوزه آنكه لبنان خود را براي تشكيل دولت جديد ‌آماده مي‌كند. دشمنان مقاومت برآنند تا با فضاسازي عليه حزب‌الله، مانع از ورود آن و البته حاميانش در جريان 8 مارس شامل جنبش امل و جبهه آزاد ملي در دولت شوند تا جريان غربگراي 14 مارس كابينه‌اي انحصاري تشكيل دهد!
سوم: انتقام‌گيري از حزب‌الله به دليل ورود به جنگ سوريه و نيز حمايت از ايران و فلسطين از ديگر اهداف اين تحركات است. دشمنان مقاومت با گرفتارسازي حزب‌الله در چالش‌هاي داخلي برآنند آن را از تحولات منطقه به‌ويژه مسئله سوريه دور كنند تا طرح‌هاي خود عليه مقاومت را اجرايي سازند. برخي نيز بر اين عقيده‌اند كه اين اقدام براي قطع كردن بازوهاي ايران در منطقه بوده است.
طراحي عليه لبنان
نكته مهمي كه بايد در نظر داشت این است كه اقدام اروپا صرفاً عليه حزب‌الله نبوده است، بلكه در نهايت كل لبنان را هدف قرار داده است چرا كه؛
اولاً غرب به دنبال خلع سلاح و بحران‌سازي عليه حزب‌الله است كه اين امر به منزله تضعيف قواي دفاعي لبنان است كه اين كشور را در برابر تهديدات صهيونيست‌ها آسيب‌پذير مي‌سازد. راهبرد دفاعي لبنان بر سه محور مردم، ارتش و حزب‌الله استوار است كه حافظ امنيت اين كشور مي‌باشد. دشمنان لبنان برآنند تا با تضعيف حزب‌الله، عملاً آن را در برابر تهديدات ناتوان كند تا سلطه بر اين كشور را اجرايي سازند.
ثانياً اقدام غرب به منزله آن است كه اين كشورها حق دارند به بهانه مبارزه با تروريسم به دخالت در امور لبنان بپردازند كه خود بحران‌هاي بسياري براي لبنان ايجاد مي‌كند.
ثالثاً از آنجا كه حزب‌الله، ارتش و مردم اركان راهبرد دفاعي لبنان هستند، غرب با اين اقدام تلاش دارد تا از يك سو عدم فروش تسليحات به ارتش لبنان را توجيه كند و از سوي ديگر تقابل ميان ارتش و حزب‌الله را پيش‌شرط اجراي تعهدات خود در مقابل ارتش قرار دهد.
رابعاً غرب تلاش دارد تا با تخريب چهره و جايگاه حزب‌الله، لبنان را تحت فشار قرار دهد تا عليه سوريه و در نهايت مقاومت اقدام كند.
در جمع‌بندي كلي از آنچه ذكر شد مي‌توان گفت كه غرب اكنون به نيابت از آمريكا و صهيونيست‌ها به موضع‌گيري عليه حزب‌الله پرداخته است، اما مخالفت‌هاي گسترده مردم و جريان‌هاي سياسي لبنان با اقدام اتحاديه اروپا را مي‌توان نشانه‌اي بر جايگاه ویژه حزب‌الله در لبنان دانست كه شكست زودهنگام را براي دشمنان حزب‌الله به همراه داشته است؛ امري كه حلقه تكميلي آن آشكارتر شدن واهي بودن ادعاهاي حقوق بشري غرب است، چنانكه از يك سو حزب‌الله را به جرم حمايت از ملت و ميهن در فهرست گروه‌هاي تروريستي قرار داده در حالي كه همزمان به حمايت تسليحاتي از تروريست‌ها براي كشتار مردم و نابودي سرزمين سوريه مبادرت مي‌ورزد.


اقتصادى
سعید مهدوی

حمایت بدون برنامه از تولید ملی کارگشا نیست
با گذشت بیش از یک سال‌ونیم از سال «تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی» هنوز طرحی از سوی دولت برای این مهم به مجلس برای تصویب و اجرا ارائه نشده است. گله نمایندگان مجلس شورای اسلامی از دولت هم این است که متأسفانه دولت با وجود تکالیف رهبر معظم انقلاب برای حمایت از تولید ملی در این زمینه کوتاهی کرد و به جز کارهای عادی و جاری، اقدام مؤثری در این زمینه صورت نداد. نمایندگان مدعی هستند که به‌دلیل اینکه دولت برای حمایت از تولید ملی لایحه‌ای ارائه نکرد مجلس ناچار به ارائه طرح در این زمینه شده است.
کارگروهی که در مجلس شورای اسلامی با همین نام در همان ابتدای سال 91 تشکیل شد و شروع به کار کرد، در نهایت کلیات طرح حمایت از تولید ملی را در داخل خود کارگروه، در بهمن ماه سال گذشته به تصویب رسانید و در نهایت در دوم مرداد ماه سال جاری در صحن مجلس به رأی گذاشته شد که کلیات این طرح به تصویب نرسید تا همچنان مشخص نباشد که چه اندازه زمان لازم است که طرحی جدید و جامع‌تر تدوین شود و آیا پس از تدوین و تصویب چنین طرحی، رمقی برای تولید ملی باقی مانده است که بخواهیم از آن حمایت کنیم یا خیر؟! همچنین باید دید که دلایل نمایندگان برای رد کلیات طرح حمایت از تولید ملی چه مواردی را شامل می‌شود و این طرح که تنها طرح حمایت تولید ملی در طول یک سال‌ونیم گذشته بوده، چه نواقصی دارد.
برخی از ایراداتی که از سوی نمایندگان در مخالفت با این طرح بیان شده به شرح زیر است:
برخی از مخالفان معتقدند در این طرح هیچ‌گونه توجهی به بخش کشاورزی و دامداری نشده است. نگاه یکجانبه طرح به تولیدات صنعتی بوده است.
یکی از دلایل اصلی مخالفان تصویب این لایحه تناقضات آن با قوانین پیشین تولید بوده است.
مغایرت با قوانین مالیاتی از جمله ایرادات این طرح اعلام شد. در بودجه امسال به سمت اخذ مالیات برای کاهش وابستگی به نفت حرکت کرده‌ایم تا کشور را از تک قطبی‌بودن اقتصاد نفتی نجات دهیم، تصویب چنین طرحی آن هم با بندهایی در مورد معافیت‌های مالیاتی درست نیست.
اینکه این طرح مربوط به اصلاح مقررات مالیاتی و بانکی است و چه ربطی به حمایت از تولید ملی دارد.
در آن سوی مخالفت‌ها و انتقادات، نمایندگان بخش خصوصی و کارگروه ویژه حمایت از تولید ملی هدف از ارائه این طرح را تسهیل فعالیت‌های اقتصادی با توجه ویژه به تولید ملی و رفع موانع کسب و کار و کاهش مشکلات ناشی از نوسان نرخ ارز، سیاست‌های پولی و مالی دولت، کمبود نقدینگی، تنگناهای نظام بانکی، کسری بودجه و انباشت مطالبات بخش خصوصی از دولت دانستند و معتقد بودند برخی ایرادات و مغایرت‌های قانونی این طرح در مراحل بررسی بعدی قابل اصلاح و رفع است، اما همانطور که گفته شد، مخالفان طرح مذکور را مغایر، اصل 75 قانون اساسی، ماده 117 قانون برنامه پنجم توسعه، فاقد جامعیت لازم و مغایر با بسیاری از قوانین جاری مانند قوانین مالیاتی، تأمین اجتماعی و دارای بار مالی و... قلمداد کرده و با رأی منفی خود آن را از دستور کار مجلس خارج کردند.
ناگفته نماند که در بهمن ماه سال گذشته، مقام معظم رهبری منشور 32 ماده‌ای را برای حمایت از تولید ملی ابلاغ کردند که به طور كامل و شفاف، مسير حمايت از توليد ملي مشخص شد، ولی متأسفانه با تمام راه‌گشایی‌ها و حمایت‌های ایشان، هنوز کار جامع و مدونی در این خصوص از سوی دولت و مجلس ارائه نشده است و تولید ملی همراه با استفاده از ظرفیت‌های داخلی که سلاح مقابله با جنگ نابرابر اقتصادی در این برهه شناخته شده همچنان مغفول مانده است.


نداى قدس

افزايش بحران در ارتش رژيم صهيونيستی
به گزارش روزنامه صهيونيستی «هاآرتص» نتايج نام‌نويسی در ارتش رژيم صهيونيستی در ماه آگوست نشان مي‌دهد که ميزان نام‌نويسی نيروها برای پيوستن به ارتش برای دومين سال متوالی با کاهش روبه‌رو شده است و بيش از 70 درصد از افراد ثبت‌نام شده تمايلی به خدمت در واحدهای زمينی ندارند. روزنامه عبری زبان هاآرتص گزارش داد: ميزان نام‌نويسی افراد مشمول به خدمت در ارتش از سال 2005 دائماً درحال کاهش است و کابينه دولت عبری برای مقابله با اين معضل بايد کاری بکند. این درحالی است که هر ساله تقريباً حدود هفت هزار نفر از خدمت در ارتش رژيم صهيونيستی فرار مي‌کنند. ناظران سياسی دليل افزايش فرار از خدمت جوانان صهیونیستی را شکست سنگين ارتش در جنگ 2006 در مقابل حزب‌الله لبنان، شکست در جنگ 22 و 8 روزه غزه و همچنين نارضايتی از عملکرد مقامات رژيم صهيونيستی می‌دانند.
دختری که خشم صهیونیست‌‏‌ها را برانگیخت

«سعدیه سیف‌الدین» دختر 21 ساله با کسب 25 رأی موافق توانست هیئت مدیره دانشگاه کالیفرنیا شود که این امر با عصبانیت شدید اعضای یهودی دانشگاه روبه‌رو شد. در چند روز گذشته که انتخابات هیئت‌مدیره دانشگاه کالیفرنیا برگزار شد برای نخستین‌بار یک دختر مسلمان با به دست آوردن اکثریت آرا موفق به عضویت در هیئت‌مدیره شد. دانشگاه کالیفرنیا با دارا بودن 222 هزار دانشجو با شرکت‌های رژیم صهیونیستی ارتباط دارد که به گفته مسئولان آن انتخاب یک دختر مسلمان ناقض قوانین این رژیم است!
کاهش بودجه ارتش رژیم صهیونیستی

به گزارش روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» بودجه سال آینده ارتش رژیم صهیونیستی نسبت به سال جاری با 250 میلیون دلار کاهش مبلغ 75/12 میلیارد دلار تعیین شده است. بودجه ارتش رژیم صهیونیستی درسال جاری و سال بعد بدون در نظر گرفتن کمک 5/1 میلیارد دلاری سالیانه آمریکا است. گروهی از اعضای پارلمان رژیم صهیونیستی در این جلسه از آمار و ارقام بودجه عمومی و ارتش رژیم صهیونیستی ابراز نارضایتی و با تصویب آن مخالفت کردند.
مخالفت کنیست رژیم صهیونیستی با آزادی اسرای فلسطینی

به گزارش خبرگزاری فلسطینی معا، لابی پارلمانی موسوم به «برای سرزمین اسرائیل» در کنیست رژیم صهیونیستی در پی توافق دو طرف فلسطینی و صهیونیستی برای از سرگیری مذاکرات سازش تشکیل جلسه داد و با آزادی اسرای فلسطینی و توقف شهرک‌سازی مخالفت کرد. «یاریف لیوین» رئیس این لابی که نماینده کنیست از حزب لیکود است، گفت: موافقت با آزادی اسرای امنیتی فلسطینی با اصول اسرائیلی برای ورود مذاکرات بدون پیش شرط همسویی ندارد. از سوی دیگر «نیسان سلومیانسکی» نماینده کنیست اسرائیل از حزب خانه یهود گفت: مذاکرات با فلسطینیان هیچ نتیجه‌ای به‌دنبال نخواهد داشت و دو طرف برای مذاکره آمادگی ندارند.
نگرانی تاجران صهیونیست از تحریم محصولات در هلند

به گزارش خبرگزاری قدس به‌ نوشته روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارانوت پس از اعلام سه فروشگاه زنجیره‌ای هلند برای عدم عرضه کالاها و محصولات تولیدی در شهرک‌های غیرقانونی اسرائیل تاجران رژیم صهیونیستی به تکاپو افتاده‌اند و برخی از شدت نگرانی با عجله به‌دنبال ثبت شغل‌شان در داخل خط سبز هستند. تحریم این شرکت‌های اسرائیلی در راستای کمپین اروپایی برای زدن برچسب تحریم بر روی محصولات تولیدی اسرائیلی در شهرک‌های غیرقانونی در کرانه باختری صورت می‌گیرد. اتحادیه اروپا به‌تازگی با صدور دستورالعملی تمام ۲۸ عضو خود را از پشتیبانی مالی، همکاری، پرداخت کمک هزینه تحصیلی، اعطای کمک‌های تحقیقاتی و یا جایزه به ساکنان شهرک‌های یهودی‌نشین اراضی اشغالی کرانه باختری و قدس شرقی، منع کرد.

 

 

 

 

صفحه 5 بين الملل

 

1-مأموریتي كه كري براي صهیونیست ها انجام مي دهد

2-بحرین و اوج گیري قیام در ماه رمضان

3-از نگاه دیگران

4-كند و كاو

5-هويت



مأموريتي كه كري براي صهيونيست‌ها انجام مي‌دهد
قاسم غفوری

دور دوم رياست‌جمهوري باراك اوباما بر آمريكا در حالي آغاز شد كه از محورهاي اصلي رفتاري وی را آغاز به اصطلاح روند صلح خاورميانه تشكيل مي‌داد. اين بار برخلاف گذشته ديگر مأموري ويژه براي صلح خاورميانه انتخاب نگرديد، بلكه جان كري وزير امور خارجه آمريكا رأساً مسئول پيگيري اين امر شد. وي در طول 6 ماه گذشته 6 بار به منطقه سفر كرده است.
جان كري، وزير امور خارجه آمريكا در آخرين دور از سفر به منطقه پس از سفر به اردن و ديدار با ابومازن، رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين و وزراي خارجه چند كشور عربي ادعاي آغاز روند سازش در واشنگتن را مطرح كرد. اين طرح با واكنش‌هاي متعددي همراه بود. در حوزه فلسطين، تشكيلات خودگردان فلسطين از آن استقبال كرده و پذيرنده مذاكرات شده است. گروه‌هاي فلسطيني از جمله حماس و جهاد اسلامي و جبهه خلق براي آزادي فلسطين با رد اين طرح تأكيد دارند كه آمريكا به دنبال نابودسازي تمام حقوق فلسطيني‌ها است، چنانكه در طرح جديد صرفاً از مذاكره سخن به ميان آمده و هيچ اشاره‌اي به مسائلي مانند بازگشت آوارگان فلسطيني به وطن، پايان اشغالگري در قدس و كرانه باختري و شكستن محاصره و حتي طرح تشكيل كشور فلسطين در مرزهاي 1967 نشده است.
در نقطه مقابل، صهيونيست‌ها از اين طرح استقبال كرده‌اند، چنانكه نتانياهو نخست‌وزير صهيونيست‌ها آن را فرصتي براي اين رژيم دانسته است. البته صهيونيست‌ها رويكردهاي مظلوم‌نمايي نيز داشته‌اند، چنانكه «ليبرمن» وزير خارجه سابق صهيونيست‌ها ادعا كرده است كه از احتمال پيروزي فلسطيني‌ها در اين مذاكرات نگران است.
بررسي جمعي واكنش‌هاي جهاني به طرح آمريكا نشانگر عدم استقبال همه‌جانبه از آن مي‌باشد، چرا كه اين طرح با ابهاماتي همراه است.
نخست آنكه، مابه‌ازايي كه كري براي ورود فلسطيني‌ها به مذاكرات سازش مطرح كرده است بسياري ناچيز و بعضاً بي‌معنا است. در طرح كري، نامي از حقوق ملت فلسطين از جمله بازگشت آوارگان فلسطيني، مسئله قدس و پايان اشغالگري صهيونيست‌ها برده نشده است و صرفاً وي از احتمال آزادي 350 اسير فلسطيني از بند صهيونيست‌ها خبر داده است. هر چند اين امر موفقيتي بزرگ براي فلسطيني‌ها عنوان شده، اما واقعيت امر آن است كه اولاً صهيونيست‌ها هرگز اسراي مهم فلسطيني را آزاد نمي‌كنند، بلكه پيش از اجراي طرح، صدها نفر را بازداشت و از ميان بازداشتي‌هاي جديد تعدادي را آزاد مي‌كند. ثانياً بسياري از اسراي آزاد شده دوباره بازداشت شده و يا به ساير كشورها تبعيد مي‌شوند. بر اين اساس، مسئله اسرا نمي‌تواند مؤلفه‌اي براي سازشكاري فلسطيني‌ها باشد به‌ويژه اينكه، خواست آمريكا از فلسطيني‌ها بسيار گسترده است كه چشم‌پوشي از مقاومت، عدم بازگشت آوارگان فلسطيني به وطن، عدم پرداختن به مسئله قدس و نيز تأمين امنيت صهيونيست‌ها بخشي از آن است. نكته قابل توجه آنكه صهيونيست‌ها در ماه‌هاي اخير مجموعه‌اي از اشغالگري را صورت داده‌اند كه نمود عيني آن تخريب بخش‌هايي از قدس و سلطه بر نقب با تصويب قوانين جديد است. صهيونيست‌ها همچنين از طرح ساخت 10 هزار واحد مسكوني در قدس و كرانه باختري خبر داده‌اند. جالب توجه آنكه در طرح جديد كري حتي اشاره‌اي به اين اقدامات و لزوم توقف آن‌ها نشده است. عملكرد كري نشان مي‌دهد كه وي با ادعاي مذاكرات صلح به دنبال تثبيت اشغالگري‌هاي جديد صهيونيست‌ها است.
دوم آنكه، در مقطع كنوني منطقه عملاً با بحران‌هاي شديدي همراه است كه از آن جمله بحران در مصر و سوريه و لبنان است. در اين اوضاع جهان اسلام عملاً گرفتار بحران‌هاي داخلي است و توان حمايت از فلسطين را ندارد. اين موقعيت براي صهيونيست‌ها و غرب بهترين موقعیت است تا خواسته‌هاي خود را به فلسطيني‌ها تحميل كنند. به عبارتي، قدرت چانه‌زني فلسطيني‌ها اكنون در حداقل وضعيت است كه موقعيتي مناسب براي صهيونيست‌ها محسوب مي‌شود.
سوم آنكه، يك اصل اساسي در روند ادعايي صلح خاورميانه مطرح است و آن، نقش آمريكا است. آمريكايي‌ها چنان ادعا دارند كه صرفاً طرح‌هاي آن‌ها براي صلح مطرح است و ديگر هيچ طرحي مطرح نمي‌باشد و همگان بايد تابع طرح‌هاي اين كشور باشند. سابقه آمريكا نشان مي‌دهد كه اين كشور صرفاً يك هدف دارد و آن، تأمين خواسته‌هاي صهيونيست‌ها است. با توجه به اين ویژگی، اصلي‌ترين مسئله يعني بي‌طرفي ميانجي نقض شده است كه خود سندي بر واهي بودن اين مذاكرات مي‌باشد. جالب توجه آنكه آمريكا براي آوردن تشكيلات خودگردان به پاي ميز مذاكره تهديد به قطع كمك‌هاي مالي كرده، در حالي كه براي صهيونيست‌ها، مشوق افزايش حمايت‌هاي مالي و تسليحاتي را مطرح كرده است!
با توجه به مسائلي كه ذكر شد مي‌توان دريافت كه مذاكرات سازش در مقطع كنوني همان خودكشي فلسطيني‌ها است، چرا كه نه در حوزه داخلي و نه در حوزه منطقه‌اي و جهاني مؤلفه‌اي براي چانه‌زني و كسب حقوق‌شان ندارند و اجباراً بايد امتيازاتي را به طرف مقابل واگذار كنند.
بر اين اساس است كه بسياري از گروه‌هاي فلسطيني با اين طرح مخالفت كرده و آن را خدمت ديگر آمريكا به صهيونيست‌ها مي‌دانند؛ خدمتي كه در لواي صلح خاورميانه صورت مي‌گيرد، اما هدف نهايي آن را نابودسازي حقوق ملت فلسطين و تداوم اشغالگري صهيونيست‌ها تشكيل مي‌دهد.


بحرين و اوج‌گيري قيام در ماه رمضان
علي تتماج

مردم بحرين در 14 فوريه سال 2011 قيامي سراسري را عليه آل‌خليفه آغاز كردند. با وجود آنكه مطالبات مردم جنبه مسالمت‌آميز داشته، اما آل‌خليفه و حاميان عربي و غربي آن به جاي توجه به مطالبات مردمي، سركوب را در رأس كاركردهاي خود قرار دادند. اسناد و گزارش‌هاي افشا شده ابعاد گسترده‌اي از جنايات ضد بشري را در بحرين آشكار مي‌سازد، چنانكه حتي سازمان عفو بين‌الملل نيز بارها به اين امر اذعان كرده است.
با آغاز ماه مبارك رمضان، ابعاد جديدي از قيام مردم آغاز شده است، به‌گونه‌اي كه هر شب مردم پس از مراسم افطار به خيابان‌ها آمده و عليه آل‌خليفه تظاهرات مي‌كنند. آن‌ها با عنوان جنبش تمرد كه همان ادامه راه بيداري اسلامي است، ابعاد جديدي از اعتراضات را آغاز كرده‌اند. آزادي زندانيان، پايان سركوب‌ها و كوچ دادن شيعيان، تغيير در ساختار قدرت از جمله مطالبات مردم است.
در نقطه مقابل، آل‌خليفه كه در مقابله با مردم ناتوان است، شگردهاي جديدي را براي سركوب در پيش گرفته است. تخريب دوباره مساجد از جمله اين رفتارها است. تخريب مساجد ابوذر و امام صادق(ع) نمونه‌ای از اين رفتارها است.
مرحله ديگر اقدامات آل‌خليفه را ايجاد فضاي ناامني با انفجارهاي ساختگي تشكيل مي‌دهد. در اين چارچوب، منابع امنيتي اين كشور ادعا كرده‌اند كه انفجارهايي در منامه روي داده است. آن‌ها ادعا كرده‌اند كه اين انفجارها در نزديكي منطقه‌اي سنی‌نشين روي داده است.
اين ادعاها در حالي مطرح شده است كه در وراي آن يك ابهام وجود دارد و آن اينكه مردم بحرين در طول دو سال‌ونيم گذشته هرگز به اقدام مسلحانه نداشته و همواره خواسته‌هاي خود را مسالمت‌آميز مطرح كرده‌اند. حال اين سؤال مطرح است كه چه كساني از اين انفجار سود مي‌برند و این فضاي ناامن تحقق‌بخش اهداف كدام‌يك از طرفين تحولات بحرين است؛ مردم، يا رژيم بحرين؟
اين روزها مردم بحرين در قالب جنبش تمرد ابعاد جديدي از قيام خود را آغاز كرده‌اند كه نمود عيني آن را در تظاهرات گسترده ديروز مردم اين كشور مي‌توان مشاهده كرد. روند تحولات نشان مي‌دهد كه در حوزه داخلي آل‌خليفه نتوانسته مانع قيام مردمي شود و در حوزه خارجي نيز جهانيان رويكرد جديدي به قيام مردم داشته‌اند. مجموع اين مؤلفه‌ها عملاً پادشاه بحرين را در وضعيت بحراني قرار داده است.
در اوضاع كنوني آل‌خليفه به دنبال اجراي طرح‌هايي است كه از يك سو انسجام ميان مردم شيعه و سني را تخريب سازد و از سوي ديگر، توجيه‌كننده سركوب‌گري‌هاي آل‌خليفه باشد و در نهايت، توجه افكار عمومي به بحرين را از وضعيت متهم‌سازي آل‌خليفه به مظلوم‌نمايي آل‌خليفه تغيير دهد. اهداف و خواسته‌هاي آل‌خليفه نشان مي‌دهد تنها طيفي كه از انفجارهاي مذكور سود مي‌برد، صرفاً رژيم بحرين خواهد بود، چرا كه مردم بحرين در طول دو سال‌ونيم گذشته نشان داده‌اند كه هرگز به دنبال اقدام مسلحانه نیستند و از سوي ديگر چنين انفجارهايي به تشديد فضاي امنيتي منجر مي‌شود كه مسلماً مردم به دنبال آن نمي‌باشند.
با توجه به اين حقيقت ادعاي دستگا‌ه‌هاي امنيتي بحرين مي‌تواند اقدامي خودساخته باشد كه با اهدافي خاص صورت گرفته است. نكته مهم آنكه آل‌خليفه صرفاً مردم را نشانه نگرفته است، بلكه سوابق آن نشان مي‌دهد كه آن‌ها برآنند تا مقاومت منطقه از جمله حزب‌الله لبنان را هدف قرار دهند، چنانكه چندي پيش وزير خارجه بحرين به بهانه دخالت حزب‌الله در سوريه و منطقه خواستار قرار دادن نام حزب‌الله در ليست گروه‌هاي تروريستي شوراي همكاري خليج فارس شده بود.
بحرين در ماه‌هاي اخير محور تحركات غرب براي قرار دادن نام حزب‌الله در ليست گروه‌هاي تروريستي شوراي همكاري خليج‌فارس و حتي ليست اتحاديه اروپا شده است، در حالي كه براي ادعاي خود هيچ سندي ارائه نمي‌كند. بسياري تأكيد دارند آل‌خليفه با اين ادعا تلاش دارد تا قيام مردمي را كم‌رنگ و تحولات را به امور خارجي نسبت دهد تا سركوب مردم را توجيه كند و استمرار بخشد، چنانكه از ابتداي ماه مبارك رمضان صدها بحريني زخمي و ده‌ها نفر بازداشت و به سال‌ها زندان محكوم شده‌اند.
در جمع‌بندي كلي از آنچه ذكر شد مي‌توان گفت كه بحرين اين روزها در قالب جنبش تمرد صحنه تشديد صف‌آرايي مردم در برابر آل‌خليفه است و تشديد سركوب‌گري‌هاي‌ آل‌خليفه نيز نتوانسته آن‌ها را از ادامه راه باز دارد، چنانكه از ابتداي ماه مبارك رمضان قيام مردم ابعاد گسترده‌تري به خود گرفته و آل‌خليفه را بيش از پيش در معرض تهديد قرار داده است.


از نگاه دیگران

قانون جنگل مشروعيت اول و آخر
اين روزها بازار صحبت از انتخابات فلسطين و راه‌هاي تجدید مشروعيت تشكيلات خودگردان گرم است. اما واقعيت آن است كه تحميل قانون جنگل بر خيزش‌هاي عربي از سوی آمريكا سبب شده كه ديگر هيچ كس به واژه مشروعيت اعتقادي نداشته باشد.
آيا واقعاً تاريخ مصرف مشروعيت‌هاي فلسطيني گذشته است؟ به نظر من چنانكه مشروعيت از قانون اساسي گرفته شود، شوراي ملي فلسطين هيچ مشروعيتي ندارد. چندين دهه است كه انتخابات شوراي ملي انجام نشده و حتي تعداد دقيق اعضاي آن مشخص نيست. شوراي قانونگذاري فلسطين نيز سال‌هاست كه از انجام دوره فعاليت آن گذشته، اما در واقع بايد گفت آن زماني كه اين شورا دوره قانوني خود را سپري مي‌كرد و مشروعيت كامل داشت از اختيارات خود استفاده نكرد. تاريخ مشروعيت‌ها در فلسطين نگذشته، بلكه اين مشروعيت‌ها اساساً از مقبوليت گروه‌هاي فلسطيني برخوردار نيست. گروه‌هايي كه چند روز پس از اعلام نتايج انتخابات شوراي قانونگذاري خواستار تكرار انتخابات شدند. اين امر خود نوعي كودتا عليه مشروعيت يا عدم‌شناسايي مشروعيت به شمار مي‌رود.
در مصر ظرف مدت كوتاهي سه انتخابات و دو همه‌پرسي برگزار شد، اما در يك آن، ارتش و سكولارها بر سر رئيس‌جمهور اين كشور خراب شدند، او را ربودند و منزوي كردند. آمريكا و جامعه بين‌الملل متعهد به سكوت شدند و با لغو همه انتخابات‌هاي گذشته از انقلابي‌ها خواستند به شيوه دموكراتيك و دولت مدني برگردند. اين مفهوم واقعي و اجراي عملي مشروعيت جنگ توسط آمريكا و جامعه بين‌الملل است.
به نظر من هر انتخابات سراسري كه در جهان عرب برگزار شود در معرض تهديد و مداخله‌هاي آمريكا است. كودتا عليه مشروعيت مصر و محاصره ملت فلسطين به دليل پيروزي جنبش حماس گواهان خوبي براي اين مدعا محسوب مي‌شوند.
بنابراين ما از جامعه بين‌الملل مي‌خواهيم تضمين‌هايي براي عدم مداخله‌هاي غربي و صهيونيستي در امور داخلي ما اعطا كند. حال نتيجه انتخابات آتي هر چه مي‌خواهد باشد. همچنين ما خواهان تعهد سازمان آزادي‌بخش فلسطين براي به رسميت شناختن نتايج انتخابات‌هاي آتي در فلسطين بدون مرتبط ساختن آن‌ها با خشنودي غرب و شرايط كميته چهار جانبه و توافقنامه‌هاي امضا شده با رژيم صهيونيستي هستيم.
منبع: روزنامه فلسطين
نويسنده: عصام شاور
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا ۳58

حمله، برنامه هسته‌اي ايران را متوقف نخواهد كرد
باشگاه خبرنگاران (31/4/1392): «جيمز متيس» فرمانده پيشين مركز فرماندهي آمريكا در جديدترين اظهارنظر خود اذعان كرده است كه حمله نظامي آمريكا و يا رژيم صهيونيستي به تأسيسات هسته‌اي كشورمان قادر به متوقف ساختن برنامه هسته‌اي ايران نخواهد بود. وي در اين باره گفت: «فكر نمي‌كنم گستردگي برنامه هسته‌اي ايران را بتوان صرفاً با انجام حمله نظامي عليه تأسيسات هسته‌اي آن كشور متوقف ساخت. اين مقام پيشين آمريكايي در ادامه اظهارات خود افزود: «حمله نظامي خارجي عليه تأسيسات هسته‌اي ايران ممكن است صرفاً سبب به تأخير افتادن روند پيشرفت هسته‌اي ايران شود. راه‌حل رفع مسائل موجود در مورد برنامه هسته‌اي ايران تنها از طريق ديپلماتيك امكان‌پذير است.
ناكامی تحریم‌ها در فلج كردن اقتصاد ایران
فارس (31/4/1392): یك اندیشكده آمریكایی با اذعان به ناكامی و شكست تحریم‌ها در راستای فلج كردن اقتصاد انعطاف‌پذیر ایران و تأكید بر اینكه تحریم‌ها به تعطیلی تجارت جهانی تهران منجر نشده است، نوشت كه تنها عملی در قبال ایران، اتخاذ رویكرد دیپلماتیك است.‌ اندیشكده «كاتو» به تأثیر تحریم‌ها بر امور تجاری و مالی ایران و كاهش ارزش ریال كه عامل ایجاد تورم شدید در ایران شده، اشاره كرد و گفت: اقتصاد ایران با وجود اینكه در حال انقباض است و تحت فشار عظیم ناشی از وضع تحریم‌ها قرار دارد، اما در مقایسه با آن چیزی كه مردم گمان می‌كنند، انعطاف‌پذیری زیادی از خود نشان داده است. براساس این مقاله، تهران به‌اندازه كافی ذخایر خارجی دارد تا بتواند واردات خود را برای مدت 10 ماه پوشش دهد و این یكی از سالم‌ترین سطوح پوشش واردات برای یك اقتصاد نوظهور محسوب می‌شود.
تقلاي سناتورهاي جنگ‌طلب آمريكايي
باشگاه خبرنگاران (2/5/1392): شبكه خبري فاكس‌نيوز آمريكا از تقلاي «باب منندز» رئيس كميته روابط خارجي سناي آمريكا و گروهي از ديگر سناتورهاي آمريكايي جنگ‌طلب براي تشديد تحريم‌ها عليه كشورمان خبر داده است. اين شبكه خبري در ادامه افزوده است كه جمعي از سناتورهاي آمريكايی از جمله منندز خواستار تشديد تحريم‌هاي وضع شده ضد ايران از سوي دولت آمريكا هستند. «جان مك كين» نيز از ديگر سناتورهاي جنگ‌طلب آمريكايي است كه همراه با منندز خواستار تشديد «فوري» تحريم‌هاي ضد ايراني شده است.
خصومت‌ورزي كنگره آمريكا
فارس (2/5/1392): مجلس نمایندگان آمریكا در تلاش است لایحه‌ای را به رأی بگذارد كه طبق آن صادرات نفت ایران را به صفر برساند. 360 نفر از هیئت 435 نفری مجلس نمایندگان آمریكا، حمایت خود از این لایحه را اعلام كرده‌اند و احتمال می‌رود كه این لایحه در مجلس نمایندگان به تصویب برسد و انتظار می‌رود پیش از تعطیلات ماه آگوست كنگره، این لایحه در سنا نیز به رأی گذاشته شود. این لایحه تحریم‌‌ها علیه ایران، از اوباما می‌خواهد كه با اختیاراتی كه تحت قانون بین‌المللی قدرت‌ اقتصادی اضطراری در دست دارد، ظرف دو ماه راهبردی را برای قطع كامل صادرات یك میلیون بشكه در روز نفت ایران به كار ببندد.
حاميان تعامل ديپلماتيك با ايران جان تازه‌اي گرفته‌اند
باشگاه خبرنگاران (31/4/1392): «آنتي‌وار» در گزارشي به قلم «جيم لوب» نوشت: براي نخستين بار طي چندين ماه اخير به نظر مي‌رسد حاميان تعامل ديپلماتيك با ايران جان تازه‌اي گرفته‌اند و با قدرت بيشتري گفتمان خود را پيگيري مي‌كنند. نمايندگان كنگره نامه‌اي را امضا كردند كه از باراك اوباما رئيس‌جمهور آمريكا خواسته بود تلاش‌ها براي دستيابي به توافق درباره برنامه هسته‌اي ايران را افزايش دهد. در اين نامه كه بيشتر امضاكنندگان آن دموكرات هستند ـ و البته هفده تن از جمهوري‌خواهان نيز آن را امضا كردند ـ پيشنهاد شده است واشنگتن بايد براي كاهش تحريم‌ها برضد ايران در ازاي امتيازات خود را آماده كند.
اكنون زمان تشدید جنگ اقتصادی با ایران نیست
ايسنا (31/4/1392): دو اقتصاددان آمریكایی با تأكید بر اینكه تحریم اقتصادی ایران كارایی ندارد تصریح كردند كه هزینه‌های جنگ اقتصادی با ایران بر منافع راهبردی آن سنگینی می‌كند و سود همه طرف‌ها در دنبال كردن یك راه‌حل سیاسی است.
استیو هانك و گابریس ایرادین، استادان حقوق كاربردی در دانشگاه جان هاپكینز در مقاله‌ای با عنوان «اكنون زمان تشدید جنگ اقتصادی با ایران نیست» كه در روزنامه فایننشال تایمز منتشر شد با اشاره به تأثیر تحریم‌های اعمال شده بر ایران نوشتند: حتی با وجودی كه اقتصاد ایران منقبض شده و تحت فشار شدیدی به دلیل اعمال تحریم‌ها قرار دارد، اما بیش از آنچه تصور می‌شود انعطاف‌پذیر است.


هویت ۳۱۳

آلمان: كودكان قربانی فقر خانواده‌ها
سازمان حمایت از كودكان آلمانی در گزارشی تصریح كرد كه حدود سه میلیون كودك آلمانی به دلیل فقر خانواده‌های خود از امكانات اولیه زندگی محروم هستند.
به گفته رئیس انجمن حمایت از كودكان در آلمان، در 10 سال گذشته شمار این بچه‌ها حدود پنجاه درصد افزایش یافته است. رئیس سازمان حمایت از كودكان آلمانی با استناد به آماری كه اداره آمار آلمان در بررسی خود در سال 2011 منتشر كرد، خاطرنشان كرد: 22 درصد كودكان آلمانی به دلیل فقر والدین نمی‌توانند به هیچ تعطیلات و مسافرتی بروند كه حدود سه میلیون كودك آلمانی را شامل می‌شود. براساس آمار رسمی، حدود 5/2 میلیون كودك در خانواده‌های محتاج به حقوق بیكاری موسوم به هارتس چهار زندگی می‌كنند.
انگليس: رفتار غیر انسانی پليس با شهروندان فقير

شمار افرادي كه در انگليس خانه‌هاي‌شان را از دست مي‌دهند افزايش يافته است. فعالان انگليسي درباره روند فزاينده بيرون راندن افراد از خانه‌ها در اين كشور و عواقب اين مسئله هشدار داده‌اند. پليس انگليس براي تخليه كردن اجباري اين خانه‌ها از شيوه‌هاي تند و بسيار خشونت‌آميز استفاده مي‌كند. افراد فقير از مناطق مركزي شهر لندن بيرون رانده مي‌شوند و ظاهراً اين كار با هماهنگي دولت انجام مي‌گیرد. اين در حالي است كه افرادي كه از خانه‌ها بيرون رانده مي‌شوند با مشكل جدي بيكاري مواجه هستند. بيكاري اين افراد در حال افزايش است. خشونت پلیس و رفتارهای غیر انسانی آن از جمله مسائل مطرح در پرونده حقوق‌بشر انگلیس است كه با وجود اعتراضات مردمی همچنان ادامه دارد و تغییری در آن ایجاد نشده است.
آمریكا: جاسوسی دولتمردان از مكاتبات پستی شهروندان

در تازه‌ترين گزارش‌ها درباره فعاليت‌هاي نظارتي دولت آمريكا، جنبه‌هاي ديگري از اين نظارت غيرقانوني در حوزه مراودات پستي آشكار شده است. چند هفته پس از آنكه دولت آمريكا تأييد كرد سوابق تلفني و ارتباطات اينترنتي شهروندان را ضبط مي‌كند، اكنون برنامه ديگري در حوزه ارتباطات پستي و نظارت بر نامه‌هاي مكتوب فاش شده است. پليس آمريكا در چند دهه گذشته از دفاتر پستي خواسته سوابق نامه‌هاي مكتوب را كه احتمال دارد در بررسي‌هاي جنايي كاربرد داشته باشد، حفظ كنند. اما اكنون مشخص شده است همه نامه‌ها در اين برنامه مد‌نظر هستند. عملاً باز كردن نامه اشخاص و ضبط كردن اطلاعات موجود در آن به مجوز دادگاه نياز دارد، اما اين نظارت به شكل غيرقانوني در بخش خدمات پستي آمريكا اعمال شده است.

 

 

 

 

صفحه 6 تیتر یک

 

1-گذری تحلیلی بر بیانات امام خامنه ای در جمع مسئولان و كارگزاران نظام : درك درست واقعيت ها آينده را رقم مى زند

2-نگاه يك

3-نگاه دو


گذری تحلیلی بر بیانات امام خامنه‌ای در جمع مسئولان و كارگزاران نظام
درك درست واقعیت‌ها آینده را رقم می‌زند

رضا گرمابدری

اشاره
جابه‌جایی دولت‌ها به سبب اینكه فضای جدید ایجاد می‌كند فی‌نفسه مفید و فرصت‌ساز است؛ مشروط بر اینكه هدف از این فرصت بهره‌برداری صحیح باشد، در غیر این صورت وضع می‌تواند به گونه‌ای دیگر باشد. در آستانه جابه‌جایی دولت دهم با دولت یازدهم مسئولان و كارگزاران نظام با امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) دیدار داشتند. معظم‌له از این فرصت مغتنمانه استفاده كردند و به مناسبت قرار داشتن در ماه مبارك رمضان بیاناتشان را با آموزه‌های دینی مرتبط با این ماه آغاز كردند و با شیبی آرام و حساب‌شده آن را به مسائل كلان كشور هدایت كردند و در نهایت بر نقطه بسیار مهم واقعیت‌های كشور متمركز شدند و درباره هر یك توضیحاتی دادند. اگرچه در ظاهر مخاطب اصلی این بیانات، كارگزاران اصلی نظام و به‌ویژه اعضای هیئت دولت جدید هستند كه در چند روز آینده جایگزین دولت دهم می‌شوند و باید تدابیر و برنامه‌های‌شان را براساس بیانات این جلسه سازمان دهند و پیش برند، اما توجه به آن برای عموم نیز لازم است چرا كه آشنایی با این مباحث آنها را بیشتر و عمیق‌تر با موضوعات اصلی و مهم نظام درگیر می‌كند و پیوند می‌زند. نوشتار حاضر فرازهایی از بیانات امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در این نشست را پردازش كرده است.

الف ـ خاستگاه مفهومی بحث
اگر مسامحتاً حكومت‌داری یك نوع مدیریت محسوب شود، دارای ضوابط و قواعد ویژه‌ای است كه مانند بیشتر ضوابط و قواعد، محصول تجربه طولانی بشر و نیز تفكر و اندیشه در این خصوص است. بر این اساس مسئولان و كارگزاران هر نظام سیاسی و حكومتی برای موفقیت باید به یك سری قواعد ملتزم باشند كه از میان آنها «داشته‌ها» و «واقعیت‌ها» بسیار مهم هستند. با اینكه در ظاهر، این دو مقوله بسیار به هم شبیه‌اند تا آنجا كه ممكن است برخی هر دو را یكی بدانند، باید توجه داشت كه الزاماً آن دو باید با هم دیده شوند. چرایی این الزام پس از پرداختن به آنها مشخص می‌شود. در حوزه سیاست و حكومت‌داری «داشته» به كلیه چیزهایی اطلاق می‌شود كه برای پیشبرد امور، نقش اساسی دارند و در اختیار مسئولان هستند و «واقعیت‌ها» در برگیرنده «داشته‌ها» و «نداشته‌ها»یند. در برخی از مواقع توجه به «نداشته‌ها» به اندازه توجه به «داشته‌ها» اهمیت دارد و مؤثر است. برای رسیدن به مجموعه‌ای از «داشته‌ها» و «واقعیت‌ها» كه كارآمد و تعیین‌كننده باشند، باید از شناخت صحیح استفاده كرد؛ زیرا یكی از عناصری كه به بحث «داشته‌ها» و «واقعیت‌ها» ارزش می‌دهد عدم غفلت و شناسایی دقیق و شناخت درست از آنها است در غیر این صورت آفت «خودفریبی» دامنگیر موضوع می‌شود و بحث از اساس منحرف می‌گردد. چنین دقت نظری به «داشته‌ها» و «واقعیت‌ها» به تمركز یقینی بر آنها و بهره‌گیری مناسب‌تر كمك می‌كند. «داشته‌ها» و «واقعیت‌ها» كه در بردارنده عناصر ثابت و متغیر هستند، در وضعیت‌های مختلف دچار تغییرات درونی می‌شوند و این تغییرات بعضاً می‌توانند صحنه را دگرگون كنند. استخراج فهرستی از «داشته‌ها» و «واقعیت‌ها» كه بیشترین ارتباط تأثیرگذار با مسائل مهم و جاری را داشته باشد كاری بس ظریف است كه به راحتی از عهده هر كسی برنمی‌آید. امام خامنه‌ای(مدظله العالی) در دیدار مسئولان و كارگزاران نظام با برشمردن بخشی از این نوع «واقعیت‌ها» كار را برای متولیان آسان كرد تا از آن هم به عنوان الگو و هم به عنوان نحوه ورود به مسائل اساسی استفاده كنند.

ب ـ واقعیت‌ها
امام خامنه‌ای(مدظله العالی) به هفت «واقعیت» پرداختند كه برخی از آنها واقعیت‌های ثابت هستند و برخی واقعیت‌های متغیر. واقعیت‌های ثابت آنهایی هستند كه غالباً جنبه تاریخی دارند و در حكم یك سرمایه عظیم ملی‌اند و به راحتی نمی‌توان آنها را انكار و یا تحریف كرد هرچند كه ممكن است به اشكال مختلف بتوان به آنها آسیب وارد ساخت. واقعیت‌های متغیر واقعیت‌هایی هستند در جریان و مربوط به زمان حاضر كه هنوز متصف به صفت تاریخی نشده‌اند، از این رو امكان قبض و بسط، سكون و حركت، شكست و پیروزی و... برای آن‌ها وجود دارد. چنانچه با واقعیت‌های ثابت درست برخورد و از آنها در مسیر صحیح استفاده شود، تلخ و شیرین آن می‌تواند محرك و انگیزه‌بخش باشد. برخورد هوشمندانه با واقعیت‌های متغیر می‌تواند آنها را به ابزار قدرتمند و سرمایه‌ای برای حركت سریع‌تر به سمت اهداف نظام تبدیل و از خمودگی آنها جلوگیری كند. در مواقعی رابطه بین واقعیت‌های ثابت و متغیر را می‌توان این‌چنین تعریف كرد كه واقعیت‌های ثابت سكوی جهش واقعیت‌های متغیر هستند. در عرصه سیاست به ویژه در كشوری با مختصات ایران جدال اصلی با دشمن بیشتر در حوزه واقعیت‌های متغیر است؛ زیرا تحقق آنها در تنظیم مناسبات جدید و ایجاد موقعیت‌های نو نقش اصلی را دارد. نكته آخر در این باره این كه خلق «واقعیت‌های جدید» از جمله مهم‌ترین راهكارها و وظایف نظام‌های انقلابی برای نزدیك شدن به آرمان‌ها و غلبه بر دشمنان‌شان است كه باید پیوسته به آن اندیشید و برایش طرح و برنامه و همت والا داشت.

ج ـ واقعیت‌های ثابت
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دیدار مذكور به چند واقعیت ثابت اشاره كردند و هركدام را به اختصار شرح دادند از جمله:
1- جغرافیای ایران؛ جغرافیا و یا همان موقعیت سرزمینی از جمله واقعیت‌های ثابتی است كه احتمال ثبات آن بسیار بیشتر از احتمال تغییر آن است. اهمیت جغرافیای ایران در مقایسه با وضعیت منطقه و دنیا شناخته می‌شود. چون عناصر اهمیت‌بخش به این جغرافیا متعدد و زمان‌دار هستند با تضعیف برخی از آنها در كوتاه‌مدت به این اهمیت آسیب وارد نمی‌شود. یكی از این عناصر داشتن ساحل طولانی در خلیج‌فارس است كه حدود چهل درصد نفت دنیا از آن عبور می‌كند. اگر روزی نفتی از این گذرگاه عبور نكند به معنای از دست رفتن اهمیت جغرافیای ایران نیست؛ زیرا این منطقه بدون نفت هم محل عبور كشتی‌های زیادی در رابطه با تجارت كشورهای حاشیه خلیج‌فارس است، افزون بر آنكه مابقی عناصر باقی هستند و چه بسا برخی تحولات، عناصر جدیدی را به این عناصر اضافه كنند. امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره این اهمیت فرمودند: «موقعیت جغرافیایی ما یكی از موقعیت‌های جغرافیایی خوب كشورهای دنیا است. اگر كشورهای دنیا را از لحاظ موقعیت جغرافیایی به چند درجه تقسیم كنیم، یقیناً ایران در درجات بالا یا در بالاترین درجه قرار خواهد گرفت.»
2- تاریخ و تمدن؛ رهبر معظم انقلاب در این باره فرمودند: «ریشه‌های تمدن كهن ما، تاریخ ما، تاریخ باافتخاری است، به‌خصوص از دوره اسلام به این طرف. قبل از اسلام هم برجستگی‌هایی در تاریخ كشور ما وجود دارد، اما بعد از اسلام این برجستگی‌ها به مراتب بیشتر شده، از لحاظ علم، از لحاظ صنعت، از لحاظ فرهنگی از لحاظ افتخارات گوناگون سیاسی... این تاریخ ما است. میراث علمی ما در بخش‌های مختلف دانش بشری و دانش‌های الهی، میراث كم‌نظیری است...» بسیار اندك بودن كشورهایی نظیر ایران كه از پیشینه و تاریخ غنی و پرباری برخوردار هستند، ایران را در چشم جهانیان بزرگ جلوه داده و درخور احترام و تكریم كرده است. این سرمایه بی‌مانند كه در سال‌های پس از انقلاب كمتر در صحنه و معادلات بین‌المللی و به‌ویژه بین ملت‌ها حاضر بوده واقعیت ارزشمندی برای تعامل جدید با مردم جهان و ارایه چهره روشن‌تری از انقلاب اسلامی و ایران امروز است.
3- آسیب دیدن از ضربه‌های داخلی و خارجی؛ رهبر انقلاب این واقعیت تلخ را اینگونه توصیف كردند: «ما در طول دو سه قرن اخیر ضربه‌های سختی خوردیم؛ هم از ناحیه‌ استبداد داخلی و دیكتاتورهای داخل كشور، هم از ناحیه تهاجم‌های بیرونی... ضربه‌های سختی به ما زدند هم نفوذ سیاسی پیدا كردند، هم نفوذ فرهنگی پیدا كردند، هم منابع ما را غارت كردند. متأسفانه هنوز كار درستی در این زمینه انجام نگرفته. محققین و مورخین ما باید بنشینند یك كار مبسوط و مشروحی را انجام دهند... آنچه كه شما از زبان سیاستمداران و دولتمردان وابسته به سیاست‌های غربی و دستگاه‌های استبدادی شنفتید در زمینه تحقیر ایران و ایرانی و اینكه «نمی‌توانیم» و چه و چه، اینها همه‌اش ناشی از همان سلطه فرهنگ غربی و سلطه سیاسی غرب بر كشور ما بوده...»
شاید در نزد برخی یادآوری و پرداختن به واقعیت‌های تلخ چندان خوشایند نباشد و آن‌ها را ناراحت كند. این در حالی است كه در بحث واقعیت‌ها پرداختن به واقعیت‌های تلخ در عین ناراحت‌كنندگی و تأثرآور بودن اهمیت زیادی دارد. چنین یادآوری در نزد ملت‌های خوش‌سابقه و اثرگذار در شكل‌گیری تمدن بشری و تحولات تعیین‌كننده، موجب افزایش بغض و كینه و نفرت از دشمن و جبران مافات و اثبات اینكه آن مقطع محصول غفلت و حكومت افراد بی‌كفایت بوده، می‌شود و چنانچه چنین ملت‌هایی درست هدایت شوند، این یادآوری تلخ می‌تواند برای آن‌ها به نقطه پرتابی به مراتب بالا تبدیل شود. خود مردم ایران نمونه برجسته چنین جبرانی هستند با اینكه هنوز از همه ظرفیت‌هایی كه یادآوری این واقعیت‌های تلخ تاریخی دارند، استفاده نشده است. جمهوری اسلامی ایران پس از گذشت حدود سی و پنج سال از انقلاب توانسته با استفاده درست از این موضوع كه با مدیریت هوشمندانه امام راحل(ره) انجام گرفت آمریكا را در ورطه هولناك خشم و نفرت مردم ایران گرفتار كند و این تنها نمونه‌ای از بهره‌برداری صحیح از این قضیه است.
4- بیداری ملی؛ امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با این توضیح به این بحث پرداختند: «در سه مقطع ما یك بیداری عمومی و ملی داشتیم: اول، مقطع مشروطیت؛ دوم، مقطع نهضت ملی و سوم، مقطع انقلاب اسلامی. در آن دو مقطع ملت ایران شكست خورد... اما مقطع پیروزی انقلاب اسلامی، مقطع برجسته‌ای بود كه غرب را و معارضان مقابل خود را شكست داد و به زانو درآورد. بنابراین ما در مقابل آن هزیمتی كه در آن دو قرن ـ تقریباً ـ در مقابل تهاجم غربی‌ها داشتیم، این حركت مواجهه پیروزمند با غرب را هم داشتیم.» یادآوری «بیداری ملی» كه تركیبی تلخ و شیرین است، موجب اصلاح و درمان یك تصور و بیماری روحی است كه دشمن در ایران شایع كرده بود یعنی مقابله با غرب نه به صلاح است و نه امكان‌پذیر. كارآمدی این واقعیت به این است كه آن را به شكل یك خط سیر دید، نه یك نقطه و یك دوره. تك دیدن زمان مشروطیت و یا نهضت ملی كه هر دو با شكست مواجه شدند تحقیركننده و خردكننده است و حتی ممكن است برای همیشه منجر به یأس و تسلیم شود، حتی تك دیدن دوره پیروزی انقلاب اسلامی هم نمی‌تواند همه ابعاد اهمیت آن را نشان دهد و وجد‌آفرینی‌های پیروزی بزرگ پس از شكست را داشته باشد اما خطی و روندی دیدن قضیه «بیداری ملی» معایب را تضعیف و محاسن را تقویت و برجسته می‌كند و استفاده حداكثری از این واقعیت را ممكن می‌سازد.

دـ واقعیت‌های متغیر
واقعیت‌های متغیری كه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به آنها اشاره داشتند عبارت بودند از:
1- ثروت‌های طبیعی و انسانی؛ رهبر معظم انقلاب در این باره فرمودند: «در زمینه فلزات، در زمینه انرژی، در زمینه ذخایر گوناگونی كه یك كشور برای اداره خودش به آنها احتیاج دارد، كشور غنی هستیم، كشور فوق‌العاده‌ای هستیم. از لحاظ منابع انسانی هم همین‌جور. ما از لحاظ رتبه استعداد انساني، در رتبه بالا هستيم، يعنی از متوسط جوامع بشري موجود دنيا خيلي بالاتريم؛ متوسط ما از متوسط دنيا بالاتر است. استعدادهاي ما، جوان‌های ما فوق‌العاده‌اند...» ثروت‌های طبیعی و انسانی دو ركن اصلی پیشرفت و تحقق آمال جوامع هستند. این مهم سبب گردیده تا كشورهایی مانند ژاپن كه سرمایه انسانی دارند اما سرمایه طبیعی ندارند، آن را از خارج وارد كنند و بسیاری از كشورها هم كه سرمایه طبیعی دارند اما سرمایه انسانی قابل توجهی ندارند آن را از سرمایه انسانی سایر كشورها تأمین كنند. آمریكا از جمله كشورهایی است كه از سرمایه انسانی سایر ملت‌ها بیشترین بهره را برده است. كشوری مانند ایران كه این هر دو سرمایه را داشته باشد در دنیا كم است و اگر كشوری از این امتیاز بزرگ برخوردار باشد، پیشاپیش از رقبایش بسیار جلو است و بسیار سریع‌تر از آنها می‌تواند عرصه‌های مختلف را سیر كند و به نقطه پایان برسد.
2- تجربه پیشرفت در عرصه‌های گوناگون؛ امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در این بخش به پیشرفت‌هایی در حوزه‌های مختلف سیاست خارجی سیاست داخلی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و سازندگی اشاره كردند و درباره هر یك توضیحاتی ارائه دادند اما فرمایش كلی معظم‌له در این باره عبارت بود از: «كشور ایران از مقطع پیروزی انقلاب تا به امروز به قدری تغییر كرده است كه این مقدار تغییر را ما در ظرف این مدت در كشورهای دیگر نمی‌بینیم...» خروجی مهم این واقعیت این است كه ایران در عرصه‌های مختلف، پیشرفت را تجربه كرده و به موفقیت‌های باارزشی رسیده و دیگر كشوری نوپا و وارد شده به عرصه آزمون و خطا نیست و راه‌های حل مشكلات و معضلات را آزموده و راز و رمز پیدا كردن آن‌ها را به دست آورده است، حال آنكه بسیاری از كشور هنوز وارد این مرحله هم نشده‌اند.
3- مواجهه با یك جبهه دشمن؛ یكی از واقعیت‌هایی كه از بدو پیروزی انقلاب و به عبارت درست از پیش از انقلاب در برابر ملت ایران قرار داشت و پس از انقلاب تكثیر و تعمیق یافت، دشمنی و خصومت دشمنان بوده و است. امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در این باره اظهار داشتند: «كشور با یك جبهه دشمن معاند مواجه است. مثل خیلی از چیزهای دیگر و عرصه‌های دیگر كه ما در دنیا تكیم، در این قسمت هم در دنیا تكیم! نداریم كشوری را كه یك جبهه معارض معاندی با این عرض و طول در مقابلش وجود داشته باشد، در مقابل ما هست... لیكن واقعیت امر این است كه یك چنین جبهه‌ای وجود دارد.» اولین پیامد توجه به این واقعیت كه در خود آن نهفته، بحث وجود دشمن است كه به دنبالش الزام به هوشیاری و مراقبت و پس از آن كسب آمادگی برای مقابله با دشمن و در نهایت تلاش برای شكست آن است. هر یك از حلقه‌های این زنجیره به تحرك و اقدامی خاص نیاز دارد كه به پویایی و بالندگی نظام و مردم كمك می‌كند. اما شاید مهم‌ترین و پیچیده‌ترین بخش مربوط به «واقعیت‌ها» تنظیم روابط بین آن‌ها است تا بتواند منجر به نتیجه‌ای شود كه بر توان و قوت نظام برای غلبه بر توطئه‌ها و مشكلات و پیشرفت بیفزاید. برخورد آگاهانه و دقیق با این واقعیت‌ها و احیاناً برخی واقعیت‌های دیگر می‌تواند به چنین نتیجه مباركی ختم شود. ان‌شاءالله.


نگاه یک
علی اسماعیلی

مذاکره‌ای که هیچ‌گاه جدی نیست!
«تجربه من این را نشان می‌دهد. آمریکایی‌ها غیرقابل‌ اعتماد و غیرمنطقی هستند و در برخوردهای‌شان صادق نیستند.»، «موضع‌گیری مسئولان آمریکایی در همین چند روز گذشته بار دیگر ضرورت خوش‌بین نبودن به آنها را تأیید کرد.» این جملات بخشی از سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام (30/4/92) است. علت استناد به این سخنان معظم‌له و نگارش این یادداشت نیز به جو و فضایی است که این روزها در بخشی از محیط رسانه‌ای و سیاسی کشور درباره بحث مذاکره با آمریکا مطرح است. موضوعی که به‌ویژه پس از انتخاب آقای روحانی، بسیاری در داخل و خارج به آن می‌پردازند. به‌ویژه جریان اصلاحات که پس از انتخاب آقای روحانی، به گمان خود فرصتی برای احیای مجدد خود یافته و از این رو سعی دارد به زعم خود در شرایط جدید، سیاست‌های مرعوبانه و سازشکارانه گذشته خود را طرح و اجرا نماید. از همین رو است که این روزها بسیاری از سیاسیون و رسانه‌های اصلاح‌طلب در اخبار و تحلیل‌های خود از ضرورت مذاکره مستقیم با آمریکا بحث می‌کنند و شرایط امروز را بهترین زمان برای مذاکره با آمریکایی‌ها و حل مشکلات فی‌مابین می‌دانند. اما در این باره، سوالاتی مهم و جدی مطرح است. آیا آمریکایی‌ها واقعاً و در شرایط برابر خواهان مذاکره جدی با ایران و حل مشکلات فی‌مابین هستند؟! آیا آمریکایی‌ها از دشمنی تاریخی خود با جمهوری اسلامی دست برداشته و حاضرند حقوق مردم ایران را در زمینه‌های مختلف به‌ویژه در بحث هسته‌ای به رسمیت بشناسند؟ آیا دیدگاه‌های آمریکایی‌ها درباره نظام و انقلاب اسلامی تغییر کرده و...
واقعیات و شواهد موجود، تغییر رویکرد و دیدگاه آمریکایی‌ها درباره ایران را رد می‌کند. چرا که درخواست مذاکره با ایران مانند درخواست‌های قبلی دولتمردان آمریکاست که در گذشته نیز مطرح شده، اما هیچ‌گاه جدی نبوده است! آمریکایی‌ها حتی در دوران اصلاحات با وجود کوتاه آمدن آقای خاتمی در بحث هسته‌ای و تعطیلی مراکز غنی‌سازی از سوی دولت اصلاحات، نه تنها هیچ امتیازی به طرف ایرانی ندادند که حتی در همان برهه، بوش پسر ایران را محور شرارت اعلام کرد! از سویی، افزایش حجم تهدیدات و تحریم‌ها علیه ایران در چند مدت اخیر نشان از رویکرد گذشته و همیشگی سران آمریکا در قبال ایران دارد و اگر احیاناً هم از بحث مذاکره با دولت جدید دم می‌زنند، ناشی از خوی عوام‌فریبی آنان دارد. اصولاً آمریکایی‌ها به‌دنبال دادن امتیاز به ایران و به رسمیت شناختن حقوق ایران در هیچ زمینه‌ای نیستند و در تمام این بحث‌ها نیز، منافع ملی خود را مدنظر دارند و هیچ‌گاه به‌دنبال مذاکره جدی و واقعی و برابر با ایران نبوده و نیستند. خبر ارسال نامه 131 نماینده کنگره آمریکا به اوباما برای اجتناب از تحریم و تقویت دیپلماسی با ایران و بلافاصله، پس گرفتن آن! نشان از خوی استکباری آمریکایی‌ها دارد. ساده‌لوحانه است که برخی در داخل دل به خبرهای اینچنینی خوش کنند و چنین بپندارند که آمریکایی‌ها خواهان مذاکره جدی و واقعی با ایران هستند. شاید آمریکایی‌ها به دنبال مذاکره با ایران باشند، اما در شرایط نابرابر! یعنی هر چه آنان بگویند، ما بپذیریم و در قبال امتیازاتی که از ما خواهند خواست، چیز قابل توجهی به ما ندهند. همانگونه که در گذشته چنین کرده‌اند. از همین رو است که مقام معظم رهبری، آمریکایی‌ها را غیرمنطقی، غیرقابل‌ اعتماد و ناصادق می‌دانند. اگر آمریکایی‌ها واقعاً‌ به‌دنبال مذاکره جدی و برابر و عادلانه با ایران باشند قطعاً معظم‌له همانگونه که قبلاً نیز گفته‌اند اولین حامی مذاکره خواهند بود. نکته جالبی که این روزها در سخنان مسئولان غربی وجود دارد این است که آنها در حالی که از مذاکره دم می‌زنند، اما فقط از طرف ایرانی می‌خواهند که اعتمادسازی کرده و شرایط آنان را در بحث هسته‌ای و... بپذیرد! گویا علت عدم حل مشکلات فی‌مابین ایران و غرب، فقط جمهوری اسلامی ایران است و همین موضوع است که مذاکره را جدی نمی‌نمایاند.


نگاه دو
علی حیدری

گام‌های تند شبکه‌های ماهواره‌ای در مسیر سقوط اخلاقی
حدود سه سال پیش بود که نسل جدیدی از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان به‌صورت آرام و بی‌سروصدا فعالیت خود را یکی پس از دیگری آغاز کردند. در همان آغاز، بررسی‌ها و برآوردها از موفقيت آنها برای جذب مخاطب حکایت می‌کرد.
این شبکه‌ها که از جمله آنها می‌توان به «فارسي وان»، «من و تو»، «جِم» و... اشاره کرد، با ايجاد تمايز با شبکه‌هاي مشابه، در مدت زمانی کوتاه توانستند اعتماد بخش قابل‌توجهي از بینندگان شبکه‌های ماهواره‌ای ایران را جلب کنند. تفاوت آشکار این شبکه‌ها با شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان معمول و متداول هم، در گرایش آنها به پخش موسيقي‌ها و فيلم‌هاي خانوادگي ايراني بود.
دیری نپایید که آثار و نشانه‌های یک حرکت خزنده در جهت تهی کردن خانواده ایرانی از فرهنگ و باورهای دینی و ملی و مقوله‌هایی چون غیرت، حیا، وفاداری و تعصب نسبت به ناموس و... در متن و عمق فیلم‌ها و برنامه‌های مختلف این شبکه‌ها خود را نمایان ساخت. پر واضح بود که این شگرد با مطالعه فرهنگ آیین ایرانی- اسلامی و با هدف ضربه زدن به آن در خانواده‌ها به‌ویژه نسل جوان طراحی و به اجرا گذاشته شده بود.
در کنار اینها، شبکه‌هایی همچون؛ «بی‌بی‌سی فارسی» و «صدای آمریکا» هم که از سال‌ها پیش فعال شده بودند تلاش می‌کردند بیشتر برنامه‌های خود را به موضوعات خبری در حوزه سیاست اختصاص دهند. به عبارت دیگر؛ شبکه من و تو شعبه به اصطلاح فرهنگی بی‌بی‌سی بود که منابع مالی آن از سوی دولت انگلیس تأمین می‌شد.
اما رفته‌رفته خبرهای زیادی از پشت صحنه این شبکه‌ها، روابط غیراخلاقی میان مجریان، کارکنان و حتی مدیران برخی از این شبکه‌ها منتشر شد. اوج این خبرها به موضوعاتی چون تجاوز «صادق صبا» مدیر شبکه بی‌بی‌سی فارسی به یکی از مجریان زن این شبکه و گرایش عوامل و مسئولان شبکه من و تو به همجنس‌گرایی بود که پس از آن هم خبر ازدواج «امید خلیلی» و «تیام بصیر» دو تن از کارکنان مرد شبکه من و تو منتشر شد! شاهد این ادعا خود این افراد بودند که پس از آن در وبلاگ‌های خود و حتی جلوی دوربین این خبر را تأیید کردند.
ارتباطات عوامل این شبکه‌ها با یکدیگر و شرکت در پارتی‌های مشترک هم مرحله دیگری از سقوط اخلاقی شبکه‌ها بود که در یکی از آنها به‌ دلیل تعرض دو مجری صدای آمریکا به یک دختر آمریکایی کار را به دادگاه فدرال این کشور هم کشاند.
اخیراً هم مدیر یک شبکه ماهواره‌ای ضمن تأکید بر رسوایی‌های اخلاقی در شبکه صدای آمریکا فاش کرد: مدیران شبکه‌های صدای آمریکا و من و تو عامل قاچاق دختران ایرانی به آمریکا و کانادا هستند. دخترانی که با وعده و وعید حضور در این شبکه‌ها، فریب خورده و از کشور خارج می‌شوند، اما هیچ‌گاه به آرزوی خود نمی‌رسند.
وضعیت به‌وجود آمده در فضای این شبکه‌ها که به اصطلاح فعالیت فرهنگی، هنری و رسانه‌ای می‌کنند، مصداق همان اهدافی است که برای جامعه مخاطب خود تعیین کرده‌اند، چرا که وقتی عوامل و دست‌اندرکاران برنامه‌ساز و حتی مدیران‌شان به فسادهای ریز و درشت اخلاقی آلوده‌اند، چگونه می‌توانند فراهم‌کننده یک فضای سالم برای مخاطبان و خانواده‌های آنان باشند؟!
و حرف آخر اینکه، روند برنامه‌های این شبکه‌ها؛ ترویج فرهنگ منحط غربی، شرابخواری، دفاع از فرقه ضاله بهائیت، ترویج موسیقی‌های شیطان‌پرستی، ترویج روابط نامشروع زن و مرد و... است و این شبکه‌ها درست در همان مسیری قدم بر می‌دارند که از سوی سردمداران انگلیسی و آمریکایی‌شان به آن ملزم شده‌اند.

 

 

 

 

صفحه 7 گزارش

 

1-راهكارهای مقابله با جریان های انحرافی نوظهور

2-نيم نگاه

3-دريچه



راهكارهای مقابله با جریان‌های‌انحرافی نوظهور
تهیه و تنظیم: فرهاد مهدوی

مقدمه و ضرورت‌های مربوط به موضوع
از سال 1383 مقام معظم رهبری درباره گسترش اشكال مختلف گروه‌های نوظهور و انحرافی از معنویت هشدار جدی دادند و تاكنون، یكی از مباحث مهم در سیاست فرهنگی نظام، مسئله شناسایی و مقابله با جریان‌ها، گروه‌ها، نحله‌ها و فرقه‌های معنویت‌گرایی بوده است كه با عناوین مختلفی نظیر جریان عرفان‌های انحرافی، گروه‌های انحرافی و... شناخته شده‌اند.
گروه‌های انحرافی طیف وسیعی به لحاظ تنوع افكار و اعتقادات دارند و كردارهای متعدد آن‌ها دسته‌بندی‌شان را با دشواری همراه می‌سازد. با این وصف به لحاظ ضربه‌ای كه بر دین و شریعت و جامعه اسلامی وارد می‌آورند وجه مشترك‌شان در این است كه برخلاف موازین شرع و اسلام گام برداشته و ریشه دین و دینداری را نشانه گرفته‌اند.
نباید گروه‌هایی كه به ظاهر اسلامی و در راستای دین هستند، اما در بطن و واقعیت امر، مخالف اسلام و مسلمانان حقیقی هستند از شمار گروه‌های انحرافی مستثنا دانست، زیرا آنها نیز فی‌الواقع و در نهایت ریشه احكام و اعتقادات اسلامی را می‌زنند و چه بسا خسارات حملات آنها مضاعف باشد.
به این ترتیب گروه‌های انحرافی خواه آن دسته كه به روشنی و آشكارا از ابتدای امر دارای انحرافات فكری هستند و خواه آن دسته كه در لایه و پوشش اسلامی و الهی قرار دارند، اما در مراحل پسینی، میانی یا نهایی منافی شرع و اعتقادات هستند، نیازمند مقابله و خنثی‌سازی و فرهنگ‌سازی و نیز محتاج قوانین روشن و واضحی هستند كه قضات را در صدور احكام متناسب و منطقی در خصوص آن‌ها یاری می‌كنند.
گسترش محسوس و نامحسوس فرقه‌های مختلف شیطان‌پرستی، استفاده و خرید و فروش نمادها و لباس‌های شیطان‌پرستی و سایر فرقه‌های انحرافی در میان جوانان زیاد شده و خانواده‌ها را دچار مشكلات عدیده‌ای كرده است.
برخی لباس‌های شیطان‌پرستی در جامعه و حتی مدارس در حال طرح و گسترش است و شیوع عرفان‌های كاذب به‌خصوص عرفان‌های هندی و چینی هشداردهنده است و چاپ زیرزمینی و گسترده برخی كتاب‌های انحرافی، توزیع و خرید و فروش آن در میان دانش‌آموزان از جمله اقدامات غرب در راستای شبیخون فرهنگی است كه البته اقدامات جامعی برای شناسایی و دسته‌بندی عرفان‌های كاذب نیز باید صورت گیرد.
مسلماً وظایف فرهنگی و تحقیقی در شناسایی كتاب‌ها و فرقه‌های انحرافی با وظیفه كاركردی حقوقی و قضایی با این مفاسد منافاتی ندارد، بلكه مكمل و ضروری است.
ایجاد مكاتب و مرام‌های انحرافی یكی از اهداف شوم قدرت‌های استكباری بوده است و طی سال‌های اخیر فرقه‌های مختلف صوفیه در حال فعالیت گسترده‌تری هستند و حتی مراكزی را به عنوان پایگاه‌های خود بنا كرده‌اند؛ مراجع عظام تقلید نیز خصوصاً مقام معظم رهبری در این خصوص تذكرات جدی و هشدارهای متعددی داده‌اند و هرگونه تسامح در برخورد با ایشان را خلاف مصلحت دانسته‌اند.
این گروه‌های اعم از نوظهور و غیرنوظهور دارای وجه مشتركی هستند كه عبارت است از فعالیت‌های انحرافی منافی شرع مقدس اسلام و لذا طرحی كه درصدد مقابله باشد باید این ویژگی را محور قرار دهد و در عین حال چند مسئله و ضرورت اساسی را نیز باید مدنظر داشته باشد:
اولین ضرورت ارائه تعریف در طرح، روشن شدن جهت قصد طرح است. به عبارتی ارائه تعریف دقیق از موضوع طرح، برای شناسایی نقطه هدف طرح ضروری است.
از سوی دیگر تمامی احكام دیگری كه به موجب طرح قرار است درباره موضوع آن صادر شود به نحوی ریشه در تعریف طرح از موضوع خود دارد. احكامی نظیر حكم فاعلان موضوع یا معاونت در فعل موضوع، مخاطبان موضوع، موقعیت زمانی و مكانی كه موضوع در آن محقق می‌شود، گونه‌ها و اطوار متنوعی كه موضوع در چارچوب آنها محقق می‌شود و... .
در ضمن با تعریف دقیق از موضوع است كه مشخص می‌شود چه امكانات حقوقی و اجرایی برای طرح یا رفع موضوع فراهم است و كدام امكانات مهیا نیست. به این ترتیب طرح خواهد توانست تمهیدات لازم برای تهیه امكانات و ابزارهای مقتضی پیش‌بینی كند. به عبارت دیگر با تعریف دقیق از موضوع، حدود مقدورات برای سیاستگذار یا قانونگذار مشخص خواهد شد.
به عبارتی خلاصه برای تعیین «نقطه هدف طرح»، «احكام مرتبط با موضوع طرح» و «تعیین و تمهید مقدورات موضوع»، لازم است كه طرح تعریفی دقیق از موضوع خود ارائه دهد.
از این جهت ابتدا باید مشخص كرد كه ارائه یك تعریف دقیق، خود، چه الزامات ویژه‌ای دارد. تشخیص و احراز این الزامات ما را در جهت نیل به تعریفی مناسب و مبنایی استوار برای طرح كمك خواهد كرد.

پیشینه و سوابق مرتبط با موضوع
هرچند اصل محدودیت‌های گروه‌های تبلیغی در تمام دنیای معاصر و گذشته دارای سوابق متعددی است، اما تنوع این محدودیت‌ها به قدری است كه بعید است بتوان وجه مشترك و كاملی را به عنوان قدر مشترك آنها استخراج و ذكر كرد، خلأهایی مانند عدم ضمانت اجرای كافی و ابهامات و كلی‌گویی‌ها بیانگر ضرورت تصویب طرح واصل شده است، در اینجا به شكل مختصر به برخی از این سوابق اشاره می‌شود:
1ـ مصوبه پانصدونودوسومین جلسه مورخ (23/8/1385) شورای عالی انقلاب فرهنگی
براساس مصوب پانصدونودوسومین جلسه مورخ (23/8/1385) شورای عالی انقلاب فرهنگی شورای فرهنگ عمومی ملزم شده است تا راهكارهای جلوگیری از بروز و ظهور افراد، تشكل‌ها و انجمن‌های انحرافی با پوشش مسائل عرفانی و معنوی را پیگیری كند.
شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 593 مورخ (23/8/1385) موضوع پیگیری راهكارهای جلوگیری از بروز و ظهور افراد، تشكل‌ها و انجمن‌های انحرافی با پوشش مسائل عرفانی و معنوی را به شرح زیر تصویب كرد:
«دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی موظف است از طریق هماهنگی با كلیه دستگاه‌های مربوطه نسبت به پیگیری راهكارهای جلوگیری از بروز و ظهور افراد، تشكل‌ها و انجمن‌های انحرافی با پوشش مسائل عرفانی و معنوی اهتمام نموده و گزارش عملكرد مراكز ذی‌ربط را سالیانه به شورای عالی ارائه نماید.»
2ـ قانون فعالیت احزاب، جمعیت‌ها و انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی با اقلیت‌های دینی شناخته شده
در این قانون مواردی از محدودیت‌های گروه‌های تبلیغی قابل ملاحظه است. برای نمونه فصل دوم (حقوق گروه‌ها) این قانون طی ماده (6) مقرر كرده است: فعالیت گروه‌ها آزاد است، مشروط بر اینكه مرتكب تخلفات مندرج در بندهای ماده (16) این قانون نگردند و ماده (16) نیز مقرر می‌دارد كه گروه‌های موضوع این قانون باید در نشریات، اجتماعات و فعالیت‌های دیگر خود از ارتكاب موارد زیر خودداری كنند:
الف) ارتكاب افعالی كه به نقض استقلال كشور منجر شود
ب) هر نوع ارتباط، مبادله اطلاعات، تبانی و مواضعه با سفارتخانه‌ها، نمایندگی‌ها، ارگان‌های دولتی و احزاب كشورهای خارجی در هر سطح و به هر صورت كه برای آزادی، استقلال، وحدت ملی و مصالح جمهوری اسلامی ایران مضر باشد
ج) دریافت هرگونه كمك مالی و تداركاتی از بیگانگان
د) نقض آزادی‌های مشروع دیگران
هـ) ایراد تهمت، افترا و شایعه‌پراكنی
و) نقض وحدت ملی و ارتكاب اعمالی چون طرح‌ریزی برای تجزیه كشور
ز) تلاش برای ایجاد و تشدید اختلاف میان صفوف ملت با استفاده از زمینه‌های متنوع فرهنگی و مذهبی و نژادی موجود در جامعه ایران
ح) نقض موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی
ط) تبلیغات ضد اسلامی و پخش كتب و نشریات مضره
ی) اختفا و نگهداری و حمل اسلحه و مهمات غیر مجاز.
چنانكه ملاحظه می‌شود هرچند اصل وجود چنین ماده‌ای در جای خود می‌تواند مفید و كارآمد ارزیابی شود، اما پاسخگوی نیاز كنونی جامعه در مقابل گروه‌های انحرافی نبوده و نیازمند تكمیل قوانین مربوط به آن است كه طرح ارائه شده نیز ممكن است در این راستا ارائه شود.
3ـ مصوبه یكصدوپنجاه‌وسومین جلسه مورخ (31/3/1367) شورای عالی انقلاب فرهنگی
مصادیق عناد و فساد اخلاقی در رابطه با ضوابط جدید گزینش دانشجو در مصوبه یكصدوپنجاه‌وسومین جلسه مورخ (31/3/1367) شورای عالی انقلاب فرهنگی شماره 1228دش ـ تاریخ (13/4/1367) به شرح زیر قابل ملاحظه است.
در ارتباط با ضوابط جدید گزینش دانشجو (موضوع ابلاغ شماره 1110 دش مورخ 21/3/1367) مصادیق عناد و فساد اخلاقی به شرح زیر تصویب شد.
الف) مصادیق عناد:
ـ مبارزه مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی ایران
ـ داشتن وابستگی تشكیلاتی به گروه‌های محارب
ـ پرداخت كمك مالی به گروه‌های محارب یا هواداری تشكیلاتی نمودن از آن گروه‌ها، یا داشتن عضویت در آنها
ـ تبلیغ ماتریالیسم و ادیان ساختگی (مراد از تبلیغ صرف تفوه به افكار ماتریالیسم نیست، بلكه سعی در ترویج و اشاعه آن است)
ب) مصادیق فساد اخلاقی:
ـ اعتیاد به مواد مخدر
ـ اشتهار به فحشا
با این وصف این موارد دارای سابقه قانونگذاری نیز جامع و كامل و پاسخگوی نیازهای كنونی نیست. صرفاً جهت گزینش دانشجو است و عمومیت لازم حتی در خصوص احراز صلاحیت در ادامه تحصیل آنها را ندارد و نیز سایر اقشار و گروه‌های فعال را شامل نمی‌شود و لذا این سابقه قانونی نیز نافی ضرورت تصویب این طرح نیست؛ همچنین طرح‌های متعدد دیگری ارائه شده است كه اشكالات قانونی، حقوقی یا شرعی آن بسیار قابل ملاحظه است و یا محرمانه بودن آن مانع طرح و تبیین كامل آن است.

پیشنهادات
مركز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ماده واحده‌ای با اصلاحات پیشنهادی برای مقابله با جریان‌های انحرافی و نو‌ظهور تهیه كرده است كه تصویب و اجرای آن می‌تواند برخی از مشكلات و موانع قانونی را رفع كند.
هر شخص تحت هر عنوان به شیطان‌پرستی‌،‌ عرفان‌های نو‌ظهور یا دیگر فعالیت‌های انحرافی منافی شرع مقدس اسلام یا امنیت اخلاقی و اجتماعی اقدام نماید، چنانچه مشمول حد نباشد به ترتیب زیر محكوم می‌شود.
الف ـ در صورت تشكیل یا اداره سازمان، انجمن، فرقه، موسسه،‌ جمعیت یا شعبه جمعیتی بیش از دو نفر در داخل یا خارج از كشور به حبس تعزیری بیش از پنج تا ده سال یا شلاق از سی‌و‌یك تا هفتاد‌و‌‌چهار ضربه یا هر دو مجازات و مصادره اموال.
ب ـ در صورت فعالیت تبلیغی در فضای حقیقی یا مجازی از قبیل سخنرانی، انتشار، ساخت، توزیع یا وارد كردن كتاب، نشریه، ‌لوح فشرده و سایر ابزارهای انتقال مفاهیم به حبس تعزیری بیش از دو تا پنج سال یا شلاق از سی‌و‌یك تا هفتاد‌و‌چهار ضربه یا هر دو مجازات.
ج ـ در صورت عضویت در هر یك از گروه‌های مذكور در بند (الف) یا شركت مستمر در جلسات آنها به حبس تعزیری بیش از شش ماه تا دو سال یا شلاق از سی‌و‌یك تا هفتاد‌و‌چهار ضربه،‌ مگر اینكه ثابت شود از اهداف و فعالیت‌های آنها بی‌اطلاع بوده است.
تبصره 1ـ پشتیبانی مالی و فعالیت‌های اقتصادی از گروه‌های انحرافی موجب محكومیت به حداكثر مجازات معاونت در همان جرم و مصادره اموال خواهد بود، مگر آنكه مطابق قانون مجازات اسلامی به صورت سازمان‌یافته انجام شده باشد كه در این صورت موجب محكومیت به افساد فی‌الارض می‌باشد.
تبصره 2ـ مقام قضایی می‌تواند در تشخیص انحرافی بودن فعالیت‌ها از كارگروه تشخیص انحرافات موضوع این قانون استعلام نماید. این كارگروه به ریاست یك قاضی مجتهد به انتخاب رئیس قوه قضائیه و یك نفر كارشناس مسائل فرهنگی و تاریخی به انتخاب كمیته مقابله با فرقه و جریان‌های انحرافی شورای فرهنگ عمومی با تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی و یك كارشناس مسائل امنیتی منتخب وزیر اطلاعات تشكیل می‌شود.
تبصره 3ـ كارگروه تشخیص انحرافات می‌تواند رأساً یا به درخواست اشخاص حقیقی یا حقوقی نظر خود را در خصوص انحرافی بودن فعالیت‌ها و حداكثر ظرف یك ماه از تاریخ ثبت درخواست در دبیرخانه كارگروه اعلام نماید. سایر امور اجرایی این كارگروه بر اساس آیین‌نامه اجرایی خواهد بود كه ظرف مدت دو ماه از تاریخ تصویب این قانون توسط رئیس قوه قضائیه تهیه و ابلاغ خواهد شد.


نيم نگاه
فتح الله پریشان

انتقام از حزب‌الله به دلیل شکست در سوریه!
اواسط هفته گذشته(31/4/92) خبری بر تارک خبرگزاری رویترز نشست که بازتاب‌های زیادی پیدا کرد. خبرگزاری رویترز به نقل از شماری از دیپلمات‌های غربی نوشت: کشورهای عضو اتحادیه اروپا در نشستی، با درج نام شاخه نظامی حزب‌الله لبنان در فهرست گروه‌های تروریستی اتحادیه اروپا موافقت کردند. این خبر چند خطی ماحصل تلاش تقریباً ده ‌ساله آمریکا و رژیم صهیونیستی است که از تیر91 حجم و نوع فشارهای آمریکایی - صهیونیستی برای قبولاندن این امر به اتحادیه اروپا وارد مرحله تازه و جدی‌تری شده بود.
اعضای اتحادیه اروپا که بر سر چگونگی گنجاندن نام حزب‌الله لبنان در فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیه اروپا با یکدیگر اختلاف جدی داشتند، سرانجام با پیشنهاد شیطنت‌آمیز بریتانیا، شاخه نظامی حزب‌الله را در فهرست تروریستی اروپا قرار دادند. درباره چرایی این اقدام اروپایی‌ها، تبعات و پیامدهای آن، اعمال استانداردهای دوگانه از سوی این اتحادیه در مورد گروه‌های تروریستی سلفی و منافقین و حقوقی و سیاسی بودن این حرکت نکاتی به نظر می‌رسد که توجه به آنها می‌تواند به تنویر مسئله کمک کند.
1- حزب‌الله لبنان مبتنی بر تحلیل غربی‌ها، با راسخ بودن در اعتقاداتش و امید به پیروزی جبهه مقاومت و حق در برابر جبهه ضد مقاومت و باطل، به الگوی مبارزاتی و الهام‌آفرینی برای دیگر مبارزان اسلامی در اقصی نقاط جهان اسلام در ذیل الگوی بیداری اسلامی تبدیل شده و کیان رژیم صهیونیستی را با چالش‌های اساسی تهدید و مواجه کرده است، از این رو باید مهار شود.
2- حزب‌الله به‌دلیل اقدامات تحسین‌برانگیزش در سوریه به‌ویژه کمک به آزادسازی شهر راهبردی القصیر که نتیجه جنگ در سوریه را به نفع مقاومت، مردم و حاکمیت دمشق تغییر داد، زمینه‌های خشم طراحان و کارگردانان اصلی بازی سوریه را فراهم کرده است. در واقع، با تصریح «کاترین اشتون» رئیس سیاست خارجه اتحادیه اروپا در گفت‌وگو با شبکه العربیه به این موضوع که: «من به علت دست داشتن حزب‌الله لبنان در وقایع سوریه پیشنهاد ممنوعیت حزب‌الله را به اتحادیه اروپا دادم»، غربی‌ها با افزودن نام این حزب به کاغذپاره تروریستی، می‌خواهند از حزب‌الله انتقام بگیرند.
3- نکته دیگر، تناقض رفتاری غربی‌ها در اعمال استانداردهای دوگانه در مقولاتی از این جنس است. اگرچه استناد به مستمسک‌های حقوقی رویه دیگر تلاش غربی‌ها برای حفظ منافع ملی آنها است، اما بروز رفتارهای دوگانه در برخورد با مقوله تروریسم و حقوق‌بشر نشان می‌دهد که اروپا و آمریکا در توحش قرون وسطایی خود اسیر هستند و تنها از باب منفعت‌طلبی است که به استانداردهای بین‌المللی استناد می‌کنند وگرنه همان قوانینی را که خود در سطح جهانی به تصویب رسانده‌اند نیز قبول ندارند. از نمونه‌ رفتارهای دوگانه اتحادیه اروپا، برخورد آنها با گروه‌های تروریستی سلفی سوریه و سازمان تروریستی منافقین ایران است که به هیچ عنوان - به دلیل رویکرد سیاسی تصمیم‌گیران این اتحادیه- نه تنها متعرض آنها نمی‌شوند، بلکه با خارج کردن نام آنها، موانع کمک‌های غیرقانونی برای مداخله در امور کشورهای هدف خود را نیز برطرف می‌کنند. این در حالی است که گناه حزب‌الله در سوریه، مبارزه با سازمان‌های تروریستی سلفی چون جبهه النصره است که به‌دلیل جنایات ضدبشری آن با وجود حمایت‌های گسترده از آن، مجبور به وارد کردن آن در لیست تروریستی خود شدند!
4- هدف اروپا و آمریکا نشانه‌گیری مقاومت منطقه، چالش‌سازی برای صلح و تضمین امنیت رژیم صهیونیستی است؛ زیرا حزب‌الله بنا به اعلام وزیر خارجه لبنان جزو عوامل و مولفه‌های صلح، ثبات و امنیت این کشور محسوب می‌شود و مسلماً اتهام تروریستی به آن می‌تواند صلح را در این کشور و منطقه خاورمیانه با خطر مواجه سازد. چه‌بسا به همین دلیل باشد که هم مردم لبنان و هم مسئولان حکومتی بیروت، امروز از این اتهام ظالمانه و غیرعادلانه ابراز ناخشنودی می‌کنند. امروز دیگر حنای ضدتروریستی بودن اتحادیه اروپا به دلیل همان برخوردهای دوگانه آن با مقوله تروریست، پیش هیچ‌کس رنگی ندارد.


دريچه

فرآیند اشغال یک سرزمین (20)
تأثیر استقلال اسكاتلند در ابعاد مختلف بر بریتانیا(1)

پیروزی حزب ملی‌گرای اسكاتلند در انتخابات پارلمانی سال گذشته این كشور، زمزمه‌های استقلال كامل این منطقه مهم را از مجموعه پادشاهی متحده تشدید كرد. اكنون نگاه‌ها به همه‌پرسی سال 2014 و پاسخ به این پرسش است كه آیا رأی نهایی مردم به ماندن در مجموعه انگلستان، ولز و ایرلند شمالی تعلق می‌گیرد یا ذائقه اسكاتلندی‌ها خواستار طعم استقلال و گشودن فصلی جدید در تاریخ این كشور است. صرف‌نظر از این دو حالت ممكن، سوال مهم‌تر، اثرات جدایی اسكاتلند بر مسائل اساسی پیش‌رو بین بریتانیا و اسكاتلند شامل موضوعات اقتصادی و دفاعی امنیتی و... است.
بعد اقتصادی
از نظر همكاری اقتصادی به نظر نمی‌رسد كه استقلال این بخش از بریتانیا باعث انحلال همكاری، تجارت و سرمایه‌گذاری میان دو طرف شود. هرچند تكرار خاطره‌هایی مانند منازعه تجاری میان انگلستان و ایرلند در دهه 1930 را كه به روابط اقتصادی دو كشور سرایت كرد نیز نباید از نظر دور داشت.
در حوزه ارز و گزینش واحد پول ملی، انتخاب برعهده اسكاتلند خواهد بود. رهبر حزب ملی اسكاتلند اظهار كرده بود كه در صورت استقلال اسكاتلند، استرلینگ را حفظ خواهد كرد و همزمان گزینه‌های موجود برای آینده اسكاتلند را نیز از دست نخواهد داد. به هرحال پیوستن به واحد پولی یورو به شرط قبولی اتحادیه اروپا از ابعادی به‌‌ویژه بعد روانی بر این واحد پولی اثرگذار خواهد بود.
دو حالت متصور برای اقتصاد مالی اسكاتلند شامل كسری مالی و مازاد مالی وجود دارد. در حالت كسری مالی، درصورتی كه قیمت‌های هیدروكربن افت شدیدی را تجربه كنند و دو جزیره اوركنی و شتلند جزو بریتانیا باقی بمانند، اسكاتلند دچار ضرر و زیان ملی خواهد شد و مجبور است بار خسارت مالی چند درصدی نسبت به جی‌دی‌پی خود را متحمل شود و یا دست نیاز به سوی بریتانیا دراز كند. در حالت دوم امكان مازاد مالی به دلیل ثابت ماندن قیمت هیدروكربن و باقی ماندن دو جزیره ذكر شده در اسكاتلند وجود دارد، البته شرط دیگر تحقق مازاد مالی، عدم مسئولیت اسكاتلند در قبال بدهی‌های ملی بریتانیا است. در مورد بدهی ملی بریتانیا و همكاری یا بی‌تفاوتی اسكاتلند پس از استقلال نسبت به آن، «الكس سالموند» با اشاره به 250 میلیارد دلار درآمد نفتی منتقل‌شده به خزانه‌داری بریتانیا، مسئولیت بدهی‌های بانك رویال اسكاتلند را برعهده نگرفته است.
نفت و گاز شمال
واقع شدن اسكاتلند در منطقه مجاور به دریای شمال سبب ریزش درآمدهای مالیاتی زیادی به این كشور می‌شود؛ چیزی كه تاكنون نصیب دولت مركزی بریتانیا شده است. در واقع مسیری كه از خطوط ساحلی مرز میان اسكاتلند و انگلستان به دریای شمال منتهی می‌شود نشان‌دهنده سهم جغرافیایی اسكاتلند در آینده تولیدات مرتبط با نفت و درآمدهای ناشی از آن است. به نظر می‌رسد كه درصد قابل‌توجهی از درآمد بریتانیا از نفت شمال، حاصل منابع موجود در منطقه‌ای است كه طبق حقوق بین‌الملل دریایی، جزو مناطق اقتصادی انحصاری (EEZ)اسكاتلند به شمار می‌رود، البته نباید نقش دو جزیره اوركنی و شتلند را در این زمینه نادیده گرفت. در صورتی‌كه بریتانیا بتواند این دو جزیره را جزئی از قلمرو خود باقی نگه دارد، پیامدهای مهمی برای كنترل گاز و نفت دریای شمال به نفع بریتانیا خواهد داشت.

 

 

 

صفحه 8 كارگاه سياسى

 

1-احزاب سياسى ايران

2-انديشه سياسى مسلمانان

3-آفاق

4-اصطلاحات


احزاب سياسى ايران - 210
تأليف: قدرت الله بهرامى

ائتلاف سیاسی سازمان منافقین با بنى‏ صدر
آشنایی با برخی از دیدگاه های سازمان منافقین (۴۳)
در شماره پیشین، با دو بخش از عملكرد سیاسی گروهك نفاق در خصوص راه‌اندازی بخش اجتماعی و نقش‌آفرینی در انتخابات آشنا شدیم. در اين شماره ائتلاف سازمان منافقین با بنی‌صدر را در ادامه عملكرد سیاسی این سازمان مورد بررسی قرار می‌دهیم.
ج ـ ائتلاف سازمان با بنى‏صدر
در انتخابات رياست‏جمهورى، بنى‏صدر نسبت به حذف رجوى از كانديداتورى اعتراض كرد، اين امر شروعى براى ارتباط بين سازمان با بنى‏صدر شد. با انتخاب بنى‏صدر به رياست‌جمهورى، بين او و مجلس براى انتخاب نخست‏وزير و وزرا اختلاف پيش آمد كه بنى‏صدر اين اختلاف را به حزب جمهورى اسلامى منتسب و به شدت از مسئولان حزب انتقاد مى‏كرد.
سازمان نيز در اين موضوع با بنى‏صدر هم‌عقيده بود، لذا حمايت از بنى‏صدر را از شهريورماه1359 آغاز كرد و در سه مراسم عمومى(1) يعنى 17 شهريور به مناسبت سالگرد 17 شهريور و سالگرد آقاى طالقانى كه در 19 شهريور رحلت كرده بود و 28 آذر روز عاشورا و 14 اسفند 1359 سالگرد مصدق به حمايت و پشتيبانى تبليغاتى از بنى‏صدر پرداخت. اولين حضور رسمى سازمان شركت در سخنرانى 17 شهريور 59 بنى‏صدر بود كه به مناسبت سالگرد 17 شهريور و سالگرد آيت‏الله طالقانى برگزار شده بود. سازمان در اين مراسم، با استفاده از ميليشاى خود مردم را زير چوب و چماق گرفت و به قول خودشان خشم انقلابى خود را نشان داد. در 14 اسفند 59 اين حمايت‏ها شكل رسمى و آشكارا به خود گرفت و با صدور فرمان رئيس‏جمهور برای حمله به افراد حزب‏اللهى به اوج خود رسید. سازمان نيز كه از قبل خود را آماده كرده بود، قدرت نيروهاى خود را به نمايش گذاشت و نیروهایش به همراه گارد رياست‌جمهورى از یك‌سو با مخالفان و از سوی دیگر با مردم به زد و خورد پرداختند.
با انتخاب بنى‏صدر به‌عنوان رئيس‌جمهور، او خود را رهبر اپوزيسيون معرفى نمود. او از همان آغاز فصل جديدى در ضديت با حاكميت خط امام را آغاز كرد. به همين جهت نيز با هماهنگى دفتر خود گروهك‏هاى ضدانقلاب و در رأس آن‌ها سازمان مجاهدين را جذب نمود. بنى‏صدر در سخنرانى‏هاى خود، مسئولان نظام اسلامى را چماقدار و هرج‌ومرج‏طلب مى‏خواند. سازمان نيز با استناد به همين سخنرانى‏ها و براى مقابله با اين به اصطلاح چماقدار‏ها، نيروهاى خود را بسيج مى‏كرد و ضمن ضرب و شتم مردم و انتقام از مخالفان خود، قدرت خود را نيز به نمايش مى‏گذاشت.
14 اسفند اوج هماهنگى بين بنى‏صدر و سازمان بود. آن‌ها همه چيز را فراهم كرده بودند كه بلوايى عليه نظام راه‏اندازى كنند، لذا از قبل گروه‏هاى شركت‌كننده در مراسم مشخص شده بود، سازمان با برنامه‏ريزى قبلى و تدارك كافى، گروه‏هاى 20 تا 30 نفره خود را تحت عنوان گروه ضربت به همراه گارد رياست‏جمهورى در مكان‏هاى مشخص براى انتقام به داخل جمعيت آورده بود. پس از سخنرانى بنى‏صدر كه با ادبياتى خشن آغاز شد، تشنج مصنوعى توسط افراد سازمان شروع گرديد. در اينجا بنى‏صدر گفت ترجيح مى‏دهم امروز به دست تبهكاران چماقدار كشته شوم، بلكه رسم چماقدارى در اين كشور از بين برود! كه ناگهان افراد سازمان با اين پيغام به جان فرزندان اين ملت افتادند و مردمى را كه از انقلاب حمايت مى‏كردند به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از اين اقدام، سازمان در نشريه خود اين ضرب و شتم‏ها را انفجار آگاهى و نمايش تحسين‏برانگيز و اميدواركننده جبهه مردمی قلمداد كرد و رجوى در يك تحليل درون‏گروهى گفته بود هدف اصلى سازمان از مشاركت و درگيرى سازماندهى شده آن، قدرت‏نمايى در مقابل نهادهاى انقلابى بود. به هر حال 14 اسفند نقطه‏عطفى در اتحاد ليبراليسم و سازمان قلمداد مى‏گردد.(2)
پس از 14 اسفند با اوج‏گيرى تنش در فضاى سياسى كشور، بنى‏صدر براى مقابله با مجلس و دولت، برگزارى رفراندوم را عنوان كرد. اين طرح نتيجه همفكرى و هماهنگى‏هاى قبلى و بعدى سازمان با او بود، لذا طى نامه‏اى به بنى‏صدر او را تشويق و تشجيع مى‏كردند كه هيچ‏كس را ياراى حذف شما نيست و از او مى‏خواستند كه به مخالفت خود ادامه دهد. در آن زمان برخى گزارش‏ها حاكى از آن بود كه دو روز در ميان رجوى و خيابانى با بنى‏صدر جلسه دارند و هر كارى بنى‌صدر انجام مى‏دهد توسط اين‌ها هدايت مى‏شود. آقاى هاشمى رفسنجانى نيز در خاطرات خود به ملاقات مخفى رجوى و بنى‏صدر در اردیبهشت‌ماه سال 60 اشاره مى‏كند و مى‏گويد همكارى رئيس‏جمهور با سران گروهى كه درصدد مبارزه مسلحانه و تحت تعقيب هستند، عجيب و غير قابل تحمل است.(3)
سازمان سرنوشت خود را به بنى‏صدر گره زد و آشكارا او را تحريك و آماده براى شورش عليه نظام مى‏كرد. او نيز از مردم مى‏خواست كه به دفاع از او به خيابان‏ها بيايند كه البته به غير از هواداران سازمان كسى نيامد.
حضرت امام تلاش بسيارى كردند كه خط بنى‏صدر را از سازمان جدا كنند و لذا به مناسبت‏هاى مختلف او را نصيحت كردند، ولى به دلیل اينكه بنى‏صدر از هر جهت مفتون سازمان شده بود، هشدارهاى امام را نشانه ضعف مى‏دانست، لذا با همكارى سازمان خط گسترش آشوب و درگيرى در شهرها را پیگيرى مى‏كرد. در اين ميان آن چيزى كه حضرت امام را ناراحت كرده بود ائتلاف سازمان و بنى‏صدر بود؛ به‌گونه‏اى كه فرمودند:«من نمى‏دانستم كه اين‌ها ائتلاف پيدا مى‏كنند [و] مركز ائتلاف‌شان يك جا است و ائتلاف پيدا مى‏كنند با منافقين كه [جزوه] شناخت‌شان را اشخاصى كه مطالعه كرده‏اند، مى‏دانند چيست.»(4)
پس از بركنارى بنى‏صدر از فرماندهى كل قوا و مخفى شدن او، سازمان در دفاع از رياست‌جمهورى و هشدار به جان او اطلاعيه‏اى صادر نمود و بركنارى او را كودتا عليه ايشان خواند و از مردم خواست با تمام قوا به جنگ با نظام بروند كه البته كسى به خيابان‏ها براى حمايت از او نيامد. پس از بركنارى بنى‏صدر از رياست‌جمهورى توسط مجلس و تنفيذ رأى توسط امام، سازمان به نمايندگان مردم در مجلس به‌خاطر عزل بنى‏صدر هشدار داد و از مردم خواست كه بالاى پشت‌بام‏ها رفته و در حمايت از بنى‏صدر نداى الله‌اكبر سر دهند كه اين درخواست نيز مورد اجابت مردم قرار نگرفت.(5)
سازمان كه در اين مدت فكر مى‏كرد با وسيله قرار دادن بنى‏صدر به اهداف خود خواهد رسيد پس از بركنارى بنى‏صدر همه نقشه‏هاى خود در فاز سياسى را نقش بر آب ديد، لذا بدون فوت‌وقت و به بهانه واهى حمله مأموران نظام به خانه پدر ابريشم‏چى وارد فاز نظامى شد و حملات مسلحانه عليه نظام را آغاز كرد؛ همان هدفى كه از ابتداى انقلاب به دنبال آن بود.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان  210
فتح الله پريشان

بررسی رابطه دین و سیاست از منظر طبرسی
یكی از محورهای مهمی كه در این ستون در بررسی اندیشه سیاسی اندیشمندان مسلمان مورد توجه بوده، واكاوی رابطه و نسبت میان دین و سیاست از منظر دانشمندی است كه مورد بررسی و مطالعه قرار می‌گیرد. مسئله رابطه دین و سیاست یكی از مسائل اساسی نزد اندیشمندان و فقها محسوب می‌شود و در تنویر و روشن ساختن ابعاد و زوایای مختلف تفكر سیاسی نقش مهمی دارد. در اینكه دین اساساً احكام و قوانین لازم را برای اداره امور زندگی دنیوی بشر آورده است و پیامبر اسلام حكومت دینی در مدینه تشكیل داد و امور دنیوی مردم را به صورت سازمان‌یافته و جهت‌دار رهبری كرد و با سلاطین زمان خود روابط سیاسی داشت، حداقل از نظر تاریخی و نظری مورد تردید نیست، بلكه آنچه عامل شكل‌گیری دیدگاه‌های مختلف در این مورد شده، چگونگی رابطه دین و سیاست، قلمرو دخالت دین در سیاست و موقعیت زمانی و مكانی حضور دین در عرصه سیاست می‌باشد.
در تفكر شیعی، مسئله غیبت نقطه عزیمت این مرزبندی تلقی شده و همین امر سبب شكل‌گیری دو رویكرد كاملاً متفاوت نسبت به رابطه دین و سیاست گردیده است؛ رویكرد اول، دوران غیبت را دوران انزوای دین از سیاست و یا دوران حداقل دخالت دین در سیاست دانسته است و رویكرد دوم، تفاوتی از لحاظ رسالت سیاسی دین و نقش آن در حیات دنیوی میان عصر حضور و غیبت نمی‌بیند.
علامه طبرسی در این دسته‌بندی كلی، از طرفداران رویكرد حضور و دخالت دین در امور اجتماعی و سیاسی به شمار می‌آید. او نقش دین در سیاست را از مهم‌ترین مسئله سیاسی كه «حاكمیت» باشد، آغاز می‌كند. طبرسی براساس جهان‌بینی خاص خود، اصل حاكمیت را از آن خداوند دانسته، می‌نویسد: «كسی كه در حقیقت شایسته مقام ولایت است، خداوند بلندمرتبه می‌باشد، نه غیر او، برای اینكه او مالك سود و زیان است.»(2) همچنین وی در تحلیل آیه 6 سوره مباركه احزاب «النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم» در كتاب شریف تفسیرش می‌نویسد: «اصل ولایت و حكومت از آن خداوند است، چنان‌كه فرموده است: «هنا لك الولایه لله» بنابراین، هیچ فردی از ولایت و حكومت بهره‌ای ندارد، مگر آنكه خداوند او را حاكم قرار دهد.»(3)
با توجه به انحصار حاكمیت در خداوند، تعیین سرنوشت امر حكومت نیز در اختیار اراده الهی قرار می‌گیرد. از این رو است كه خداوند، پیامبران و ائمه را مبعوث و منصوب كرد تا به نیابت از او، امر تدبیر جامعه را به دست گیرند. طبرسی مانند سایر فقهای اسلامی، «عصمت» را شرط اساسی در حكمران واقعی دانسته و از این رو، حق تعیین رهبری جامعه را به خداوند كه از ذات و ضمیر افراد آگاهی كامل دارد واگذار كرده است.(4) به این ترتیب طبرسی جایگاه دین در سیاست را به‌ویژه در مسئله مهم تعیین رهبری سیاسی تثبیت می‌كند. پس از مسئله حاكمیت، مهم‌ترین مسئله‌ای كه رابطه دین و سیاست را به صورت شفاف‌تر بیان می‌كند، مسئله جامعیت دین است كه طبرسی در موارد مختلف به این نكته مهم اشاره كرده است. او در تفسیر آیه 89 سوره نحل در ادامه جمله «تبیاناً لكل شی» آورده است: «هیچ امری از امور دین نیست مگر آنكه در قرآن بیان شده است؛ یا به نحو صریح و نص و یا به صورت ارجاع دادن به گفتار پیامبر و جانشینان پیامبر كه مفید علم می‌گردد و یا به صورت ارجاع به اجماع است. بنابراین، احكام تمام مسائل دینی از قرآن استفاده می‌شود.»(5)
رویكرد جامع‌گرا نسبت به دین، در تمام مباحث طبرسی به روشنی پیداست. از این رو، چون وی با رویكرد جامعیت دین تمام مسائل دنیوی و دینی را تحلیل می‌كند، الزاماً مسائل سیاسی را كه بخش بزرگی از امور زندگی را تشكیل می‌دهد نیز در بر خواهد گرفت. نكته مهم دیگری كه در ارتباط با نقش فعال دین در سیاست در آرای علامه طبرسی ملموس است، مسئله مشروعیت و عدم مشروعیت حكومت است.
به اعتقاد وی، بحث مشروعیت تنها در سایه قوانین دینی قابل تجزیه و تحلیل می‌باشد.(6) علاوه بر اینها، طبرسی در بحث حكومت و كارویژه‌های آن نیز به نمونه‌های زیادی از نقش حضور دین در سیاست پرداخته است كه مهم‌ترین آن‌ها، مسئله تعیین رهبری و شرایط آن است كه در شماره‌های آتی به آن خواهیم پرداخت.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

رویكردها و ویژگی‌های پوپولیسم
در شماره گذشته به اجمال با مفهوم و تاریخچه پوپولیسم آشنا شدیم. در ادامه در راستای تبیین ابعاد و زوایای مختلف عوام‌گرایی، انواع و ویژگی‌های پوپولیسم را مورد واكاوی و بررسی قرار می‌دهیم.
رویكردهای پوپولیستی
پوپولیسم با همه تنوع در تاریخ اجتماعی معاصر، بر موج احساسات توده‏ای سوار شده و بدین‌گونه مشروعیت سیاسی خاصی را برای خود پی می‏ریزد. وقتی راجع به پوپولیسم سخن گفته می‌شود، در واقع توده‌محور و مركز ایدئولوژی و اندیشه سیاسی قرار می‌گیرد. پوپولیسم، اندیشه‌ای است كه آنچه را كه مربوط به توده مردم می‌شود و آنچه را كه توده‌وار است، اصالت می‌دهد و برای آن اولویت قائل می‌شود. البته بسیاری از تحولات اجتماعی ـ سیاسی در طول تاریخ، با حمایت توده‌ها صورت گرفته است، از قیام اسپارتاكوس گرفته تا جنبش‌های سیاسی جدید. این سخن به معنای عدم امكان ظهور و بروز جنبش‌های غیر توده‌وار نیست، لذا در تاریخ جنبش‌ها، به برخی از جنبش‌های سیاسی‌ـ اجتماعی كه بیشتر جنبه نخبگی داشته هم برمی‌خوریم. مثلاً به‌زعم بعضی اندیشمندان، اصولاً خود مدرنیسم، با حمایت توده مردم نبوده است، یا جنبش‌های فرهنگی در اروپا از رنسانس به این طرف با پشتیبانی مردم صورت نگرفته است و اتفاقاً مردم در برابر آن‌ها مقاومت هم كرده‌اند. برخلاف تصور ما ایرانی‌ها كه فكر می‌كنیم چون آن تحولات فرهنگی از سنت غربی‌ها پدید آمده، پس ناگزیر باید با موافقت مردم شكل گرفته باشند، اصلاً این‌گونه نبوده است.(1)
در هر صورت، آنچه تاریخ به ما می‏آموزد، این است كه پیش‏داوری‏های پوپولیستی، عموماً به تخریب‏های گسترده فرهنگ و حتی جنگ‏ها، تنش‏ها و قوم‏كشی‏های هراسناك مانند جنگ جهانی دوم منجر می‏شوند. پوپولیسم، همچون هر روند دیگری كه در راه تقلیل‌دهندگی اندیشه حركت می‏كند، به دلیل آنكه جهان ما جهانی است كه دائماً رو به سوی پیچیدگی بیشتر دارد، می‏تواند به همان میزان خطرناك‏تر شود، ضربات سخت‏تری را از لحاظ فرهنگی بر یك كشور یا یك فرهنگ وارد كند.
در بحث‌های نظری پیرامون پوپولیسم، دو نوع رویكرد وجود دارد: در یك نگاه پوپولیسم معادل مردم‌باوری قرار می‌گیرد و اعطای آزادی‌ها و امتیازات دموكراتیك به مردم و شریك كردن آنان در ساختار قدرت است كه در عین حال، در مقابل نخبه‌گرایی و نخبه‌باوری قرار می‌گیرد و از بعد سیاسی و اجتماعی چندان مذموم نیست. از نگاه دیگر، پوپولیسم به معنای مردمداری است كه تزریق نوعی امید واهی به جامعه و تأكید بر عقاید فراموش شده توده جامعه است كه به بهره‌برداری‌هایی از جامعه منجر می‌شود.(2)
این نوع از پوپولیسم در طول تاریخ حیات خود، در عرصه‌های مختلف اجتماع ـ به‌خصوص نحله‌های فكری افراطی نظیر فاشیسم و نازیسم ـ به‌صورت پنهان یا آشكار حضور و نفوذ داشته است. این طرز فكر، به دلیل داشتن وجوه اشتراك بسیار با افكار تندروانه و عوام‌پسندانه گروه‌های مختلف، توانایی تداخل و اشتراك فكری را با این گروه‌ها دارد. تفكر پوپولیسم با نفوذ به رده‌های بالای مدیریتی گروه‌های فكری، قدرت را به تدریج قبضه كرده و نیروی مردم را با شعارهای تهییج‌كننده خود ـ البته برای مدت زمانی كوتاه ـ در راه نیل به اهداف خود به كار می‌گیرد. در حقیقت عوامل زیادی موجب پیدایش پوپولیسم در جوامع امروز می‌گردد.(3) به عقیده پل تاگارت، پوپولیسم، واكنش به اندیشه‌ها و روش‌های نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی است و در مقابل احساس وقوع بحران، به تجلیل پنهان یا آشكار از كانون آرمانی خود می‌پردازد. با این همه، به دلیل فقدان ارزش‌های بنیادی، از عوام بیشتر تأثیر می‌پذیرد و در هر محیطی ویژگی‌های محیط پیرامون خود را می‌پذیرد و عملاً پدیده‌ای گذراست.(4)
به هر روی، پوپولیسم با توده مردم سروكار دارد و در حقیقت جنبشی توده‌ای است؛ اما به دلیل نداشتن تشكل منسجم و هدف مشخص و واقعی، این جنبش‌ها منسجم‌تر و دارای تشكیلات منظم بعدی هستند كه در ادامه، منویات خود را اعمال می‌كنند. در نگرش پوپولیستی، جهت‌گیری افكار عامه، به منظور واداشتن حكومت به پذیرش منویات مردم، چشمگیر است. در پوپولیسم، اراده جهت‌دار توده مردم نسبت به عدالت‌خواهی، نقشی بارز دارد و مكانیسم این اراده جهت‌دار، مؤثرتر و برتر از مكانیسم‌های سازمان‌های مختلف است و حكومت‌ها به‌طور مستقیم و غیرمستقیم، تحت فشار و تأثیر خواست عامه مردم واقع می‌شوند.(5)
ویژگی‌های پوپولیسم
اگرچه انديشه‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي كه در قالب «پوپوليسم» شناخته مي‌شوند، بسيار متفاوت بوده و در هر جامعه و كشوري شكل خاص خود را دارند، اما پوپولیسم كه در فارسی معادل واژه‌های توده‌گرایی، عوام‌گرایی و مردم‌باوری استعمال شده است، دارای چند ویژگی كلی و عمومی است كه می‌توان گفت در همه نوع پوپولیسم قابل ملاحظه است. در نهضت‌های پوپولیستی، معمولاً ائتلافی آشكار یا ضمنی، میان طبقات مختلف با منافع متفاوت و گاه متعارض برقرار می‌شود. تداخل اقشار گوناگون در این نهضت‌ها، به‌طور عمده ناشی از عدم تشكل طبقاتی و عدم وجود مرزبندی روشن طبقاتی است. پوپولیسم دارای مشخصات عوام‌فریبی، تقدیس شخص رهبر فرهمند، تعصب، تكیه بر توده‌های محروم، نداشتن ایدئولوژی مشخص، اصلاح‌طلبی، بورژوایی بودن و عناصری از ضدیت با امپریالیسم و ملی‌گرایی است. توسعه‌خواهی و پر و بال دادن به نیروهای وابسته به بازار داخلی و گاه آزادی‌های سندیكایی و دموكراتیك از خصلت‌های عمده دوران پوپولیسم است.(6)
علاوه بر موارد مذكور، سه ویژگی مهم پوپولیسم كه در واقع جزو اركان اساسی این آیین فكری و سنت سیاسی محسوب می‌شود، به شرح زیر است:
1- جلب پشتیبانی مردم با توسل به وعده‌های كلی و مبهم نظير برابري، برادري، مساوات و...(7)، كه معمولاً با شعارهای ضدامپریالیستی و تحت كنترل رهبری فرهمند و كاریزماتیك به ظهور و بروز می‌رسد.
2- پیشبرد اهداف سیاسی، مستقل از نهادها و احزاب موجود، با فراخوانی و بسیج توده مردم به اعمال فشار مستقیم بر حكومت.
3- بزرگداشت و تقدیس مردم یا خلق، با اعتقاد به اینكه هدف‌های سیاسی باید به اراده و نیروی مردم و جدا از احزاب یا سازمان‌های سیاسی پیش برود. بنابراین از ویژگی‌های پوپولیسم مخالفت با هرگونه تشكل و نهادهایی است كه تحت عنوان جامعه مدنی و تشكل‌های حزبی(8) می‌خواهند به عنوان واسط میان مردم و دولت در راستای كسب و حفظ حقوق مردمی كار كنند.
بنابراين در اين‌گونه نظام‌ها به جاي اينكه مشاركت سياسي افراد همراه با آگاهي و بينش كامل و به شكل نهادينه و نظام‌مند باشد، به مشاركت توده‌اي و همراه با احساسات و هيجانات، تحت‌تأثير تبليغات سهمگين اكتفا مي‌شود و حكومت شيوه‌اي اقتدارطلب با ساخت قدرت يك‌جانبه پيدا مي‌كند.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

شاخص‌های اندیشه سیاسی اسلام
مهم‌ترین ویژگی روش‌شناختی پژوهش‌های «اندیشه سیاسی اسلام»، استناد به قرآن و سنت است و تحقیقات اندیشه سیاسی اسلام، مباحث اساسی‌ای هستند که برای پاسخ به پرسش اصلی تحقیق، به قرآن و سنت استناد می‌کنند یا مستقیماً به مباحث سیاسی قرآن و سنت می‌پردازند. بر این اساس، اولاً تحقیقاتی که در آنها استناد به قرآن و سنت جنبه فرعی و حاشیه‌ای دارد جزو اندیشه سیاسی اسلام محسوب نمی‌شوند. ثانیاً اگر یک فرد غیر مسلمان، در پاسخ به پرسش اصلی، تحقیق یا مستقیماً به مباحث سیاسی قرآن و سنت بپردازد، مباحث او جزو اندیشه سیاسی اسلام محسوب می‌شود. اما مهم‌ترین ویژگی روش‌شناختی مباحث «اندیشه سیاسی در اسلام» این است که به افکار و دیدگاه‌های اندیشمندان و نویسندگان مسلمانی که در پاسخ به پرسش اصلی یا مستقیماً به مباحث سیاسی قرآن و سنت پرداخته‌اند، می‌پردازد. بر این اساس، اولاً غیر مسلمانانی که به بحث در مباحث سیاسی قرآن و سنت پرداخته‌اند، از دایره این تحقیقات خارج می‌شوند ولی پژوهشگر اندیشه سیاسی در اسلام می‌تواند غیر مسلمان باشد. ثانیاً کلیه مباحث سیاسی متفکران مسلمان اعم از فقه سیاسی، کلام سیاسی، فلسفه سیاسی اسلام و اندیشه سیاسی اسلام، موضوع «اندیشه سیاسی در اسلام» قرار می‌گیرند.
اما سؤال این است که اندیشه سیاسی اسلام و اندیشه سیاسی در اسلام دارای چه شاخص‌هایی است؟ اندیشه سیاسی اسلام، نه پرداختن به مسائل ژورنالیستی و روزمره سیاست داخلی و خارجی است که ممکن است حکومت‌‌ها چند سال درگیر آن باشند و نه پرداختن به معضلات فکری اساسی در حوزه سیاست که چند قرن است در مورد آنها بحث می‌شود، بلکه پرداختن به موضوعات فکری و کاربردی حوزه سیاست و اجتماع است که در هر جامعه‌ای یک تا چند دهه مسئله آن به شمار می‌رود، مانند مباحث توسعه، جامعه مدنی، آزادی‌های سیاسی با رویکرد کاربردی و... هدف در چنین پژوهش‌هایی ارائه راهکارهایی برای برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری، کاهش یا حل مشکلات مربوط به آن جامعه در همان عصر است. مسلم است که منبع در چنین بررسی‌هایی قرآن، سنت، عقل، مباحث مشابه موجود در سایر جوامع اسلامی هم‌سنخ است.
اما در موضوع اندیشه سیاسی در اسلام، پرداختن به مباحث فکری حوزه سیاست است که توسط دانشمندان مسلمان از آغاز تا کنون مورد بحث قرار گرفته است. اعم از اینکه این مباحث در حوزه فقه سیاسی، فلسفه سیاسی اسلام، کلام سیاسی اسلام و... قرار گیرند، هدف در پژوهش‌های معطوف به اندیشه سیاسی در اسلام، بررسی، شناخت، تحلیل، نقد و بهره‌برداری از دیدگاه‌های دانشمندان مسلمان در مباحث سیاسی است، از اين رو منبع آنها نیز کلیه آثار دانشمندان مورد بحث است. درست مانند اندیشه سیاسی مسلمانان که چند سال است در این صفحه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

 

 

 

صفحه 9 تاريخ

 

1-آسیب شناسى جنبش های ضد استعماری و نقش جريان سلفى گری

2-از لابه لاى تاريخ

3-حكايت زمانه

4-امام(ره) در گذر زمان

5-مجالس شوراى اسلامى


آسیب‌شناسی جنبش‌های ضد استعماری و نقش جریان سلفی‌گری
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

در مباحث گذشته به اختصار به سیاست جداسازی و فرقه‌ای كردن و نقش متحجران جنبش‌های ضد استعماری و ضد استبدادی اشاره شد. این روش كشورهای استعمارگر، برای انقلابات، جنبش‌ها، نهضت‌های استقلال‌طلب و آزادی‌خواه از آسیب‌های شكننده بوده و هست، به عبارت دیگر آسیب‌پذیری از ناحیه درون جنبش‌ها می‌باشد كه خطرناك‌ترین آسیب‌هاست. معمولاً جنبش‌ها و انقلاب گرفتار این معضل شده‌اند، توضیح و تشریح هر یك از آنها نه در حوصله این مختصر است و نه ادعای چنین توانی داریم، بلكه در حد وسع خود به اشاره به ذكر برخی از مواردی كه زمینه‌ساز آگاهی‌ها می‌باشد، می‌پردازیم. در سال‌های اخیر در جهان شاهد تحولات سریعی در برخی از كشورها هستیم. در برخی از رویدادها حوادث وحشتناك و جنایات بی‌سابقه‌ای رخ داده است كه دست‌اندركاران آن متعلق به جریانی معروف به نام سلفیه هستند. این جریان آن‌چنان دچار سیاست فرقه‌سازی‌های خشونت‌بار شده كه به صورت غیر كنترل درآمده است. در این رابطه در ادامه چند نكته ذكر می‌شود.
1- كشورهای ثروتمند و با تجربه سعی می‌كنند جریان‌های سلفی را از درگیری با اروپا و آمریكا منصرف كنند و به درگیری‌های فرقه‌ای بكشانند. این اتفاق دقیقاً در حال انجام به دست كشورهای استعمارگری چون آمریكا است.
تحولات دو سال اخیر نشان می‌دهد كه غربی‌ها هجوم سلفی‌ها را به داخل كشورهای‌شان فعال كردند و به سمتی بردند كه موجب آسیب‌زدگی به جریان انقلاب اسلامی شود و اكنون شاهد انفجارات بسیار متعدد در كشورهای عراق، سوریه، لبنان و سایر نقاط مرتبط با انقلاب اسلامی هستیم. به نظر می‌آید كشورهای استعمارگر تهدیداتی كه علیه خودشان بود علیه جنبش‌ها و نهضت‌های ضد استعماری مدیریت كرده‌اند.
2- سلفیه در تاریخ جریانی است كه وجه سلبی‌اش قوی‌تر از وجه ایجابی‌اش بوده و هست، یعنی جریان سلفیه نتوانسته نهادی منسجم ایجابی درست كند و در تمدن‌سازی موفق نبوده و فقط قدرت تخریب دارد و اكنون سه عنصر مهم در این ماجرا دخیل است؛ یكی غرب آسیا، بحرانی كه همواره حادثه دارد، دیگری دولت‌های ناكارآمد در مناطقی كه خیزش جنبش‌های ضد استعماری و ضد استبدادی در آن جریان دارد، سوم ایده‌های دموكراسی وارداتی از غرب بر سر اینها كه هر سه برای جریان سلفی‌گری فرصت به وجود آورده و از این سه امكان استفاده می‌كنند و به خیابان‌ها می‌ریزند و با مواد انفجاری اقدام به تخریب می‌كنند. در واقع نظم‌شكنی دارند و این آسیب بزرگی برای جریان‌های مبارز و استقلال‌طلب و آزادی‌خواه است.
3- سلفیسم در درون خودشان فرقه‌های زیادی دارند كه مشهورترین آنها یكی سروریه است كه تابع شخصی به نام محمد سرور زین‌العابدین سوری هستند، یكی جامیه است كه تابع محمد امان‌الله الجامی می‌باشند و فقه جامیه از اوست، یكی هم جریان جهادیه است كه جریان‌های بزرگ جهادی در آن حضور دارند. در این میان جامی‌ها خیلی به عربستان سعودی نزدیك هستند، سروریه تا حدودی میان عربستان و اندیشه‌های سیدقطب را جمع كردند و جریان سوم كه جریان جهادی است جریان بن‌لادن و طالبان و گروه النصره این‌طور است كه علیه سوریه هم عمل می‌كنند.
مهم‌ترین تأثیری كه این تفكر گذاشت این بود كه سلسله مراتب رهبران روحانی سنی را شكست. طبق تفكر سنتی اهل سنت رهبران مكاتب در واقع مرجع افتا و تصمیم تلقی می‌شدند ولی در ادبیات سلفی جوانان مسلمان مستقیماً به نص مراجعه می‌كنند و مرجعیت روحانیت سنی را قبول ندارند. در واقع سلفیسم مسئله اجتهاد و تقلید یا مفتی و مقلد را از میان می‌برد. چون همین سبب‌شده بخشی از جوانان مخصوصاً آن‌هایی كه تحصیلات دانشگاهی دارند به آنها اقبال نشان دهند و برای آنان جاذبه پیدا كند. خطر ساختارشكنی در چارچوب سنت مذهبی خطر بزرگی برای نهضت ضد استعماری است.
4- به تعبیر دكتر قیرحی از سوی دیگر دو شكاف بزرگ در جریان سلفیه قابل مشاهده است. یك شكاف كه خیلی سنگین است میان سلفی‌ها و اخوانی‌ها و به‌ویژه در جهان اسلام پیدا شد و آن، این بود كه اخوانی‌ها به تدریج از جنبش‌های سلفی مشهور با حفظ همان آموزه نفی مذاهب، فاصله گرفتند و تفسیرهای دموكراتیك‌تر و معتدل‌تر و عقلانی‌تر از اسلام در جهان اسلام به راه انداختند و سبب شدند كه یك نوع نوگرایی دینی پدید آید و تقریباً از مصر تا كل آفریقا، آسیای غربی، آسیای مركزی و آسیای جنوب‌شرقی مانند مالزی و اندونزی گسترش پیدا كند. اما جریان سلفیه امروزی حتی علوم جدید را هم نفی می‌كند.
شكاف دوم پیدا شده این است كه یك عده‌شان سلفی‌‌های تقلیدی یا سلفی‌هایی هستند كه خودشان را تابع حاكمان و كمی غیر سیاسی تلقی می‌كنند و نمادشان جنبش جامیه است كه تقریباً دنباله‌روی سیاست خارجی و داخلی عربستان هستند. همان‌هایی كه امروزه تحت عنوان وهابی شناخته می‌شوند. اما گروه دیگر جهادی‌ها هستند كه به شدت این‌ها را نفی می‌كنند.
5- جهادی‌ها دو گروه هستند. جهادی‌هایی كه با همین عنوان جهادی معروفند و دیگری جریان‌های سروریه هستند كه در میان جامی‌ها و نیروهای جهادی هستند، یعنی هم بحث‌های فكری دارند و هم جهادی هستند. الان در كشورهای جهان اسلام سروریه قوی‌ترین جریان است كه استعداد بیشتری برای درگیری دارد، با این تفاوت كه جنبش‌های جهادی الان بیشتر به درگیری با غرب توجه دارند. اما سروریه بیشتر مسائل داخلی جهان اسلام را دنبال می‌كنند. دلیل این درگیری‌ها هم سه چیز است؛ یكی عقب‌ماندگی جهان اسلام، دوم حضور غرب و شرق در غرب آسیا و سوم پیوندی كه اسلام و دموكراسی پیدا می‌كند كه بعضی‌ها در دفاع از آن و بعضی‌ها در عكس‌العمل با آن با همدیگر درگیر می‌شوند.
6- پیدایش جنبش‌ جهادی ماجرای تاریخی مفصلی دارد، اما در دوران معاصر سلفیه جهادی اندیشه‌هایی هستند كه از درون دیدگاه‌های ابوالأعلی مودودی متفكر استقلال پاكستان درآمده‌اند. پس از فروپاشی عثمانی در سال 1303 و به‌خصوص حذف خلافت در سال 1305 شاهد شكل‌گیری جنبشی به نام جنبش خلافت هستیم. این جنبش در قسمت‌های مسلمان‌نشین شبه‌قاره هند خود را نشان داد و این‌ها با از دست دادن خلافت با یك بحران هویتی مواجه شده بودند و آن نبود خلیفه در جهان اسلام بود. در این اوضاع ابوالأعلی به تئوری‌پردازی و توضیح دادن دولت اسلامی پرداخت. یكی از مسائلی كه ایشان مطرح كرد مفهوم جهاد بود. كتابی منتشر كرد به نام المصطلحات الاربعه فی القرآن. یكی از این اصطلاحات مفهوم جهاد بود و معتقد بود دلیل خاموش شدن جهاد این است كه مسلمان‌ها به جاهلیت برگشتند، یعنی فراموشی واژگان قرآنی یكی از نشانه‌های جاهلیت بود و پس از آن افرادی مانند عبدالسلام فرج كتابی به نام «الفریضه الغائبه» نوشت، یعنی واجب فراموش شده. به این ترتیب مفهوم جهاد یكی از لوازم بازگشت به عظمت اسلام تلقی شد كه دو صورت داشت؛ جهاد با دشمنان داخلی و جهاد با دشمنان خارجی. از درون این تفكر بود كه افرادی چون ایمن الظواهری و شخصیت‌های دیگر و جریان‌هایی چون القاعده شكل گرفتند.
7- از نظر هدف، جنبش‌های جهادی، چهار هدف داشتند؛ یكی درگیری با مذاهب و فرقه‌ها مانند ماجرایی كه در مصر درست كردند و شیخ حسن شحات را در منزلش خیلی فجیع به شهادت رساندند، به نظر می‌آید مهم‌ترین شاخص مبارزه‌شان با شیعیان باشد كه داستان دیگری دارد، دوم درگیری با حاكمان كه از نظر آنها فاسد شناخته می‌شوند مانند ترور انورسادات و ترورهای دیگری كه داشتند، سوم درگیری با رژیم صهیونیستی و چهارم درگیری با رهبران قدرت‌هایی بزرگ چون آمریكایی و شوروی از قبیل آنچه در افغانستان اتفاق افتاد.
جالب است كه مفهوم جهاد در ادبیات این‌ها دو معنا دارد؛ یكی اینكه هر مسلمانی هر سال واجب است یك جهادی انجام بدهد. دوم اینكه اگر به هر دلیلی استطاعت جهاد مستقیم نداشت، لازم است مخارج یك سال جهادگر مسلمان را بپردازد و این سبب شد كه جنبش‌های جهادی پول خودشان را میان ثروتمندان عرب پیدا كنند. یعنی هر انسان عربی خودش را ملزم می‌دانست كه حداقل حقوق دوازده ماه یك سرباز را تأمین كند و این سبب شد كه این‌ها یك شبكه‌ای در تمام كشورهای منطقه درست كنند.
8- هر چند گاه كه حادثه مهمی رخ داده چند جریان جدید هم ظهور كرده، برای نمونه هنگامی كه در دهه 70 صدام به كویت حمله برد و آن را اشغال كرد و عربستان را هم تهدید كرد در ماجرا حاكم عربستان نظریه‌ای تحت عنوان «جلب حمایت قدرت‌های بزرگ غیر مسلمان برای مقابله با حاكمان مسلمان شورشگر» مطرح كرد با این اتفاق یك مشكل فقهی درست كرده بود كه آیا می‌شود برای سركوب یك امیر یا یك حاكم مسلمان چون صدام یا جامعه مسلمان از آمریكا كمك گرفت؟ نیروهای سنتی و نیروهای جهادی به شدت به این نظریه حمله كردند كه این سلطه غیر مسلمان بر مسلمان است و درست نیست. اما جریان محمد امان جامی كه شخصیت خاص و از شاگردان بن باز بود، تئوری اولویت اطاعت از حاكم و ضرورت تبعیت از تشخیص مصالحی كه حاكم دارد به حرمت حضور بیگانگان را مطرح كردند و به این ترتیب سلفی‌ها در داخل عربستان دو قسمت تقسیم شدند. یك عده معترض سیاست‌های دولت عربستان كه سرانجام جذب جنبش سروری یا جهادی شدند و بخشی از آنها تحت عنوان القاعده از افغانستان سر در آوردند و یك قسمت عمده‌اش هم از طریق آموزه‌های جامی ساكت ماندند و از سیاست‌های رسمی پادشاه عربستان حمایت كردند.
9- با ارائه این مباحث دكتر قیرحی معتقد است سلفیسم یك جریانی است كه از درون بحران جهان اسلام در می‌آید، اما اگر كشورهای دیگر ـ كشورهای استعمارگر ـ می‌توانند از آن استفاده كنند در واقع هنر استفاده و این توانایی را دارند كه چگونه از جریان‌های درون‌جوش در جهان اسلام استفاده كنند. مانند اینكه فرض كنید كسی یك دیگ جوشانی را بخواهد درش را بگذارد، یكهو منفجر می‌شود، اما یك كسی همان بخار را هدایت می‌‌كند و به نفع خودش درمی‌آید. ایشان می‌گوید: جریان سلفیسم جریانی است كه نیرو محركه‌اش درونی است، اما اینكه چطور می‌شود این جریان را در مسائل بیرونی كنترل كرد و چرا حضور كشورهای دیگر خیلی مهم است مسئله دیگری است. طبیعی است كه هر كشوری به فراخور دریافت سیاست خارجی و قدرت و تجربه‌اش از این جریان‌های محلی بهره می‌برد و بعضی مواقع دیده می‌شود این‌ها به مهره‌هایی كه سرانجام ممكن است نتایج خلاف خودشان را نشان بدهند تبدیل می‌شوند.
10- جداسازی، تجزیه شدن، گروه گروه شدن جریان معتقد به مبارزه از جهات گوناگون به جنبش‌های ضد استعماری آسیب زده و تا مرحله‌ای پیش آمده كه به خطر و بحران تبدیل شده است.


از لابه لاي تاریخ

 انگليسي‌ها در ايران از زبان «ميلسپو»
دكتر «آرتور ميلسپو» اقتصاددان آمريكایي در بحبوحه جنگ دوم جهاني در رأس يك هيئت 60 نفره از كارشناسان آن كشور براي اداره سيستم اقتصادي و امور مالي ايران استخدام شد. او در دي‌ماه 1321 به‌عنوان رئيس كل دارايي ايران به تهران آمد و تا بهمن 1323 به انجام وظيفه در ايران اشتغال داشت. او يك بار هم در فاصله سال‌هاي 1301 تا 1306 همين مأموريت را در ايران بر عهده داشت. ميلسپو در پايان سفر اول خود به ايران كتابي تحت عنوان «مأموريت آمريكایي‌ها در ايران» منتشر كرد. او پس از پايان سفر دوم خود به ايران نيز كتاب خود را اين بار با عنوان «آمريكایي‌ها در ايران» تجديد چاپ كرد و در آن پرخاشگري فراواني از خود نشان داد. نوشته زير گزيده‌اي از متن كتاب وي درباره سياست انگليس در ايران است:
...دولت انگلستان هميشه به ايران به‌عنوان ناحيه‌اي كه از نزديك به امنيت و منافع حياتي بريتانيا وابستگي دارد، نگريسته است. سياست سنتي انگليس اين بوده كه ايران را يك كشور حائل و وسيله جلوگيري از توسعه روسيه به سوي جنوب نگاه دارد و در عين حال از هرگونه مزاياي ممكنه بازار و منابع ايران استفاده كند... قبل از جنگ جهاني اول انگلستان نيز همانند روسيه ايران را مهره‌اي در بازي امپرياليستي تلقي مي‌كرد و سياست انگليس بيشتر به منافع اقتصادي انگليس توجه داشت تا به پيشرفت ايران. انگليس نيز همانند روسيه تزاري گروه طرفدار و افراد تحت‌الحمايه خود را در ايران داشت و نسبت به روسيه فعالانه‌تر مي‌كوشيد در تهران حكومتي را حفظ كند كه بيشتر موافق انگلستان باشد... پس از پايان جنگ جهاني اول انگليسي‌ها به امتيازات اقتصادي خود چسبيده بودند و قرارداد شوم 1919 ايران و انگليس اين بدگماني بجا را برانگيخت كه انگلستان مايل است امتيازات خود را گسترش دهد و ايران را از لحاظ سياسي و اداري تحت اداره خود درآورد... منافع انگلستان در جنوب ايران هم جنبه استراتژيكي و هم جنبه بازرگاني داشت. منافع استراتژيكي كلي آن از اين واقعيت ناشي مي‌شد كه جنوب ايران هم‌مرز هند و اقيانوس هند است. افزون بر آن شركت نفت انگليس و ايران را داشت كه داراي منافع حياتي بود و تركيبي از استراتژي و بازرگاني را عرضه مي‌كرد... يكي از مسائلي كه مانع كار انگليسي‌ها بود اين واقعيت بود كه آن‌ها اغلب اين احساس را به وجود مي‌آوردند كه اشخاصي متكبر هستند و خودشان را برتر از ديگران مي‌شمارند... رفتار سياسي آنان با ايرانيان بيشتر به ضرر ايرانيان بود... سياست انگليس در ايران به‌طور قطع و يقين دخالت در امور داخلي يك ملت مستقل بود... كنسول‌ها و مأموران سياسي انگليس در سراسر جنوب و غرب ايران چنان نفوذي داشتند كه قاعدتاً خارج از حدود صلاحيت اينگونه مأموران بوده است .... (با اين همه) بسياري از نمايندگان مجلس از جنوب و غرب ايران اقرار به طرفداري از انگليس مي‌كردند و معمولاً از توصيه‌هاي سفارت انگليس و اعضاي آن پيروي مي‌نمودند. اغلب نخست‌وزيران در مسائلي كه صرفاً داخلي تلقي مي‌شد با سفير انگليس مشورت مي‌كردند. مثلاً هر نخست‌وزيري توجه داشت كه تعدادي وزير طرفدار انگليس و نيز تعدادي وزير طرفدار شوروي را بايد به عضويت كابينه‌اش درآورد... تعداد زياد انگليسي‌هايي كه در درون و بيرون سازمان‌هاي دولتي ايران و با مشاركت ما (آمريكایي‌ها) كار مي‌كردند تبديل به مايه دردسر و ناراحتي شده بودند كه هرچه زمان مي‌گذشت جدي‌تر مي‌شد. (با اين حال) در نامه‌اي در تاريخ 25 ژانويه 1944 خطاب به سفارت آمريكا در تهران نوشتم: «مساعدت انگليسي‌ها تأثير خوبي بر حيثيت هيئت آمريكايي و به‌طور كلي بر حيثيت آمريكایي‌ها در ايران ندارد...»


حكایت زمانه

روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است
مروري بر چگونگي اعلام جمعه آخر ماه رمضان به عنوان روز جهاني قدس
بي‌شك، يكي از اثرات كليدي انقلاب اسلامي، ايجاد حس جمعي و وحدت اسلامي ميان مسلمانان جهان بود. در حقيقت، عملكرد فرافرقه‌اي و جهاني حضرت امام خميني(ره) در سطح جهاني اسلام، به‌ويژه مسئله قدس شريف، موجب وحدت و همدلي مسلمانان بر محور اسلام و آرمان‌هاي بلند اسلامي شد.
شهيد دكتر فتحي شقاقي، از رهبران برجسته جنبش اسلامي فلسطين(حماس) درباره اين منطق وحدت‌بخش انديشه امام خميني(ره) مي‌گويد: «هيچ چيز به اندازه انقلاب امام خميني(ره) نتوانست ملت فلسطين را به هيجان آورد و احساسات آن‌ها را برانگيزد و اميد را در دل‌هاي‌شان زنده كند. ... با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، ما به خود آمديم و دريافتيم كه آمريكا و اسرائيل نيز قابل شكست هستند. ما فهميديم كه با الهام از دين اسلام مي‌توانيم معجزه كنيم. از اين رو، ملت، مجاهدان در فلسطين، انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران را به ديده تقدير مي‌نگرند و امام خميني(ره) را از رهبران جاويد تاريخ مي‌دانند.»
در انديشه امام خميني(ره)، صهيونيسم حركتي بر ضد اسلام و مسلمانان است و ايشان با نام‌گذاري روز قدس و تغيير اين مسئله از مقوله‌اي صرفاً عربي به مقوله‌اي اسلامي، جهان اسلام را به وحدت در برابر خطر بزرگ رژيم صهيونيستي فراخواند.
بعد از گذشت يك سال از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، با تدبير امام خميني(ره) و به پيشنهاد وزير امور خارجه وقت كشورمان، آخرين جمعه ماه مبارك رمضان «روز قدس» نام‌گذاري شد تا دست‌كم يك روز از سال همه به فكر فلسطين و فلسطينيان باشند.
بدين ترتيب در 16 مردادماه سال 1358، پس از بمباران جنوب لبنان توسط نيروهاي رژيم صهيونيستي، امام خميني (ره)، از مسلمانان جهان خواستند تا آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را به‌عنوان روز قدس انتخاب كنند و در اين روز، همبستگي خود را در حمايت از حقوق قانوني مردم مسلمان فلسطين به نمايش بگذارند.
البته، سال‌‏ها قبل از پيروزي انقلاب، كشورهاي عربي و در رأس آن، سازمان آزادي‌بخش فلسطين روزي را در ماه اكتبر كه يادآور پيروزي فلسطينيان در «دره كرامه» بود روز فلسطين عنوان كردند. منشأ اين نامگذاري نيز به اين مسئله برمي‌گردد كه بعد از جنگ چند روزه سال 1967 و شكست مصر و سوريه، براي اولين بار فلسطيني‌‏ها توانستند با يك سلسله عمليات نظامي در دره كرامه كه مرز اردن و سوريه بود، ارتش صهیونیستی را به داخل آن منطقه بكشانند و با عمليات چريكي، لطمات بسياري شديدي به صهيونيست‌ها وارد كردند.
به دنبال اين پيروزي، آن روز تاريخي به «معركه كرامه» و «روز جهاني فلسطين» عنوان شد و در ماه اكتبر مراسمي در اين روز در همه جا برگزار مي‌شد ولي اين نامگذاري هويتي عربي داشت و به همين خاطر مورد استقبال برخي مسلمانان و كشورهاي اسلامي قرار نگرفت اما وقتي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، آخرين جمعه ماه مبارك رمضان براي نامگذاري به‌عنوان روز جهاني قدس پيشنهاد شد و امام خميني(ره) با دورانديشي اين مسئله را تثبيت كردند، اهميت و فراگيري اين روز بيشتر از روز جهاني فلسطين كه پيش‌تر مطرح شده بود، نمايان گشت.
از آن سال (1358) تاكنون، هر سال مردم كشورمان با گراميداشت روز قدس، در آخرين جمعه ماه رمضان در كنار برگزاري نماز جمعه، به برپايي راهپيمايي و تظاهرات اقدام مي‌كنند تا بدين‌ترتيب حمايت خود از جنبش مردم فلسطين و خشم و انزجار خود از جنايات رژيم صهيونيستي را نشان دهند.
همزمان با برپايي راهپيمايي روز قدس در ايران، مردم مسلمان در بسياري از كشورهاي جهان به‌ويژه كشورهاي اسلامي براي حمايت از مردم مظلوم فلسطين دست به تظاهرات و راهپيمايي مي‌زنند و اين مسئله هر سال بازتاب‌هاي گسترده رسانه‌اي را به همراه دارد.
يكي از نكات قابل توجه در تعيين آخرين جمعه ماه رمضان به‌عنوان روز قدس، تأكيد بر حمايت از مظلوم و مقابله با ظالم است، به‌طوري كه امام خميني(ره) نيز در همين رابطه فرمودند: «روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است؛ روز حكومت اسلامي است. روزي است كه بايد جمهوري اسلامي در سراسر كشورها بيرق آن برافراشته شود. روزي است كه بايد به ابرقدرت‌ها فهماند كه ديگر آن‌ها نمي‌توانند در ممالك اسلامي پيشروي كنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم(ص) مي‌دانم و روزي است كه بايد ما تمام قواي خودمان را مجهز كنيم.»
امام خميني(ره) همچنين در شرح جهاني بودن اين روز گفت: «روز قدس، جهاني است و روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است، روز مقابله ملت‌هايي است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غير آمريكا بودند؛ روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند... روز قدس، روزي است كه بايد سرنوشت ملت‌هاي مستضعف معلوم شود و بايد ملت‌هاي مستضعف در مقابل مستكبرين اعلان وجود بكنند. بايد همان‌طور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد، تمام ملت‌ها قيام كنند و اين جرثومه‌هاي فساد را به زباله‌دان‌ها بريزند.»
پس از دعوت بنيانگذار انقلاب اسلامي، اين روز در ايران به‌عنوان روز جهاني قدس نامگذاري شد و همه ساله در كشورمان مردم قبل از اقامه نماز جمعه به راهپيمايي در حمايت از مردم فلسطين مي‌پردازند. در شماري از كشورهاي اسلامي نظير تركيه، اندونزي، بحرين، لبنان و پاكستان... و حتي برخي از كشورهاي غير اسلامي نظير ايالات متحده آمريكا و انگلستان نيز، تظاهراتي در برخي از مراكز اسلامي و با حضور گروهي از مسلمانان و غيرمسلمانان برگزار مي‌شود.
در روز قدس، حتي گروه‌هايي از يهوديان و طرفداران رژيم صهيونيستي در برخي كشورهاي اروپايي و آمريكا، تظاهراتي را عليه اين مراسم به راه مي‌اندازند و در سرزمین‌های اشغالی نيز صهیونیست‌ها تظاهراتي در اعتراض به برگزاري مراسم روز قدس ـ كه آن را نماد صهيونيسم‌ستيزي مي‌دانند ـ برگزار مي‌كنند كه خود اين مسئله تأثيرگذاري نامگذاري روز قدس را نشان مي‌دهد و بر جهاني شدن اين روز صحه مي‌گذارد.


امام در گذر زمان ۶5۱

حضور بالگردهای هوانیروز
در مراسم تشییع و تدفین پیكر مطهر حضرت امام خمینی(ره)، برای جابه‌جایی خبرنگاران داخلی و خارجی و امكان هرگونه كمك دیگر، بی‌درنگ و بدون فوت وقت جهت وداع و شركت در مراسم، خلبانان هوانیروز پروازهای محوله را انجام می‌دادند. انبوه میلیونی مردم مسلمان بود كه در اطراف و اكناف برای برگزاری نماز و شركت در مراسم تشییع دیده می‌شد. در این لحظات خلبانان هوانیروز تمام تلاش خود را به كار گرفتند كه تعداد 260 نفر خبرنگار و خبرگزار هر چه بیشتر در موقعیتی مطلوب قرار گیرند تا بتوانند این شكوه و جلال را به تصویر بكشند و مردم دنیا را از آن همه احساسات پرشور كه برای رهبری دلسوز و مردمی انجام می‌گرفت با خبر كنند. یكی از خلبانان هوانیروز در مصاحبه‌اش از آن روز می‌گوید: «تصمیم مسئولان محترم ستاد برگزاری مراسم به این جهت بود كه امام و امت حتی تا لحظه انجام مراسم تدفین هرچه بیشتر در كنار هم باشند. یك فروند بالگرد حركت خودروی حامل پیكر مطهر و جمعیت مشایعت‌كننده را از راه هوا نیز زیر نظر داشته باشد و به همین منظور در یك پرواز شناسایی از مصلا تا بهشت زهرا(س) انجام شد. وجود توده‌های عظیم و میلیونی مردم مسلمان كه از شب قبل در بهشت زهرا حضور یافته بودند این باور را به وجود می‌آورد كه تمامی این مردم مانند سیل خروشان و با پای پیاده از مصلا در تشییع پیكر امام به طرف بهشت زهرا در حركت هستند. به همان اندازه نیز در بهشت زهرا جمعیت منتظر ورود پیكر امام بودند. این توده عظیم میلیونی در نزدیكی بهشت زهرا به علت تراكم و فشردگی باعث كندی و احتمالا توقف خودروهای حامل پیكر مطهر می‌شد كه مسئولین دلسوز و زحمت‌كش ستاد برگزاری مراسم تشییع حضرت امام تشخیص و صلاح بر آن داشتند كه بالگرد هوانیروز در محل فرود آمده و پیكر مطهر را به داخل بالگرد انتقال دهند. وصف حالات و روحیات خدمه پروازی دیدنی و غیرقابل توصیف بود كه به هیچ صورتی نمی‌شود توضیح داد. ولی در این فكر بودیم كه ورود حضرت امام به بهشت زهرا با یك فروند بالگرد ارتش جمهوری اسلامی ایران باشد. پس از پرواز بالگرد بر فراز منطقه در نظر گرفته شده برای تدفین و با توجه به مشكلاتی كه در مصلا به وجود آمده بود، تصمیم بر این شد كه پیكر مطهر به منظریه برگشت داده شود.»


مجالس شوراي اسلامي ۳۴

تخلف در انتخابات مجلس ششم
انتخابات مجلس ششم در حالی، اواخر سال 1378 برگزار شد كه تخلفات زیادی در حوزه‌ انتخابیه‌ تهران و در كارنامه‌ عملكرد مصطفی تاج‌زاده، رئیس ستاد انتخابات وزارت كشور، به ثبت رسید. در پی این تخلفات گسترده كه «مغایرت تعداد تعرفه‌ها و برگ‌های رأی، وجود آرایی كه دارای مهر نظارت نیستند، آرایی با دو خط، مغایرت تعداد آرای مردم داخل صندوق با بازشماری مجدد، فقدان فرم كه باید داخل صندوق باشد، پارگی لفاف صندوق‌ها، نبودن لاك و مهر بر روی برخی از صندوق‌ها» را شامل می‌شد و در بررسی 867 صندوق مورد بازشماری توسط شورای نگهبان كشف شده بود، دبیر شورای نگهبان در نامه‌هایی از محضر مقام معظم رهبری تقاضای دستور حكومتی و مصلحت‌اندیشی در این زمینه كرد كه در شماره پيش به آن اشاره شد.
موضوع تخلف حتی مورد اعتراض افرادی كه به جریان اصلاحات نزدیك بودند نیز قرار گرفت. براي نمونه «محسن هاشمی» بعدها به عملكرد جریان دوم خرداد در انتخابات مجلس ششم چنین اشاره كرد: «ايشان (آقای هاشمی رفسنجانی) در آن انتخابات بيستم شد، اگر صندوق‌ها را باز مي‌كرديم شايد انتخابات تهران باطل مي‌شد. كتابي هست به نام «انصراف» كه حاج‌آقا دلايل انصراف‌شان را از انتخابات مجلس ششم نوشته‌اند. آن موقع مسئول انتخابات فهرست را مي‌خواند ولي اسم ايشان را نمي‌خواند. من مدام تماس گرفتم و گفتم چرا نمي‌خوانيد؟ گفت ما هنوز به رأي آيت‌الله هاشمي شك داريم، بعد شكايت شد و يك بساطي راه انداختند كه اگر يادتان باشد كاريكاتور «آقاسي» را كشيدند. من آن موقع رئيس دفتر حاج‌آقا بودم، به شوراي نگهبان شكايت شد. برخي از صندوق‌ها را باز كردند و هر صندوقي كه باز مي‌شد آراي آن مخدوش بود و باطل اعلام مي‌شد. تا 30 درصد بازشماري شد و حاج‌آقا بيستم شد، بعد گفتند ديگر ادامه ندهيد چون مجبور مي‌شوند انتخابات تهران را باطل كنند. وقتي از 30 به 20 رسيدند ديدند انتخابات در تهران مخدوش است. افراطي‌هاي اصلاح‌طلبان و اجرايي‌هاي آن‌ها تقلب كرده بودند.»
حجت‌الاسلام حسن روحانی درباره انتخابات مجلس ششم می‌گوید: «تحلیل نتایج انتخابات مجلس ششم به دلیل جو دوم خرداد بود؛ به خصوص بعد از حادثه 18 تیر جو خاصی درست شده بود. مثلاً در تهران همه دانش‌آموزان دارای سن رأی دادن و همه دانشجویان را بسیج كرده بودند و گفته بودند حتماً به 30 نفر رأی دهید تا افراد جناح مقابل رأی نیاورند. در حالی كه مردم معمولاً 30 نفر را نمی‌نویسند و تا حدود نفر بیستم، در كاغذ می‌نویسند.»
وی ادامه می‌دهد: «یعنی اصلاح‌طلبان كار سازماندهی شده برای برنده شدن در انتخابات انجام داده بودند. اما عملكرد مجلس ششم باعث شد تا تركیب مجلس هفتم برعكس آن شود؛ زیرا در مجلس ششم دعوا و نزاع زیاد بود، در حالی كه مردم مجلس شلوغ را دوست ندارند. در شورای شهر هم اینگونه شد و آنقدر در آن دعوا شد كه منحل شد و دوره بعد از آن هم مانند مجلس هفتم (كه بعداً تشكیل شد) شد.»
البته تاج‌زاده رئيس وقت ستاد انتخابات كشور در دفاع از عملكرد خود و همكارانش گفته بود: «همه حرف من اين است كه بايد به رأي مردم احترام گذاشت و اين بزرگ‌ترين خيانت است كه چون دوستان من به مجلس نرفته‌اند اصل انتخابات را مخدوش اعلام كنم و رأي مردم را به هيچ بگيرم»
وي همچنين تأكيد كرد خدشه‌دار بودن انتخابات تهران و تقلب انتخاباتي در آن هرگز پذيرفتني نيست، زيرا جفا به همه مردم است. جالب آنكه همین افراد چند سال بعد انتخاب باشكوه دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری را زیر سوال برده و مسئولان وقت را به تقلب در انتخابات متهم كردند، در حالی كه اختلاف نفر اول و دوم در آن بیش از یازده میلیون بود.

 

 

 

 

صفحه 10 تا حماسه

 

1-بررسی ظهور و بروز جریان سلفی در كشورهای اسلامی :
حضور مسلحانه سلفیان در کشورهای منطقه

2-حجت الاسلام «غریب رضا» از فعالان حوزه بیداری اسلامی در گفت وگو با صبح صادق :
مقام معظم رهبری نقشه راه جامعی برای بیداری اسلامی ترسیم کردند


بررسی ظهور و بروز جریان سلفی در كشورهای اسلامی
حضور مسلحانه سلفیان در کشورهای منطقه(2)
از دیگر نقاطی که تکفیری‌ها به‌صورت فعال در حوادث سیاسی آن نقش‌آفرینی می‌کنند عراق است. در حال حاضر یک دولت شیعی در این کشور در رأس امور اجرایی عراق قرار دارد، اما حضور عناصر شیعی منافع برخی از سران منطقه، بعثی‌ها و گروه‌های تندروی وهابی‌ این کشور را به مخاطره انداخته است. با توجه به خاطره هشت سال دفاع ایران از مرزهای خود و حمایت همه‌جانبه سران عرب منطقه از صدام حسین در جنگ تحمیلی، تصویری از دیکتاتور بعثی به‌عنوان سرداری مدافع عرب و مذهب اهل سنت در برابر خطر عجم‌های شیعی مسلک در باور سنیان عراق و سایر کشورهای منطقه چنان نفوذ کرده بود که تصور می‌کردند حضور ایرانیان در عراق و برقراری پیوند مستحکم میان شیعیان منطقه، حیات سیاسی عرب و نفوذ مذهب اهل سنت را به‌خطر خواهد افکند. گذشته از این، چون حوادث پیش آمده سبب تضعیف حزب بعث شده بود برای رهایی از این تنگنا، اتحادی راهبردی میان سنیان ناراضی و عناصر حزب بعث شکل گرفت. از بعد مذهبی نیز القاعده امکان بیشتری را برای جولان دادن در مناطق سنی‌نشین یافت. از این پس، روند خشونت در عراق شتاب بیشتری به خود گرفت و تکفیری‌ها در این کشور عرصه را برای اقدامات خود مناسب دیدند.
یکی از عوامل مهم درگیری‌های خونین منطقه، بحث تکفیر شیعیان و مطرح کردن آن از سوی علما و روحانیون افراطی وهابی و سلفی است که سبب قربانی شدن بسیاری از شیعیان بی‌گناه در منطقه شده است. جالب اینجاست که به جای برخورد مناسب و معقولانه با این پدیده و اعلام برائت از اقدامات خشن و سرکوبگرایانه، در آذر ماه 1385، سی‌وهشت نفر از علمای سلفی عربستان سعودی در بیانیه‌ای ضمن ابراز تأسف از سقوط بغداد آن را توطئه مشکوک صلیبیون، روافض و صفویان دانستند و هدف از آن را حفاظت و حمایت از اشغالگران و تحدید نفوذ اهل سنت در منطقه و ایجاد هلال شیعه و تجزیه عراق به سه منطقه کردی، شیعی و سنی خواندند. کاملاً مشخص بود که در این نوع تقسیم‌بندی روافض یعنی شیعیان، صفویان همان ایرانیان و اشغالگران نیز سربازان صلیبی هستند. یکی از بهانه‌های مهم علمای اهل سنت برای به‌کارگیری حربه تکفیر علیه شیعیان بحث غلو در مورد ائمه اطهار(علیهم‌السلام) است. توهین به صحابه و همسران پیامبر(ص)، عدم دخالت اهل سنت در مناصب سیاسی، ممانعت از احداث و تأسیس مسجد در برخی از مراکز شهری مدعیات سنیان در مورد حکومت شیعی ایران است. غربی‌ها نیز این اختلافات را از نظر دور نگه نداشته و ضمن ایجاد وضعیت برای اختلاف‌انگیزی میان شیعه و سنی ترس موهم از اسلام را نیز مطرح کردند.
سلفیان در مسئله سوریه
بحران سیاسی سوریه از تابستان 91 به سرعت رنگ و بوی نظامی به خود گرفت. تعداد گروه‌های مسلح سوری و خارجی درون سوریه دقیق مشخص نیست، اما آذرماه سال گذشته 14 گروه مسلح در حلب اعلام کردند که می‌خواهند گروهی جدید به نام «حکومت اسلامی» تشکیل بدهند.
جبهه‌النصره، لواء‌التوحید، کتائب احرار شام، احرار سوریه، کتیبه السلطام محمد، لواء حلب الشهباء الاسلامی، حرکه الفجر الاسلامیه، درع‌الامه، لواء عدنان، کتائب‌الاسلام، لواء جیش محمد، لواء النصر، کتیبه الباز و لواء درع الاسلام، 14 گروهی هستند که از پیوستن به ائتلاف دوحه امتناع کرده‌اند.
روزنامه الاهرام مصر سه گروه جبهه النصره، لواء‌التوحید و کتائب احرار شام را بزرگ‌ترین گروه‌هایی معرفی کرد که در شمال سوریه در حال درگیری با ارتش هستند. واشنگتن پست در معرفی این گروه‌ها گفته است که آنها گروه‌های نظامی غیرسوری هستند که تفکرات جهادی دارند و از روش‌های القاعده استفاده می‌کنند.
1- جبهه النصره
جبهه النصره از بزرگ‌ترین گروه‌های مسلح در سوریه است. امروز دیگر هیچ کسی نیست که نداند بازیگران اصلی منازعه نظامی با ارتش سوریه سلفی‌های جهادی هستند. کسانی که در حوزه نظری معتقد به «سلف صالح» هستند و راه بازگشت به «آنچه اصل دین می‌پندارند» را هم «قیام به سیف» یا «جهاد» می‌دانند. ناظران غربی این گروه‌ها را به دو دسته کلی تقسیم می‌کنند؛ گروه‌های القاعده‌ای که از خارج مرزهای سوریه وارد این کشور شده‌اند و گروه‌های جهادی محلی. (گزارش مرکز رصد تروریسم آمریکا، نوامبر 2012) در میان گروه‌های جهادی محلی گردان احرار الشام مهم‌ترین آنها است. گروه‌های محلی اگرچه مبانی اصلی رفتار گروه‌های جهادی بین‌المللی را دارند؛ اما هدف نهایی خود را سرنگونی بشار اسد اعلام کرده‌اند.
در مقابل گروه‌های القاعده‌ای که وارد سوریه شده‌اند، پایان اقدامات‌شان را پایان حکومت بشار اسد نمی‌دانند. براساس گزارش رسانه‌ها و مراکز پژوهشی غربی، گروه‌های القاعده‌ای متعددی در طول بحران سوریه وارد این کشور شده‌اند. از این جمله می‌توان به گروه لبنانی «فتح‌الاسلام» اشاره کرد که در سال 2007 سابقه درگیری با دولت این کشور را نیز داشته است. گروه «عبدالله عزام» نیز که پیش از این مسئولیت حملات بسیاری در سرزمین‌های اشغالی و همچنین جنوب لبنان را بر عهده گرفته، نمونه دیگری است. با این وجود بزرگ‌ترین گروه القاعده‌ای درگیر در بحران سوریه را «جبهه النصره الی اهل الشام» می‌دانند.
جبهه النصره در ژانویه 2012 اعلام موجودیت کرد. رئیس این گروه که خود را ابومحمد الجولانی می‌نامد در یک پیام صوتی اعلام کرد که او و همراهانش تنها چند ماه پس از آغاز بحران سیاسی در سوریه از یک میدان جهادی دیگر به این کشور آمده‌اند تا به مردم شرق مدیترانه در برابر بشار اسد کمک کنند.
شاهدان عینی که در سوریه به سر می‌برند این گروه را با «امکانات نظامی بالا» و «مهارت‌های سازمان‌یافته قدرتمند» توصیف کرده‌اند. براساس گزارش‌های غربی، جبهه النصره زیرکانه تلاش می‌کند تا با مردم محلی درگیر نشود و همچنین در حالی که گستره درگیری‌هایش را به اطراف دمشق، حلب، حما، درعا و دیرالزور توسعه داده، از درگیری با دیگر گروه‌های مسلح هم اجتناب کند. با این حال تاکنون بارها گزارش‌هایی از درگیری جبهه با گروه‌های متفرقی که خود را «ارتش آزاد سوریه» می‌نامند و همچنین با کردهای مسلح منتشر شده است.
با این وجود برخی معتقدند که جبهه النصره در بخش‌هایی نیز با نیروهای ارتش آزاد همکاری داشته است، اگرچه سبک عملیات‌های جهادی در سوریه شبیه به سبک عملیات جهادی در عراق از سال 2003 به بعد است. این گروه مسئولیت ترور افراد، گروگان‌گیری و بمب‌گذاری‌های متعددی را بر عهده گرفته است. از جمله آن می‌توان به بیشتر بمب‌گذاری‌ها در دمشق، پایتخت سوریه اشاره کرد که افراد غیرنظامی بسیاری در آنها جان باخته‌اند.
2- فتح‌الاسلام
گروه فتح‌الاسلام یک گروه سلفی رادیکال است که در سال 2006 در کمپ آوارگان فلسطینی در لبنان تأسیس شد. این گروه از جمله گروه‌های موسوم به جهادی محسوب می‌شود. این گروه در ماه می‌سال 2007 و در ژوئن 2007 پس از درگیری شدید با ارتش لبنان معروف و شناخته شد.
شورای سازمان فتح‌الاسلام در جلسه‌ای، ابومحمد عوض را به جانشینی «شاکر العبسی» رهبر موقت این گروه برگزید. پایگاه خبری عربی پرس نیز شهریور 1391 مدعی شد: «عبدالعزیز الکورکلی» معروف به «ابوحسام الشامی»، سرکرده و رهبر کنونی سازمان فتح الاسلام در سوریه کشته شده است.
3- القاعده در عراق
سازمان قاعده الجهاد در سرزمین بین‌النهرین (به عربی تنظیم قاعدة الجهاد فی بلاد الرافدین) معروف به القاعده عراق یا القاعده در عراق یکی از مهم‌ترین گروه‌های سلفی جهادی حاضر در عراق است که در بیشتر دنیا به عنوان گروهی تروریستی شناخته می‌شود. القاعده عراق در گذشته از سوی ابومصعب الزرقاوی رهبری می‌شد. پس از کشته شدن زرقاوی در سال 2006 رهبری این سازمان احتمالاً برعهده ابوایوب المصری گذاشته شد، اما مصری هم در سال 2010 به همراه ابوعمر البغدادی دیگر رهبر بلندپایه سازمان در حمله نیروهای عراقی و آمریکایی کشته شد و پس از آن هنوز رهبر جدیدی برای سازمان مشخص نشده است.
این سازمان پیشتر با نام جماعت التوحید و الجهاد فعالیت می‌کرد و در اکتبر 2004 در اعلامیه‌ای رسمی اتحاد خود را با القاعده اعلام کرد. گروه القاعده شاخه عراق مدعی است که رهبری بیش از 12000 مهاجم مسلح را بر عهده دارد.
4- گردان‌های عبدالله عزام
گردان‌های عبدالله عزام (به عربی کتائب عبدالله عزام) یک گروه سلفی جهادی است که با القاعده مرتبط است. این گروه خود را بخشی از جریان کلی جهاد جهانی می‌داند. هنگامی که این گروه در سال 2009 تشکیل شد، شبکه‌هایی در کشورهای مختلف داشت.
5- صقورالشام
لواء صقورالشام از جمله گروه‌های نظامی در درگیری‌های سوریه است که خود را جهادی معرفی می‌کند. این جنبش اعلام کرده که در کنار ارتش آزاد سوریه علیه ارتش سوریه می‌جنگد. صقورالشام تعداد نظامیانش را شش هزار نفر اعلام کرده است که در 12 گردان مشغول درگیری هستند. ادلب مرکز تمرکز این گردان‌ها است. فرمانده این گروه احمد الشیخ المکنی است.
6- لواء‌الامه
درباره این گروه اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. اندیشکده جنگ آمریکا در گزارشی که در سپتامبر 2012 منتشر شد، این گروه را یک گروه مسلح اسلامگرا متشکل از افراد سوری و همچنین نظامیانی که از خارج سوریه وارد این کشور شده‌اند، معرفی کرد.
7- ارتش آزاد سوریه
ارتش آزاد سوریه (به عربی الجیش السوری الحر) از اولین گروه‌هایی بود که به ارتش سوریه اعلام جنگ کرد. این گروه نظامی مدعی است که از افسران و سربازان جدا شده از ارتش سوریه تشکیل شده است. شکل‌گیری این گروه به 29 ژوئیه 2011 بر می‌گردد؛ فرماندهی این گروه را «ریاض الاسعد» بر عهده داشت. ارتش آزاد سوریه مقر فرماندهی خود را در خاک ترکیه تأسیس کرد، اما در اواخر پاییز گذشته رایض الاسعد اعلام کرد که می‌خواهد مقر نظامی خود را به خاک سوریه منتقل کند.
وی پس از آن دیگر هیچ وقت بیانیه یا ویدئویی منتشر نکرد. برخی رسانه‌های منطقه مدعی شدند که وی به خواست سازمان اطلاعات ترکیه ترور شده است. اندیشکده جنگ آمریکا در گزارشی اعلام کرده است که ارتش آزاد یک ارتش به معنای کلمه نیست و بیشتر یک عنوان واحد است که گروه‌های مختلف از آن استفاده می‌کنند. برای نمونه کتائب احرارشام خود را بخشی از این ارتش معرفی کرده است. با ایجاد ائتلاف مخالفان دولت سوریه متشکل از 70 گروه در دوحه، پایتخت قطر اعلام شد که ارتش آزاد قرار است در یک تشکیلات نظامی دیگر ادغام شود. شاخه نظامی ائتلاف مخالفان چندی بعد از تلاش‌های ریاض الاسعد قدردانی کرد و اعلام کرد فرد دیگری جایگزین وی شده است. با این حال در درگیری‌ها با ارتش سوریه دیگر از شاخه نظامی ائتلاف و فرد جایگزین الاسعد خبری نشد. به نظر می‌رسد گروه‌های نظامی مخالف دولت سوریه و همچنین گروه‌های سیاسی مخالف درباره اینکه تحت عنوان ارتش آزاد سوریه عملیات نظامی هماهنگ داشته باشند، هیچ‌گاه به توافق نرسیدند. با این حال هنوز هم برخی ویدئو‌ها به اسم ارتش آزاد سوریه منتشر می‌شود. گفته می‌شود پیش از آغاز به کار ارتش آزاد، حرکت دیگری به نام «افسران آزاد سوریه» از سوی سرهنگ حسین هرموش از نخستین افسران بلندپایه جداشده از ارتش شکل گرفته بود. ناظران گروه افسران آزاد را هسته و پایه آغازین شکل‌گیری ارتش آزاد می‌دانند. حسین هرموش پس از دستگیری به دست مأموران امنیتی سوریه در ماه ژانویه 2012 اعدام شد.
8- کتائب احرارالشام
گردان‌های احرارالشام مجموعه‌ای از گروه‌های اسلامگرا و سلفی در سوریه است که با استمرار بحران سیاسی در سوریه، در سال 2011 برای جنگ با ارتش این کشور ایجاد شد. «عبدالرحمن السوری» سرکرده این گروه است. بیش از 25 گردان این مجموعه در مناطق مختلف سوریه پخش شده‌اند. با ادامه درگیری‌ها در سوریه سایت رسمی این گروه اعلام کرد که تعداد گردان‌هایش را به 60 گردان افزایش داده است. بیشتر این گردان‌ها در ادلب هستند، اما برخی از این گردان‌ها در حما و حلب حضور دارند. برخی از گردان‌های این مجموعه عبارتند از قوافل الشهدا و انصار الحق در استان ادلب، التوحید و الایمان در ادلب، شهبا در شهر حلب، حسن‌بن ثابت در درعا و لب، صلاح‌الدین و عبدالفدا در حما.


حجت‌الاسلام «غریب رضا» از فعالان حوزه بیداری اسلامی در گفت‌وگو با صبح‌صادق
مقام معظم رهبری نقشه راه جامعی برای بیداری اسلامی ترسیم كردند

احسان آیتی

نمایشگاه قرآن همچون سنوات گذشته در ایام ماه مبارك رمضان در مصلای بزرگ امام خمینی(ره) در حال برگزاری است. در سال‌های اخیر بخش بیداری اسلامی به این نمایشگاه افزوده شده است. این بخش می‌كوشد تا بازدیدكننده نمایشگاه در حوزه محتوایی با بیداری اسلامی آشنا شود. به عبارت دیگر، هدف این بخش آن است كه مخاطب هویت و چیستی این بیداری، بسترهای تاریخی شكل‌گیری آن، تحولات و حوادث انقلاب‌های بیداری‌گرایانه و شخصیت‌ها و نمادهای بیداری اسلامی را بشناسد.
همچنین تلاش بر آن است تا مخاطب با حضور در بخش بیداری اسلامی، با دشمنان این جریان و توطئه‌های طراحی شده علیه آن، اقداماتی كه برای خنثی‌سازی بیداری در منطقه صورت می‌گیرد همچون؛ فتنه صهیونیزم جهانی در سوریه و ریشه‌های آن آشنا شود و بتواند در فضایی تركیبی از محتوا، سازه‌های هنری و تجسمی، مفاهیم مرتبط با بیداری اسلامی را دریافت كند.
برنامه‌های تدارك دیده شده در بخش بیداری اسلامی نمایشگاه قرآن در راستای ارائه این مفاهیم است. فضاسازی برای گفت‌وگوی فعالان بیداری اسلامی و كارشناسان این حوزه در دستور كار بخش قرار دارد، از این رو پنج نشست مناظره با محورهای مذكور در طول برپایی نمایشگاه برگزار می‌شود.
علاوه بر این، از هشت تن از میهمانان غیرایرانی در این نمایشگاه از كشورهایی چون؛ مصر، یمن، تونس، بحرین و كشورهای مقاومت مانند سوریه، لبنان و فلسطین در كنار طلاب، نخبگان و نیروهای فرهنگی و نیز علاقه‌مندان داخلی و خارجی به این حوزه برای حضور تخصصی، دعوت به عمل آمده است.
استفاده از تابلوها و بنرهای مرتبط، سازه‌های تجسمی و ماكت میدان‌های معروف در جریان بیداری اسلامی همچون میدان التحریر مصر، میدان لولوی بحرین و میدان غصبه تونس و... در كنار فلش‌كارت‌های محتوایی و عرضه نرم‌افزارهای تلفن همراه برای ارائه مفاهیم این بخش در نظر گرفته شده است.
بخش بیداری اسلامی در طبقه فوقانی مصلای امام خمینی(ره) در مساحت 360 مترمربعی در طول ایام برپایی نمایشگاه قرآن پذیرای بازدیدكنندگان است.
برگزاری این نمایشگاه فرصتی دست داد تا با حجت‌الاسلام «غریب رضا» از دست‌اندركاران این بخش و از فعالان حوزه بیداری اسلامی گفت‌وگوی كوتاهی داشته باشیم كه در ادامه می‌خوانید.
* چه دلیلی موجب شد تا شما به فعالیت در زمینه بیداری اسلامی علاقه‌مند شوید؟
زمانی كه من برای بجا آوردن مناسك حج رفته بودم، در آنجا با حجاجی كه از سایر كشورها آمده بودند، ارتباط پیدا كردم. وقتی با آن‌ها گفت‌وگو می‌كردم، متوجه شدم كه یك ظرفیت و علاقه گسترده در میان مسلمانان جهان برای آشنایی با هویت مذهبی و هویت سیاسی ما در ایران وجود دارد و از طرفی هم، آثار شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی مشخص بود، وقتی به ایران آمدم احساس كردم این گفت‌وگوها و معرفی هویت شیعی و ایرانی ما با استفاده از امكانات فضای مجازی فراهم است، این اقدام را انفرادی شروع كردم و باكمك علاقه‌مندان این موضوع به فعالیت دسته‌جمعی تبدیل شد. این اقدام با شعله‌ور شدن بیداری اسلامی در كشورهای منطقه همزمان شد كه موجب گسترده‌تر شدن فعالیت‌های ما و ایجاد یك مؤسسه شد.
* افراد صاحب‌نظر در حوزه بیداری اسلامی هر كدام تعریف خاصی را ارائه كردند در این باره، تعریف شما از بیداری اسلامی چیست؟
بیداری اسلامی در واقع حركت امت اسلامی برای احیای تمدن اسلامی است. من معتقدم كه بیداری اسلامی پیش از وقوع این انقلاب‌ها رخ داده است، امت اسلامی وقتی احساس كرد كه از طرف غرب مورد هجمه قرار گرفته و غرب در حال پایمال كردن هویت آن‌ها است، بیدار شد و به این فكر افتاد كه هویت فرهنگی خود را بازیابی كند.
* با توجه به اینكه شما با مردم كشورهای مختلف اسلامی تعامل داشتید، نگاه مردم این كشورها نسبت به جمهوری اسلامی چگونه است؟
یك علاقه فطری در مردم كشورهای اسلامی به ایرانیان ـ به دلیل مبارزات ضدصهیونیستی و ضداستكباری مردم ایران ـ وجود دارد و مردم مسلمان جهان، جمهوری اسلامی را یك حکومت مردمی می‌دانند، اما از طرف دیگر، شبهات و سؤال‌هایی نیز به دلیل تبلیغات سوء، سیاه‌نمایی‌های گسترده شبكه‌های عربی با این مضامین كه ایران برای منطقه بسیار خطرناك است، ایران اشغالگر است، ایران به دنبال سلاح هسته‌ای است، ایران برخلاف آنچه می‌گوید به صورت پنهانی با رژیم صهیونیستی و آمریكا ارتباط دارد و... مطرح می‌شود كه بعضاً بر روی افراد كم‌اطلاع تأثیرگذار بوده است، اما متأسفانه رسانه‌های ما نتوانستند شفاف‌سازی مناسبی در برابر این هجمه انجام دهند.
* فضای وحدت مذاهب مختلف در سطح كشورهای اسلامی را چطور ارزیابی می‌كنید؟
فضای كشورهای اسلامی به‌طور كل یك فضای متحدی است و بدنه اصلی این جوامع، خواستار وحدت و آرامش است، همان‌طور كه از گذشته هم بوده است، اهل تشیع و اهل تسنن در كنار هم زندگی می‌كنند، با هم وصلت می‌كنند، همكار هستند و... اما فضاسازی‌های اجتماعی و رسانه‌ای دست گروه خاصی است كه متأسفانه این نگاه را ندارند و به‌ویژه در چند دهه اخیر ما شاهد هستیم كه خط تفرقه‌افكنی و ایجاد اختلاف به‌طور برنامه‌ریزی شده‌ای دنبال می‌شود. برای نمونه؛ سلفی‌های تكفیری یا همان وهابیون به طور علنی و رسمی اعلام می‌كنند كه وحدت با شیعیان نه صحیح است و نه امكان دارد، در این زمینه كتاب هم می‌نویسند و مدام بر طبل تفرقه می‌كوبند.
* آیا مردم كشورهای اسلامی پس از رخ دادن این انقلاب‌ها، از روندی كه در حال طی شدن است، راضی هستند؟
مردم در كشورهای اسلامی، انقلاب‌هایی را به وجود آوردند و نسبت به خواسته‌ها و اهدافی كه از ابتدا مطرح كردند، مصمم هستند، اما نگرانی‌هایی هم وجود دارد، مانند اینكه آیا دوباره مخالفان انقلاب‌ها بر سر كار خواهند آمد؟ آیا كسانی كه جایگزین دیكتاتورها شدند، راه همان دیكتاتورها را پیش خواهند گرفت و... همان‌طور كه می‌دانید اتفاقاتی كه در مصر در حال رخ دادن است، ناشی از همین نگرانی‌هاست. كسانی كه مسئله تمرد را مطرح كردند، كسانی بودند كه از عملكرد اخوان‌المسلمین پس از سرنگونی مبارك رضایت نداشتند، چرا كه در دولت آقای مرسی به‌ویژه در حوزه بین‌الملل، مطالبات جدی انقلابیون مانند استقلال در عمل و فاصله گرفتن از رژیم صهیونیستی، عملی نشد و در حوزه داخلی هم ایرادات بسیاری به عملكرد ایشان وارد است.
* وضعیت یمن و تونس را چطور ارزیابی می‌كند؟
اوضاع در یمن پس از انقلاب به شكلی پیش رفت كه فضا فرسایشی شد و این كشور روی آرامش را ندید كه البته اخیراً گفت‌وگوهای ملی برای رسیدن به یك نظر واحد شكل گرفته و گروه‌های مختلف در حال رایزنی در این زمینه هستند. در مورد تونس هم وضعیت حاكم وضعیتی شبیه مصر است و یك تروئیكای سه‌جانبه وجود دارد كه قدرتمندترین آن‌ها حزب «النهضه» است كه یك حزب محافظه‌كار است كه نتوانسته تغییر جدی در رویكردهای سیاسی و فرهنگی ایجاد كند.
* اوضاع بحرین چگونه است؟
موضوع بحرین با دیگر انقلاب‌ها متفاوت است. مردم بحرین از سال‌ها پیش نسبت به حاكمان این كشورها اعتراض داشته و بارها نیز به میادین آمده بودند و از طرف دیگر، این كشور پایگاه پنجم نیروهای دریایی آمریكا و حیاط خلوت عربستان سعودی محسوب می‌شود. به تعبیر مردم بحرین، برخلاف مردم دیگر كشورها كه با یك حاكم مقابله می‌كردند در مقابل خود هفت كشور حوزه خلیج‌فارس و آمریكا (1+7) را دارند، البته با این حال، مردم بحرین با الهام‌گیری از قیام عاشورا، استقامت و انگیزه بیشتری دارند و مطمئناً به پیروزی می‌رسند، كه این پیروزی نیازمند صبر و استقامت است.
* آینده را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
ما معتقدیم كه پیروزی اسلام، وعده الهی است و تحقق آن قطعی است، ولی این راه، نیازمند تلاش مسلمانان است، مسلمانان باید در این راه به وحدت برسند، ببینید مقام معظم یك نقشه راه جامع برای بیداری اسلامی ترسیم كردند، ایشان موانع، توطئه‌ها و چالش‌های پیش رو را به درستی ترسیم كردند، اما متأسفانه در مسئله مصر دیدیم به هشدارهای ایشان كم‌توجهی شد و این اتفاقات رخ داد. در این وضعیت ما باید وارد بشویم و در مورد این مسائل اطلاع‌رسانی كنیم و با خواص آن‌ها ارتباط بگیریم تا راه برای پیروزی هموار شود.

 

 

 

صفحه 11 معارف-میقات

 

1-حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی اكبر ابوترابی (ره) : شب قدر ارزش نهادن به افعال انسان است

2-آيينه خواص

3-نقطه نظر

4-يادداشت

5-برگزیده نهمین دوره انتخاب كتاب سال سپاه در گفت وگو با صبح صادق :
تصمیم گرفتم از اين پس فیلمنامه بنويسم

6-يك حماسه

7-علمداران


حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی(ره)
شب قدر ارزش نهادن به افعال انسان است

اشاره: آنچه از محضر شما خواننده محترم می‌گذرد سخنرانی مرحوم ابوترابی در اردوگاه اسارت است که با سخنان امیدبخش خود روح قدرت و ایمان را به دل و جان آزادگان می‌دمد.
خداوند به آبروی محمد و آل‌محمد(ص)، همه شما و این امت را از بیشترین برکات این ماه شریف، این شب‌های رحمت و آمرزش بهره‌مند فرماید و به توجهات و عنایات خاصه‌ امیرالمومنین(ع) در این شب‌های قدر، اعمال گذشته‌ شما مقبول و کم و کسری‌ها مورد عفو و آمرزش قرار گرفته و در آینده در وطن عزیز با سرافرازی و آزادی، موفقیتی بیش از گذشته داشته باشیم.
این شب‌ها با عظمت‌ترین شب‌ها است و به احتمال قوی شب قدر بین 19 و 21 و 23 است. اگرچه همه در این شب‌ها به یاد شما هستند و جهت بازگشتن به سلامت شما دعاگو؛ ولی همه از امام و این امت چشم به دعای شما دوخته‌اند و یقیناً دعای شما عزیزان اسیر برای‌شان بی‌تأثیر نخواهد بود.
در مورد شب قدر، هم سند قرآنی داریم؛ «انا انزلناه فی لیله‌القدر و ما ادراک ما لیله‌القدر لیله‌القدر خیر من الف شهر» و هم در روایات ائمه معصومین(صلوات‌الله علیهم‌اجمعین) از آن بسیار با عظمت یاد کرده‌اند، از این رو ما تردیدی در وجود چنین شبی و عظمت آن نداریم.
اما خصوصیت شب قدر در این است که اولاً شب رحمت است و در پربرکت‌ترین شب‌های سال و در چنین شبی، مروری به اعمال گذشته انسان شده و با در نظر گرفتن وضعیت فعلی انسان و اعمال و نیت و وضعیت گذشته‌ او، جدول کلی زندگی یک‌ساله از طرف ذات اقدس حق به صورت عادلانه‌ای ترسیم می‌شود، البته این تقدیر حکیمانه هرگز به معنای این نیست که صرفاً سرنوشت انسان با تقدیر الهی از دست انسان خارج شده و دیگر انسان اختیاری از خود نداشته باشد، بلکه این تقدیر الهی بدین جهت است که آنچه را کشت کرده، در سال آینده به ثمر برساند و درو کند؛ زیرا خلقت حکیمانه خدا آن‌چنان حساب شده است و دقیق که کمترین حرکت امروز ما از خوب یا بد، بدون شک در سرنوشت فردای ما و بلکه فردا‌های ما دخالت مستقیم دارد. در واقع، عمل امروز همانند بذری است که در آینده به ثمر می‌رسد و دقیق‌تر اینکه، عمل و نیت امروز ما و دعای خیرمان به یقین در سرنوشت ما و فرزندان ما مؤثر است و این تدبیر حکیمانه پروردگار عالم انجام‌پذیر است.
پس، چنین نیست که من امروز هرچه خواستم بکنم و فردا به هر خواسته‌ام برسم؛ بلکه فردا به آن چیزی می‌رسم که امروز با عمل، زمینه‌اش را برای خودم فراهم کرده‌ام و این نشانه‌ عدالت و حکمت خداوندی است و شب قدر تحقق بخشنده به این واقعیت است و حرکت عالم وجود در این جهت را تنظیم کرده و شکل می‌بخشد. پس، شب قدر، بی‌قدر کردن انسان و بی‌اختیار نمودن او نیست؛ بلکه قدر دادن و ارزش بخشیدن به کرده‌های اوست.
بدین‌سان، در سایه تدبیر حکیمانه خدا، هر که را سرنوشتی است متناسب با کرده‌های او. اگر در قرآن کریم آمده است: خداوند به بندگانش رحیم است و مهربان و ظالم نیست، این مهربانی در دنیا به‌گونه‌ای است و در آخرت به‌گونه‌ای دیگر. در دنیا با این تقدیر و تدبیر حکیمانه، هر یک به راهی متناسب با اعمالش هدایت شده و در آخرت به بهشت و جهنم ختم می‌شود.
در واقع، این راهی است که انسان‌ها با عمل خودشان انتخاب کرده‌اند و در نهایت، بهشت و جهنم نیز حاصل عمل ماست و با این حساب، بر انسان‌های پاک و تبهکاران ناپاک، به ظاهر روزگار یکسان می‌گذرد و گویی حساب در کار نیست، غافل از آنکه هر یک مسیر مخصوص به خود را می‌پیمایند که این تقدیر و تدبیر خدای حکیم است. گرچه ما معمولاً بی‌توجه به آن هستیم. این حرکت حساب شده آن چنان دقیق است که حتی منکرین خدا - از مادی‌گراها - می‌گویند: حرکت امروز ما تعیین‌کننده سرنوشت فردای ماست و وقتی سوال کنیم به چه دلیل؟ می‌گویند: تجربه این واقعیت را ثابت کرده؛ تجربه را بالاترین دلیل می‌دانند. ما هم این واقعیت را قبول داریم و می‌گوییم: تنظیم‌‌کننده این بساط که در این عالم هر کسی به نتیجه‌ عملش می‌رسد، دست خدای حکیم است، نه یک پدیده‌ مادی و زاییده اتفاق. چرا که خدا عالم را عبث و بیهوده نیافریده و هدفی در کار است و با اراده‌ خدا هر فرد را مسیری است متناسب با عملش؛ که این عین عدالت است نه بی‌عدالتی.
البته تقدیر الهی فراهم‌کننده زمینه رستگاری است متناسب با عمل خود انسان. ولی در عین حال هیچ‌گاه خداوند کسی را به پرتگاه هلاکت نمی‌کشد و این خود ماییم و نتیجه عمل.
«ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اسأتم فلها» خوبی شما به خودتان باز می‌گردد و بدی دامنگیر خودتان می‌گردد. (اِسراء: 6)
در این شب‌های قدر و این لحظه‌های گران و سرنوشت‌ساز باید به خود آمده و با مروری به گذشته، از ضعف‌ها و بدی‌ها دست کشیده و طلب آمرزش کنیم و با نیتی پاک و خالص‌تر به درگاه خدا روی‌آ‌ور شده و برای موفقیت خود و عزت مسلمین و بهبود وضع آنان و فرج آقا امام زمان(عج) و موفقیت بیشتر خدمتگزاران دعا کنیم.
اگر در شب‌های قدر، خود آبرویی نداریم، آبرومندان درگاه اقدس حق را - از معصومین(علیهم‌السلام) و شهدا- واسطه قرار داده و آنان را شفیع خود قرار می‌دهیم و اگر دست‌مان به دامان پرخیر و برکت پیغمبر(ص) نمی‌رسد، یادگار گرانقدر آن حضرت،‌ قرآن کریم را بر سر نهاده و خدا را به این کتاب مقدس و پاکان یاد شده در آن و آیات باعظمتش قسم داده که ما را در سایه‌ قرآن، مشمول رحمت خود در این ایام و دیگر ایام سال داشته و از عمل‌کنندگان به قرآن و نصایح گرانقدر انبیای الهی و ائمه‌ معصومین (علیهم‌السلام) قرارمان دهد و در دنیا و آخرت از اصحاب قرآن باشیم.
امیدواریم به عظمت قرآن و حقانیت رسول گرامی اسلام(ص) و نیت پاک شما و دعای خیر مؤمنین، در سایه قرآن آن چنان که رضای حق و رضای ائمه معصومین(علیهم‌السلام) است، زندگی کنید و اعمال گذشته شما مقبول، ضعف‌ها و کم و زیاد‌ها مغفور و آمرزیده و در آینده از موفقیت بیشتری در سایه بندگی حق و توجهات معصومین (علیهم‌السلام) برخوردار بوده و به‌زودی در وطن عزیزمان به همه آرزو‌های پاک و انسانی خویش در سایه اسلام عزیز دست یابید.


آيينه خواص
جواد منصوري

راه تدبر در قرآن
ماه رمضان ماه نزول قرآن و زماني است كه با فضاي موجود در آن مي‌توان زمينه بيشتری براي انس فكري و روحي با معارف قرآن و توانايي برگرفتن قطرات آب حيات از درياي فياض معارف ثقل اكبر را فراهم کرد.
زبان خطاب قرآن - با وجود اعجازآميز بودن- همان زبان متعارف عقلايي است، چرا كه مخاطبان آن، یکایک انسان‌ها هستند.
طبق احادیث، خداوند معارف خود را در قرآن كريم به چهارگونه بيان فرموده ‌است: عبارت و لفظ صريح، اشاره، لطايف و حقايق. عبارات براي فهم توده مردم، اشارات براي خواص و لطايف آن براي اوليا و حقايق آن براي انبياي الهي است. (بحار 75: 278) علاوه بر لزوم شناخت و دست يافتن انسان بر معارف اين كتاب هدايت در طول زندگي، تعليم و تعلّم آن نيز بنابر فرمايش نبوي موجب خير و برتري است كه «خيرُكم من تعلَّم القرآن وعلَّمه». چرا كه قرآن خود را شفا و رحمت مي‌نامد نه داروي تنها! و متقين طبق كلام علوي كساني هستند كه شفاي درد خود را از تدبر در آيات قرآن به‌دست مي‌آورند. با اين بيان نوراني، هم مسير دستيابي به شفا و هم نشاني از متقين روشن مي‌شود. از سوي ديگر دعوت و ترغيب همه‌‌ انسان‏ها به تدبر در قرآن كريم و توبيخ آنها بر نينديشيدن در آيات قرآني، شاهد گويايي بر جهاني بودن زبان قرآن و فراگير بودن فهم معارف آن است.
اما «تدبر» چيست؟ تدبر تفكر و انديشيدن است كه در آيات متعدد و نيز روايات بسيار به آن ترغيب و سفارش شده‌ است. راه يافتن به آستان اين كتاب عظيم در گرو تحصيل مقدماتي است. تحصيل طهارت روح اولين شرط تدبر در قرآن و بهره‏وري از آن خواهد بود و از مقدمات علمي تدبر در قرآن و نخستين شرط، آگاهي كامل بر قواعد زبان عربي است كه مهم‌ترين آن و طبق بيان مقام معظم رهبري كليد تدبر و عمل به قرآن، فهميدن كلمات قرآن است.
به تعبير آيت‌الله جوادي آملي قرآن براساس تحقيق، بنيانگذاري شده است و مردم را به بنا نهادن زندگي خود بر تحقيق فرا مي‏خواند و محققان را مي‏ستايد و روگردانندگان از تحقيق را سرزنش مي‏كند، پس تدبر در قرآن حكيم ضروري است تا چيستي و چگونگي منطق قرآن در آموزش شيوه تحقيق روشن شود. سپس بايد به سخن گويا كننده قرآن و انسان كامل معصوم(عليه‌السلام) گوش داد تا بيان آن حضرت نيز در چگونگي هدايت به سوي حق و رسيدن به حق روشن شود. همچنين معلوم شود، ثقليني كه رسول خدا (صلي‌الله عليه وآله وسلم) در امت خود به يادگار گذاشت، چونان دو چشم و دو گوش هستند كه هر دو با هم مي‏بينند و هر دو با هم مي‏شنوند، بدون آنكه تمايز، تعدد، ناسازگاري يا گوناگوني ميان ديدني‏ها و شنيدني‏هاي آنها باشد.


نقطه نظر
آیت‌الله محمد شجاعی

در ضیافت خدا- 4
ماه امیدواری

سعى کنید وقتى براى طلب مغفرت‌تان دعا می‌کنید، هیچ کس شما را نبیند. چون ما آن پختگى را یا آن تجرد و انقطاع را نداریم که بى‌قید از انسان‌ها باشیم، از این رو وقتی یکى پیش انسان بود، انسان حتى دعایش را با آن تضرع و استکانت که می‌خواهد انجام بدهد، نمی‌دهد. مخصوصاً براى طلب مغفرت در ایام ماه مبارک یک گوشه خلوت پیدا کنید. آن وقت به اصرار بپردازید.
اگر تنها نباشید اصلاً حال نمى‏آید براى شما، آن اسارت نمی‌‏گذارد در دید دیگران شما حال پیدا بکنید. همین‌طور که رو به قبله ایستاده‌‏اید و تضرع می‎‏کنید، حالت تَعَوذ داشته باشید. دست‌ها رو به قبله، بگویید و گریه کنید و تضرع و پناهندگى [داشته باشید]. پناهندگى از اینکه آتش می‌‏آید. در دستورها است که یک حالت تعوذ چنین است که پشت دست‌ها به سوى آسمان باشد، نه کف دست‌ها، این حالت پناهندگى است. در موقع استغفار پناهنده می‌‏شوید از لحاظ اینکه آتش می‌‏آید، غضب می‌‏آید! مگر خدا عنایت بکند.
یک حالت هم که در پناهندگى به خداست که به یک نظر «ابتهال» است که انسان سرش پایین باشد و دست را هرچه می‌تواند بالا ببرد و تضرع بکند براى طلب مغفرت. این - وضع ظاهر- هم حالى است در طلب مغفرت و اصلش هم حالت درون است.
وقتى هم که دعا می‌کنید امیدتان نسبت به رأفت حضرت حق باشد، مثل اینکه حاجت‌تان فوراً از دم در می‌‏آید، همانجا پشت در است. اگر امید نباشد، مسئله درست نمی‌‏شود. خدا رأفت دارد، رحمت دارد، هر چه هست، می‌بخشد. حتى تأکید شده که شرط استجابت است که امیدتان به خدا خوب باشد، که خدا می‌‏بخشد. پس اصرار در دعا بکنید، گوشه خلوت اختیار بکنید و مسائل را جدّى به‌نظر بیاورید، مجسم کنید که ممکن است یک ساعت بعد بمیرید، در پیشگاه خدا چه جوابى خواهید داد؟ این هم دستور است که در دعا بهتر است که علاوه بر اصرار و الحاح، انسان گاهى قبل از دعا، براى مستجاب شدن دعایش صدقه بدهد که مؤثر است.
گاهى اول یک صلوات بفرست و دعاها و اصرارهایش را بکن، باز هم صلوات بفرست و این دعا و تضرع را بین دو صلوات قرار بده که خدا مسلماً عنایتش در این صورت بیشتر است، این دستور داده شده است. البته دستور‌های زیادى هست: غذا و لباس را پاک بکنید از حرام و شبهه که قهراً دعاهای‌تان مستجاب است.
هر چه می‌‏توانید صلوات بیشتر داشته باشید. به قول مرحوم آقاى طباطبایى که یک سرّى در اینجا فرموده‌‏اند: وقتى شما از خدا طلب رحمت خاصّه براى رسول اکرم(ص) می‌کنید، آنها واسطه‏‌های فیض هستند، در حقیقت طلب رحمت براى خودتان می‌کنید، چون هرچه رحمت به آنها زیاد برسد فایده‌اش براى خود ماست.


يادداشت
سجاد توكلی

«بسیج» سبکی از زندگی برای حل مشکلات
این روزها كه در مورد موضوع «سبك زندگی» به ابتكار رهبر معظم انقلاب وارد ادبیات واژگانی نخبگان، عوام و رسانه‌های كشور شده‌ایم، نظرات مختلفی مطرح شده است كه هر كدام از آن‌ها باید مورد بحث و واكاوی قرار گیرد.
با ملاحظه این موضوع كه وزن‌كشی میان تفكر حق و باطل در طول تاریخ جریان داشته و دارد باید گفت، در اینكه صاحبان زر و زور با همه ساز و برگ خود به دنبال یك دست كردن جامعه جهانی براساس الگوی مبتنی بر جهان‌بینی مادی‌گرایانه هستند شكی نیست، اما آنچه مهم است رسیدن به راهكارهای عملی در جهت حفظ ارزش‌های الهی و در یك كلمه، غلبه جریان حق بر باطل است.
هدف از آنچه در این سطور به نگارش در می‌آید؛ بررسی اجمالی نوع بینش و منش و اخلاق و رفتاری است كه در اصطلاح امروزی آن را «تفكر بسیجی» می‌نامند. البته تفكری مافوق یك سیستم و یك مجموعه موجود در كشور به نام سازمان بسیج مستضعفین، بلكه روح حاكم بر این تشكیلات و افرادی كه فارغ از وابستگی تشكیلاتی و سازمانی با این نگاه و ایدئولوژی منطبق هستند. «بسیج» به‌عنوان الگویی از زندگی كه خود را در كسب و كار، تحصیل، تهذیب، تنظیم روابط اجتماعی، مدیریت، حكومت و دیگر ابعاد زندگی انسان نشان می‌دهد، تفكری است كه تاكنون توانسته موجودیت خود را به‌عنوان یك حركت جهشی، پیش‌برنده و تعالی‌بخش نشان دهد.
هرگاه كشور دچار سخت‌ترین مسائل و بحران‌های سیاسی می‌شود و با تمسك به این روحیه و این نگاه به سلامت از وضعیت به وجود آمده عبور می‌كند؛ زمانی كه جنگ را همین نوع نگاه مدیریت و اداره می‌كند و به سرانجام می‌رساند؛ وقتی این گفتمان در دوران سازندگی، عمران و آبادی كارنامه‌ای درخشان از خود بر جای می‌گذارد؛ هنگامی كه با همین الگو و سبك در پرورش نمونه‌های انسانی، عالی‌ترین آثار را از خود به جای می‌گذارد؛ زمانی كه تأسی و تمسك به همین راه و سلوك به اذعان گرفتاران در حلقه‌های بسته استكبار در اقصی نقاط عالم تنها عامل پیروزی و غلبه آن‌ها شناخته می‌شود؛ همه و همه این‌ها مؤید این مطلب است كه بهترین و برترین سبك و سیاق مقابله با مشكلات جدید پیش رو بهره‌گیری از تفكر ناب بسیج است.
دانشجو و طلبه و دانش‌آموز، كارمند و كارگر و كشاورز، مهندس و پزشك و سایر اقشار جامعه به‌علاوه همه اجزای حاكمیت اگر با ایمان به این تفكر آزمون پس داده، تلاش خود را در جهت منطبق شدن با آن معطوف كنند، بسیاری از مشكلات حل خواهد شد. مگر می‌شود ملتی كه با داشتن دانشمندان شهیدی چون شهریاری، تهرانی‌مقدم، احمدی‌روشن و صدها نخبه علمی فعال این كشور هر روز با سرعت و شتاب بیشتری به سمت قله‌های پیشرفت صعود می‌كند، در حل مشكلات جاری خود مستأصل بماند؟
رهبر معظم انقلاب سال گذشته در جمع بسیجیان استان خراسان شمالی صراحتاً فرمودند: «هر جا حضور بسيج و حركت بسيجى در هر ميدانى احساس شده است، ما پيشرفت داشته‌ايم؛ اين يك تجربه‌ مهمى است.»


برگزیده نهمین دوره انتخاب كتاب سال سپاه در گفت‌وگو با صبح‌صادق
تصمیم گرفتم از این پس فیلمنامه بنویسم

علیرضا جلالیان

«محمد محمودی نورآبادی» پاسدار اهل قلمی است كه با كتاب «رنج» در نهمین دوره انتخاب كتاب سال سپاه و پاسداران اهل قلم مقام نخست بخش داستانی را كسب كرده است. وی كه رویكردش در حوزه دفاع مقدس مسئله ایلات و عشایر در این دوران است در حوزه شعر، مطبوعات و نیز داستان‌نویسی انقلاب اسلامی هم صاحب اثر است. در گفت‌وگویی كه با او ترتیب دادیم به معرفی خود و آثاری كه تاكنون نوشته است، پرداخت.
* لطفاً در ابتدای این گفت‌وگو خود را معرفی كنید؟
بنده پاسدار بازنشسته «محمد محمودی نورآبادی» متولد سال 1349 در روستای «مهرنجان» ممسنی استان فارس هستم. در دوران دفاع مقدس با همسنگرانم در لشكر 19 فجر به دفاع از سرزمین و میهن عزیزمان پرداختیم. امروز هم در سنگر قلم مشغول فعالیت هستم.
* درباره آثارتان بگویید.
ابتداي ورودم به حوزه ادبیات دفاع مقدس با شعر بود. در دهه هفتاد بیشتر در این حوزه شعر می‌سرودم. دهه هشتاد كار را با روزنامه‌نگاری و فعالیت‌های مطبوعاتی در حوزه دفاع مقدس ادامه دادم. سال 82 یا 83 بود كه به بحث نویسندگی ورود پيدا كردم. همان موقع اولین اثرم «گلابی‌های وحشی» بود كه به خاطراتم از عملیات‌های كربلای 4 و 5 می‌پرداخت. بعد از این كتاب هم خیلی به دنبال نویسندگی نرفتم و به همان سرودن شعر و كارهای مطبوعاتی ادامه دادم تا اینكه آقاي اكبر صحرايي یكی از دوستان نویسنده من در حوزه دفاع مقدس مشوقم شد تا به حوزه داستان ورود پیدا كنم. با ورود به حوزه داستان در سال 89 توانستم با كتاب «سرريزون» در سیزدهمین دوره انتخاب كتاب سال دفاع مقدس مقام بیاورم. بعد از آن در ششمین دوره انتخاب كتاب سال سپاه كتاب «كاش چشم‌هایش دروغ گفته باشد» را ارائه دادم كه آن‌جا هم مقام آوردم. كتاب «رُنج» هم پس از این‌هاست.
در مورد آثاری كه در حوزه روستا و ایلات و عشایر در دفاع مقدس باشد، كندوكاو كردم و یك حلقه مفقوده در دفاع مقدس را یافتم. خیلی كم به نقش روستا و روستاییان و نیز ایلات و عشایر در جنگ پرداخته شده بود. لذا كتاب «رُنج» را نوشتم. داستان از پیش از انقلاب در روستا شروع می‌شود و پس از انقلاب آن را وارد فضای دفاع مقدس كردیم و ادامه داستان در جزیره مجنون رخ می‌دهد. داستان جزیره مجنون هم در محور لشكر 33 المهدی(عج) است. در واقع داستان كتاب یك خط سیر دارد كه در این خط سیر مخاطب بدون آنكه آگاه باشد برای یافتن انتهای این ماجرا ناخواسته مشتاق و جست‌وجوگر، باید گریزی هم به دفاع مقدس بزند. البته نمی‌گوییم كه دفاع مقدس برای او معرفی می‌شود ولی خیلی از مسائل را درك خواهد كرد.
این كتاب اسفندماه سال گذشته هم در جشنواره شهید غنی‌پور كه یكی از جشنواره‌های مردمی است، هم در بخش رمان بزرگسالان مورد تقدیر قرار گرفت. كتاب رنج در 21 فصل و در قالب 200 صفحه نوشته شده و داستان آن خطی و روایت اول شخص است.
* به غیر از رنج آثار دیگری هم دارید كه در این حوزه نوشته باشید؟
بله. پس از رنج كتاب «نبرد هسجان» را كه نام نهری در شلمچه است، نوشتم. داستان مربوط به عملیات كربلای 5 است. داستان زندگی شهید علیرضا هاشم‌نژاد كه داستان جنگ و ادامه آن مقابله با فتنه 88 است.
پس از نبرد هسجان به سراغ ادبیات انقلاب اسلامی و داستان انقلاب در روستاها و عشایر رفتم. در این بخش اصلاً كار نشده بود و همه آثار در شهرها و كلان‌شهرها سیر می‌كرد.
كتابی كه نامش شده «خنده‌زار» ، موقعیت داستانی كتاب روستای زارستان است و به لحاظ زمانی تقریباً در محدوده اسفندماه 56 تا بهمن 57 را پوشش می‌دهد. این اثر در چهارمین جشنواره كشوری داستان انقلاب در سال 90 كه توسط حوزه هنری برگزار می‌شود، اثر برگزیده شد.
كتاب دیگری كه در همین حوزه انقلاب اسلامی نوشتم «هزار و یك جشن» نام دارد كه در آن داستان به تبعات و پیامدهای عروسی شاه با ثریا بختیاری و اتفاقاتی كه در پی این ماجرا در یك روستای زاگرس‌نشین افتاده پرداخته است. این كتاب هم در جشنواره پنجم داستان انقلاب مقام اول را آورد و بنده هم دیپلم افتخار كسب كردم. این كتاب و كتاب خنده‌زار در نوبت چاپ هستند.
«كمانی برای آرش» هم كتابی بود كه در حوزه دفاع مقدس نوشته شد. این كتاب زندگی واقعی شهید هاشم اعتمادی بود كه به سفارش ستاد كنگره سرداران 14600 شهید استان فارس انجام شد.
* آیا هیچ‌یك از آثار به فیلم و یا فیلمنامه تبدیل شده است؟
تاكنون كه نه، كسی هم نیامده تا این امر را انجام دهد. در نهمین دوره انتخاب كتاب سال سپاه كه چند روز پیش برگزار شد، در یك صحبت كوتاهی كه با مهندس ضرغامی سخنران مراسم، داشتم ایشان جرقه نوشتن فیلمنامه‌های داستان‌هایم را در ذهنم زدند و گفتند كه كتاب‌هایم را فیلمنامه كنم كه پس از این تصمیم گرفتم به جای آنكه بروم كتاب داستان بنویسم، فیلمنامه بنویسم.


يك حماسه

عملیات نصر 6 و 42 پاتك محكوم به شكست!
عمليات «نصر 6» تحت عنوان دفاع متحرك كه راهبرد جديد عراق در عمليا‌ت‌هاي نظامي محسوب مي‌شد، در 10 مرداد 1366 با رمز «يا اباعبدالله الحسين(ع)» انجام گرفت. انهدام قواي متجاوز در منطقه و آزاد‌سازي كامل ارتفاعات ميمك در منطقه حور سرني، دشت ليك و ارتفاعات ميمك از اهداف اجراي اين عمليات بود.
منطقه ميمك از نظر تاريخي داراي ويژگي‌ خاص و از نظر راهبرد نظامي نيز بسيار مهم است. همچنين ارتفاع ميمك آخرين ارتفاع میان ايران و عراق بوده و پس از آن زمين به سمت عراق، هموار و جلگه‌اي است، از اين رو عراق حساسيت خاصي نسبت به اين ارتفاع كليوي شكل داشت. به‌طوري كه در 18 شهريور 59 يعني 12 روز پیش از تجاوز سراسري به خاك ايران، نيروهاي ارتش عراق ميمك را تصرف و آن را «سيف‌سعد» يا «شمشير پيروزي» ناميدند. ولي در روز 19 دي 1359 طي يك نبرد سنگين به نام عمليات «خوارزم» كه به وسيله نيروهاي ايران انجام پذيرفت، ميمك از تصرف نيروهاي عراق آزاد شد و نزديك به هفت سال در دست نيروهاي جمهوری اسلامی ايران بود تا اينكه در دوم مرداد 1366 با يك عمليات سريع و انجام هلي‌برن، قسمت‌هايي از ميمك بار ديگر به تصرف عراق درآمد و بالاخره با اجراي عمليات نصر6 رزمندگان اسلام توانستند اين منطقه مهم را دوباره به‌طور كامل به دامان ميهن بازگردانند.
شكست سنگين نيروهاي بعثي در اين ارتفاعات، براي صدام و فرماندهان ارتش عراق بسيار تلخ و ناگوار بود، به طوري كه بارها با انجام پاتك‌هاي بسيار سنگين سعي در بازپس‌گيري ارتفاعات ميمك داشتند. ارتش عراق جهت بازپس‌گيري ارتفاعات ميمك با جمع‌آوري نيروهاي خود و استفاده از نيروهاي تازه‌نفس و با پشتيباني نيروي هوايي، 42 بار اقدام به پاتك‌هاي سنگين كرد كه با مقاومت شجاعانه رزمندگان اسلام و با پشتيباني مؤثر هوانيروز مواجه شد و تلاش‌هاي آن بي‌ثمر ماند. انجام اين تعداد پاتك در يك عمليات، اهميت بالاي منطقه از دست رفته را براي دشمن مشخص مي‌كند.
سرانجام پس از 13 روز نبرد سنگين نيروهاي طرفين حالت پدافندي به خود گرفتند و عمليات نصر 6 با پيروزي رزمندگان اسلام و آزاد‌سازي ميمك، به پايان رسيد.


قبيله آفتاب

همه فكر و ذكرش خدمت به خانواده‌هاي شهدا بود
شهید «مریم فرهانیان» به عنوان يك امدادگر در بيمارستان مرزي فعالیت می‌كرد. زماني كه تقريباً نيروهاي امداد و درمان در بيمارستان به اندازه كافي وجود داشت و مشكلي در اين زمينه نبود و به دليل روح ناآرام و پرتلاطم او كه تمايل به خدمت بيشتر داشت، در سنگر مددكاري به خدمت پرداخت. شهيد آستانه صبر بسيار بالايي داشت و متعهد و مقاوم بود. مهربان و عاطفي، حتي وقتي مشغول فعاليت مددكاري شد از آن دسته مددكاراني بود كه بيشترين زمان را در خانواده‌هاي شهدا مي‌گذراند تا در ساختمان بنياد. همه فكر و ذكرش خدمت به خانواده‌هاي شهدا و مادران و فرزندان شهيد بود، خيلي در اين زمينه‌ها كار مي‌كرد.
مريم لياقت شهادت را داشت. پاك بود و خودش را آماده كرده بود. مصداق «من عشقني عشقته و من عشقته قتلته» خيلي زيبا و شنيدني بود وقتي اين آيه را مي‌خواند. با عشق مي‌خواند و با احساسي كه از سر تسليم در برابر خداوند قوت گرفته بود. از دنيا گذشتن و به خدا پيوستن كار هر كسي نيست. فقط شيوه مردان مرد و زنان دلاوري است كه به يقين و باوري رسيده‌اند كه آن‌ها را لايق اين مقام كرده و بس.
در آخر هم او در راه احياي خون شهيد و راه شهيد، به شهادت رسيد. مادر شهيدي به نام شهيد «مرزوق ابراهيمي» كه مریم و همكارانش مرتب به او سركشي مي‌كردند، در آخرين ديدارش پیش از شهادت از او و دوستانش مي‌خواهد كه پس از مرگش حداقل سالگردهاي شهيدش را كه 13 مرداد هر سال بود بر سر مزار پسرش حاضر شده و ياد و خاطره او را زنده نگه دارند. فرهانيان و همراهانش هم قول مي‌دهند كه هر ساله اين وصيت مادر پير شهيد را انجام دهند. 13 مرداد سال 1363 هنگامي كه خورشيد چون گوي آتشين در دوردست بر فرق زمين فرود می‌آمد و در حالي كه مهياي رفتن به گلزار شهداي آبادان بودند تا وصيت مادر شهيد را عملي كنند، مورد اصابت تركش خمپاره قرار مي‌گيرند كه در اين انفجار، مريم فرهانيان به فيض عظمای شهادت نائل می‌شود و دو خواهر همراه او مجروح مي‌شوند.
او رفت و با خون سرخ خويش آنچه را كه چندين سال در پي آموختنش بود، به ما آموخت.

 

 

 

 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

1-نگاهی به استفاده ابزاری صهیونیست ها از رسانه ها : سینما و تلويزيون؛ سپرهای دفاعى صهیونیسم

2-افشاگری رازهای نادر !

3-خبرها

4-تريبون

5-گزيده مطالب

6-روى خط

7-كتيبه سبز

8-حسن ختام


نگاهی به استفاده ابزاری صهیونیست‌ها از رسانه‌ها
سینما و تلویزیون؛ سپرهای دفاعی صهیونیسم

مهدی امیدی

سخن از صهیونیسم، اغلب یادآور رژیم صهیونیستی و جنگ‌افزارها و ابزارهای نظامی و نسل‌كشی‌های این رژیم است. اما به واقع، در كنار جنگ و حتی بیش از آن، رسانه‌ها هستند كه به مثابه ماشین‌های حیات‌بخش رژیم اشغالگر قدس عمل می‌كنند. به بیان دیگر، شبكه‌ای در هم تنیده و پردامنه از نظام‌ها و دستگاه‌های رسانه‌ای موجب سیطره صهیونیسم بر جهان شده است. اما در این میان، نقش سینما و شبكه‌های تلویزیونی را باید پررنگ‌تر از سایر رسانه‌ها دانست.
نكته مهم این است كه امروزه تمامي كمپاني‌هاي توليد فيلم در آمريكا وابسته به سرمايه‌داران صهيونيست است. به همين دليل از ابتداي اشغال فلسطین و حتي پيش از آن، توليد فيلم‌هايي در تبلیغ صهیونیسم برای دستور كار هالیوود قرار گرفت. برای نمونه، از سال‌ها پيش از تشكيل رژيم صهيونيستي نيز هاليوود با فيلم‌هايي نظير «آتش متقابل»(ادوارد ديميتريك 1947)، «قول مردانه»(اليا كازان 1948)، «جست‌وجو»(فرد زينه مان 1948) و ... به موضوع يهودستيزي و مظلوميت تاريخي صهيونيست‌ها مي‌پرداخت.
اما با اشغال فلسطين، اين رويكرد پررنگ‌تر شد؛ تا آنجاكه به اعتقاد برخي از كارشناسان، يك موضوع جديد به نام فيلم صهيونيستي به وجود آمد.(كتاب افسانه‌سازان هولوكاست، ابوالحسن علوی طباطبایی، صفحه 27 تا 38) فيلم‌هايي چون «شمشير در صحرا» (جرج شرمن 1949)، «مارگير» (ادوارد ديميتريك 1953)، «اكسدوس»(اتوپره مينجر 1960) و ... براي اولين بار موضوع بازگشت يهوديان به سرزمين موعود و تشكيل كشوري مستقل توسط اين عده را دستمايه درام قرار دادند. همچنین تولید ده‌ها فیلم درباره افسانه «هولوكاست» در هالیوود، یكی از جریان‌های سینمای صهیونیستی بوده است. «فهرست شيندلر» و «پيانيست» از نمونه‌های برجسته این جریان هستند.
در یك دهه گذشته با تبديل شدن مسئله مقاومت فلسطین به یكی از چالش‌های اساسی نظام سلطه جهانی، سینمای مغرب زمین نیز آثاری را درباره این موضوع تولید كرده است. به ویژه درگرفتن جنگ‌هاي خونين در غزه، بر نوع نگاه فيلمسازان هاليوود تأثیرگذار بوده است. اين نگاه در دو فيلم شاخص غرب با موضوع فلسطين يعني «مونيخ» و «اينك بهشت» به خوبي ديده مي‌شود.
اما در یك دهه گذشته و به خصوص در هنگامه‌هایی چون جنگ 33 روزه، جنگ 22 روزه و جنگ هشت روزه، شبكه‌های تلویزیونی غربی نقش موثری در آماده‌سازی افكار عمومی برای پذیرش جنایات رژیم اشغالگر قدس داشته‌اند.
شبكه‌هایی همچون فاكس نیوز، صدای آمریكا(voa) و ... در خبررسانی یك طرفه و جانبدارانه آن هم به طور آشكار و افراطی شهره آفاق هستند و به همین دلیل هم از سوی اغلب مردم در اقصی نقاط جهان چندان جدی تلقی نمی‌شوند، اما برخی از رسانه‌های خبری، همواره مدعی استقلال و بی‌طرفی بوده‌اند كه نحوه پوشش خبری آن‌ها در مقاطعی چون جنگ 33 روزه لبنان، جنگ 22 روزه غزه و تقابل‌هایی از این دست قابل تأمل است.
آنچه از سوی این رسانه‌ها در جریان این جنگ‌ها رخ داد، به مراتب شرم‌آورتر بود. چه، شبكه‌های افراطی همچون «فاكس نیوز» ظاهر و باطنی یكسان داشته و به اصطلاح، رو بازی می‌كردند. اما شبكه‌هایی چون «سی‌ان‌ان»، «بی‌بی‌سی»، «فرانس 24» و شبكه‌های مشابه آن‌ها كه در همه حال ادعای استقلال و بی‌طرفی داشته‌اند، نقشی ریاكارانه داشتند و به ذهن و مغز مخاطب خود از پشت خنجر زدند!
هنوز فراموش نكرده‌ایم كه در روزهای داغ تابستان سال 2006 كه افكار عمومی جهان نسبت به اقدامات ضدبشری رژیم صهیونیستی در حمله به لبنان برانگیخته شده بود، این شبكه‌ها چگونه سعی در مظلوم‌نمایی رژیم صهیونیستی داشتند. در آن روزها جنایات گسترده این رژیم جعلی‌ ـ به ویژه موشك‌باران كودكستانی در روستای قانا ـ هیچ آبرویی برای اشغالگران باقی نگذاشته بود، شبكه «سی‌ان‌ان» در برنامه‌ای با عنوان «پوشش بحران خاورمیانه» تنها تصاویری از بمباران شدن مناطقی از سرزمین‌های اشغالی توسط مقاومت اسلامی را نمایش می‌داد و كارشناسان این برنامه از اینكه لبنانی‌ها به سوی صهیونیست‌ها شلیك می‌كردند، انتقاد داشتند! این برنامه همچنین گاهی به سراغ سربازان و افسران نظامی رژیم صهیونیستی می‌رفت و دل‌مشغولی‌ها و عواطف آن‌ها را بازتاب می‌داد یا در نوبت دیگری، درباره هراس‌ها و نگرانی‌های كودكان صهیونی گزارش تهیه می‌كرد تا مخاطب فراموش كند كه چه كسانی كودكان و زنان بی‌گناه در لبنان را به خاك و خون می‌كشند.
این روند در طول جنگ 22 روزه غزه نیز تكرار شد. باز هم رسانه‌های متظاهر به بی‌طرفی و اطلاع‌رسانی شفاف و آزاد، با انواع و اقسام لطایف‌الحیل سعی كردند روز را شب و شب را روز نشان دهند. آنچه شبكه‌هایی چون «سی‌ان‌ان»، «بی‌بی‌سی» و ... در آن روزها در دستور كار قرار دادند این بود كه رژیم صهیونیستی به دلیل رفتارهای تحریك‌آمیز حماس دست به حملات جنون‌آمیز علیه مردم بی‌دفاع غزه می‌زنند. یكی از ترفندهای «بی‌بی‌سی» در آن روزها این بود كه دریچه دوربین خود را به جای كشته‌ها و مجروحان فلسطینی روی امدادگران صهیونیستی كه در حال نجات مردم از زیر آوار بودند متمركز می‌كرد‌(!) تا به این وسیله توحش رژیم صهیونیستی نزد افكار عمومی را كاهش دهد.
بدون تردید، یكی از اهداف صهیونیست‌ها در محدودسازی روزافزون رسانه‌های مستقل در جهان، حفظ حیات نامشروع خود بوده است. سانسور شبكه‌های تلویزیونی ایران در غرب، نمونه بارز این موضوع است. چون می‌دانند در صورت شكسته شدن انحصار رسانه‌ای، مردم جهان نسبت به واقعیت‌های تكان‌دهنده رژیم صهیونیستی آگاه‌تر می‌شوند و در این صورت، محو این رژیم جعلی از صحنه گیتی، سرعت خواهد گرفت.


افشاگری رازهای نادر!
حسین كارگر

بدون شك یكی از بهترین ارمغان‌های رسانه ملی در ماه مبارك رمضان برای مخاطبان اهل اندیشه خود، خاصه علاقه‌مندان به مسائل فرهنگی و رسانه‌ای پخش زنده برنامه گفت‌و‌گو محور «راز» بوده است؛ برنامه‌ای كه امسال هم برای چهارمین سال متوالی فضايي متفاوت را به لحظات نيمه‌شب سيما بخشيده است.
با اينكه برنامه‌هاي گفت‌وگو محور‌، در مقايسه با برنامه‌هاي نمايشي جاذبه كمتري دارند‌، اما اين برنامه به دلیل در پيش گرفتن خصلتي رازگشايانه درباره بسياري از پديده‌ها و اتفاقات دنياي پيرامون ما، مخاطبي را كه پاي تماشاي آن نشسته را سخت مجذوب مباحث عميق و گاه تكان‌دهنده خود قرار مي‌دهد. به ویژه كه در برنامه امسال، كارشناسان خارجی نیز حضور دارند و هر شب با استفاده از ابزارهای ارتباط از راه دور، تصویر و صدای نخبگانی از نقاط مختلف جهان به طور زنده و مستقیم پخش می‌شود.
چرا كه موضوع محوري برنامه راز‌، بازخواني سياست از وراي رسانه است. كارشناسان حاضر در اين برنامه در پي يافتن پاسخ پرسش‌هایی از اين دست هستند كه آيا در فضاي رسانه‌اي غرب‌، به معناي واقعي آزادي بيان وجود دارد؟ چه افراد و جرياناتي در پشت صحنه رسانه‌هاي غربي حضور دارند و اهداف‌شان چيست؟ ضعف‌ها و ظرفیت‌های فرهنگی انقلاب اسلامی چیست؟ و بسياري ديگر از پرسش‌هايي كه پاسخ آن‌ها بازخواني بخشي از عمليات‌ها و نقشه‌هاي ناتوي فرهنگي و جنگ رسانه‌اي عليه ماست. آسیب‌شناسی تبلیغ دینی در جامعه امروز، انحصار رسانه‌ای و سانسور شبكه‌های تلویزیونی ایران در غرب، فراز و نشیب‌های فرهنگ دفاع مقدس و نیازهای امروز ما به این فرهنگ و ... ازجمله موضوعات اساسی عرصه‌های فرهنگی و رسانه‌ای در كشور ماست كه موضوع برخی از قسمت‌های سری جدید برنامه «راز» است.
يكي از عوامل پربار شدن برنامه راز حضور «نادر طالب‌زاده» به عنوان مجري ـ كارشناس است؛ فيلم‌سازي كه خود از افرادي است كه در آمريكا حضور داشته و از ماهيت و هويت غرب با خبر است. ساير كارشناسان مدعو به اين برنامه نيز چنين خصوصيتي دارند كه نتيجه آن حاصل شدن بحث‌هايي چالش‌برانگيز و تلنگر زننده است.
برنامه راز بايد مقدمه‌اي براي فاصله گرفتن از برنامه‌هاي رسانه‌اي بي‌هويت و پر‌ رنگ‌تر كردن برنامه‌هاي آگاه‌كننده و افشاگر درباره سينما و رسانه‌هاي غربي باشد. بدون شك با فعاليت مقطعي و هر از گاهي نمي‌توان به نتيجه مطلوب رسيد. جريان‌سازي رسانه‌اي عليه رسانه‌هاي سلطه‌گر و تقويت جبهه فرهنگي مقاومت، نيازمند استمرار و افزايش برنامه‌هايي چون «راز» است. به خصوص در اين اوضاع كه هجمه رسانه‌اي بر ضد مردم كشور ما رو به افزايش است و تركش‌هاي اين حملات حتي به خيال و خلوت ما نيز ريخته مي‌شود‌، وفور و تكثير اين‌گونه برنامه‌ها، به شكل‌ها و قالب‌هاي مختلف مي‌تواند تهديدات را به فرصت تبديل كند و نقاب از چهره‌ها براندازد.


خبرها

حمایت غیورانه هنرمند كویتی از سیدحسن نصرالله
كمدین كویتی پس از آنكه تهیه‌كنندگان برنامه كمدی «وای فای» از او خواستند شخصیت سیدحسن نصرالله را تقلید و تمسخر كند، از كار با این برنامه شبكه «ام‌بی‌‌سی» كناره‌گیری كرد.
به گزارش فارس به نقل از المنار، منابع نزدیك به «داوود حسین» كمدین كویتی اعلام كردند وی پس از آنكه تهیه‌كنندگان برنامه كمدی «وای فای» از او خواستند تا شخصیت سیدحسن نصرالله را تقلید و تمسخر كند از این برنامه كناره‌گیری كرده است. بنا بر این گزارش وی با اعتراض به این خواسته این برنامه را برای تكریم شخصیت‌های دینی و مقابله با سیاسی كردن هنر تحریم كرده و گفته است حاضر نیست در تسویه‌حساب‌های سیاسی حاضر شود. پس از انتشار این خبر در فضای مجازی، فعالان شبكه‌های اجتماعی در كشورهای عربی ضمن تحسین اقدام این كمدین كویتی تصمیم وی را شجاعانه خوانده و الگو گرفتن از او توسط دیگر هنرمندان را خواستار شدند.
آغاز تحقیقات برای ساخت فیلم شهید نواب صفوی

دبیركل و اعضای جمعیت فدائیان اسلام با حضور در بنیاد سینمایی فارابی با مدیرعامل و مدیران این بنیاد دیدار كردند.
به گزارش فارس، استاد مهدی عبدخدائی (دبیركل)‌ همراه با علی صداقت و دكتر محمد‌طه عبدخدائی (اعضای شورای مركزی جمعیت فدائیان اسلام) با حضور در بنیاد سینمایی فارابی و ملاقات با سیداحمد میرعلائی مدیرعامل و جمعی از مدیران این بنیاد به بررسی ابعاد شخصیتی شهید نواب صفوی پرداختند.
در این نشست استاد عبدخدائی با تقدیر از فعالیت هنرمندان ارزش‌گرا ابراز امیدواری كرد تا سینمای ایران در مسیر آثار ارزش‌مدار و هدفمند گام بردارد.
براساس این گزارش، همچنین مقرر شد یك تیم تحقیقاتی فعالیت خود را برای تهیه طرح داستانی در خصوص شهید نواب صفوی آغاز كند.
افزایش بی‌سابقه قیمت بلیت سینما در آمریكا

براساس اعلام انجمن ملی سینماداران آمریكا میانگین قیمت بلیت در فصل دوم از سال ۲۰۱۳ میلادی به بالاترین حد خود در تاریخ سینما رسیده است.
به گزارش فارس، انجمن ملی سینماداران آمریكا اعلام كرد كه میانگین قیمت بلیت در فصل دوم از سال 2013 به هشت دلار و 38 سنت در ازای هر عدد بلیت رسیده است. براساس این گزارش این میانگین قیمت با رشد سه و دو دهم درصد نسبت به همین موقع از سال طی سال گذشته به بیشترین حد خود در تاریخ سینمای آمریكا رسیده است. این در حالی است كه علاقه به تماشای فیلم سه‌بعدی نسبت به سال گذشته در آمریكای شمالی به شدت كاهش یافته و علاقه‌مندان به سینما سالن‌های نمایش «آی‌مكس» و دیگر سالن‌های باكیفیت‌تر را با وجود بلیت‌های گران‌شان به دیگر سالن‌های سینما ترجیح داده‌اند.


تریبون

تریبون 8
برترین صفت امیرالمومنین علی(ع) چیست؟

تریبون این شماره را با جمع‌‌بندی نظرات شما پیرامون برترین صفت امیرالمومنین علی(ع)، در آستانه شهادتش به پایان می‌رسانیم. یا علی.
عدالت
عدالت تقریباً مهم‌ترین نکته‌ای بود که از سوی همراهان تریبون مطرح شده بود. همراهانی همچون؛ حبیب سعادت‌بخش از لنگرود، جابر نوری از اصفهان، رضا زمانی از بوشهر، علیرضا بردستانی از بنار آزادگان، کریمی از محلات، راضيه كاظمي از همدان، صفورا تیموری از اصفهان، اصغر سماقي از كاشان، فاطمه محمدی‌نسب از نایین، محسن احمدی از قروه سنندج، عبدالمجيد دارابي از اصفهان، یاسمن ابراهیمی از ساری، محمود احمدی از بجنورد، روح‌الله اكبري از كرمانشاه، امیرحسین قنبری از کرمانشاه، مصطفی علی‌دادی از ملایر، سعيد شيرازي از همدان، سعید روستایی از فارس، عدالت حسین خلوصی آراسته از کرمانشاه، حسین نوریانی از الوند، ايليا از کرمانشاه، سیاوش واثقیان‌منش از کرمانشاه، عبدالله شهریاری از بهبهان، زهرا علیزاده از سلماس، محمدمسلم مومن‌زاده از تهران، سیدمحمد خدایی از یزد، مسعود شاکری پرکوهی از ساری، سمیرا قادری از کرمانشاه، یحیی محمدی از سنندج، محسن حبیبی از شهرستان لنگرود، مهدي قاسمي از شهركرد، علی محمودی از تاکستان، محمدرضا صادقیان از یزد، هاجر مازندراني از گرگان، محمدحسن حجتي از شهرضا، علي محرمي از چالدران، محمدصادق مستقیمی از نایین، آسيه خوشحال از مشهد و اميرحسين ابراهيمي از سرخه از خیل دوستانی بودند که عدالت را مهم‌ترین صفت آن امام همام می‌دانستند.
تقوا
اسماعیل ثامنی از گرمسار، محمدرضا احمدی‌یقین از اراک، یونس دریکوند از خرم‌آباد و محمدكريم‌زاده از اصفهان، تقوا را برترین صفت امام‌المتقین دانستند.
اخلاص
حمزه محمدپور از اردبیل، مصطفی بهلولی از قم، رحیمی‌نیا از زاهدان، محمدحسن حدادزاده از یزد و سيدحسين سيدى از زرين‌شهر نیز اخلاص را برترین صفت ایشان به‌شمار آوردند.
قضاوت عادلانه
الهه شمس‌الدین از کرمان و عرفان عباسقلی‌پور از املش، قضاوت‌های آن حضرت را منحصربه‌فرد دانستند و از صفات برتر ایشان بر شمردند.
شجاعت
اما فاطمه پيري از نقده، علي اعتمادي از نيشابور و افشین امیدی از اهواز شجاعت را در وجود ایشان صفت برتر دانستند و با همین نگاه علیرضا اسلامی از داراب هم معتقد به صفت فاتح خیبر برای ایشان است.
علم
جواد آبی از همدان با اشاره به حدیث «سلونی قبل أن تفقدونی» علم را صفت بارز امیرالمومنین(ع) دانسته است.
یتیم‌نوازی
مریم علیجان‌پور از بوشهر، محمدجواد محبي‌پور از دير، مصطفی اکبری از داران، زهرا سیدولی‌لو از ارومیه، ستار سواری، بهرام عباسي از مهاباد و فاطمه احمدی از کنگان هم با نظراتی خیلی مشابه بر یتیم‌نوازی ایشان تأکید کرده‌اند.
صبر و بردباری
محمد ایزدی از مبارکه اصفهان، شاپور کلانتری از خرمدره، فاطمه غفارطجری از ساوه، مجتبی منتشلو از دلبران، علی کرم درویشی از ماهشهر، حلیمه گلوی از گرگان و عابدی از نیشابور اول مظلوم عالم را صبور و بردبار درک کرده‌اند.
جوانمردی
جوانمردی هم موضوعی بود که مصطفی مرادی از کرمانشاه و ريحانه عباسي از مهاباد مطرح کرده‌اند.
سایر موارد
اما عده زیادی از خوانندگان هم دریایی از صفات برای ایشان برشمردند که در دسته‌بندی ما نگنجید. از این رو خلاصه نظرات در ادامه می‌آید: کمک به نیازمندان؛ علیرضا اکبری از کاکی بوشهر، اشداء علی‌الکفار و رحماء بینهم؛ ابوتراب رمضانپور از تهران، مصلحت‌انديشي؛ محمدصالح قنبريان از بوشهر، جاذبه؛ اعظم مرادی از اصفهان، امانتداري؛ شادي كلانتري از ابهر، اسوه مهر؛ بهروز همرنگ از اردبیل، الگوی عملی مهربانی با دوستان خدا و نماد انزجار از دشمنان پروردگار؛ سیدصفر علی امیرفخری از سمنان، كرامت؛ مهدي مرتضي‌زاده از خلخال، متولدکعبه؛ خیرالنساء قربانی از املش، ولایتمداری؛ محمدرضا قنبری کرمانشاهی، ساده‌زیستی؛ فرشته نثاری از ایلام، صدیق؛ غلامرضا عبداللهی از راور کرمان، خداترس؛ رسول وطن‌زاده از تهران، مظلوميت؛ امين‌نجفي از جزيره قشم، مدیر فوق‌العاده؛ مرتضی گودرزی از تهران، حیدر کرار؛ صمدعباسی از شهرستان چاراویماق، بنده خالص خدا؛ محمدسلیمانی از مراغه، گذشت؛ یاسر کهن از جهرم، حق‌مداری؛ مریم صفری از زنجان، عاشق خداوند؛ نقی وثوق‌نیا از شهرقدس، دیندار کامل؛ محمد اسحق تیموری از تهران، مردانگی؛ عبداله نژادحسین از کاشمر و محمدكمرى از خرم‌آباد
سه طلاقه کردن دنیا؛ رسول کریمی از گرگان، حفظ بیت‌المال؛ سجاد قادری از کرمانشاه، ولی‌الله؛ مرتضی کاظمی، عابد به تمام معنا؛ سیدمحمد خدایی از یزد و قتل فی محرابه عدله؛ ستارظریف احمدی از گنبد کاووس، بصیرت؛ مریم وفایی از زرین‌شهر.
برندگان تریبون 8
اعظم مرادی از اصفهان/ محمد جواد محبي‌پور/ جواد آبی از همدان
سوال تریبون 9
از نظر شما شاخصه‌های اصلی دولت اعتدال چیست؟


گزيده مطالب

مراقب پنچری ایمان یكدیگر باشیم!
شاید حدود 15 سال پیش بود كه حضرت آقا در بیاناتی بسیار زیبا و دلنشین در باب امر به معروف و نهی از منكر آن هم از نوع تذكر لسانی مطالبی را فرمودند. بخش اصلی آن كه همواره در ذهن من است، این بود كه «تو بگویی، دیگری بگوید، دیگری بگوید... گناه در جامعه می‌خشكد...»
عمق و زیبایی این مطلب زمانی برایم مشخص شد كه یك روز وقتی در مسیر به سمت محل كار در حركت بودم، چند ماشین كنار من سرعت خود را كم كرده و تذكر می‌دادند كه باد لاستیك عقب كم است، من هم كه نزدیك محل كار بودم، با خودم گفتم چند دقیقه بیشتر نمانده، به محض اینكه رسیدم مشكل را رفع می‌كنم. اما دیدم ظاهراً قرار نیست این تذكرات مشفقانه تمام شود... به ناچار كناری ایستادم و لاستیك را عوض كردم، پس از اینكه راه افتادم یاد همان جمله بالا از حضرت آقا افتادم كه: «تو بگویی، دیگری بگوید، دیگری بگوید.... گناه در جامعه می‌خشكد...»
پیش خودم گفتم حقیقتاً اگر این روش زیبای امر به معروف و نهی از منكر، یعنی تذكر لسانی در جامعه فراگیر می‌شد، دیگر گناهی حداقل به صورت علنی در جامعه صورت نمی‌گرفت یا لااقل به شدت كاهش پیدا می‌كرد.
راستی یك انسان مگر چقدر تحمل دارد كه همه مطلبی را به او تذكر دهند و او بر منكر خود پافشاری كند و درصدد اصلاح خود بر نیاید.
البته هرگز نباید شیوه‌ها و شرایط انجام امر به معروف یا نهی از منكر فراموش شود. اینكه با چه لحنی قرار است تذكر داده شود، از چه جایگاهی به چه جایگاهی تذكر داده شود، در چه زمان و با چه ويژگي‌هایی نهی از منكر صورت گیرد و از همه مهم‌تر اینكه این كار، مشفقانه و از سر دلسوزی انجام شود.
به امید روزی كه بی‌تفاوتی نسبت به منكرات از جامعه رخت بربندد و در عوض، حداقل به همان اندازه كه فكر خودروی پنچر دیگری هستیم، مراقب پنچری ایمان یكدیگر باشیم.

تهران ـ سیدمیثم


 روى خط

 اگر توپچی‌های دفاع مقدس نبودند...!
... 091275926/ مصطفی بهلولی از قم هستم. به نظرم لازم است یک ستون از هفته‌نامه صبح‌صادق را به تبیین جایگاه حجاب و عفاف اختصاص دهید. جای این ستون خالی است.
... 093785823/ باسلام، چرا مرخصی زایمانی که مجلس برای آقایان در نظر گرفته شده و به تصویب رسیده هنوز به نیروهای مسلح ابلاغ نشده است؟!
... 091010100/ سلام، لطفاً کتاب «کالک‌هاي خاکي» را در اختيار بازنشستگان سپاه نيز قرار دهيد./ نماريان از آمل
صبح‌صادق: قابل توجه مسئولان فرهنگی و تبلیغات سپاه
... 091372503/ سلام، اگر توپچی‌های دفاع مقدس نبودند که با شلیک‌های پی درپی توپ، خون از گوش‌های‌شان می‌آمد، حالا کسانی که دنبال توپ ورزشی می‌دوند، میلیاردها تومان پول نمی‌گرفتند. ما بازنشسته‌های آسیب‌دیده اعصاب و روان در جنگ به‌دلیل مشکلات مالی پیش خانواده خجالت می‌کشیم. کاش یک درصد از هدیه ورزشکاران را به ما می‌دادند.
... 093640410/ سلام، مدتیه که سایت‌تون باز نمی‌شه، لطفاً راهنمایی کنید برای دسترسی به مطالب نشریه چکار باید بکنیم؟
صبح‌صادق: همونطور که شماره پیش هم اعلام شد، ان‌شاء‌الله قراره سایت جدید صبح‌صادق طراحی بشه، اما تا اون موقع می‌تونید مطالب شماره‌های اخیر رو در www.sobhesadeghweekly.ir  مشاهده و مطالعه کنین.
... 091689931 / باسلام، خواستم از بنياد تعاون سپاه خواهش كنم كه براي پروژه‌هاي مسكوني كاركنان مجرد هم اقدام كنند تا موقع متأهل شدن خانه‌دار شوند./ باتشكر مجتبي موسوي از اهواز
... 093741612 / سلام، چرا خدمات صندوق «شفا» شامل بسيجيان تمام‌وقت نمي‌شود؟!
... 093649987/ با سلام و تشکر خدمت دوستان صبح‌صادق. من بسیجی منطقه دوم نیروی دریایی هستم. آماده‌ام جان ناقابلم را فدای رهبر عزیز انقلاب کنم.
 


كتيبه سبز

حصار محكم
آتشی برپا شد و دامان خشك و تر گرفت
این جهنم از كجا قبل از قیامت سر گرفت
آنكه حق را گفت و باطل در عمل شد رأی او
حاصلش آن شد كه حق از فرق خود خنجر گرفت
حق كه در اوج عدالت شد به محرابش شهید
باطل آمد جای او سجاده و منبر گرفت
قامت رعنای حق را پرده از باطل زدند
این چنین كون و مكان را آتش محشر گرفت
حق علی هست و علی حق، گفته پیغمبر است
آل او شأن و مقام سوره كوثر گرفت
آنكه مولا را امام و مقتدای خود نمود
آب كوثر در جزا از دست پیغمبر گرفت
عترت و قرآن برابر هر دو ثقل اكبرند
وای بر آنان كه این اصغر و آن اكبر گرفت
حب مولا شیعیان را چون حصاری محكم است
آنكه داخل شد در آن امنیت یكسر گرفت
می‌رویم «اقبال» ما هم ترك این عالم كنیم
وای بر آن كس كه خیر از كف بداد و شر گرفت

اردبیل ـ عبدالوهاب اكرمی (اقبال)


حسن ختام

این شب‌ها می‌خواهم به درگاه تو بیایم
آقای من! سلام
منم، همان كه در به در دنبال شما می‌گردد و تنها نشان از بی‌نشانی شما می‌یابد.
من اهل زمینم. خاكی، بی‌كس و بی‌ریا، شاید هم با ریا، نمی‌دانم كه چه هستم، ولی می‌دانم كه دلی دارم كه از ضمیری پاك سرچشمه گرفته و سبب شده تا حتی وقتی كه دچار لغزش می‌شوم هم همین دل باعث شود كه دست از گناه بردارم.
مولای من!
خطاكارم، شرم دارم كه نامی از گناهانم ببرم، اما می‌دانم كه می‌دانی گناهانم را، خب البته حجتی دیگر شاهدی دیگر چه می‌توان گفت از صفاتت كه هر چه بگویم باز كم است.
آقای من!
پروردگار بزرگ گناهانم را با پرده‌ای پوشانده تا كسی از آن‌ها آگاهی پیدا نكند تا من سر تا پا تقصیر خجل از گناهان در برابر مخلوقش نشوم، اما همین ستارالعیوبی ربم خجلم كرده.
كاش روزی بیاید كه كه در برابر ستارالعیوبی خالقم، من هم به پاس بزرگی او دست به گناه نبرم.
كاش زودتر بیاید روزی كه شما بر خانه كعبه تكیه می‌زنید و فریاد انا المنتقم، انا المهدی، انا بقیه‌الله سر می‌دهید و كاش ما آن روز بی‌گناه پشت سر شما و در كاروان و لشكر شما باشیم.
خدای من!
این شب‌ها می‌خواهم با دلی پاك به درگاه تو آیم و به چیزهایی كه می‌دانی و از آن‌ها آگاهی، اعتراف كنم و با پای خود به درگاه تو آیم تا شاید از جرم من بكاهی و شك ندارم كه آن‌قدر خوبی كه وقتی حلقه اشك را در چشمانم ببینی، می‌فرمایی: «ای فرشتگان من! گناهان او را مانند بچه‌ای كه تازه متولد شده است دور بریزید كه من طاقت گریه بنده‌ام را ندارم. این همان بنده‌ای است كه هنوز هم با تمام گناهانش امید فضل مرا از دست نداده و دست نیاز به سویم دراز كرده است، دست‌هایش را خالی نگذارید.»